The Lizard (Marmoulak)

The Lizard (Marmoulak) (مارمولک)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Marmoulak 2004 DVDRip
تعليق من SUNNY II
FarsiSubtitle.com

الوسوم

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
نشرت في: 2014-03-17
تنزيلات: 111
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

FarsiSubtitle ارائــه اي از تيم ترجمه ي

SUNNY_II زيـــــــرنويـــــــس از

! ايست

! ايست

! ايست

مارمولک

عــــزيــز پيـــــــــمان طاهــــــــري تقــــــديم بــه

بفرماييد

بيا

! سام عليک

سلام آقاي رضا مسقالي

مخلص شما

نامه ي اعمالت که حسابي سياهه

! زندگيه ديگه

اينطور که معلومه مدت زيادي رو بايد با هم زندگي کنيم

فالواقع تا آخر عمرت

خيلي بايد ببخشيد جناب مجاور

من خيلي اينجا نمي مونم پروندَم اشتباهي شده

! عجب

بله ، من وکيل گرفتم ، فرجام کردم

تقاضاي فرجام کردي البته

حالا به هر حال ... مي دوني آقا ، من اهل سرقت مسلحانه و اين حرفا نيستم

محرم و صفر و رمضون سرقت تعطيل گلاب به روتون نجسي حروم

من تو زندگيم اصلاً تفنگ بادي هم دستم نگرفتم

به ما بهتون زدن - تموم شد ؟ -

بنده که شما رو نميشناسم ، ميشناسم ؟

استناد من به اين پروندَست که جلومه ابن پرونده به من ميگه که شما آدم ناراحتي هستيد

ميگه چندين بار براي جرائم مختلف به زندان رفتي

ولي هرگز اصلاح نشدي

در يک کلام به من ميگه شما وجودت براي جامعه مضره

... آره ، ولي - ! تو حرف من نپر عزيزم -

همه ي اينا رو گفتم ولي يک نکته باقي مونده

و اون اينکه به نظر من تو خوبي - قربون شما -

نه فقط تو ، همه خوبن

فطرت همه پاکه ، حتي اون قاتل ، حتي توي سارق مسلح

! تو حرف من نپر عزيزم

بگو ببينم مردم به خودشون زحمت ميدن رژيم غذايي ميگيرن براي چي ، هان ؟

خب واسه اينکه لاغر بشن ديگه

براي لاغر شدن و سلامتي

من ميگم براي سلامتي روح هم بايد رژيم گرفت يه رژيم روحي

پس اينجا زندان نيست و منم رئيس زندان نيستم

اينجا يک کلينيک امراض روحيه - ! عجب -

و شما بيمارايي هستين که به اينجا مراجعه کردين تا سلامت روح و نفس خودتون رو تحت رژيم روحي مجاور بدست بيارين

