Cashero

Cashero (캐셔로)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Cashero S01E01 1080p WEB h264-EDITH
تعليق من shine021
زیرنویس قسمت اول سریال کره ای قهرمان نقدی(کشرو)

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-12-30
تنزيلات: 80
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

ز

زی

زیر

زیرن

زیرنو

زیرنوی

زیرنویس

زیرنویس

زیرنویس s

زیرنویس sh

زیرنویس shi

زیرنویس shin

زیرنویس shine

زیرنویس shine0

زیرنویس shine02

زیرنویس shine021

در 'بلوویستا'، ساخته شده توسط شرکت ساختمانی 'وو هان'

فضاهای بازی بین بلوک های آپارتمانی پیدا میکنید

و یه نقشه ساخت سخاوتمندانه...

این منم، اون موقع ها که خوشحال بودم.

وقتی لازم نبود نگران داشتن قدرت های ماورایی باشم.

مثل هر آدم معمولی دیگه، از سر کار میومدم خونه،

یه آبجو میخوردم و با گوشیم بازی میکردم

قبل از اینکه شب رو با آرامش بگذرونم.

و بعد آخر هفته ها، میرفتم بیرون و خونه ها رو نگاه میکردم

که باید کل زندگیم کار میکردم تا پولشون رو بدم.

زنی که کاملاً مجذوب شده

این نقشه هزار فوت مربعی، چهار دهنه،

دوست دخترم، 'مین-سوک' هست.

نه ساله که با هم قرار میذاریم، دیگه تقریباً یه خانواده ایم.

این نقشه خیلی خوب طراحی شده، اینطور فکر نمیکنی؟

آخه چطور ممکنه همه اتاق ها رو به جنوب باشن؟

این نقشه چهار دهنه است.

نظرت چیه؟

اوه، خب، میدونی، من فکر میکنم عالیه!

-آره. -منم همینطور. عاشقشم!

اوه، یه کمد دیواری هم داره!

هوم.

فراتر از دنیای آنها، دنیای شما آغاز می شود

آره.

کی میگه من نمیتونم تو این محله خونه بخرم؟

فقط هر چی دارم رو جمع میکنم، و...

700 میلیون وون؟

خیلی زیاده. باید از تو قبرم پولشو بدم.

ما یه پیش پرداخت نقدی 20٪ موقع امضا قرارداد میخوایم،

که تو این مورد، میشه 140 میلیون.

و نقطه قطع برای قرعه کشی مسکن چقدره؟

-چند وقته که صاحب خونه نیستی؟ -اوه، فهمیدم!

خب، از وقتی که به دنیا اومدم. از بدو تولد تا الان.

فقط از 30 سالگی شروع به حساب کردن میکنه.

اوه.

پس این فقط پنج سال میشه.

پنج.

اوه، خب، مجموعه آپارتمانی بغل این یکی یه سری واحد واجد شرایط داره.

نقطه قطع برای اون یکی... بذار ببینم.

به نظر میرسه نقطه قطع 61 امتیاز بوده.

ما چند امتیاز داریم؟

من و تو روی هم کمتر از 30 تا داریم. پاشو بریم.

-ممنون. در موردش فکر میکنیم. -یکی از اینا رو بردارید.

بخراشید و یه هدیه رایگان بگیرید.

-اوه، ممنون، حتماً. -خواهش میکنم.

به مناسبت افتتاح نمایشگاه خانه مدل ما،

'بلوویستا' یه سری جوایز هیجان انگیز ارائه میده

به بازدیدکنندگانی که مشاوره فروش دریافت میکنن.

حتماً از این فرصت استثنایی استفاده کنید.

با 'بلوویستا'، همه ما میتونیم برنده خوش شانس باشیم.

شانس برنده شدن رو امتحان کن...

من هیچ شانسی تو برنده شدن جایزه ندارم.

من حتی یه رول دستمال توالت هم تو قرعه کشی سوپرمارکت محلی نبردم.

هیچ جوره نمیتونم تو قرعه کشی مسکن برنده شم.

ایونت قرعه کشی خراشیدنی، بدون برد !

اگه پول پیش اینجا رو جمع کنیم،

پول پیش اینجا رو جمع کنیم،

به اضافه 20 میلیون وونی که تو حساب پس اندازت داری، به اضافه 40 میلیون من،

هنوز 30 میلیون تا پیش پرداخت کم داریم.

صبر کن، من پول پیش رو پس میخواستم.

راستی، حساب تو پونصد هزار وون کم داره.

مین-سوک تو پول جمع کردن خوبه.

انقدر خوب که شنیدم حسابداری میکرده

وقتی بچه بوده برای مغازه مرغ فروشی باباش.

الان، رئیس حسابداری یه شرکت متوسطه.

تو اوقات فراغتش، خرج کردن من رو مدیریت میکنه.

سانگ-اونگ؟ گوش میدی یا...

سفارشت ارسال شد.

باشه، بده به من.

مین-سوک از سازمان امور مالیاتی سرسخت تره.

یه آدمی مثل من نمیتونه چیزی رو ازش قایم کنه.

اصلا امکان نداره.

ببین، من فقط یه دوچرخه خریدم که تو رفت و آمد صرفه جویی کنم.

میدونی، اینجور خرج کردنا رو باید با هم در میون بذاریم.

غذاتو تموم کن.

میدونی، تو عوض شدی.

