أول 200 سطر.
« ایستکاه انجلز فلایت »
خب ، تا حالا که شما دو نفر کارتونو خوب انجام دادین
پس ، آروم باشید ، و درست نفس بکِشید
تقریباً تمومه
دارن چی میگن؟
خفه شو
نباید اینجوری با زنت صحبت کنی
اون خیلی سختی کِشیده
گوش کن!
نه ، تو گوش کن
تو گوش کن و هر کوفتی که بهت میگم رو مو به مو انجام بده
وگرنه اصلاً عاقبت خوشی نداره
میزی که پشت سرت هست رو میبینی؟
چمدون کیری قشنگتو بذار روش
تا پسرم رو نبینم نمیذارم
خیلیخب
بالای خیابون دارن اون واگن رو پُر میکنن ،
بچهت توی اون واگنه
چمدونت رو بذار رو میز و بازش کن
بـ...بـ...باشه. گوشی...گوشی دستت
پشت خطم
یه لحظه بچه رو بهت نشون میدیم
همین که بچهت رو دیدی ، بدو پایین خیابون
بچه رو از تو واگن بردار ، پشت سرتو هم نگاه نکن ،
و تا آخر عمرت هم حرفی ازش نزن
تو واگنه. چارلی تو واگنه
سوءتفاهمی که وجود نداره؟
- ابداً - خواهش میکنم. تو رو خدا بهش صدمه نزنین
داره میاد
چارلی
بریم ، بریم!
- ببخشید - برو کنار ، برو کنار
ببخشید
چارلی. عزیزم ، چارلی
یا پیغمبر
چه پسر شجاعی هستی
گریه نمیکنی
متیو. متیو
بله
چی شده؟ پسرمون چش شده؟
چش شده؟
چارلی!
خدای بزرگ!
کمک! کمک!
خدای بزرگ!
کمک!
کمک!
« پـری مـیـسـن »
خیلیخب ، مِیسون ، یه سؤال
آیا از هیجانات زندگی محروم شدی؟
احتمالاً
عشق و عاشقی و هیجان؟
اولین باره به گوشم میخوره
شاید بهتر باشه کتاب «دخترِ ماتیکی» از اِدنا راب وبستر رو بخونی
اولین باره به گوشم میخوره
آخه ، چی میدونی؟ از امروز شروع میشه
چهل سِنت واسه دوتا قهوه و نونِ تُست؟
چند گالن سوخت میریزی تو کامیون؟
- ۶ تا - ۶ گالن؟
یعنی ۳ روز غذا ۲ روز دیگه هم سوخت
آره. برو بریم
فصل اول
فروشگاه بزرگ پَپ و فرزندش ،
بزرگترین مؤسسۀ تجاری توی میچلفیلد
- داشت سر و صدایی به پا... - اس.اس چابی داره راه میافته
- آهای. بیخیال - با اِدنا خداحافظی کن
برو بیرون بیوفت جلوش ، منم از عقب دنبالش میکنم
- صندوق عقبش پر و پیمونه ها - برو
« یا امشب یا هیچوقت » « با چابی کارمایکل ببینید »
« فرصت رو دریاب »
شوخیت گرفته
باید بریم سینما
آهای!
بس کن بابا
اسبه یه تیپا زد تو کونش ،
چرا نخندیدی؟
من تو مزرعه بزرگ شدم
فرمونش لقِ لقه
- چیکارش کردی؟ - هیچ کاریش نکردم
میدونی ، ممکنه چابی ببینه یه کامیون حمل شیر
داره تو شهر تعقیبش میکنه و دیگه دست از پا خطا نکنه
اگه خودت ماشین نداری ، نِق نزن
تقصیر من نیست ، روتی محورش رو شکوند
- بازم نق میزنی - دلیل نمیشه فقط
واسه اینکه یارو صداش زیر هست ،
راه امرار معاشش رو ازش سلب کنی
اون به خیلیها حال داده
خب ، به من که اصلاً حال نمیده
۳ روز علافشم تا یه حالی به کیرش بده
استودیو باهاش قرارداد بست ، باید بهش پایبند باشن
کی براش مهمه وقتی شلوارش رو داده پایین چیکار میکنه؟
والت لبارون براش مهمه
اون داره بهت پول میده
بند اخلاقی قرارداد ، بند اخلاقی قرارداد
کل شهر رو باید گوشمالی داد
هِی ، داره میره راست
نگاه
سلام ، چابی
خب ، سلام ، مو قرمزی
عجب
سلام - - برو بریم
ببین ، چطوره من یه نگاه بندازم و تو توی کامیون بمونی؟
حتماً
میدونی ، مشکل خودته. تو زندگی هیچ عشق و حالی نمیکنی
ببند دهنتو
وای خدا. اووف
پیت ، کامیون رو روشن کن!
