Mr. & Mrs. Smith

Mr. & Mrs. Smith

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Mr and Mrs Smith S01E06 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
تعليق من KiarashNg

الوسوم

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
x265
HEVC
2CH
نشرت في: 2024-02-02
تنزيلات: 76
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کلبه‌ام رو منفجر کردی.

‫تو بدون مشورت با من،

‫سرخود خونه خریدی.

‫جان!

‫نباید این‌جوری سرکشانه عمل کنی.

‫شانس آوردیم که دوباره شکست نخوردیم.

‫خیلی‌خب.

‫جان، می‌خوای بعد از وقایع امروز،

‫پای بچه‌ای رو به این زندگی باز کنی؟

‫- پس خانواده چی می‌شه؟ پس... ‫- گمون نمی‌کردم...

‫این‌قدر ساده‌انگار و سنتی باشی.

‫من رو احمق خطاب نکن، ‫آخه اصلا...

‫یعنی دلخوری ‫که نجاتمون دادم؟

‫دلخورم که می‌گی ‫همه‌چی کار خودت بود.

‫با هم عهد بستیم...

‫مقدار مناسبی پول در بیاریم ‫و بعدش...

‫راهمون رو جدا کنیم.

‫آره، انگار می‌تونین به همین راحتی...

‫از هم جدا بشین ‫و کنار بکشین، انگار...

‫مگه می‌شه شرکت ‫این‌قدر انعطاف‌پذیر باشه؟

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫ ‫

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- اینجا خیلی قشنگه. ‫- آره.

‫- خیلی خوبه که همین‌جا کار می‌کنین. ‫- ممنون.

‫ممنون. بالاخره از شهر خارج شدیم.

‫اینجا خونه نقلی آرزوهامه.

‫- خب، خیلی قشنگه. ‫- آره.

‫ممنون. اینجا...

‫اینجا خیلی حس عرضه می‌کنم.

‫خیلی قشنگه.

‫- حرف نداره. ‫- آره.

‫- آره. ‫- خب...

‫چی شد که اومدین تراپی؟

‫اِم...

‫«آقا و خانم اسمیت»

‫به نظرم...

‫من و جین اخیرا...

‫در برخی مسائل اتفاق نظر نداریم.

‫- اوهوم. ‫- آره. اِم، به نظرم...

‫به نظرم جان خیال می‌کنه...

‫رئیسمون من رو بیشتر دوست داره.

‫- خب، واقعا داره دیگه. ‫- ولی...

‫- یعنی واقعا بیشت دوسـ... ‫- خب...

‫واقعا بیشت دوسـ.... یـ...

‫خب، می‌خواست جام رو بگیری.

‫- ازت خواست... جام رو بگیری. ‫- من هم گفتم:

‫«به هیچ‌وجه»، یادته؟

‫گفتم: «جان همکار خیلی خوبیه،»

‫اِم، واقعا هم هیست...

‫آره دیگه، اصلا...

‫گفتم نمی‌خوام بدون اون ‫ترفیع بگیرم.

‫- یعنی همکارین؟ ‫- آره.

‫خب، شغلتون چیه؟

‫- اِم... ‫- اِم، مهندس...

‫- مهندس نرم‌افزاریم. ‫- مهندس نرم‌افزاریم.

‫خب، دیگه در چه زمینه‌ای ‫اتفاق نظر ندارین؟

‫اِم...

‫در مسائل مربوط به بچه.

‫- مسائل مربوط به بچه. ‫- آره.

‫موضوع خیلی مهمیه.

‫آره.

‫بیاین از بچه‌ها بگیم.

‫- باشه. ‫- خیلی‌خب.

‫می‌خوای...

‫اِم، من مـ... ‫من می‌خوام بچه‌دار بشیم...

‫- اوهوم... ‫- ولی ایشون نمی‌خواد.

‫- هوم. هوم. ‫- آره.

‫به چه دلایلی نمی‌خوای ‫بچه‌دار بشی جین؟

‫اگه... صـ...

