أول 200 سطر.
زیرنویس از مهدی shine021
اینجوری زندگی کردم... با یه ترس مبهم و همیشگی.
مثل یه اسب مقوایی کفِ وان حمام...
با این باور که هیچوقت تو هیچچیزی اشتباه نکردم،
جز تو انتخابِ اونچیزی که بیشتر از همه دوستش داشتم.
«ضـــربات»
دستپختت از منم بهتر شدهها!
آذوقهمون داره ته میکشه.
برو از دهکده یه کم نسیه بگیر.
این کارِ توئه. مگه وظیفه پدر و مادر نیست؟
خودت میدونی که نمیتونم برم.
آخه چرا؟
از افکار من خوششون نمیاد.
میگیلی، واسه اینه که اون اصلاً به ما اهمیت نمیده.
اگه براش مهم بودیم، مثل اونا فکر میکرد... اونوقت میتونستیم با هم زندگی کنیم.
بهزودی درست میشه. «بهزودی» یعنی کی؟
هیچوقت!
بهزودی...
قول میدم.
در رو باز کنید! ژاندارمریه!
یالا در رو باز کنید! مامورای ژاندارمریان!
همین حالا!
داره فرار میکنه! بگیریدش!
از اون طرف رفت!
ایست!
وایسا!
برو عقب بچه!
ایست!
سابینو... بیدار شو.
سابینو، پاشو دیگه.
چی شده؟
من دارم میرم.
کجا کلهٔ سحر؟ چی داری میگی؟
میرم بابا رو پیدا کنم.
حرفای احمقانه نزن، بگیر بخواب.
هوا که روشن بشه، خالهمون از الفرول میاد دنبالمون.
ولی من همین الانم خانواده دارم.
تو و بابا.
یالا پاشو، بریم پیداش کنیم.
بیا، سابینو!
تو برادر منی!
ما باید بریم بابا رو پیدا کنیم.
بابا مرده، میگل.
حالا بخواب.
من برم کلاهم رو بردارم.
میگن اونجاست...
یه جایی بین اون درخت بلوط تا انتهای درختا.
ولی مطمئن نیستن.
مردم زیاد حرف میزنن.
بذار خودم بگردم دنبالش.
اگه میخوای بکشیش بیرون، زمین رو بخر.
نمیتونی همینجوری الکی نقب بزنی و زمین رو خراب کنی.
دستم خالیه آسنسیو، ندارم. پس همونجا میمونه که هست.
قیمتت چنده؟
با چند تا بلژیکی صحبت کردم، میخوان اونجا ویلای استخردار بسازن.
تا سه ماه دیگه هم قرارداد رو میبندیم.
چقدر؟ میلیونها! تو این پولا رو نداری.
چند میلیون؟ بگو. هشت میلیون.
تا زمان قراردادت بهم وقت بده.
سه ماه بهت وقت میدم.
حتی یه روزم بیشتر نمیشه.
نُه میلیون بیار، زمین مال تو.
مگه نگفتی هشت تا؟ واسه تو نُه میلیون؛ به خاطر دردسرش.
اینجا زمین منه...
اگه پات رو کج بذاری، خودت رو هم بغل دست اون دفن میکنم!
ما همدیگه رو میشناسیم.
تو منو نمیشناسی. ولی پدرت رو خوب میشناختم...
عین خودشی.
از زمینم برو بیرون.
کیه؟
تویی میگل؟
سابینوام.
شمارهمو از کجا گیر آوردی؟
کلاغها بهم آمار دادن.
از کجا زنگ میزنی؟
از دهکده.
کی آزاد شدی؟
دیروز.
تو دهکده چیکار میکنی؟
سابینو، میدونم بابا کجاست.
همینجا خاکش کردن، درست بیرونِ ملک آسنسیو.
از کجا مطمئنی؟
چون سالهاست دارم دنبالش میگردم.
میخوام درش بیارم، یه خاکسپاریِ آبرومندانه براش بگیرم.
چیزی حدود هشت میلیون داری بهم قرض بدی؟
آره؟
کاری از دستم برنمیاد میگل...
خوش باشی.
رُزا رو ندیدی؟
رُزا دیگه کیه؟
رُزا رو ندیدی؟ نه، ندیدمش.
رُزا کجاست؟
نمیدونم والا.
کجا بودی تو؟
رفتم یه کم یخ بگیرم. کلیدا رو هم تحویل گرفتم.
کجا رفتی؟ قطب شمال؟ قرنیه که دارم دنبالت میگردم!
آشپزخونهش کدوم طرفه؟
چه میدونم، نقشهشو گم کردم.
سعی کن یه کم خوش بگذرونی.
یادت بیار قدیما چطوری صفا میکردی.
