Too Old to Die Young

Too Old to Die Young

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Too Old to Die Young S01E09 WEBRip x264-ION10
Too Old to Die Young S01E09 720p WEB h264-SKGTV
Too Old to Die Young S01E09 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Too Old to Die Young S01E09 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Too Old to Die Young S01E09 1080p WEB H264-METCON
Too Old to Die Young S01E09 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTG
تعليق من Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

الوسوم

web
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
1080
x264
نشرت في: 2019-06-17
تنزيلات: 49
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫روزتون بخیر

‫کمک میخواین؟

‫اون اینجاست؟

‫- میخواین ببینینش؟ ‫- بله میخوام

‫از این طرف لطفاً

‫ممنونم آقا

‫از دیدنت خوشحالم

‫یه کادو برات آوردم

‫میتونم بشینم؟

اون موجودات دیشب در رویاهام اومدن

‫منو بیهوش کردن

‫کف اتاق خوابم بیدار شدم، ‫و چشمام اینطوری بودن

‫چی دیدی؟

‫بیشترشون عین قبل

‫خشونت بسیار

‫مرگ

‫ولی این دفعه...

‫یه زن تو مرکزش بود

‫میدونی کی؟

‫از موجودات کمک خواستم

‫راهنمایی

‫ولی سکوت کردن

‫باید بفهمیم چی رو میخوان ببینن

‫من فقط چشمام رو پس میخوام

‫بهم بگو چی می‌بینی

‫باشه

‫به یه بیابون میرسه

‫چه ساعتی از روزه؟

‫نمیدونم

‫نمیتونم خورشید رو ببینم

‫نمیتونم ماه رو ببینم

‫زن توی رویات...

‫میتونی ببینیش؟

‫بله

‫داره چیکار میکنه؟

‫روی شن داغ راه میره

‫لُخته

‫مرگ پشت سرش راه میره

‫اون بذر نابودیه

‫میتونی ببینی داره کجا میره؟

‫بله

‫کجا؟

‫به سمت من

‫ترسیدی؟

‫نه

‫خوبه

‫برگرد پیش من

‫تو آینه خودت رو ببین

‫بازم میتونی صدای موجودات رو بشنوی؟

‫بله

‫ممنونم

‫حالا صبر میکنیم

‫- ممنونم آقا ‫- خواهش میکنم

‫پس حالا صبر میکنیم...

‫تا اینکه اون منو پیدا کنه.

‫سلام پسر

‫سلام مامان

‫مدرسه چطور بود؟

‫خوب بود

‫بگیر عزیزم

‫این پول زیادیه

‫اگه همینطور ادامه بدی...

‫شاید جایزه‌ی بزرگی گیرت بیاد.

‫چقدر بزرگ؟

‫نظرت درباره‌ی لباس جدیدم چیه؟

‫خوشت میاد؟

‫خوشگله

‫چی شده؟

‫بگو "شاید یه لیوان شیر لازمته".

‫شاید مامانی باید برات یه لیوان شیر خوب بیاره

‫عالیه

‫چی شده پسرم؟

‫فقط خیلی خوشگلی مامانی

‫جدی؟

‫بله

‫فکر میکنی منم شبیه توئم؟

‫عزیزم...

‫البته که هستی

‫با من بیا

‫به من فکر میکنی؟

‫ برام چشمای گربه‌ای کشید

‫و بعد برا خودش هم کشید

‫قبل اینکه منو بخشکونه

‫باشه

‫همینطور حرف بزن

‫درباره‌ی من خیال‌پردازی میکنی؟

‫شبیه دوقلوها می‌مونیم

‫برای فردا آماده‌ای؟

‫آره

‫موندم چه فکری درباره‌ت میکنن

‫منظورت چیه؟

‫تو دیگه پسر ماگدالنا نیستی

‫یا پسرعموی میگل

‫کی هستی؟

‫من خسوس روخاس هستم، شاه شاهان

‫از الان به بعد میشم پدر و مادر اونا

‫اغفالشون میکنم

‫و بهشون فرمان میدم

‫اراده‌م رو بهشون تحمیل میکنم

‫اسمم رو تو کتاب‌های تاریخ حک میکنم

‫دیگه هیچکس بهت قدرت نمیده

‫همیشه خودت باید بگیریش

‫بشینید پسرا

‫من مکزیکی بلد نیستم

‫من اهل ممفیس هستم

‫فقط بشینید

‫میگن مکزیکی نیستن ولی از منم سیاه‌ترن

‫احمقا

‫میخوان آهنگی رو بزنن که من سرودم

‫اسمش هست...

