F is for Family

F is for Family

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

F is for Family S04E05 WEBRip x264-ION10
F Is For Family S04E05 720p NF WEB-DL H264-NTb
F Is For Family S04E05 1080p NF WEB-DL H264-NTb
تعليق من thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
نشرت في: 2020-06-15
تنزيلات: 25
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫خدایا، خدایا

‫چه مرگم بود؟

‫چند ساعت پیش کلمه‎ی بچه رو ‫نمی‏تونستم به زبون بیارم

‫ولی الان...

‫لطفاً بهم بگو که همه چیز خوبه

‫خب، خوش‎شانسی. ‫کیسه پاره نشده

‫ضربان قلبش عادیه. بچه‎ات خو...

‫خدایا شکرت

‫خدا. هه

‫تموم تشکرا نصیب اون میشه، ‫و کل کارا رو من انجام میدم

‫و هیچ مشکلی توی زایمان نخواهد بود؟

‫نگران نباش خوشگل کله کوچولو

‫این زایمان به همون آسونی ‫قبلیات خواهد بود...

‫به لطف معجزه‎ی خواب گرگ و میش

‫من یه مخلوط ملایم از مورفین و ‫اسکوپولامین بهت تزریق می‏کنم...

‫تا همه‎ی درد غیر قابل تحمل ‫زایمان رو احساس کنی...

‫ولی هیچ لحظه‎ایش رو یادت نمی‏مونه

‫و تو به تخت بسته میشی ‫تا به خودت آسیب نزنی

‫وقتی که خودتو به اطراف می‏کبی، ‫به خاطر آثار جانبی دارو

‫می‏دونم که قبلاً هم همینطوری ‫انجامش دادم، ولی بسته بشم؟

‫یه جوراب تو دهنم؟

‫یه راه دیگه‎ای نیست که ‫کمتر...چه می‏دونم، وحشیانه باشه؟

‫وحشیانه اون بود که پشت یه واگن ‫پوشیده شده خون‏ریزی کنی...

‫در حالی که شوهر کاشفت سعی داره ‫وحشی‏ها رو دم خلیج نگه داره...

‫با یه تفنگ اسمیت و وسن ‫و یه پتوی کثیف

‫کاری که ما اینجا می‏کنیم دلسوزانه‏ست

‫وحشیانه؟ این احمقانه‎ترین ‫چیزیه که تابحال شنیدم

‫خیلی خنده داره. باعث میشه ‫دستم بی‎حس بشه

‫آی

‫خدای من

‫اون...

‫حالا دیگه پیش نصفی ‫از مریضاشه

‫ترجمه‎ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫پس... دستگاه ایکس ری، ها؟

‫آره

‫حکومت مجبورمون کرده اونجا بذاریمش. ‫به خاطر این همه هواپیما ربایی‎

‫عجب روش خوبی واسه ‫گذروندن شنبه شبته

‫حداقل سو توی مهمونی بچه‎اش ‫داره خوش می‏گذرونه

‫شاید عاقل برگرده

‫گوش کن...پسرم...

‫بله؟

‫می‏خوای بپیچی سمت ‫بزرگراه جک روبی؟

‫اوه، آره. وگرنه می‏خوریم ‫به ترافیک فرندیل

‫فرندیل چه عنیه؟

‫- اونا گذرگاه مرد چینی رو تغییر اسم دادن ‫- نه این کارو نکردن

‫و یه محل همایش کهنسال‏ها ‫هم جای اون آشغالدونی قدیمی ساختن

‫وای، شما بچه‏ها عاشق ‫اون آشغال‏دونی بودید

‫می‏دونم ‫اوه، اونجا همونجایی بود که اون...

‫یخچاله که دست داشت رو پیدا کردیم

‫اوه، آره ‫با یه حلقه تو دستش

‫امشب، چیپسی وایت در برنامه‎ی ‫دو تا بال رو شونمه

‫و بعد همسایه‎ی گیج موردعلاقه‎ی ‫آمریکا یه بچه پلنگ رو نجات میده، ‫در برنامه‎‎ی بازم بروس اومده

‫بازم بروس اومده

‫بیرون، بیرون، بیرون

‫این یه قسمت ویژه‎ی بازم بروس اومده‎ست

‫درست بعد از یه قسمت قابل پیشبینی ‫از دوتا بال رو شونمه

‫دکتر مک کلیستر بیچاره

‫اون تموم بچه‏هام رو به دنیا آورد، ‫و خودم رو

‫و مادربزرگمو

‫حالا چیکار باید کنم؟

‫بدون اون بهتری، عزیزم

‫نباید پشت سر مرده حرف زد، ‫ولی مرد هیچ حواس نداشت

‫یه بار یه بسته سیگار لاکی استرایکز ‫توی شکم یه بچه جا گذاشت

‫حالا، بیا برگه‎های هزینه رو بدیم ‫شوهرت امضا کنه و بفرستیمت بری خونه

‫اینطور در نظر می‏گیرم که ‫اون توی مشروب فروشی طبقه پایینه

‫نه، اون قرار بود امروز تو خونه ‫مشروب بخوره، ولی تماسامو جواب نمیده

‫چند بار زنگ زدم ‫جواب نداد

‫اوه، این یه جریان دیگه‎ست

‫باهام بیا

‫متأسفانه هیچ زنی ‫رو نمی‏تونیم ترخیص کنیم...

