معلومات الإصدار

💌 💌The Long Ballad EP10 🔆DramaFA com 🔆
تعليق من DramaFa
زیرنویس اختصاصی درامافا 🔰 www.Dramafa.com 🔰

الوسوم

other
نشرت في: 2021-04-06
تنزيلات: 24
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تصنیف ژرف

قسمت دهم

بفرمایین از این طرف قربان

قربان

به نظر خسته میاین

اهل اینجا نیستین درسته؟

درسته

باید حتما مرغ دودی معروفمونو یه امتحانی بکنین

من که هنوز چیزی سفارش ندادم

کارفرمام بهم گفته برای

همه ی کسایی که تازه به شهرمون اومدن مرغ دودی معروفمونو سرو کنم

یه هدیه ی خوش آمدگویی از طرف ماست

خدمتکار

یه سوالی دارم

شوژو شهر لب مرزیه

و خیلی از پایتخت دوره

قاعدتا باید شهر دورافتاده و پرتی باشه

ولی چرا اینقدر پر رونقه و تو صلح و صفاست؟

مردم حتی به گداهای توی خیابون هم توجه و رسیدگی میکنن

مگه نمیدونین قربان

اینجا یه منطقه ی جنگی محسوب میشه

مردممون فقط به لطف فرماندار ایالتمون

جناب گونگ سون هنگه که

اینطوری توی صلح و صفا زندگی میکنن

خدمتکار

بازم برامون شراب بیار

تنقلات بیشتری هم بیار- چشم-

گونگ سون هنگ

پس برای همینه که حتی بچه ها هم میخوان مثل اون باشن

مثل اینکه خیلی محبوبه

بفرمایین،نوش جونتون

جناب خدمتکار

یکمی بیشتر درمورد این گونگ سون هنگ برام بگین

اون فرماندار ایالت شوژو ئه

از زمان سلسله ی سوی فرماندار بوده

توی این سالها

نیروی ارتش و امنیت شوژو رو تقویت کرده

هر دفعه که اون وحشی های شمالی بهمون حمله میکنن

دست از پا دراز تر شکست میخورن

فرماندار گونگ حتی زمین های کشاورزی هم در اختیاز مردممون گذاشته

کلی گردشگر هم به اینجا جذب شدن

ما پر مشغله ترین ایالت بین ایالت های همسایه مون هستیم

کارفرمام بهم گفته

برای همه ی مسافرهایی که از ایالت های دیگه میان

مرغ دودی معروفمونو سرو کنم

یه دونه مرغ که ارزش زیادی نداره

نباید بذاریم وجه ی فرماندار گونگ سون خراب بشه

موافقین؟

خدمتکار

من دیگه برم به کارم برسم

اگه چیزی خواستین صدام کنین

بفرمایین از این طرف قربان

صندلی اضافه دارین؟- ...ژنرال قبلی سوی-

خیلی به مردمش اهمیت میده

این مردمی که اینقدر دوستش دارن حتما از جنگ متنفرن

چطور میتونم متقاعدش کنم که

علیه شاهزاده چین شورش به پا کنه؟

آدو

استاد

واقعا خودتونین

از دور یه نفرو دیدیم که شبیه شما بود

برای همین تا اینجا دنبالتون اومدم

این یعنی من و تو سرنوشتمون اینه که استاد و شاگرد باشیم

گشنته؟

بیا بریم یه غذای خوشمزه برات بخرم

باشه

شما مثل فرشته ی نجاتمین

وقتی همراه شما باشم همه چیز حل میشه

راستی استاد

الان باید یه راست بریم پیش فرماندار؟

مثل همون کاری که توی یوژو کردیم

حقیقتو براش میگیم

و ازش میخوایم شورش به پا کنه

یوژو سرزمین مهمی برای پدرمه

حتی افراد خودشم چشمشون دنبال این زمین هاست

گونگ سون هنگ یکی از ژنرال هالی امپراطور قبلی بود

برای چی باید کمکمون کنه؟

توی این دنیا

دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم

پس من چی استاد؟

به من اعتماد دارین؟

آره

آدو

به نظرم تو چند وقت اخیر خیلی بزرگتر شدم

به کسی اعتماد نداشتن بدتر از اینه که یکی بهت خیانت کنه

استاد

متوجه منظورتون نمیشم

بهتره که متوجه نشی

بیا بریم برات یه غذای خوشمزه بگیرم

بعد از غذا هم میبرمت به ارزونترین مسافرخونه شوژو

