Birds of Prey

Birds of Prey

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Birds of Prey S01E11 Webrip x264 @DC United
تعليق من MrPrice
ارائه اي از کانال تلگرامي خیزش عدالت t.me/DC_United | مترجم: Dark AssAssin

الوسوم

webrip
web
x264
BRip
نشرت في: 2018-09-06
تنزيلات: 23
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

افسانه داستان يه جنگجوي شنل پوشو ميگه

بتمن ، نگهبان شهر گاتهام...

و تنها عشق حقيقيش...

کت وومن... ملکه تبهکاران زيرزميني...

عشق اونا يه چيز خاص به جا گذاشت

يه دختر ، هانترس

نيمه ابرانسان اون جايگاه پدرشو گرفته...

ميجنگه تا از بي گناهان و نيازمندا دفاع کنه...

تو اين راه اوراکل هم بهش ملحق ميشه...

کسي که زماني کارآموز بتمن بود بت گرل

اون بين آتيش مبارزه بين بتمن و جوکر گرفتار شد

و الان يه طور ديگه با جرم و جنايت مبارزه ميکنه

استاد دنياي کامپيوتر و استاد و تمرين دهنده قهرمانان

اين دو با هم ، داينا رو به سرپرستي گرفتن

يه ابرانسان...

با قدرت هايي که اون تازه داره کشفشون ميکنه...

با هم ،‌اين سه محافظاي جديد شهر گاتهام هستن...

پرندگان شکاري

اسم من آلفرد پني ورثه ، و اين داستان اوناس...

به سلامتي باحال ترين کلاس دبيرستان گاتهام

برگشتيم به شهر عزيزم - عذر ميخوام -

شرمنده

چه مرگته ؟ - نميخواستم... -

جويي نورويلينو او خدا ، منم ، کم هندرسون

يادته ؟ بهت توابع مثلثاتي رو ياد ميدادم

حالا هرچي ، حال به هم زن

ميبيني ؟ دقيقا واس همينه که دوست ندارم به گردهمايي ها برم

نميدونم تو چرا اينقدر مشتاقي - چون احساس اعتماد به نفس ميکنم -

حالا بعد از ۵ سالِ طولانی، بالاخره تشویق می‌شم...

به عنوان موفق‌ترین داستانِ فارغ التحصیل‌های دبیرستان گاتهام.

گیبسون، تو دستگاه تلگراف پِز رو فروختی.

کلکسیونی و کمیاب، با یه افزایش قیمت عجیب.

چطوره به عنوان دوست‌دخترم بری...

و بعد از شانسِ خوبم حالشون رو بگیرم؟

همیشه میخواستم با یه بلوند وارد شم.

- من موهام خرماییِه. - که سوال بعدیمو پیش میاره

- هِی، بیخیال. - هِی، گیبسون. ها، ها.

هِی، عشقم، نظرت راجب یه پیک دیگه چیه؟

نظرت راجب اینکه زیاد حرف می‌زنی چیه؟

- یه بار دیگه بگو عشقم تا... - اینجا مشکلی هست؟

- نه زیاد. - هِی، من فقط یه پیک می‌خوام.

این خیلی ساده‌اس، کایل.

مشتری به بار پول می‌ده، بار هم به تو.

خواهشاً سیستم رو خراب نکن، باشه؟

من این نوبت رو خریدم پس یه خدمت‌کار شو.

عزیزم. ها.

بیا.

- ما همدیگه رو می‌شناسیم؟ - نه، نمی‌شناسیم.

خب، تازه سرِ شبه، عشقم.

زیاد عوض نشدی...

شدی، جوئی؟

سلام، جک.

چه خبر؟

فقط اینجا یکم خوش می‌گذرونم، مرد.

گورت رو گم کن.

خب.

- تو حالت خوبه؟ - آهم. آره، ممنون.

بازگشت باشکوه جک بَرِت...

که حسابی چشمتو گرفته

و اون هنوز اسمم رو هم نمیدونه.

بعد گردهمایی یه جای عالی برای شما پسراست که دوباره آشنا بشید.

فقط باهام وارد شو.

بعد اگه ببخوای کل غروب رو صرف عذاب دادن جک برت کنی، باشه.

ببخش، گیبسون. حس و حال مدرسه نیست.

آره!

صبر کنید، بچه ها.

هِی، جو.

این فقط یه پیچوندنِ.

