أول 87 سطر.
به آموزشکده بازیگری "ران ویلکاکس" خوش اومدی
من "ران ویلکاکس" هستم .و اون اولین درسی بود که یاد گرفتی
زدن توی سر آدم با چوب؟
.خیلی سادهای .چوب دکوری بود
از جنس پلاستیکه - لعنتی پلاستیکی نبود اصلاً -
.من قبلاً با یک چوب کتک خوردم
خودم میدونم یک چوب فلزی چه حسی میده
خیلیخب، هی ...آقای ون دِ وِلد بهم گفته که
اگه در مورد چیزی غر زدی که خیلی سخته و اینا .بهش بگم
نه.نه.نه.نه.غر نمیزنم
اهوم - هیچ شکایتی ندارم. خیلی هم باهاش حال کردم -
به نظرم خیلی عالی بود
راستشو بهت بگم بهم آدرنالین داد - خوبه. بریم یک دور بزنیم -
.آره - .یالا -
...اینجا قبلاً یک کشتارگاه بوده
...تا دهه 70 و بعد روایته که
حیوونا علیه شکنجهگرهاشون ...شورش کردن
.و اونا هم انسان هارو قتل عام کردن
اوه خدای من - ...و رفیق من، چارلز نوریس -
تو به اسم "چاک" میشناسیش .خب...اون به جایی برای تمرینکردن نیاز داشت
اهوم - .من اینجارو خریدم و تعلیمش دادم -
.و برای همینم امروز اینقدر خفن شده
آره
.نزدیک بود توی اینجا بمیره
و اینجوری بود که آموزشکدهی بـــازیگری "ران ویلکاکس" متولد شد
"مخففش میشه "آبِ ران ویلکاکس
چی کُس گفتی؟
مت...مت دیمون هم به اینجا میومد؟
! متی جون
! آره بابا
.مت دیمون ...قبل اینکه بیاد پیش من
یک بازیگر گمنام از "نیوانگلند" بود
هیچی نبود .یک جقی 45 کیلویی بود
مطمئنی جفتمون یک "مت دیمون" رو میگیم؟
.آره بابا. مت دیمون
.ها. باشه
...آره، هرچی تو بگی - آها -
قانون شماره یک: تا زمان فارغالتحصیلی .خبری از گوشی نیست
باشه...من یک امپراتوری دارم ...پس متاسفانه به گوشیم نیاز
.باشه، خیلی خب میدونی چیکار میکنم؟
به آقای "ون دِ ولد" زنگ میزنم ...و بهش میگم
"اون با سیاستمون برای گوشی نداشتن مشکل داشت"
"به مذاقش خوش نمیومد"
...من هیچوقت - .میدونم میخوای باهاش چیکار کنی -
میخوای به هالیوود زنگ بزنی ...و بگی
"سلام، هالیوود. آموزشکده ران برام خیلی سخته"
"من مواد بیشتری میخوام"
نه - ...آره، میگی که -
"من کوین هارتم. خاویار و شامپاین بیشتری میخوام"
.فقط میخوام با کارمندام صحبت کنم
.اون اشکالی نداره اما بازم دست منه
.باشه
ترجمه از :: Ali EmJay ::
باشه ...تا وقتی که فارغالتحصیل میشی
.اجازه نداری که به دنیای بیرون سر بزنی
.همینجا میمونی
چی گفتی؟ - ...تخت داری -
توالت داری .سینک و شیرآب داری
.همهی وسایل رفاهی مدرن
باشه .پس باید منو سخت بار بیاره
.باشه، فهمیدم
.آره، باهاش اوکیم و مشکلی ندارم
.آره
.شاید یکمی زیادی باهاش اوکیم
:و قانون شماره دو .سکس توی این مکان ممنوعه
.نه سکس مقعدی، نه ساک، هیچی
مگه دیگه کی اینجاست؟
! فقط خودم
پس اون...اون دو تا کلمبیایی که ...با چوب دکوری بیسبال منو زدن
بازیگر بودن. درسته؟
.آره، دقیقاً
:باشه، قانون شماره سه
،تا وقتی زیر این سقفی .اسمت دیگه "کوین" نیست
.مامور هارت" هست"
...و تو هم منو
ران ویلکاکس" یا "ران" یا "ویلکاکس" یا" مربی ران" صدا میزنی"
از "مربی ران" خوشم میاد - و من تو رو چی صدا میکنم؟ -
مامور هارت. درسته؟ ببین، یاد گرفتم - درسته. آره -
حالا گمونم به یک دلیلی به من ...این ژاکت افبیآی و
وسایل رو دادی. خب دلیلش چیه؟ - هی -
یه لطفی بهم میکنی؟ - آره -
کوین، میشه اون صندلیو برام بیاری؟
.آره اینو میخوای؟
! نه، خدا لعنتت کنه
گفتم که هر وقت "مامور هارت" صدات کردم .جواب بده
.لعنتی
تازه اینو گفتی .و منم گند زدم
No comments yet. Be the first to leave one.