حداقل یکی از ما باید بزرگ شه. تا ابد که جوون نمیمونیم.

به هر حال، مطمئنم یه جوری میتونیم 30 میلیون وون رو جور کنیم.

-قرعه کشی یه چیز دیگست. -خیلی تنده.

ما مدت زیادی نیست که صاحب خونه نیستیم، و کسی رو هم نداریم که خرجش با ما باشه.

که منو میرسونه به نکته بعدی. باید ازدواج کنیم.

قرعه کشی آپارتمان جدید همین الانشم یه شانس خیلی کمه.

اگه ازدواج کنیم شانسمون رو بیشتر میکنیم.

چی؟

مشکلی پیش میاد؟

عجب پیشنهاد عاشقانه ای!

یه لحظه صبر کن.

نباید من بهش پیشنهاد ازدواج بدم؟

آره، منطقیه.

اگه بخوای فکرشو بکنی،

مین-سوک هم کسی بود که پیشنهاد داد رسماً با هم قرار بذاریم.

دیگه خیلی داره زیاده روی میشه.

دیگه کافیه.

چی؟

من همین الانشم این ماه دو بار رفتم آرایشگاه.

هر روز یه لباس جدید پوشیدن خیلی خرج داره.

و تو هم خیلی پول فیلم و رستوران میدی.

اگه بین ما درست نشه، پولمون رو هدر دادیم.

اگه قرار نیست با هم قرار بذاریم، نباید خودمونو ورشکست کنیم.

ممکنه به نظر بیاد عصبانیه، اما اگه بخوام ترجمه کنم،

داره میگه نگران اینه که من خیلی پول خرج میکنم.

خیلی خب.

گوش کن، احمق. دارم میگم باید بریم بیرون.

چه خوب!

و درست همینطور، نه ساله که با هم قرار میذاریم.

و خودمونو ورشکست نکردیم.

من برات یه 'PS5' میخرم.

اگه الان بگم آره، انگار دارم برای یه بازی ویدیویی ازدواج میکنم.

-خب؟ -آره، حتماً.

جدی میگی؟

البته!

پس داریم ازدواج میکنیم، درسته؟

آره.

بفرمایید. من از قبل برات پرش کردم.

سریع ببر محضریش کن. باید قبل از قرعه کشی این کارو انجام بدیم.

وای. کی همشو پر کرده؟ خدایا.

چی؟

بابام میخواد منو ببینه.

-چرا؟ -میگه یه چیزی برام داره.

چی؟

-پول؟ -آره، چه شود.

احتمالاً یه سری آشغال به درد نخور دیگه.

سال پیش، میخواستن کلم های اضافیشون رو به ما بندازن

تا مجبور نشن دوباره دفنشون کنن.

خیلی ذوق نکن.

یا تربه یا کلم چینی.

'لی ایون-هوی'

من اینجام.

پسرم اومده خونه!

خدای من! راه خیلی دوری اومدی!

شرط میبندم گرسنه ای.

این مامانمه.

بفرمایید.

اوه! نباید این کارو میکردی. واقعاً؟

بیا دیگه، میدونم شیر سویا دوست داری.

آه، راه طولانی بود، نه؟

تو سانگ-اونگی؟

یه لحظه بیا اینجا.

این بابامه.

راستش رو بخوای،

همیشه حس... ناراحتی... دور و برش داشتم.

'سانگ-اونگ'

وقتی نه سالم بود،

خانواده ما تو بحران مالی 'آی ام اف' ضربه مستقیمی خورد.

وام های 'Jeongja'.

پدرم کارشو از دست داد و دیگه نتونست سرپا شه.

فقط داشت بیشتر تو باتلاق فرو میرفت.

قرارداد وام

کیمچی بیشتر لطفا!

-چرا اینقدر طول کشید؟ -درسته. الان میرم میارمش.

کاملا مشخص بود چه فشاری به خانواده مون وارد شد.

میگن هرچی بزرگتر میشی، پدر مادرت رو بیشتر میفهمی.

من که هیچوقت نفهمیدم.

امروز، من همسن پدرمم تو اون موقع.

و چیزی که فهمیدم اینه که اون چقدر غیرمسئول و بی عرضه ست.

واقعا هست.

اوضاع چطوره؟

خوبم.

شنیدم یه چیزی برام داری.

درسته، همینه.

دیروز بازنشستگی رسمیم بود.

بازنشسته شد؟

چه حرفا. معمولا باید کار کنی تا بازنشسته شی.

این ماه، مستمری بازنشستگی کشوری رو میگیرم.

آه.

میدونی، من خیلی سرم شلوغه.

اگه چیزی هست که باید بهم بگی، لطفا بگو.

پسر من،

پول نقد داری؟

و اینم از این.

فکر کنم هیچ راهی برای برنده شدن من وجود نداره.

نمیدونم تربه یا کلم چینه؟

چقدر لازم داری؟

زیاد نه.

فکر کنم...

10000 وون کافیه.

سانگ-اونگ،

خوب گوش کن به چیزی که میخوام بهت بگم.

من یه چیزی دارم.

تو میخوای بخرش.

داری راجع به چی حرف میزنی؟

صبر کن، این یه طرح هرمی نیست، هست؟

این یه چیزیه که نسل به نسل تو خانواده ما منتقل شده.

من بیشتر از اندازه کافی انجام دادم.

Cashero subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Cashero

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left