أول 200 سطر.
خدایا، خدایا
چه مرگم بود؟
چند ساعت پیش کلمهی بچه رو نمیتونستم به زبون بیارم
ولی الان...
لطفاً بهم بگو که همه چیز خوبه
خب، خوششانسی. کیسه پاره نشده
ضربان قلبش عادیه. بچهات خو...
خدایا شکرت
خدا. هه
تموم تشکرا نصیب اون میشه، و کل کارا رو من انجام میدم
و هیچ مشکلی توی زایمان نخواهد بود؟
نگران نباش خوشگل کله کوچولو
این زایمان به همون آسونی قبلیات خواهد بود...
به لطف معجزهی خواب گرگ و میش
من یه مخلوط ملایم از مورفین و اسکوپولامین بهت تزریق میکنم...
تا همهی درد غیر قابل تحمل زایمان رو احساس کنی...
ولی هیچ لحظهایش رو یادت نمیمونه
و تو به تخت بسته میشی تا به خودت آسیب نزنی
وقتی که خودتو به اطراف میکبی، به خاطر آثار جانبی دارو
میدونم که قبلاً هم همینطوری انجامش دادم، ولی بسته بشم؟
یه جوراب تو دهنم؟
یه راه دیگهای نیست که کمتر...چه میدونم، وحشیانه باشه؟
وحشیانه اون بود که پشت یه واگن پوشیده شده خونریزی کنی...
در حالی که شوهر کاشفت سعی داره وحشیها رو دم خلیج نگه داره...
با یه تفنگ اسمیت و وسن و یه پتوی کثیف
کاری که ما اینجا میکنیم دلسوزانهست
وحشیانه؟ این احمقانهترین چیزیه که تابحال شنیدم
خیلی خنده داره. باعث میشه دستم بیحس بشه
آی
خدای من
اون...
حالا دیگه پیش نصفی از مریضاشه
ترجمهای از: thetrueali
Telegram: @thetrueali
پس... دستگاه ایکس ری، ها؟
آره
حکومت مجبورمون کرده اونجا بذاریمش. به خاطر این همه هواپیما ربایی
عجب روش خوبی واسه گذروندن شنبه شبته
حداقل سو توی مهمونی بچهاش داره خوش میگذرونه
شاید عاقل برگرده
گوش کن...پسرم...
بله؟
میخوای بپیچی سمت بزرگراه جک روبی؟
اوه، آره. وگرنه میخوریم به ترافیک فرندیل
فرندیل چه عنیه؟
- اونا گذرگاه مرد چینی رو تغییر اسم دادن - نه این کارو نکردن
و یه محل همایش کهنسالها هم جای اون آشغالدونی قدیمی ساختن
وای، شما بچهها عاشق اون آشغالدونی بودید
میدونم اوه، اونجا همونجایی بود که اون...
یخچاله که دست داشت رو پیدا کردیم
اوه، آره با یه حلقه تو دستش
امشب، چیپسی وایت در برنامهی دو تا بال رو شونمه
و بعد همسایهی گیج موردعلاقهی آمریکا یه بچه پلنگ رو نجات میده، در برنامهی بازم بروس اومده
بازم بروس اومده
بیرون، بیرون، بیرون
این یه قسمت ویژهی بازم بروس اومدهست
درست بعد از یه قسمت قابل پیشبینی از دوتا بال رو شونمه
دکتر مک کلیستر بیچاره
اون تموم بچههام رو به دنیا آورد، و خودم رو
و مادربزرگمو
حالا چیکار باید کنم؟
بدون اون بهتری، عزیزم
نباید پشت سر مرده حرف زد، ولی مرد هیچ حواس نداشت
یه بار یه بسته سیگار لاکی استرایکز توی شکم یه بچه جا گذاشت
حالا، بیا برگههای هزینه رو بدیم شوهرت امضا کنه و بفرستیمت بری خونه
اینطور در نظر میگیرم که اون توی مشروب فروشی طبقه پایینه
نه، اون قرار بود امروز تو خونه مشروب بخوره، ولی تماسامو جواب نمیده
چند بار زنگ زدم جواب نداد
اوه، این یه جریان دیگهست
باهام بیا
متأسفانه هیچ زنی رو نمیتونیم ترخیص کنیم...
