أول 118 سطر.
"استیون و استیونها"
!این یکی که اینجاست چطو؟- کدوم یکی؟-
!این کوچولوئه !خیلی نازه
،استیون، شیشه زمان افسانهای
.مثل این کوچیک و ساده نیست
!اون زیبا و بزرگه، مثل این
.فکرکنم این یکیه-
!منظورت بزرگترینشون؟
چطور قراره ببریمش سمت وارپپد؟
.میتونم بلندش کنم- !وایسا-
!باید مراقب باشیم به کدوم دست میزنیم
،یادت نیست دفعه پیش که .اینجا بودیم چه اتفاقی افتاد
چه اتفاقی افتاد؟- !بچهها-
،من که میگم همین یکی عجیبست
!آمتیست
.نه، این نیست
!مواظب باش
!وقت زیادی نداریم
!آمتیست، بیا- !استیون-
!کجا داری میری؟
!آمتیست اونی که انتخاب کرد رو نگه داشت
!آره که نگه میدارم- !منم اونی که خوشم اومد رو میخوام بردارم-
!استیون
.اسم من استیونه
.قراره با من زندگی کنی- !استیون، یالاا-
!دارم میام
!دارم میام
.یه لحظه وایسا
.عجلهکن. عجلهکن. عجلهکن- .گرفتمت-
.آفرین گارنت
!چه عجیب بود
دوباره انجامش میدیم، درسته؟- ،متاسفانه ما باید-
،هزارا سال دیگه صبرکنیم تا
،معبد آب بازسازی بشه ،چون یکی نتونست
.دست درازی نکنه
.یه خرچنگ به باسنت چسبیده
!پالوزای ساحلی
چی چیه ساحلی؟- .پالــوزا-
.خیلی خوش گذشت بچهها
!بعدا میبینمتون .بعد از شما آقا
!فعلااا
.خب
!بابا! بابا
آمادهای تمرین کنیم؟
.امروز روز سختی داریم
گیرکرده؟- .آره-
چرا یه قایق به کارواش نیاز داره؟
.ببخشید رفیق ،فکر نکنم بتونم تو
.کنسرت امشب اجرا کنم .باید به این رسیدگی کنم
!داری جشن رو میپیچونی؟
!ولی کل شهر قراره اونجا باشن- .استیون، همش پونزده نفرن-
.دفعه بعدی رفیق، قول میدم ،خیلیخب اگر یکم حرکتش
.بدی سمت جلو- .قایق احمق-
.هیچکی دوست نداره، قایق
،کاش اونجا بودم و به بابام .میگفتم که زیادی چاقی
.همینه. بیا عقب
.حتما جا میشه- ...چی شد-
!بابا! بابا- .سلام، کوچولو-
!برای پالـوزای ساحلی هیجان داری- !بابا! بابا-
!چاق، چاقه !چاق، چاق، چاق
!بیادب- !تو نه! قایق-
!قایق- چی؟-
!وایسا- چی؟-
.آفرین استیون
!کوچولوئه .تو منو بردی عقب
!مگه نه؟ .وای پسر
.پرل دیوونه میشه اگه بفهمه تو واقعیه هستی
!ببین، متاسفم ولیقایق بزرگه
!وای نه، ماشینت
!باید ون رو نجات بدم
،کاش برگردم تا بتونم جلوی خودمو .بگیرم که جلوی بابا رو نگیره
.همینه. بیا عقب
.حتما جا میشه- ...چی شد-
!بابا! بابا
چی؟
استیون آینده؟
.گوش کن، استیونه دو دقیقه پیش
.نمیتونیم همینجوری زمان رو تغییر داد
!همه چیز رو بدتر میکنه
!این چطوری اتفاق افتاد؟- .وای پسر-
.خیلی دلم میخواد تو جشن اجرا کنم
.خیلی بد شد که من و تو .توی یه گروه موسیقی باشیم
!یه لحظه صبرکن
!استیون
استیون؟
استیون؟ چه خبره؟
!وقت توضیح دادن نیست- !میخوای به گروهمون ملحق بشی؟-
،آره! ولی بابا نگفت که قراره باهامون اجرا کنه؟
.یه کار ضروری تو کارواش پیش اومد
!باید کمکش کنیم- !نـــه-
.ما کاری نمیتونیم بکنیم .قایق بزرگه، بهمون اعتماد کن
خیلیخب، نفر چهارم کیه؟
.به یه درامر نیاز داریم- .هیچ مشکلی نیست استیون-
...این همون شئ زمانه
"استیون و استیونها"
!چه عالی خوندی استیون
!ممنون، استیون- من میتونم ایندفعه خواننده اصلی باشم؟-
،خب معمولا وقتی با بابا اجرا دارم .خوانندگی اصلی با منه
!مثل من- !منم همینطور-
!منم همینطور طور !هممون انجام میدیم، هممون استیونیم
!خب یکیمون باید رهبر گروه باشه
!رهبر باید استیون اوریجینال باشه
!کسی که بیشتر دور و اطراف وده- !آره، موافقم-
!ایده خیلی خوبیه
!تمام و تمام
.استیون شمارده دو، تو باهوشهای
.استیون شماره سه، تو باحالهای
.استیون شماره چهار، تو حساسهای
...و من
!خوشتیپم... باشه؟
!باشه- !باوشه باوشه-
!استیون چهار، چیکار داری میکنی؟ !تو باحاله نیستی
!استیون سه باحالست- ،خب هممون یکی-
،هستیم و به صورت یکسان
.باحال هستیم- !نه! نه-
،این حرف زیادی برای تو علمی بود .شماره سه! تو باحالهای
وایسا، من الان کدومم؟- ،لعنتی، شماره دو-
!تو باهوشهای- ،اگه استیون شماره یک-
No comments yet. Be the first to leave one.