من شما رو مي فرستم به بهشت ولو به زور

کجاي اين حرف خنده دار بود ؟ - هيچ جاش -

همين که ميخوايين با زور بفرستيمون بهشت بامزه بود يه ذره

بله به نظر عجيب مياد ولي شدنيه

به شرطي که مطابق رژيم روحي من رفتار بکنيد

که البته آسون هم نيست

! سرباز ! اين دوستمون رو ميبري انفرادي

انفرادي براي چي ؟

براي اينکه اولاً وسط حرف من نپري

ثانياً وسط حرف من نخندي

ثالثاً انفرادي براي امثال تو خوبه

بعداً به خاطر اين کار ازم تشکر ميکني

ببرش

! آقاي مسقالي

به خونه ي جديدت خوش اومدي

! برو

چند ماه خدمتي جناب سرهنگ ؟ - ! دستت رو وردار -

! سؤالم ميپرسه

ياالله

تموم شد ؟ بيا

... برو

برو ديگه

! آخي ، طفلکي چه گيري افتاده اونجا

ببين ، نميتوني يه جوري درش بياري ؟

اومدم برم نشد ، پيرهنم گير کرد پاره شد ايناها

خب بزن با تير خلاصش کن ديگه

قربونت برم ، فشنگاي من حساب کتاب داره

وگرنه هر روز ده تا کلاغ ميزدم

اگه دو دقيقه منو با تير بزني ، ميام بالا خلاصش ميکنم

مياي بالا ؟ از کجا ؟

از ديوار - از اين ديوار ؟ چطوري ؟ -

دستم رو ميگيرم ميام بالا - ! خالي نبند -

شرط مي بندم - شرط مي بندم -

سر چي ؟ - سر شام امشب -

قبول - قبول -

شرط بندي ؟

! سلام

من حاضرم شرط ببندم

شرط بندي به تنهايي ايرادي نداره به شرطي که تبديل به قمار نشه

پس شما گفتي که ميتوني از اين ديوار بري بالا بدون نردبان ؟

خب آره

پس ما در حضور اين دوستان شرط بندي ميکنيم که

اگر شما تونستي از اين ديوار بري بالا يک هفته مرخصي از کار زندان

و اگه نتونستي يک هفته انفرادي ، چطوره ؟

نميتوني ! نميشه

هستم

بفرماييد شروع کنيد - خالي مي بنده -

با اجازه

! برو ! برو برو بالا ، دمت گرم

انگاري اسپايدر منه

هي داداش ، سوء استفاده نکن ديگه پنج دقيقه به روت خنديديم

برو پايين يالا

خسته نباشيد

قربون شما

هم شرط رو بردي و هم يه کار ثواب کردي

ببرش انفرادي

انفرادي ؟ شوخي ميکني ؟

نخير ، انفرادي براي اينه که عادت زشت از ديوار بالا رفتن از سرت بيفته

مخصوصاً از ديوار زندان

! اي بي معرفت

نه ، من زير قولم نزدم

ميتوني يک هفته استراحت مطلق بکني منتها تو انفرادي

سر و صدا راه نندازيا

فرجامت هم رد شده

حالا حالا ها مهمون مايي برو تو

دِ برو تو ديگه

اصولتاً دفعه ي اولي که آدما رو مي بينم برام خيلي مهم هستن

همين زنم ، دفعه ي اول که ديدمش خاطرخواش شدم ، بعد که ديگه دوسش نداشتم نفسش بريد

حالا تو رو هم دوست دارم ، خيلي

! فعلاً

تو خيلي آدم خوبي هستي آدم مهمي هستي

در مورد تخت خوابا اصلاً نگران نباش

طبقه ي اول تو بخواب

طبقه ي دوم من ميخوابم خسته شدم ديگه چقده طي بکشم

از اون ور نه ،مگه نميبيني اينجا رو تميز کردم از اين ور

نظرم عوض شد ، طبقه ي اول من ميخوابم ، طبقه ي دوم تو

اون ور تميز مونده

تو از دست من عصباني هستي

شما ها نمي فهمين

من فقط ميخوام آدمتون کنم

قبول کن کار سختيه

بلدي ؟

چي ؟

نماز

خو آره ولي يادم رفته

همه يادشون رفته

... کاري نداره ، دولا راست شو

مسجد جاي اين کارا نيست يادت باشه

ببرش انفرادي

پاشو

بيا !! ميخنده برو تو

! بيا

ببين ، از اين به بعد همين وضعه ها

آقا رضا ، چرا نميخوري ؟

اگه زن خدا بيامرزم دست پختش به اين خوبي بود ! حالا زنده بود

خيلي خوب ، حالا که دنيا به آخر نرسيده

برو خدا رو شکر کن تنت سلامته حالا عقل نداشتي ، نداشتي

دوست داشتي آزاد بودي اما ... نداشتي ؟

تقصير من بود ، من شروع کردم برم ؟

کجا ؟ - انفرادي -

نه عزيزم

من وضعت رو مي فهمم همه ي ابدي ها اولش جفتک ميندازن

ولي بعد عادت ميکنن

انشالله در کنار هم زندگي خوشي خواهيم داشت

بشين عزيزم ، بشين غذا رو بخور

اين يکي رو ببرين انفرادي

تو برو

اونو گفت - تو راه بيفت -

" اشک من هويدا شو "

" ديده ام چو دريا شو "

" در ميان اشک من "

" سايه ي تو پيدا شد "

سرهنگ ، عينکت رو بده تميز کنم

چي کار داري تو ، به کارت برس

! بيا

برو

اصلاً گور پدرش ، يه بار ديگه فرجام ميخوام

تو داري چي کار ميکني ؟ - چيزي نيست -

تو داري خودکشي ميکني

گفتم چيزي نيست نديد بگير

اون شيشه رو بزار کنار بزارش کنار

دِ ميگم کاري نميخوام بکنم برو پي کارت ، برو فوتبالت رو ببين

که با خيال راحت بري خودکشيت رو بکني ؟ من نميزارم

ولم کن ، ولم کن

ناشکر ، بدبخت ، من به خاطر خودت ميگم خودکشي گناهه

اگه يکي ديگه از اون قرصا رو بخوري ميگيرم مي کشمت

خيالت راحت شد ؟ دستمو بريد

بريد ؟

کو ؟

! ايناهاش

سلام عزيز برادر

سام عليکم

... مثل اينکه خيلي نا اميد بودي که مي خواستي

جان امام حسين هر چيزي ميخواي بگي ، بگو فقط ما رو نصيحتمون نکن ، همين

قصد نصيحت نداشتم

فقط ميخواستم بگم تو اينجور مواقع شايد بشه به خدا توکل کرد

به خدا توکل بکنم که چي بشه ؟

عينهو سگ زندگي ميکنيم ديگه نه محبتي ، نه احترامي

همينجوري چپ و راست ميزنن تو سرمون

اونوقت ميگن به خدا توکل کن

... همه ي بهشت و جهنم که ميگن

خيلي باس ببخشيدا حرفتون رو قطع ميکنم اين جهنم و بهشت و اين حرفا همش کشکه

واسه خر کردن من و شماست

اينا رو تو گوش من و شما ميخونن که ما رو خام کنن

کيا ؟

همين آخوندا ديگه

البته آخوندا هم خوب و بد دارن

بله ، خوباش رو گرون خريد داشتن

گذاشتن به فصلش بدن بيرون

سرهنگ جون ، بالاخره نگفتي چند ماه خدمتي ؟

اَه ! چند دفعه مي پرسي ، برو ديگه

قربون هيکل کافه ايت برم من

بيا برو تو

مي بينم خدا رو شکر امروز حالتون خيلي بهتره رنگ و روتون هم باز شده

حال من ديگه بدتر و بهتر نداره

از بابت اين آقا معذرت ميخوام تخت خالي وجود نداشت

استدعا دارم ! اتفاقاً بلافاصله با هم دوست شديم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left