أول 104 سطر.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@
«سالندار»
پای مخصوص امروزمون چیه؟
- پای کوزهای بیکن و بلوبری. - پای کوزهای؟
کاسهای! پای کاسهای! ببخشید کال.
اون قهوه رو اینقدر سنگین دم کنین که بشه جویدش.
سفارش حاضره!
بکی!
زود باش بکی، کمی عجله کن دیگه.
کال، باسنت اصلا بابت این همه گهی که میخوری،
به دهنت حسودی نمیکنه؟
عه، سلام جو. چی میل داری؟
اینجا خیلی گرمه. گرممه.
- باشه، به اطلاع کال میرسونم. - به اطلاع کال برسون.
- به اطلاع کال میرسونم. - خیلیخب، ببین چی میگم.
امروز یه قاچ بزرگ از پای کاسهای بیکن و بلوبریتون...
علاوه بر تخممرغ همزده و نون تست میخوام.
یه دورچین گوچه با بشقاب جدا هم میخوام.
خیلیخب. سیبزمینی نداشته باشه؟
مگه من اسم سیبزمینی آوردم؟
سیبزمینی رو از کجا شنیدی؟
خیلیخب، سیبزمینی نباشه. گوجه باشه. سفارش دیگهای نداری؟
نه. قهوه هم میخوام؛ ولی اول سروش نکنین.
اول کنار غذام آب بیارین، بعدش قهوه بیارین.
حالتون خوبه؟ دارم حالت رو به هم میزنم؟
ببخشید، فقط کمی حالت تهوع بهم دست داد.
حالت خوبه جنا؟
آره، خوبم. فقط زیاد قهوه خوردم.
حالت که با بیتوجهی بهتر نمیشه.
- نه. - آهای. آهای. آهای!
- همگی دارین کدوم گوری میرین؟ - میریم ساحل. ناهارمون رو بپیچ.
کسی تو سالن نیست!
نکنه باید خودم لباس فرم سالندار بپوشم؟
ببین، هرطور راحتی کال.
بذارین بهتون یادآوری کنم که میتونم اخراجتون کنم.
شرمنده کال، صدات نمیاد. آب بازه.
بیاین بیرون ببینم!
یه بار بیشتر نمیگم.
دیگه تکرار نمیکنمها!
ای بابا.
ببین، باید برگردم سر میزم.
جنا، وقتشه آزمایش بدی.
ای بابا، نمیخوام بدونم!
بیا. خیلیخب، دستورالعملش رو بخون.
- «سو پوئده سابر...» - انگلیسی بگو!
آها. دستگاه آزمایش را وارد وازن خون نکنید.
عجب. ممنون دان!
وای، من عاشق اون پیراهنم. خیلی قشنگ میدرخشه،
انگار لباس اسکیت روی یخه.
حواسمون رو پرت نکن دان.
اگه بچههاش شنا بلند نباشن چی؟
خب، ای وای، در اون صورت بدجوری شانس آوردی.
خیال میکردم دیگه زیاد با شوهرت نمیخوابی.
مست کرده بودیم. وقتی مستم، کارهای احمقانهای میکنم.
مثلا با شوهرم میخوابم.
عزیز دلم، همهمون چنین اشتباهی کردیم.
خاک بر سرم
- عزیزم، حالت خوبه؟ - هیس، هیس، هیس.
دارم تو ذهنم پای جدیدی ابداع میکنم.
اسمش رو «پای بچه ارل رو نمیخوام» میذارم.
گمون نکنم بتونیم اسمش رو روی تخته منو بنویسیم.
پس اسمش رو «پای خیانت تخمکهایم» میذارم.
توش چی میریزی؟
یه تخممرغ میشکنم، سوسیس رو اضافه کرده...
و تو آبجو میخوابونمش،
مخلفات پنیری قرمز رنگ اضافه کرده...
و پوستهاش رو تردتر میکنیم...
که اصلا خشک نشه.
جنا، نمیشه که اینها رو همینجوری اینها رو تو پای قبریزی.
آهای! مراسم سوگند انجمن خواهریتون رو به تعویق بندازین!
اگه به کارتون نرسین، دستمزدتون رو نمیدم.
ضمنا، امروز داری بدجوری رو اعصابم میریم خانم.
هوم، خب، چیکار کنم ساکت بشی؟
سالندار!
باید اینجا به کی رو بندازیم که یه قاچ پای بهمون بدن؟
- سلام ارل. - سلام عسل.
سلام، اینجا چیکار میکنی؟
امروز مرخص ساعتی گرفتم.
کارت چی میشه؟
امان از دست اون سرکارگر عوضی.
خب، داشت اعصابم رو خرد میکرد که دیر رفتم سر کار؛
ولی بهش گفتم من رو مقصر شلوغ بودن صف «تاکو بل» ندون.
اون کار آشغال به درد من نمیخوره.
- پس ماچم چی شد؟ - ارل، باید برگردم سر کارم.
کارت باشه واسه بعد.
وضع امروزمون چطوره؟
آها، بدک نیست، ولی خوب هم نیست.
اصلا میدونی چیه؟ چند وقته دارم فکر میکنم.
به نظرم کار کردنت تو این اغذیهفروشی به درآمدش نمیارزه.
از اون دخترها خوشم نمیاد.
اون یکی جوری نگاهم میکنه انگار همین امروز سگش رو کشتم.
نه، گمون کنم ترجیح میدم خونه باشی...
و صبح تا شب واسه خودم پای درست کنی.
ای وای، خیلی خوشمزه است.
واقعا؟ آخرین قاچمون بود.
امروز خیلی زود فروش رفت، خودم هم باورم نمیشد.
ای بایا، حالا نمیخواد خودت رو بگیری.
این که خوشمزه است،
ولی باید قبول کنیم اصلا در حد سارا لی نیستی.
No comments yet. Be the first to leave one.