Nura: Rise of the Yokai Clan

Nura: Rise of the Yokai Clan (ぬらりひょんの孫)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Nurarihyon no Mago (1-25) full
تعليق من Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

الوسوم

other
نشرت في: 2018-04-12
تنزيلات: 31
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 179 سطر.

در زمان هاي قديم، مردم از شياطين ميترسيدند

مردي بود که گروهي از جنگجويان شيطاني پر آشوب رو رهبري ميکرد

بيشتر مردم او رو فرمانده کل شياطين مي ناميدند

...به عبارت ديگه، بهش ميگفتند

"ارباب تمام هيولاها، جن ها و روح ها، نوراريهون"

چيزي براي ترسيدن وجود نداره

،هرچند، چيزي مثل از دست دادن همه چيز از دوران جواني

باعث بشه منتظر بازگو کردن تضادها باشي

من همه چيز ميخواستم، اين پيمان کسي بود که مُردد بود

هنوز مي بينيم دنيايي که داريم ميسازيم داره از هم ميپاشه

من روياي غمناکي مي بينم که توش موجودات زنده براي خودشون تاريکي ميسازن

اگه باعث ميشه عدالت رو احساس کني، ميدوني معني اش چيه

چرا بايد احساس کني؟ بايد احساس کني؟

احساس کنم... چي رو؟

اين جلوي تغيير منظره جاري رو ميگيره

...بدون فکر رها ميشه... ترسناکه

در چه برهه از زمان ما توقف کرديم؟

نميتونم دست از کوبيدن شديد وسايل بردارم

راحت خراب ميشن... ترسناکه

ارباب جوان

به چي داري فکر ميکني؟

گيوکي؟

بلاخره اومدي

که اينطور

به نظر ميرسه درسته که تو خون فرمانده کل رو تو رگات داري

هرچند، وقتي صبح بشه دوباره انسان ميشي؟

و فراموش ميکني که يک شيطان هستي؟

،اگه درباره اين حالت در طول روز چيزي نميدوني يعني تو در روز و شب آدم متفاوتي هستي؟

...تو

يعني انقدر نگران مني؟

آشغال

...از اون زمان به بعد خون من بيدار شد

حتي يک لحظه هم تغيير نکردم

من فرمانده سوم و از همه شما برتر ميشم

ريکوي دو طرفه و زيباي شب

...درحالي که صعيف و خودخواهه

ده ها هزار شيطان رو رهبري ميکنه

...الان

بايد منتظر بمونيم تا نمايان شدن "ترس" اش رو ببينيم

...همه شياطين

در صف شيطاني پشت سر من حرکت ميکنن

ارباب تمام هيولاها، جن ها و ارواح بشو

خيلي خوب. همه اينجا هستن، آره؟

بله

تمام خدمتکارهاي خانواده نورا اينجا جمع شدن

خيلي خوبه، نه؟

ارباب جوان قبول کرده که مقام رو دريافت کنه

براي ما خدمتکارها مثل نعمت بهشتيه

اين قطعا ترقي خوبي براي فرمانده سومه

آره، آره

...آه، راستش نه

خيلي خوب، ريکو ساما

ها؟

دعوا، جنگ يا هرچي، فقط بهمون دستور بده

...قضيه اين نيست

خواستم بياين اينجا تا از همه تون يه درخواست کنم

درخواست؟

از طرف ارباب جوان به ما؟

آره. باشه؟

هيچکس نبايد به هيچ وجه نزديک ساختمان متروکه دبيرستان من بره

ساختمان مدرسه متروکه؟ منظورتون همونيه که پست مدرسه ست؟

آره

همه تون ميشناسينش، نه؟

دقيقا براي چي؟

دليلش مهم نيست

بهرحال، به هيچ وجه نبايد بهش نزديک بشيد

خيلي خوب، من ميرم مدرسه

ها؟ مگه هنوز زود نيست ريکو؟

...ناهارت هنوز آماده ني

اشکال نداره. تو سلف مدرسه يه چيزي ميخرم

لطفا يه لحظه صبر کنين ارباب جوان

اون بيرون خيلي خطرناکه

حداقل يه شمشير براي دفاع ببرين

اشکال نداره

فقط دارم ميرم مدرسه

گ-گيوکي؟

خيلي خوب، ارباب جوان

خيلي وقته نديدمت. حالت چطوره؟

اينکه ميتونم احترام اربابم رو جلب کنم منو کاملا راضي ميکنه

خيلي خوب... من ميرم مدرسه

...هروقت بهش نگاه ميکنم ترسناکه

گيوکي...