اولین درست هم که جمع کردنه اطلاعاته

بهت یاد میدم

عالیجناب برگشتن

!عالیجناب- !عالیجناب-

آشینا سان !عالیجناب-

آشینا سان

!بالاخره برگشتی

زخمی شدی

داستانش مفصله

اون شه ار گستاخ

حالا دیگه جرات میکنه بهت سوءقصد کنه

اگه من توی تانگ میمردم

میتونست راحت بزنه به چاک

اگه منم جای اون بودم

از این فرصت استفاده میکردم

این خیلی خطرناکه

اگه گزارششو به خان بزرگ بده چی؟

این کارو نمیکنه

من خوب میشناسمش

...امکان نداره بخواد منو لو بده

و شکستش رو بپذیره

اگه قرار باشه مبارزه کنم

عواقبش رو هم قبول میکنم

کی زخمتو باندپیچی کرده؟

اصلا کارش خوب نبود

اگه کسی دیگه ای جز تو بود

زخمش حتما عفونت میکرد

چرا نیشت بازه؟

همینطوری

داری چیزیو ازم مخفی میکنی؟

برو کنار ببینم

نکنه این باندپیچی کار یه زن تو تانگ بوده؟

عالیجناب تو کا شه اینجاست

بیرون پادگانه

اون اینجا چیکار میکنه؟

وقتش رسیده

هنوز اومدنتو بهشون اعلام نکردم

آشینا سان

میبینم که هنوز زنده ای

واقعا خوشحالم

چشماتون مشکل پیدا کرده؟

بگو ببینم چی میخوای

اینجوری واسه من ترش نکن

فکر کردی دلم میخواست بیام اینجا؟

خان بزرگ ازم خواسته بیام اینجا

و همراه شما برم به شوژو

خان نگرانه که توی مبارزه شکست بخورین

دیگه چی؟

بازم هست

این دستورات خان بزرگه

خان بزرگ منو مسئول این عملیات کردن

این دفعه من کنترل کامل کارها رو در دست میگیرم

...پس

باید کوچکترین حرکتی که ازتون سر میزنه هم

به من گزارش بدین

اینجور همکاری ها بر اساس بده بستانه

پس لشکر خرس چی؟

شمام هرکاری میکنن باید به ما گذارش بدین؟

همچین چیزی توی دستورات نیومده

دیگه میتونی بری

داشتم چی میگفتم؟

داشتین میگفتین با لو بالاخره کار با تیر و کمان رو یاد گرفته

میخواد توی شکار سال دیگه شرکت کنه

گه سانگ هم میخواد تیراندازی و سوارکاری یاد بگیره

ولی مادرش مخالفه

حق با مادرشه

یه دختر برای چی باید تیراندازی و سوارکاری یاد بگیره؟

بعدا میرم دیدن مادرش

بهشون میگم من موافق یادگیریشم

موافقی؟

!بسه دیگه

من دیگه میرم

بعدا خدمتت میرسم

مثل اینکه یکی میخواد دوباره ما رو جلوی خان بزرگ بدنام کنه

تو کا هیچوقت از تو خوشش نمیومد

اون گفته بود میخواد کمکمون کنه

ولی واضحه که میخواد همه ی موفقیت ها رو به اسم خودش تموم کنه

کاملا مشخصه این قضایا زیر سر کیه

اگه با یه بار شکست خوردن جا بزنه یعنی

دیگه اون شی اری که ما میشناختیم نیست

راستی

...الان گفتی که

با تیراندازی و سوارکاری اون دختره موافقی؟

اره

موافقم

ارشد چین

ارتش آشیل برای حمله بهمون اومدن

به نظر میاد کاملا آمادن

برای محافظت از قسمت های

شمال غربی و شمال شرقی لشکر میفرستم

تا دور تا دور شهرو مثل یه منحنی محاصره کنن

نظرت چیه؟

تکنیک های نظامی شما عالین

قبیله آشیل این دفعه

حتما شکست میخوره

درسته که شهرمون غیرقابل نفوذه

ولی برای دفاع از مرز به نیروی تقویتی از دایژو

و بین ژو احتیاج داریم

متاسفانه بدون نیروی اونا

کار دیگه ای ازم برنمیاد

فرماندار مشکل بزرگی پیش اومده

بگو

بانو و یوان نیانگ توی مسیرشون به معبد

به راهزن ها برخوردن

چی؟

ما ارابه وارونه و جسد

راننده ی ارابه رو توی جاده پیدا کردیم

...این

بلند شو

همسر و دخترم کجان؟

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left