‫تا وقتی که شوهرش یا نزدیک‎ترین ‫خویشاوند مردش کاغذا رو امضا کنه

‫چی؟ این نمی‎تونه درست باشه

‫اوه، متاسفانه هست

‫از موقعی که از مالاریا استفاده می‏کردیم ‫که آبله رو درمان کنیم، این سیاست بیمارستان بوده

‫- اینجا بمون ‫- بدون صاحب؟

‫مطمئنم زود شوهرتو خبردار می‏کنی

‫- خانوم دلوکیو، شوهرتون زنگ زد ‫- آره؟

‫اون داره گلف سی و شیش دست بازی ‫می‏کنه. نه هیجده دست

‫خدایا

‫یا خدا، یالا فرانک، کجایی؟

‫آنتونی

‫کجایی رفیق کوچولو؟

‫من تو رو واسه چند ساعت ‫مسئول بچه‏ها کردم...

‫و این اتفاقیه که میفته؟

‫چرا بچه‏ی عزیزم توی ‫تخت خوابش که بالاش در داره نبود؟

‫می‏خوای بذاری اونجوری ‫باهات حرف بزنه...

‫یا می‏خوای زیرپوشتو دربیاری ‫و مثل یه مرد کتکش بزنی؟

‫بعد از اینکه آنتونی رو پیدا کردیم ‫به حساب تو هم می‏رسم

‫- اون بیرون تو حیات وحشه ‫- آخ

‫ها؟

‫حالا دیگه نمی‏تونم به ‫مسابقه‎ی هاکی برسم

‫کی قراره توپا رو بگیره؟

‫بذار مامان‏بزرگ رز ببرتت

‫خوش می‎گذره

‫از موقعی که بابابزرگت کمرش گرفت...

‫موقعی که رو جنازه‎ی موسولینی ‫سنگ می‏ریخت، رانندگی نکردم

‫عجب آهنگ خوبیه

‫اوه، ممنون، آره. ‫ویک، همسایمون، خیلی آدم خوبیه

‫اون می‏خواد بذارتش تو ایستگاه رادیوییش ‫و توی مبلاش ماهی داره

‫به هر حال، اون گفت اینو راجع ‫به تو نوشتم

‫خب، نوشتی؟

‫خب، راجع به این نوشتم که ‫چقدر احساس خوبی دارم...

‫وقتی با توئم، پس... آره

‫خب، از اونجایی که من سوژه‏‎تم، ده درصد سود ‫کار می‏رسه به من

‫ده درصد؟ این تقریباً میشه نصفش

‫شوخی می‏کنم ‫دخترا هم می‏تونن شوخی کنن، می‏دونی

‫اوه، البته. من شوخی رو می‏فهمم. ‫و دخترا رو هم

‫خیلی اسکلی

‫خودت خیلی اسکلی

‫ناراحت نمیشی اگه به همه راجع ‫به این اتفاق بگم؟

‫خدا رو شکر هاکی اومد

‫کل روزم ریده بود

‫بابام کونیه، و معلوم شد ‫که بابابزرگم یه کونی پیرتره

‫خب، حداقل یه بابابزرگ داری

‫بابابزرگ من توی دودکش یه خونه ‫که می‏خواست ازش دزدی کنه زجرکش شد، ‫وقتی شومینه رو روشن کردن

‫خیلی خب، گوش کنید بچه‏ها. ‫یه نقشه‏هایی واسه بازی دارم

‫پس تنها کاری که باید بکنید ‫اینه که با چهار گل یا کمتر ببازید...