تا وقتی که شوهرش یا نزدیکترین خویشاوند مردش کاغذا رو امضا کنه
چی؟ این نمیتونه درست باشه
اوه، متاسفانه هست
از موقعی که از مالاریا استفاده میکردیم که آبله رو درمان کنیم، این سیاست بیمارستان بوده
- اینجا بمون - بدون صاحب؟
مطمئنم زود شوهرتو خبردار میکنی
- خانوم دلوکیو، شوهرتون زنگ زد - آره؟
اون داره گلف سی و شیش دست بازی میکنه. نه هیجده دست
خدایا
یا خدا، یالا فرانک، کجایی؟
آنتونی
کجایی رفیق کوچولو؟
من تو رو واسه چند ساعت مسئول بچهها کردم...
و این اتفاقیه که میفته؟
چرا بچهی عزیزم توی تخت خوابش که بالاش در داره نبود؟
میخوای بذاری اونجوری باهات حرف بزنه...
یا میخوای زیرپوشتو دربیاری و مثل یه مرد کتکش بزنی؟
بعد از اینکه آنتونی رو پیدا کردیم به حساب تو هم میرسم
- اون بیرون تو حیات وحشه - آخ
ها؟
حالا دیگه نمیتونم به مسابقهی هاکی برسم
کی قراره توپا رو بگیره؟
بذار مامانبزرگ رز ببرتت
خوش میگذره
از موقعی که بابابزرگت کمرش گرفت...
موقعی که رو جنازهی موسولینی سنگ میریخت، رانندگی نکردم
عجب آهنگ خوبیه
اوه، ممنون، آره. ویک، همسایمون، خیلی آدم خوبیه
اون میخواد بذارتش تو ایستگاه رادیوییش و توی مبلاش ماهی داره
به هر حال، اون گفت اینو راجع به تو نوشتم
خب، نوشتی؟
خب، راجع به این نوشتم که چقدر احساس خوبی دارم...
وقتی با توئم، پس... آره
خب، از اونجایی که من سوژهتم، ده درصد سود کار میرسه به من
ده درصد؟ این تقریباً میشه نصفش
شوخی میکنم دخترا هم میتونن شوخی کنن، میدونی
اوه، البته. من شوخی رو میفهمم. و دخترا رو هم
خیلی اسکلی
خودت خیلی اسکلی
ناراحت نمیشی اگه به همه راجع به این اتفاق بگم؟
خدا رو شکر هاکی اومد
کل روزم ریده بود
بابام کونیه، و معلوم شد که بابابزرگم یه کونی پیرتره
خب، حداقل یه بابابزرگ داری
بابابزرگ من توی دودکش یه خونه که میخواست ازش دزدی کنه زجرکش شد، وقتی شومینه رو روشن کردن
خیلی خب، گوش کنید بچهها. یه نقشههایی واسه بازی دارم
پس تنها کاری که باید بکنید اینه که با چهار گل یا کمتر ببازید...