گيوکي ساما

شرمنده که در دسترس نبودم

...کاملا بعيد به نظر ميرسه، اما

گيوکي ساما که قصد نداره ارباب جوان رو بدزده و جايگاه فرمانده سوم رو تسخير کنه، داره؟

امکان نداره اجازه چنين کاري بدم

...خيلي وقته نديدمت

فرمانده

پس اومدي، گيوکي

...بيشتر از ظاهرش معلومه

بنظر ميرسه نحوه فکر کردنش شبيه اونجور انسان هاست

به دلايلي، ما شياطين احترامي رو که باعث ميشد انسان ها ازمون بترسن از دست داديم

آرزوم اينه که يه انسان رو يک بار ديگه در حال ترسيدن ببينم

فکر کنم الان وقتشه که به سوگندي که بعد از رقابت تلخمون در ورودي معبد روي تپه جيزي بستيم احترام بزارم

ارباب جوان

...اگه ارباب جوان از خدمتکارهاي خانواده نورا استفده نکنه

اي بابا، بهت گفتم وسط خيابون دنبال من راه نيفت

آآآآ، هي

...اي بابا

شياطين برام مهم نيستن

...ميخوام مثل يه آدم عادي زندگي کنم

اوه، شايعه رو درباره ساختمان مدرسه متروکه شنيدي؟

ساختمان مدرسه متروکه؟

چيه؟

يه جايي تو زمين مدرسه ست که نبايد بريم اونجا

ميگن شياطين ميرن اونجا

ترسناکه، مگه نه؟

آره...؟

شياطين وجود ندارن

مگه نه، ريکو کُن؟

ها؟

...آه، آره

من گشنمه

غذا، غذا

...بگذريم، شماها

همه تون امشب پايه هستين، آره؟

معلومه کيوتسوگو کُن

تو هم مياي نورا کُن، نه؟

آره

چي چي؟ چي دارين ميگين؟

امشب يک اردو داريم به مقصد ساختمان مدرسه متروکه

چند تا شيطون پيدا ميکنيم

ها؟

واقعا؟

واقعا از داستان هاي شيطاني خوشت مياد، نه، کيوتسوگو کُن؟

...اصلا

خودت اون شايعات رو درباره ساختمان مدرسه متروکه پخش کردي

اونا شايعه نيستن

چهار سال پيش، خودم با چشم هاي خودم ديدمشون

شياطين واقعي هستن

شوخي ميکني؟

شياطين وجود ندارن

در اصل، همه شما از شياطين ميترسين

...نه واقعا

من نميترسم، فقط چيز زيادي درباره شياطين نميدونم

مگه نه، ريکو کُن؟

...آها

خيلي خوب. همه شما دعوت هستين

وقتشه که شياطين رو خوب بشناسين

اما براي دخترا خطرناکه

از نظر من اشکالي نداره

بهرحال، شياطين که وجود ندارن

ها؟

باشه، امشب ميفهمي که شياطين وجود دارن

امروز به بچه ها گفتم که به هيچ وجه نزديک ... ساختمان مدرسه متروکه نرن، پس

بيا بازي کنيم

...بازي

بيا بازي کنيم. باشه؟

بازي کنيم

نه

امشب يکم سرم شلوغه، باشه؟

باشه

من ميرم بيرون

حوصله مون سر رفت

حوصله مون سر رفت

هي، شما

اگه کار ديگه اي ندارين کاراتون رو انجام بدين

بزارين شب استراحت کنه

...باشه

خيلي خوب، پدربزرگ، من با چند تا از دوستام ميرم بيرون

صبر کن ريکو

چي شده دربزرگ؟

من عجله دارم

چطور مگه؟

درباره فرمانده سوم شدن فکر کردي؟

دوباره همون بحث رو پيش کشيدي؟

هر چقدر هم بپرسي نظر من عوض نميشه

اما تو رگ هاي تو يک چهارم خون من جريان داره

شايد اينطور باشه اما من مدتها قبل تصميم گرفتم مثل آدم هاي عادي زندگي کنم

ميبينمت

اوه، ااري ميري بيرون؟

مواظب باش

باشه

جوان و احمق

آه؟ آره

ترسناکه، مگه نه؟

اگه ترسيدي همين الان بگو

باشه، اما اشکال نداره

Nura: Rise of the Yokai Clan subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Nura: Rise of the Yokai Clan

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left