‫و فیتزی حقوق روزمزدشو می‎گیره

‫ما براتون پول درمیاریم، قربان

‫خیلی خب، بیارید ‫دستاتونو اینجا

‫یک، دو، سه

‫شرط رو انجام بدیم. آره

‫- آنتونی ‫- آنتونی

‫آنتونی

‫بیا پیش مامانی، و بهت اجازه ‫میدم با فندک بابایی بازی کنی

‫بیا گربه جون

‫آخ

‫دوتا بال رو شونه‎ام

‫اون عاشق باله

‫خیلی باحاله. می‎تونی هرکاری می‎خوای ‫بکنی، بدون اینکه پدر و مادرت مزاحمت باشن

‫آره. بچه‎ی مواظب خونه بودن ‫خیلی عشقه

‫چیزی نیستو هیچی توش نیست

‫بابام همه‏ی عکسای خونوادگی‎مونو ‫واسه یه جفت لاستیک برفی کعامله کرد

‫هی، بیا یه چی بخوریم

‫یه قوطی سوسیس وینی ‫از گرم‏خونه‎ی مردا دزدیدم

‫و چند تا هم چکمه دزدیدم ‫واسه وقتی که بزرگتر شدم

‫اون جیمی لعنتی، احتمالاً ‫اون سوسیسا رو کرده تو سوراخ ریدنش

‫مشکلی نیست

‫نگران نباش. می‎دونم چطوری ‫همه‎ی غذایی که می‏خواییم رو بدست بیاریم

‫مجانی

‫کلیدای مدرسه که دست بابامه

‫- اوه، یالا ‫- چقدر قراره طول بکشه؟

‫واسه این کارا وقت ندارم

‫من باید برم پلاتزبورگ تا غازی رو ‫که برای ساخت کت جدیدم می‎خواد ‫استفاده بشه رو تحویل بگیرم

‫کی این دستگاه می‏خواد درست بشه؟

‫تو چیزی که ازش سر در نمیاری ‫دخالت نکن، حرفه‏ای ها دارن کار می‏کنن

‫فکر کنم تسمه رو درست کردم ‫روشنش کن

‫قرار بود صدای جلز و ولز بده؟

‫هی! هی! ‫چه غلطی دارید می‎کنید؟

‫وقتی روشنه نباید داخلش باشید ‫ممکنه خراب بشه. برید بیرون

‫کسی دیگه هم بوی حافظه ‫سوخته به مشامش می‎رسه؟

‫- این غیر قابل قبوله ‫- ساعت هاست منتظریم

‫خانوما و آقایون ‫من فرانک مورفی‎ام...

‫و رئیس خدمات زمینی موهیکان هستم

‫حالا، حکومت تعهد داده ‫که ایمنی شما اولویت اولمونه...

‫پس نمی‏تونیم بذاریم سوار پروازهاتون بشید، ‫تا وقتی که دستگاه درست بشه...

‫و بتونیم چمدوناتون رو ‫اسکن کنیم

‫ولی اوضاع رو تحت کنترل دارم

‫اون می‏تونست منو بکشه

‫خدا لعنتش کنه

‫تو می‏تونی پسرم. دیگه هیچ قسمتیش ‫نمونده که بخواد بیفته ازش

‫- بابا چیکار داری می‏کنی؟ ‫- نگران نباشید، رفقا...

‫حداقل این کسخل هواپیما ‫رو نمی‏خواد برونه

‫- داری آبرومو می‎بری ‫- دارم جو رو عوض می‏کنم

‫آره، با ریدن به من

‫خدایا، فرانسیس. فقط می‏خوام ‫کمکت کنم

‫خب کمک نمی‏کنی. داری مثل همیشه ‫نابودم می‏کنی

‫تو خیلی حساسی

‫- کل نسلتون ‫- هر دفعه تو سرکوبم می‏کنی

‫تعجبی نداره که چرا نتیجه‎ای بهتر از ‫مساوی توی جنگ کره بدست نیاوردید

‫باشه، باشه

‫کمک منو نمی‏خوای؟ ‫کمکت نمی‏کنم

‫موفق باشی، فرانسین

‫- این نسل خیلی حساسن ‫- همش تخریبم می‏کنه

‫از اینکه شنیدم تصادف کردی ‫متاسفم، سو، ولی فرانک اینجا نیست

‫من چند ساعته که ندیدمش، ‫و چراغای خونتونم روشن نیست

‫ممنون، گومر

‫ولی چرا تو تلفن خونه‎ی آقای ‫هلتزواسر رو جواب می‏دی؟

‫من اینجا بودم که...

‫غذا بدم به...

‫خاکستر زنش

‫اوه پسر، بهتره توی ‫زیرشیروونی قایم بشم

‫گه توش. گه توش. گه توش

‫کدوم گوری می‎تونه باشه؟

‫- سلام ‫- یا خود خدا

‫یه راه دیگه هست ‫به مادر طبیعت گوش کن

‫طبیعت توی بیمارستان ‫جایی نداره

‫برو کس و شراتو ‫یه جا دیگه تفت بده

‫شرمنده بابت اون دیوونه

‫در تلاشیم بیمارستانمونو تبدیل به ‫یه محیط خوش‎آیند کنیم

‫منو میگه

‫کجایی، فرانک؟

‫اتاق اصلاحات، ‫از کانزاس اوهایو...

‫مفتخر است که تقدیم کند... ‫آقای چیپسی وایت

‫بال روی شونه‎ام

‫سلام، خوشگلا

‫این شامل همه‎ی آقایونی که خانوماشون ‫رو همراهی می‏کنن هم میشه

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left