أول 74 سطر.
"مربی استیون"
این دیگه چجور جای جادویی و مرموزیه؟
...خب- .خوشحالم که پرسیدی-
.این زمانی مرکز ارتباطی جمها بود
،ولی اخیرا شروع به انتقال
.تداخل الکترومغناطیسی کرده- خب این یعنی چی؟-
.اون یه تلوزیون درحال درده- .نـــــه-
!نجاتت میدم تلوزیون-
،شرمنده ولی ما به استیونی
.به این قدرتمندی برای این کار نیاز داریم
!این تمام چیزی که میخوام باشم
،آمتیست،ما میتونیم کل روز اینجا باشیم
.هرکدوم از ستونها رو جداگونه دربیاریم
.از این که حق با توئه متنفرم
.و این قیافه رو به خودت میگیری
.آره، همینه- ،به چیزی که نیاز داریم-
.یه نقشه با جزئیاته- .نه ما به زوگلایت نیاز داریم-
.آمتیست با من ترکیب شو- !چـــی؟-
!آره بیا قاطیش کنیم
!بزرگتر! بدتر! بهتر- !دست نگه دارید-
قراره شما دوتا یه جمفیوژن بشید؟
!صبرکنید .گارنت، بهش فکر کن
،تو و آمتیست یکم میتونین ،بی ثبات باشید وقتی شخصیتهاتون
.باهم یکی میشه، ما باید .با احتیاط باشیم، بجاش با من ترکیب شو
.ما به احتیاط نیازی نداریم .فقط نیاز داریم که غولپیکر باشیم
!آره، بیا همهچیز رو داغون کنیم- .هماهنگی-
...چی...چی .پرل، بیخیال. میخوام ببینم
.یادم رفته بود چه حالی میده که خودم باشم
این زوگلایته؟- .خوده خودمم عزیزم-
استیون، میخوای یه چیز خفن ببینی؟- !آرهه-
خوشت اومد مرد کوچولو؟- ،میخوای همه چیز رو با اون-
توپ گندت خوردوخاکشیر کنی؟- .نقشه همینه-
از کجا شروع کنم؟- !از اون یکی-
.استیون فکرکنم ما باید بریم- !امکان نداره، این خیلی عالیه-
!حواست باشه
!استیون !داری زیاده روی میکنی
!شاید تو زیادی کوچیک و ضعیفی
.استیون ما میریم- چی!؟ من خوبم! پس زوگلایت چی؟-
.اون میتونه راه خونه رو خودش پیدا کنه
چهخبرا؟- !استیون-
چه اتفاقی برات افتاده؟- ،فقط یه زخم جنگیه-
.از آخرین ماموریتمون- واقعا؟-
مثل چی؟- !یه سخره خورد بهم-
.حتما یه سخره خیلی بزرگ نبوده
...خب، من .خونریزی داخلی دارم
!درونم درد میکنه
.خیلیخب- .قوی شو استیون-
.راست میگی، من لطیفم- ،اگر خیلی متواضع بودم سیکسپک-
،قشنگم رو درمیاوردم .و نشونت میدادم یه مرد واقعی...چه شکلیه
.آره من تشکر نمیکنم
،همینه، هممون به تمرین .نیاز داریم بیاین انجامش بدیم
.بیاین باهم ورزش بکنیم ،تو میتونی لارس رو شکست بدی
،و تو هم نیازی نیست از گشنگی بمیری .اگر سیدی ازت طلاق بگیره
.ما باهم ازدواج نکردیم- ،و دقیقا میدونم که-
.کی میتونه کمکمون کنه
.این عالی بنظر میرسه
ها...چی؟- .سلام بابا-
سلام استیون خوشت اومد؟ .بهترین کاری بود که تو زمان کوتاه انجام دادم
.بی شوخی- ،خب شاید به شما ملحق شم-
و نشونتون بدم چطور انجام میشه ...به مدت چند هفته
.ورزش نکردم...چندماه....چندسال
.چند دهه- .حتما-
!هرچی بیشتر بهتر .راستی نیاز به هدبند داریم
سلام پرل، اومدی عضلههام رو دید بزنی؟
.نه
استیون چیکار داری میکنی؟- .یه باشگاه راه انداختیم-
.میخوام حسابی قوی بشم !مثل زوگلایت
.میدونی، شاید ایده خوبی نباشه- ،چی؟ من میخوام قوی بشم-
.که بتونم برای تیم مفید باشم- ،کلی راه متفاوت-
.برای قوی شدن هست- .ولی من میخوام واقعی قوی بشم-
!بیا پرل، بیا عضله بسازیم- .ترجیح میدم نه-
.استیون
کی آمادست عضله بسازه؟ .نمیخوام دل و رودتون رو ببینم
!میخوام دل و جرعتتون رو ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.