‫صرفا حس می‌کنم ‫با توجه به شغلمون،

‫مسئولیت‌پذیرانه محسوب نمی‌شه.

‫مگه شغلتون مهندسی نرم‌افزار نیست؟

‫- آره، به نظرم این‌جوری... ‫- آره.

‫- خیلی دچار استرس می‌شن، متوجهین؟ ‫- راستش،

‫- شغلمون خیلی سریع پیش می‌ره. ‫- اضطراب زیادی داره.

‫اصلا نمی‌دونستم مهندسی نرم‌افزار ‫این‌قدر پراضطرابه.

‫آره. ‫خیلی تحت...

‫- فشاریم. ‫- گاهی اوقات هستیم.

‫خب، همکارین،

‫- با هم زندگی می‌کنین... ‫- هوم.

‫چطوره؟

‫- خوبه. ‫- قلق داره.

‫عجب.

‫- قلق داره؟ ‫- اشکالی نداره.

‫چنین اتفاقی... ‫رایجه.

‫واسه همین اینجا نشستیم.

‫خب، می‌شه بپرسم چه قلقی داره؟

‫یا به نظرت از چه لحاظی...

‫- قلق داره؟ ‫- قلق داره؟

‫- چرا؟ ‫- خب...

‫از اون شرایطیه...

‫که حس می‌کنم معمولا...

‫می‌خواد همه‌چی تحت کنترلش باشه.

‫- هوم. ‫- شرایط تحت کنترلش باشه...

‫خیلی جالبه.

‫موافق نیستم.

‫اِم، به نظرم داره کمی بی‌انصافی می‌کنه.

‫چنین حسی دارم دیگه.

‫من هم حس می‌کنم ‫حرفت بی‌انصافیه.

‫می‌شه برام مثالی بزنی؟

‫- اِم، آره... ‫- می‌شه مفهومش رو...

‫- واسه من و جین بگی؟ ‫- اِم، آره...

‫راستش، مثلا همون کاری ‫که هفته پیش...

‫آخرهفته انجام داده بودیم.

‫چند نفرن؟

‫سه نفرن. ظاهرا فقط یکیشون مسلحه.

‫لباس‌زرده رو می‌گم.

‫می‌خوام این‌دفعه خودم عمل کنم.

‫می‌خوای خودت عمل کنی؟

‫مطمئنی از پسش برمیای؟

‫آره.

‫باید کارم رو به های‌های نشون بدم.

‫اگه مشکلی پیش اومد،

‫تو صدام رو می‌شنوی که می‌گم: ‫«باید برم مستراح.»

‫فکر افتضاحیه.

‫اگه واقعا مجبور بشی بری مستراح چی؟

‫واقعا مجبور نمی‌شم برم مستراح.

‫حداکثر نیم‌ساعته تمومه.

‫مربوط به شغلتون می‌شد...

‫یا صرفا از دوستانت بودن جان؟

‫مشتریانی بودن...

‫که سعی داشتیم...

‫باهاشون قرارداد ببندیم.

‫- یا مـ... آره، مجابشون کنیم. ‫- آره.

‫خب، باهاشون قرارداد بستین؟

‫گفتی اسمت چی بود؟

‫- جان بودی؟ ‫- آره، جانم.

‫نمی‌دونستم لیف نیویورک هم فامیل داره.

‫از خانواده‌اش نمی‌گه؟

‫نه.

‫آره، خلیف این‌جوریه دیگه.

‫هستم.

‫اون‌ها رو نخور پسر. ‫مال یه سال پیشن داداش.

‫پرتزل با کره بادوم‌زمینی...

‫ترکیب بی‌نقصیه.

‫ای بابا، عجیبه که رایج‌تر نیست.

‫بازاریابیشون خوب نیست.

‫راستش، بازاریابی خیلی مهمه.

‫همین اواخر داشتم با رفقامون ‫از پلیس‌ها می‌گفتن.

‫بازاریابیشون خیلی خوبه. ‫راستش، همین...