‫"جلوی من زانو بزنید، من رهبر شما هستم"

‫عاشقش میشی

‫اسمش چیه؟

‫"جلوی من زانو بزنید،

‫من رهبر شما هستم"

‫احمق

‫میخوام از پپه و پاکو تشکر کنم...

‫که موسیقی زیبایی که ‫تو خاکسپاری نواختن رو آوردن

‫ممنونم بچه‌ها

‫باعث افتخاره که اونا اینجاین

‫تا کمک کنن که به دوستان ‫از دست رفته‌مون احترام بذاریم...

‫که سر منازعات قلمرو مُردن.

‫وقتی خلافکارهای یهودی و عرب ‫میخوان باهاتون معامله کنن...

‫اینکارو نکنین.

‫اونا فقط یه مشت تروریستن

‫هیچوقت شدنی نیست

‫نمیتونین بهشون اعتماد کنین

‫باشه؟

‫ببینین چی سر دو تا از پسرعموهای ما اومده

‫اونا گوش ندادن

‫حالا باید اعانه جمع کنیم تا مخارج ‫اونا رو پوشش بدیم

‫مخارج،

‫پزشکی و خاکسپاری

‫۱۵۰۰

‫بدش به اونا، چیزی ازش کن نکن،‌ باشه؟

‫خیلی‌خب. سوالی هست؟

‫مورد دوازده

‫خیلی‌خب. این مهمه، باشه؟

‫خب بهم گوش بدین. به حرفام گوش بدین

‫برای یه مدتی برا شکنجه مهلت قانونی می‌‌ذاریم

‫میخواین پیغامی بفرستین،

‫بعضیا رو فعلاً ناپدید میکنین

‫باشه؟

‫روشنه؟

‫روشنه. باشه

‫مورد سیزده

‫فروشنده‌های تاکو

‫چی شده؟

‫اونقدری که باید پول در نمیاریم

‫اون وانت‌های بچه سفیدای ژیگول ‫دارن تمام کار و کسب ما رو میگیرن

‫حرفم همینه

‫سفیدپوستا فکر میکنن میتونن بدون اینکه ‫سهم ما رو بدن دستپخت ما رو بفروشن؟

‫عمراً

‫من میگم مالیات‌شون رو دو برابر کنیم

‫مکزیکی‌ها چقدر میدن؟

‫- پنجاه تا ‫- پنجاه تا

‫خیلی‌خب، پس این سفیدپوستا صد تا باید بدن

‫تمومه. بعدی

‫خیلی‌خب ردیفه،‌ ولی...

‫همچنین...

‫منم یه فکری دارم

‫چی؟

‫من میگم از این کار فروشندگی خارج بشیم

‫خارج بشیم؟

‫دیوونه شدی احمق؟

‫این میراث ماست

‫من نمیگم دیگه پولشون رو نگیریم

‫چیزی که میگم اینه که...

‫بریم روی...

‫چیزای خیلی بهتر و بزرگ‌تر

‫مثل چی؟

‫تلویزیون کارتل

‫نه مرد. جدی میگم

‫انجمن سلاح آمریکا تلویزیون خصوصی ‫خودش رو داره. چرا ما نداشته باشیم؟

‫تلویزیون کارتل

‫پول زیادی می‌تونیم در بیاریم

‫ما داستان‌های خودمون رو میگیم،

‫همونطوری که واقعاً هستن.

‫و همه‌ی کشتارها،

‫واقعی‌ان

‫تو خیلی احمقی

‫مرد، تو هیچی نمیدونی

‫۲۵۰۰۰ دنبال‌کننده‌ی جدید،

‫همین هفته‌ی پیش،

‫بخاطر این قتل

‫خیلی‌خب، هی هی هی

‫۲۵۰۰۰ نفر برای یه قتل؟

‫همین رو میگم دیگه. میشه ازش پول در آورد

‫ولی!

‫ولی...

‫باید محتوای خودمون رو کنترل کنیم

‫شاید فکر خوبی باشه

‫برای جلسه‌ی بعدی تو برنامه‌ی کار ‫قرارش میدیم، باشه؟

‫خیلی‌خب، اینم باید بگم که،

‫یه سری کلاس‌های بازیگری رفتم

‫تا بتونم ستاره‌ی این چیز بشم. این شدنی هست

‫به کی میخندی کسکش؟

‫خیلی‌خب، آخرین چیز

More Farsi Persian subtitles for Too Old to Die Young

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left