أول 128 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
آوازخـــــوان هــــــا
اون زندگی نکبتت رو روی سرت خراب میکنم!
اون خیلی مسخرهست.
چطوری، پیرمرد؟
یه اردک کوچولو میاد تو بار، میپره روی پیشخوان.
به متصدی بار نگاه میکنه. میگه: «حلزون داری؟»
اون گفت: «حلزون؟»
گفت: «من تو این بار حلزون سرو نمیکنم.»
گشت میزدی؟ ما قبلاً جاده رو واسه مین پاکسازی میکردیم...
آره، ما الان بهشون میگیم بمب کنار جادهای.
- آره. - بمبهای دستساز.
سه تا از بچهها رو یه جا از دست دادیم. یه ماشین شناسایی بود.
خیلی جلوتر از ما بودن، نیم کیلومتر جلوتر.
یه قارچ انفجاری لعنتی دیدم و درها که داشتن پرواز میکردن...
هیچکس زنده نموند، میدونی. فقط بخار شدن.
رفیقم ریک فوت کرد.
گفت: «حلزون داری؟» اون گفت: «ببین...»
- چطوری رفیق؟ - خوبم، ممنون.
«ما اینجا حلزون نمیفروشیم.»
ولی گفت: «بذار یه چیزی بهت بگم.»
گفت: «اگه یه بار دیگه بیای اینجا...»
و گفت: «نوکت رو با میخ میکوبم به این پیشخوان لعنتی.»
سال ۱۹۶۹، نُه تا از همرزمهام رو توی کمین از دست دادم.
و، ام...
- خب، ام... - اون گفت: «من هیچ حلزونی ندارم.»
گفت: «نه؟ میخ داری؟» اون گفت: «نه.» «خب، حلزون داری؟»
صد دلار داری بدی تا امروز از خماری کوکائین دربیام؟
نه.
خیلی خب.
یه آبجو چطور؟
یه هفته بعد، تبدیل میشی به یه حیوون وحشی.
نه.
بعد ازت انتظار دارن دوباره برگردی و یه مرد جوون باشی.
- شب خوش. - ممنون.
دیگه حس نمیکنی یه آدمی.
و فقط دلت میخواد دوباره حس آدم بودن داشته باشی.
پسر، دیگه نمیخوام راجع بهش حرف بزنم.
ای بابا.
شماها چطورین؟
بهتر از تو، اگه راهتو نکشی و نری.
بذار یه چیزی بگم، یه جوک خوب دارم. یه آبجو، فقط یه پیک.
انگار دوست داری سوار اون ون کوچولو بشی که کلی چراغ لعنتی روشه.
فکر کنم از سوار شدن تو اون ون کوچیکه که این همه چراغ کوفتی روشه خوشت میاد.
اون برفا چطور؟ -هی میاد پایین. هنوز هم سرده.
آره، سرده.
آره. هی میاد و میاد. -همیشه یه حرومزادهای هست که...
چطوری رفیق؟ حالت چطوره؟ خوبی؟
نمیتونم کمکت کنم. -نتایج آزمایشات دکتر رو گرفتم...
باشه.
قند خون و گلوکزم حسابی بهم ریخته.
گلوکزم خیلی بالاست، خیلی بالا.
آقا بارتندر، فکر میکنی میتونی یه آبجو بهم بدی؟
بهت پس میدم.
فردا پولمو میگیرم.
زیاد شکر خوردن، علت اصلیشه.
اون گلوکزت رو بالا میبره.
نوشابه خوردن گلوکزت رو بالا میبره.
ببین رفیق، همیشه اینجا خوش آمدی.
ولی باید دست از اذیت کردن مشتریهام برداری.
باشه، متاسفم. من...
سگم امروز مرد.
ماشینم خراب شد. دوستدخترم بهم شاخ زد.
هوم. -من یه دوستدختر دارم که قراره...
اگه برات یه آهنگ بخونم چی؟
چی فکر کردی که من دلم میخواد آواز خوندنت رو بشنوم؟
نمیدونم. فکر کنم خیلی خوبم.
یکم اینجا رو سرحال کنم.
اینجا یه جورایی غمگینه، میدونی؟
ها؟
اون پیرمرد اون پایین رو میبینی؟
همون که لوله بهش وصله؟
آره. -آره.
اون هر جمعه شب آواز میخوند.
غوغایی به پا میکرد.
فکر میکنی... اون برام یه آبجو میخره؟
اگه بتونی اون یارو رو شکست بدی، یه ششتایی بهت میدم.
اوه، باشه.
من میتونم بهتر از هر کسی تو این خراب شده آواز بخونم.
بهت قول میدم. اگه زنت اینجا بود، شورتش همونجا میافتاد زمین.
شاید حتی مال تو هم. -هوم.
میدونی چیه؟
یه دقیقه بهم وقت بده.
من اینجارو دوست دارم. واقعاً جای قشنگیه. میفهمم چرا میای اینجا.
اون یارو اون پایین رو میبینی؟
میدونی چی گفت؟
گفت میتونه بهتر از تو آواز بخونه.
احتمالا میتونه.
مرد، دلم برای آواز خوندنت تنگ شده.
آره، خب...
چطوری، مایک؟
خوبم، کاپیتان.
روز به روز.
بیرون که مثل جهنم سرده.
چی میگی؟
میتونی حالشو بگیری؟
اوه، بابا. -بذار یه چیزی بهت بگم.
من احتمالاً تنها کسی تو این دنیا باشم که اینو میدونه.
ولی اگه خوب نگاه کنی...
تو اون دریای اسکناسهای یک دلاری...
هوم.
...یه اسکناس ۱۰۰ دلاری هست.
من چند بار به این فکر کردم که برش دارم واسه خودم.
۱۰۰ دلار.
و یه آبجو مجانی.
رفقا، قضیه از این قراره.
آبجو مجانی و ۱۰۰ دلار برای بهترین خواننده امشب بار.
لعنتی.
عالی بود. وای. محشر بود.
نمیدونم چطور میخوام از پسش بربیام. -اوه، گه تو روح همتون.
هیچ کدوم از شماها اون پایین نمیتونید بهتر از این بخونید.
یه بار امتحانش کنید، کوس کشا.
تو نمیتونی یه آهنگ کوفتی رو تو یه سطل هم نگه داری.
حرومزادههای کلهمربعی، تکتکتون.
هی! میشه همتون خفه شید؟
میدونی، فکر کنم رفیقم اینجا شاید بخواد شرکت کنه، ها؟
نه، مرسی. من... راحتم.
تصمیم هوشمندانه. -دلم واسه همتون میسوزه.
اونم رفت.
هیچ کدوم از شماها جربزه ندارید.
هیچ کدومتون.
اون شامل حال تو هم میشه، پیرمرد. -آره.
تو یه پات تو گوره و اون یکی روی یه پوست موز لعنتیه.
برید اون پایین بخندید.
من از هیچی نمیترسم. میشنوی چی میگم؟
من صدای یه تیکه بیکن کوفتی رو میشنوم که داره زر مفت میزنه. این چیزیه که من میشنوم.
تو باشی که حرف میزنی... لعنتی، تو نمیتونی ادرار رو از یه پوتین خالی کنی
اگه دستورالعملش هم تهش نوشته شده باشه. میفهمی...
No comments yet. Be the first to leave one.