Shadow and Bone

Shadow and Bone

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Shadow and Bone S02E06 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM
Shadow and Bone S02E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM
Shadow and Bone S02E06 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM
Shadow and Bone S02E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Shadow and Bone S02E06 WEBRip x264-ION10
Shadow and Bone S02E06 WEBRip x265-ION265
Shadow and Bone S02E06 1080p WEBRip x265-RARBG
Shadow and Bone S02E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Shadow and Bone S02E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Shadow and Bone S02E06 1080p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
تعليق من Theo_S
█⫸ علی مستر و سعید | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

الوسوم

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
نشرت في: 2023-03-17
تنزيلات: 43
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

«سایه و استخوان» «فصل دوم: قسمت ششم»

این قیافه رو می‌شناسم

تو فکر کشتنشی

جنیا فکر می‌کنه که اون همینجوریش هم داره می‌میره

آره، به مرزوست آلوده شده

بهای به وجود آوردن اون هیولاهاست

دوست دارم که سریعتر به پایانش نزدیک‌ترش کنم ولی اون پسر تو‌ـه

می‌خوام از قصد و نیتم آگاه باشی

انگار که این قدرت خوب داره بهت می‌سازه

انکارش نمی‌کنم

من مرغ آتشین رو می‌خوام

قدرت هر سه موجود

پاره کردن حصار تاریکی کیریگان رو نمی‌کشه

ولی تا نیچوویاش رو نابود نکنم دستم بهش نمی‌رسه

نیکولای درخواست جستجو برای تیز‌ترین شمشیری که حتی بتونه سایه رو هم بِبُر داده

شمشیر نشینیر

آره؟ خوبه

اگه فقط منم می‌تونستم سپاهی تمام ...از نور مثل مال اون بسازم، اینجوری

برای درست کردن همچین چیزی باید از مرزوست استفاده کنی

احمقانه‌ست. به جون من قسم بخور که همچین کاری نمی‌کنی

قسم می‌خورم - بهتر رو حرفت بمونی، دختر -

مرزوست ماده‌هایی که تا به حال اصلاً موجودیت نداشتن به وجود میاره

جادوئه، و صرفاً علم ناچیز نیستش

تا لحظه آخر که دیگه دیر شده نمی‌فهمی که چه بهایی ازت می‌خواد

من یه اسلحه لازم دارم

اگه مرزوست نمیشه، پس از کات استفاده می‌کنم ...ولی اونم قبلاً امتحان کردم، و

می‌خوای تو فضای بسته خودت بکشیش پس

با این تفاوت که این‌بار می‌تونم محکم‌تر ضربه بزنم

اگه من برم پیشش بهم اعتماد نمی‌کنه ...ولی اگه بیاد پیشم

اون اول تو رو می‌کشه و فرصت کشتن روکا با تو می‌میره

چیزی برای یاد دادن راجع به کات وجو نداره هروقت که بخوایش در اختیارته

هر چند نیازمند تمرین و تکرارـه

بعد اینکه مرغ آتشین رو پیدا کردیم

درضمن، به نظر می‌رسه که بدون اونم می‌تونی آسیب‌های کافی وارد کنی