خونهی شما تو پرتغال... آیندهی شما تو پرتغال!
یه فرصت عالی تو سواحل پرتغال؛ آپارتمانهای تراسدار رو به اقیانوس.
اون چیه؟
داشتی با کی حرف میزدی؟
کی؟
تو مهمونی دیگه.
همونجا که یخ دستت بود و میخندیدی.
هیچکس.
بیا اینجا ببینم عزیزم!
- چطوری؟ - خوبم، تو چطوری؟
خیلی خوشحال شدم دیدمت.
خوشتیپ شدیا!
- سبیل گذاشتی؟ - به بهم نمیاد؟
همه چی بهت میاد.
باید یه کار و کاسبی راه بندازی و دور دردسر رو خط بکشی.
مگه نمیبینی مملکت داره تکون میخوره؟ واسه همه کار هست.
من پول لازم دارم، نه کار.
باشه عزیزم، حتماً.
بیا، اینم امانتیت.
دستنخورده، همونجوری که گذاشته بودی.
یه میلیونه. بشمارش.
نه، شمردن نمیخواد.
اینم سهم تو، واسه اینکه برام نگهش داشتی.
- جایی داری بمونی؟ - نه فعلاً.
اتاق خودت خالیه.
- شبی چند؟ - ده پزتا.
همون قیمت همیشگی.
برادرزادمه.
بیا.
طبقه پایینه.
بریم.
سلام.
تو کمد یه پنکه هست.
تو این گرما منم خوابم نمیبره.
فکر میکردم قدبلندتر از اینا باشی.
تو محل همه دارن پشت سرت حرف میزنن.
خیلی معروفی.
میگن تو فقط از فاشیستها دزدی میکنی.
اصلاً میدونی فاشیست یعنی چی؟
یه پیرمرد خرپول، مگه نه؟
دیگه کی؟
تیراندازی رو کجا یاد گرفتی؟
همونجا که تو یاد گرفتی.
رانندگی رو هم همینطور.
اگه کلافه شدی از گرما، یه جا سراغ دارم برم شنا.
همین نزدیکیه. میبرمت.
از مردای خیلی قدبلند خوشم نمیاد.
از فاشیستها هم همینطور.
رسیدیم.
بیا دیگه!
بپر بالا!
- روزتون خوش. - ممنون.
- صبح بخیر خانم کارمن. - صبح بخیر.
- امروز ده هزار تا؟ - بله.
- اینم پولتون. - بسیار خب.
- اینم از رسیدش. - دستت درد نکنه.
- سلام. - سلام، امرتون؟
میخوام یه حساب پسانداز باز کنم.
فرم رو پر کردین؟
کدوم فرم؟
مسئلهای نیست، بفرمایید.
مشخصاتتون رو بنویسید.
شماره شناسنامه.
تهش رو هم امضا کنید.
میخوای چی بدی این بچه بخوره؟
فقط لوبیا و روغن؟
از تعمیرگاه زنگ میزنن، ولی حسش نیست دستامو کثیف کنم.
این دستا واسه خودش کار داره رفیق.
تو یکی دیگه حرف نزن! با شیش هفت تا بچه، انگار کاتولیک دوآتیشهای!
میگفتی یکیشو میدادم به تو.
لعنتی، هفت تا؟!
پاشو با من بیا والنسیا.
والنسیا چه خبره مگه؟
بهت نگفته؟ مخشو کار کارده، بس که تعریف کرده.
بخور بخوره، میگیلی! ساخت و ساز!
نان تو همین کاره، تو همین آجرهاست.
آجر...
چند سال میرم بنیدورم، بعد با دست پر برمیگردم.
کاشیکاری و اینا.
زندگیت زیر و رو میشه.
والنسیا چیه بابا، کشکه.
من همین سویل میمونم.
من باهات میام والنسیا. کابارههای سویل دیگه حالمو به هم میزنن.
میخوام روسیتا آمورس رو ببینم، باهاش همخونی کنم.
نعنا بریز، مشتمشت نعنا!
با یه ذره فلفل...
معجون عشق!
با ادویه مشتیتر میشه.
- چا-چا-چا! - باریکلا!
در رو باز کنید کثافتها!
چطوری رفیق؟
دیر کردی، نانی.
لعنتی...
قشنگ کشیدی، میگیلی. دستت هنوز امضا دارهها.
- لاغر شدیا، نانی! - رو فرم آوردم خودمو.
- این همه خرت و پرت چیه؟ - کادوئه واسه تو.
پسر، نانی! این چه بوییه آخه؟ چی زدی به خودت؟
آمبروسیه، ادکلنه. به گوشت نخورده؟
یه پنجره رو باز کن، خفه شدیم!
دوستدخترته؟
No comments yet. Be the first to leave one.