‫حتی میشل اوباما هم می‌گفت:

‫«کاش ریاست‌جمهوری بودجه بازاریابی داشت.»

‫آخه دید مردم خیلی مهمه. ‫دیدگاهشون نسبت به آدم...

‫- با رفتارشون رابطه مستقیم داره، متوجهین؟ ‫- هوم.

‫بازاریابی پلیس‌ها هم خیلی خوبه.

‫سیاه‌پوستان باید بهتر بازاریابی کنن.

‫وای، پروپاگاندای پلیس‌ها خیلی قویه.

‫زیاد هم خرابکاری نمی‌کنن.

‫وقتی هم خرابکاری می‌کنن،

‫کاری می‌کنن سه‌سوته فراموشش کنیم.

‫- اوهوم. ‫- فرداش بهشون می‌گن سر صحنه جرم...

‫- از اون رقص‌های «تیک‌تاک» اجرا کنن. ‫- دقیقا، آره.

‫این‌جوری می‌شینن و...

‫دقیقا همینه کاکاسیاه.

‫- دقیقا همینه. ‫- داشت خیلی طولش می‌داد.

‫نه، صرفا خوشت نمیاد ‫که داشتم بدون تو خوب پیش می‌رفتم.

‫- اصلا... ‫- مشـ... مشکلمون همینه.

‫آها، حس می‌کنی این مسئله ‫رو اعصاب جینه؟

‫خودم می‌دونم هست. ‫یعنی...

‫اگه راستش رو بخواین، ‫من داشتم با سیاه‌پوستان...

‫خو می‌گرفتم،

‫- وای خدایا. ‫- ولی مهارت خودش...

‫در این زمینه چندان خوب نیست.

‫خلاصه دسترسی من در حدی بود...

‫که خیلی فراتر از خودشه ‫و رو اعصابش رفته بود.

‫با یه مشت مرد اونجا نشسته بودی ‫و داشتن...

‫از دخترها می‌گفتن، ‫از دخترهای مطیع می‌گفتن...

‫- و اصلا... ‫- نه.

‫داشتین سر مسائل جنسیت‌زده خو می‌گرفتین.

‫- مشکلم همین بود. ‫- چطور مگه؟

‫بیشتر توضیح بده.

‫نه، داشتیم از میا می‌گفتیم.

‫می‌دونین قدیم‌ها ‫شیفته کی بودم؟

‫میا.

‫- سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ رو می‌گی؟ ‫- مایا رو یادمه. وای، پشم‌هام.

‫اون موقع ساعت ۴:۰۰ بعدازظهر...

‫سریع می‌اومدم خونه، ‫می‌زدم «ام‌تی‌وی»، همین‌جوری می‌نشستم...

‫و سعی می‌کردم سیسکو رو نادیده بگیرم.

‫اصلا انگار...

‫«پشم‌هام کاکاسیاه.»

‫اصلا واقعا میا چی شد؟

‫موضوع بحثمون هم ‫دقیقا همین بود.

‫داشتیم می‌گفتیم ‫احتمالا با یه مایه‌دار ازدواج کرده...

‫و بعدش با خودش گفته: ‫«به این کارها نیازی ندارم»...

‫- و تصمیم گرفته به زندگی خودش برسه. ‫- آره.

‫با خودش گفت: «عه، الان دیگه خودم...» ‫ولی به نظرم...

‫داشتیم می‌گفتیم: ‫«راستی، اون آهنگه رو یادتونه که...»

‫آره، یادمه. آره، آره.

‫- یادمه عاشق ویدیوش بودم. ‫- وای.

‫- خیلی خوبه. ‫- آره.

‫- با سیسکو بود؟ ‫- آره.

‫صرفا داشتیم می‌گفتیم ‫چقدر عاشق میا هستیم.

‫اوهوم.

‫- حین. ‫- اوهوم؟

‫الان خیلی چیزها از زبان بدنت معلومه.

‫مشکلم در این زمینه...

More Farsi Persian subtitles for Mr. & Mrs. Smith

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left