!شاه نیکولای شرف‌یاب شدن

دومینیک ورتوف پارسال دوست امسال آشنا

از دیدنتون خشنود شدم

نگران بودم که اون صد سکه‌ای که بهم مدیونی رو از کف دادم

ما انتقام مرگ شاه و برادرت رو می گیریم

شاهی که به والدینت پول داد تا تو بچگی تازیانه‌های من رو تحمل کنی؟

منظورم شاهی‌ِ که منو با صدایی آروم به داخل اتاقی هل داد

که معلوم شد بهترین دوست زندگی‌م توشه

یه سرنخی از پایگاه کیریگان داریم

دوتا از گریشا‌هایی که از اونجا فرار کردن پیش ما هستن

بهشون گفتم که با خودت گریشا آوردی ...بهشون اطمینان دادم که

منم همین‌کار رو می‌کنم

در روزهای آتی به عنوان همسان علیه کیریگان و ارتش سایه‌هاش متحد میشیم

به‌عنوان شاه‌تون اینو ازتون نمی‌خوام

به عنوان یه سرباز که مفتخره شما رو همرزمان خودش بنامه، می‌خوام

دیوید کاستیک‌م. دیوراست

ایگور تارکوفسکی. تک‌تیرانداز

گلوله‌های رسام هستن تا موقع تیراندازی خط تیرتون رو ببینید

ممنونم

جنیا سافین هستم

لطفاً، اجازه بدید شفاتون بدم

درد ندارم دیگه

فکر کردی درد نکته ضعف توئه؟

فکر کردی می‌تونی خود داغونت رو دست کنی؟

فکر کردی انتقام راهته ولی با این حال بازم غرق شدی

برای یه‌بار هم شده، غیبت نزنه بمون اینجا

وایلن

سلام

خودتو ببین

این خیره کننده ترین پروانه فیروزه‌ای هستش که دیدم

و داره یه دتورا ملوکسیا رو گرده افشانی می‌کنه

باورم نمیشه که فرصتش شد اینو تو زندگی‌م ببینم

و کسی هم نیستش که شاهدش باشه

انگار که براش مهم می‌بود

عه، میدونی که، صرفاً کامل‌ترین نمونه همزیستی محسوب میشه دیگه

پروانه‌ها شهد كشنده و سمي گل رو فراگرد مي‌كنن

و در ازاش گیاه رو گرده افشانی می‌کنن

هم دیگه رو لازم دارن تا زنده بمونن

...مثل یه

خب، یه‌جورایی...مثل یه داستان عاشقونه‌ست

جسپر

مامان

عه، خرگوش کوچولوی من

چقدر دلم برات تنگ شده بود

خرگوش خوش‌شانس فقط یه خرگوش بودش هیچ قدرتی تو اون استخون نیستش

مضحکه

منظورم این مفهوم تشدید کننده‌هاست

اگه بخاطر موروزوا و مفهوم درنده‌حوش نبود

یحتمل هنوز انگشت کوچیکه‌م رو داشتم

تو گرفتن اون خرگوشه خیلی تند و تیز بودی

مل می‌تونه سنگ‌ها رو هم تبدیل به خرگوش کنه

تو زدن رد چیز میزها خیلی خوبی

خرگوش‌ها... و حیوانات معجزه آسای بیشتر

گوزن، دوال دریایی

آره. ولی زیاد در مورد مرغ آتشین شانس باهام یار نیستش، مگه نه؟

وقتی برسیم به کارگاه موزوروا پیداش می کنیم

نمیدونم تشدی کننده‌های اون کجان

ولی عجیبه که فکر کنی اون یه آدم واقعی بوده و فقط یه افسانه نبودش

می‌خوام بهت یه داستان بگم که

قبلا‌ً ها به یه پسرک سرشار از سایه می‌گفتم

موروزوا بزرگترین فبریکیتوری بودش که پا به این دنیا گذاشته بود

که به‌طرز وسواس گونه‌ای مرزهای گریشا رو به چالش می‌کشید

اون مرزوست و استخون‌های انگشتش رو استفاده کرد و گوزن و دوال دریایی رو به حیات برگردوند