خونواده‌ام هیچوقت نخواستن که من یاد بگیرم.

جداً، چرا که نه؟

یه چیزی راجب پول زیاد، فکر کنم.

حالا، وِید، این واقعاً منصفانه نیست.

ما نمی‌تونیم خوشحال‌تر باشیم، پسرم.

پول مهم نیست.

خب، میدونی باربارا هم کار و کاسبی خودش رو راه انداخته.

همم، آره، آم، یه جورایی پختن چیزهای خوشمزه‌ی آنلاین.

اوه، واقعاً، پختن.

آم، وِید بهت نگفته که کیک خامه‌ای آبنباتیه من...

مسابقه کیک‌پزی شهر گاتهام رو برده؟

اوه، خب، دوست دارم دستور العملش رو بگیرم.

خب، این یکی از مورد علاقه‌های وِیدِ.

آه، اول، با یه فنجون شکلات نیمه شیرین شروع می‌کنی...

تو آنلاین می‌فروشی؟

مم، آره. باید به سایت‌مون سر بزنید.

میدونی، یه زمانی من خیلی با کامپیوترها وَر میرفتم.

وقتی بهشون گفتیم "آهن پاره" بیخیال شدیم.

- جو، عسلم. - بله.

گوش کن، من و باربارا داشتیم راجب کیک‌پزی حرف می‌زدیم.

اُراکل، دلفی یه قتل مشکوک رو علامت داد.

- بله. - میشه من رو ببخشید؟

خب، یه جسد توی پارک گاتهام پیدا شده.

جوئی نورویلینو، ۲۳ ساله.

و اینو داشته باش، اون برای گردهمایی دبیرستان گاتهام توی شهر بوده.

تو راهم.

صادقانه، وِید، هیچ‌جوره نمیشه.

فکر کردم ازش خوشت اومد، مامان.

هیچکس نمیگه که اون خوب نیست، عزیزم.

فقط اینکه اون زیاد معمولی نیست، هست؟

وِید، با یکی مثل اون توقع چه جور زندگی رو داری؟

خب قرارت با وِید چی شد؟

خب، خونواده.اش... خب، اونا فقط...

میدونی، میتونیم راجب‌اش حرف نزنیم؟

باشه. بریم سراغ کار.

راجب نورویلینو چی می‌دونیم؟

پلیس گزارش داده که اون لیز خورده و گردنش با یه سنگ شکسته.

اونا گفتن که علّت مرگ یه تصادف مربوط به الکل بوده.

خنده داره، احتمالاً دلیل تولدش هم همین بوده.

یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌اس.

من میرم از نزدیک یه نگاهی به گزارش‌ها بندازم.

خب من، آه، اینو از نگاه بی احساست گرفتم...

که این حادثه قرار نیست نظرت رو راجب شرکت کردن تو گردهمایی عوض کنه؟

نه، عدم علاقه کامل من به دیدن دوباره این آدم‌ها بهش رسیدگی می‌کنه.

- تو عاشق دبیرستان بودی. - هلنا؟

اوه، آره. تو خیلی شیک دیده می‌شدی...

کاپیتان سابق تیم ملی، و دخترها رای دادن که "احتمال الهام گرفتن بیشتره حسود"

- باشه، اون هیچوقت رسمی نبود. - خب، چی شد؟

مامانم مُرد، فهمیدم که بابام بَت‌من بوده...

و ابر شرورها گاتهام رو به تاراج بردن.

مطمئناً باید کنجکاو باشی، خانم هلنا...

که زمان به هم‌کلاسی‌هاتون چه سختی‌هایی داده؟

آره، حتما.

ولی اون‌ موقع باید به همه‌ی سوال‌هاشون جواب بدم.

باید چیکار کنم، به مردم بگم که یه ابر شورشی‌ام که...

روی سقف‌های گاتهام گشت می‌زنم؟

تا جایی که بقیه دنیا میدنن، من فقط یه متصدی بارم.

چرا یه متصدی باری؟

تو وارث ثروت خانواده‌ی وِین هستی، میلیون‌ها دلار می‌ارزه.

- میلیارد ها دلار. - با پدرم مشکل دارم.

نمیخوام با خودش یا پولش کاری داشته باشم.

ماشین خریدن برای خواهر خونده‌ات هم کار داشتن با پولش محسوب میشه؟

اگه ممکنه، خانم هلنا، یه ذره زمان با هلنا کایل...