و فیتزی حقوق روزمزدشو میگیره
ما براتون پول درمیاریم، قربان
خیلی خب، بیارید دستاتونو اینجا
یک، دو، سه
شرط رو انجام بدیم. آره
- آنتونی - آنتونی
آنتونی
بیا پیش مامانی، و بهت اجازه میدم با فندک بابایی بازی کنی
بیا گربه جون
آخ
دوتا بال رو شونهام
اون عاشق باله
خیلی باحاله. میتونی هرکاری میخوای بکنی، بدون اینکه پدر و مادرت مزاحمت باشن
آره. بچهی مواظب خونه بودن خیلی عشقه
چیزی نیستو هیچی توش نیست
بابام همهی عکسای خونوادگیمونو واسه یه جفت لاستیک برفی کعامله کرد
هی، بیا یه چی بخوریم
یه قوطی سوسیس وینی از گرمخونهی مردا دزدیدم
و چند تا هم چکمه دزدیدم واسه وقتی که بزرگتر شدم
اون جیمی لعنتی، احتمالاً اون سوسیسا رو کرده تو سوراخ ریدنش
مشکلی نیست
نگران نباش. میدونم چطوری همهی غذایی که میخواییم رو بدست بیاریم
مجانی
کلیدای مدرسه که دست بابامه
- اوه، یالا - چقدر قراره طول بکشه؟
واسه این کارا وقت ندارم
من باید برم پلاتزبورگ تا غازی رو که برای ساخت کت جدیدم میخواد استفاده بشه رو تحویل بگیرم
کی این دستگاه میخواد درست بشه؟
تو چیزی که ازش سر در نمیاری دخالت نکن، حرفهای ها دارن کار میکنن
فکر کنم تسمه رو درست کردم روشنش کن
قرار بود صدای جلز و ولز بده؟
هی! هی! چه غلطی دارید میکنید؟
وقتی روشنه نباید داخلش باشید ممکنه خراب بشه. برید بیرون
کسی دیگه هم بوی حافظه سوخته به مشامش میرسه؟
- این غیر قابل قبوله - ساعت هاست منتظریم
خانوما و آقایون من فرانک مورفیام...
و رئیس خدمات زمینی موهیکان هستم
حالا، حکومت تعهد داده که ایمنی شما اولویت اولمونه...
پس نمیتونیم بذاریم سوار پروازهاتون بشید، تا وقتی که دستگاه درست بشه...
و بتونیم چمدوناتون رو اسکن کنیم
ولی اوضاع رو تحت کنترل دارم
اون میتونست منو بکشه
خدا لعنتش کنه
تو میتونی پسرم. دیگه هیچ قسمتیش نمونده که بخواد بیفته ازش
- بابا چیکار داری میکنی؟ - نگران نباشید، رفقا...
حداقل این کسخل هواپیما رو نمیخواد برونه
- داری آبرومو میبری - دارم جو رو عوض میکنم
آره، با ریدن به من
خدایا، فرانسیس. فقط میخوام کمکت کنم
خب کمک نمیکنی. داری مثل همیشه نابودم میکنی
تو خیلی حساسی
- کل نسلتون - هر دفعه تو سرکوبم میکنی
تعجبی نداره که چرا نتیجهای بهتر از مساوی توی جنگ کره بدست نیاوردید
باشه، باشه
کمک منو نمیخوای؟ کمکت نمیکنم
موفق باشی، فرانسین
- این نسل خیلی حساسن - همش تخریبم میکنه
از اینکه شنیدم تصادف کردی متاسفم، سو، ولی فرانک اینجا نیست
من چند ساعته که ندیدمش، و چراغای خونتونم روشن نیست
ممنون، گومر
ولی چرا تو تلفن خونهی آقای هلتزواسر رو جواب میدی؟
من اینجا بودم که...
غذا بدم به...
خاکستر زنش
اوه پسر، بهتره توی زیرشیروونی قایم بشم
گه توش. گه توش. گه توش
کدوم گوری میتونه باشه؟
- سلام - یا خود خدا
یه راه دیگه هست به مادر طبیعت گوش کن
طبیعت توی بیمارستان جایی نداره
برو کس و شراتو یه جا دیگه تفت بده
شرمنده بابت اون دیوونه
در تلاشیم بیمارستانمونو تبدیل به یه محیط خوشآیند کنیم
منو میگه
کجایی، فرانک؟
اتاق اصلاحات، از کانزاس اوهایو...
مفتخر است که تقدیم کند... آقای چیپسی وایت
بال روی شونهام
سلام، خوشگلا
این شامل همهی آقایونی که خانوماشون رو همراهی میکنن هم میشه
No comments yet. Be the first to leave one.