تا به عنوان تشدید کننده برای گریشا عمل کنه تا پیداشون کنه

بکشتشون و قدرت‌هاشون رو تصاحب کنن

بعدش هم با به وجود آوردن مرغ آتشین سه گانه قدرت رو تکمیل کردش

نه

و بعدش... زنش حامله شدش

درحالی که مشغول نقشه ریختن برای مرغ آتشین بودش

دخترش که به دنیا اومده بود شروع به بروز قدرت‌هایی کردش که تا حالا سابقه نداشتن

اون می‌تونست تاریکی رو فرا بخونه

موروزوا پدرت بودش؟

استخوان‌ساز؟

تو ایستوری سنکتیا

به عنوان سنکت ایلیا شناخته می‌شد

پس از زنده کردن یه پسر روستایی که با تیغه گاوآهن از وسط نصف شده بود

به زنجیر بسته شد و به خاطر گناهانش در رودخانه غرق شد

این ورژنی‌ـه که به همه گفته شده

فقط مقداریش درسته

همه خونواده‌ها اسراری دارن

هرچند، رازهای بعضی از بقیه بیشترـه

باید تا روشنایی روز رو از دست ندادیم بی‌افتیم به راه

خانواده تو چی، پسر؟

خودت چی میدونی ازشون؟

اعضاء خونواده‌م همه مردن من تو جنگ دوا استولبا یتیم شدم

تو مسیرت حتماً از کاریوا و سه‌تا یتیم خونه‌ای که داره گذر کردی

...من همینطور به مسیرم ادامه دادم تا

اونی رو پیدا کنم که بهم حس در خونه بودن رو بده

خونه

چیزیه که تقریباً شخصیتت رو تعیین می‌کنه

آره، همینطوره

اونجا یه خواهر داشتم، ده سال کوچیک‌تر

یه دختر اوکازاتسیایی بودش

که باید یه زندگی حوصله‌سربر اوکازاتسیایی رو می‌گذروند

پدرم موقعی که هنوز به فکر من بودش، قبل از تولد دختره

یه قو کوچیک سفالی برام ساخته بودش

جوری که خواهرم برای پدرم عزیز بود. برام عزیز بودش

یه روز وقتی که شش سالش بود گردن قو رو شکست

با کات به سمتش هجوم بردم

و بدن کوچیکش رو دو نیم کردم

مطمئناً صرفاً یه حادثه بودش

چه اهمیتی داشت؟

کار از کار گذاشته بود و من تبعید شدم

این یه سفر بازگشت به خانه نیستش

بازگشت به صحنه جرمه

انگار که زمین دهن باز کرده و گورتشون داده

یتیم‌خونه کرمزین شمال اینجاست

امشب رو اینجا می‌مونیم

اینجا؟

قبل اینکه یتیم‌خونه رو تسخیر کنیم؟

...ولی، قربان، امیدوار بودیم که

امید یه دروغ‌ـه

یه وهم‌ـه

صبور باشید

امید رو که از دهن‌تون پاک کنی

به وضوح ذهن میرسی

!وایلن! وایلن

تولیا؟

!تولیا

!هوا سمی‌ـه !داره ما رو می‌کشه

!تولیا

!جسپر

کسی هست؟

آهای؟

«...زنده باد شب

تامار؟

کی اینکار رو کرده؟

تو

تولیا؟

جسپر؟

!کسی هست؟ آهای

!جسپر

بیا ببینیم جنابعالی چی تو چنته داری

مربی خوبی داشتم

تو هر چیزی که بهت یاد می‌دادم مادرزاد خوب بودی

از قاشق‌ها گرفته تا حلقه‌ها

و از سکه‌ها گرفته تا کلید‌ها

ولی یهو دست‌ نگه‌داشتی

چون که تو نبودی

بعد اونم، پدر ازم قول گرفت که پنهانشون کنم

که کسی هرگز ازم نخواد تا جونم رو به خطر بندازم و جون کسی رو نجات بدم

تو که همیشه خدا جونت رو برای دوستات به خطر می‌ندازی

ولی ازم نخواستن که اینکار رو براشون بکنم

و بخاطر اینم نیستش که یه دیوراست‌م

صرفاً تو تیراندازی مهارت عالی‌ای دارم

موقعی که سم کشتت، همین حس رو داشتی؟

اگه گریشا نبودی، الان زنده بودی

و اگه سم رو از بدن کوچیکش به سمت بدن خودم نمی‌کشوندم

اون به جای من می‌مرد

من فقط یه بچه بودم

منم تو رو لازم داشتم

از دستم عصبی بودی

شاید هنوزم هستی

و اشکالی نداره که همچین حسی داشته باشی

متاسفم که ترک‌ت کردم، خرگوش کوچولو

ولی باید درک کنی

کارهایی که موقعه زنده بودن انجام میدیم

اینکه چه کسی هستیم، ماهیت واقعی ما

تنها چیزیه که می‌تونیم کنترلش کنیم

تنها چیزیه که داریم

قایم کردن خود واقعی‌ات نجاتت نمیده

بعد از مرگ موروزوا اینجا متروکه شدش

به نظرت زنجیرهای فلزی اون رو تو رودخونه نگه می‌داشتنش؟

به نظرت اون نجات پیدا کردش؟ - من دیگه اینجا رو پشت سر گذاشتم -

ژورنال‌های دیگه‌ای در این خصوص پیدا شدن

More Farsi Persian subtitles for Shadow and Bone

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left