به جای هانترِس ممکنه مفید باشه.

همچنین یه تغییر دلپذیر.

خب، من گزارش رو گرفتم.

بر اساس "ME" ، نایِ نورویلینو دو تیکه شده.

احتمال اینکه علّت همچین شکسته شدنِ تر و تمیزی تصادف باشه...

بر اساس صدای نگران باربارا، به نظر میتونه خیلی بد باشه.

انقد بد که ما باید بررسی‌اش کنیم.

بعد از برخورد تو با نورویلینو، آم، اتفاق مهم دیگه‌ای افتاد؟

جک برت اومد و از شَر بازنده خلاص شد قبل از اینکه دهنش رو سرویس کنم.

جک برت، یه کراش بزرگ نداشتی روش؟

نه خیلی بزرگ.

ولی الان تموم شده، این مال گذشته‌اس.

اون تو رو یادشه؟

نه. براش لازمه که باهام تو دبیرستان حرف بزنه.

ولی نمیتونه جک باشه، یعنی، اون مثل یه پسر دیده‌بانِ گنده‌اس.

یه پسر دیده‌بانِ خراب‌کار، دَرَنده و تند مزاج.

- ولی قطعاً قاتل نیست. - باشه، خب، ریز رو در جریان ماجرا بذار.

شاید یه چیز رو گزارش ندادن.

من یه نگاهی به زندگی نورویلینو میندازم...

ببینم اگه احتمالاً کسی رو با انگیزه پیدا می‌کنم.

آره، خب، با توجه به شخصیت‌اش زیاد هم سخت نیست.

نه،زیاد به درد نمی‌خوره.

آره، این‌ها بیشتر شبیه توِ.

گل لاله به نظر خیلی ظریفِ، ولی اون‌ها فقط بعد از یخ‌زدگی گل می‌دن.

ممنون.

امروز یه سری به کلاست زدم

آره، من، آه، باید امروز زود میرفتم

کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.

تو همیشه کار زیادی برای انجام دادن داری.

چهار بار بهت زنگ زدم.

امشب با من شام بخور.

خونواده‌ام رفتن، فقط خودمون دوتاییم.

وِید...

من متاسفم، نمیتونم، نمیتونم.

باشه، حداقل بهم بگو چرا.

بهم بگو مشکلات بهداشتی دارم یا بد لباس می‌پوشم یا یه چیز دیگه.

جوری که لباست رو در میاری دوست دارم.

ببین، این... این پیچیده‌اس.

من پیچیده دوست دارم. این قسمتیِ که تو رو جذاب می‌کنه.

چی، فقط قسمتی؟

ببین، من نمیتونم راجب بقیه قسمت‌ها توی عموم صحبت کنم.

باشه.

خب، سلام.

قرار بود کجا هم رو ملاقات کنیم؟

وایسا، به چی دارم فکر می‌کنم؟ تو در واقع برنامه‌ نمی‌ریزی، می‌ریزی؟

غافلگیری دوست منه.

اون و شادیِ غیر قابل توصیف زندگیِ من.

باشه. هر چی تو بگی.

اگه برای یه ملاقات دوستانه کوچولو نیومدی، چه خبره؟

پارک گاتهام، قتل دیشب.

اوه، درسته.

خب، دادستان میگه که یه تصادف بوده.

داستان‌های شاهدها هم بررسی شدن، اون‌ها هم چیزی ندیدن.

به نظر مهم نیست که اون‌ها تا خرخره مست بودن.

- چیزی هست که گزارش نداده باشن؟ - نه. نه، واقعاً.

این یارو فقط برای گردهمایی دبیرستان‌اش از سنترال سیتی به شهر اومده بود.

پس نمیدونم شاید اینو هم بزنیم به حساب

بودن در مکان غلط در زمان غلط.

- آره. - تنها چیزی که ما مجبوریم ادامه بدیم...

اینه که اون بار دارک‌هُرس رو ترک کرده بود.

این یه جایی اونطرفِ شهره.

می‌شناسیش؟

نه. آه...

من بعداً قرار بود برم اونجا اگه میخوای باهام بیا.

امشب؟

ممم.

لطفاً، فقط یه شب. این تمام چیزیِ که می‌خوام.

چهارشنبه و دوشنبه قبل هم فقط یه شب بود.

ببین، هلنا، دارم ظاهر بار رو عوض می‌کنم.

More Farsi Persian subtitles for Birds of Prey

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left