پیت ، ماشینو روشن کن!
حرومزاده!
میگیرمت ، قرمدنگ!
حرومزادهها!
میکُشمتون ، کیرخورها!
آره!
چابی ، حرومزادۀ معروف!
کفشش رو پرت کرد سمتم
من دو آتیشهترین طرفدارتم!
عصر بخیر ، ریگوبرتو. میشه دروازه رو باز کنی؟
اگه رمز رو بگی ، میشه
رمز عبور درمورد دلقکه
دلقک تو رو میبره - ایولا -
اسپانیایی نگم نمیشه؟
اینجا قبلاً به کل اسپانیایی بود
« مرجوع شود » « به علت عدم الصاق تمبر کافی ارسال نشد »
« اخطار سوم »
گندش بزنن
داری چیکار میکنی؟ میخوای خودتو به کُشتن بدی؟
صبحونه میخوای؟
بیا ، راه بیا ، راه بیا
آفرین. آفرین. آفرین
یونجهت رو بخور. به باند هم نزدیک نشو
بیا
همینجا بمون
بحث تو نیست
اونها حتی نمیخوان من اینجا باشم
«خیال میکردم اضافه شدن دیالوگ به فیلمها دیگه خونۀ آخر سینماست»
ولی بهوضوح ،
طرف چیزهای زیادی برای ارائه به مردم دنیا داره
چطوری اومدی اینجا؟
« دلقک تو رو میبره »
به همین سادگی...رمز عبور رو بهت گفت؟
خب ، من وکیل متقاعدکنندهای هستم
- بعضاً اینو یادت میره - اوهوم
سعی میکنم خیلی چیزها یادم بره
گاهی وقتها باید قبول کنی که این جواب نمیده
منظورت چیه؟
بذار از قول مُردهها حرف بزنم و
بگم که مامان بابات اینو برات نمیخواستن
مزرعه هنوز پابرجاست
چند تا لگن رو تخته
ای.بی ، چی میخوای؟
هرمن بَگِرلی دیشب باهام تماس گرفت
بهت زنگ زدم ، جواب ندادی
هرمن بَگِرلی دیگه کیه؟
یه کاسب کلهگنده ، پسر جون. در حیطۀ خرید و فروشِ چوب و املاک
یکی از خرپولهای شهر
اونوقت با تو چیکار داره؟
قبلاًها کمکش کردم
توی بعضی از مسائل کاری که نیازمند احتیاط و
- مهارتن - آره ، واسه ساعتی
- ۲۰ دلار - خب ، آدم باید امرار معاش کنه
بهنظرم جفتمون اینو درک میکنیم
برای چی منو لازم داری ، ای.بی؟
چون یکی از دوستهاش توی دردسر افتاده
پای پلیس به قضیه باز شده و تو هم کارِت خوبه
ساعت ۳ توی دفترم باش
شاید نتونم بیام ، امروز کلی کار سرم ریخته
سر ماجرای چابی ، به دادگاه احضار شدم
بهم پول میدن تا بهعنوان شاهد سرنوشتساز توی دادگاه حضور پیدا کنم
- پروندۀ فرانک دیلان رو میگم - بَگِرلی مایهداره
- فرصت خوبی برای هر دومونه - جدی؟ میخواد
یه کارخانهى لبنیاتیِ دو گاوه که وسط یه فرودگاه هست رو بخره؟
جدی تو فکر فروشی؟
ای.بی ، ۳ ماهه ندیدمت
خب ، کار زیاد نبود ، پسر جون
انکارش نمیکنم
ولی این کار مهمی هست
ساعت ۳ ، کت و شلوار شیکت رو بپوش
کت و شلوار شیکم همینه
تخممرغ ریخته رو کراواتت
وای ، پسر
آره ، خودشه
اصلاً اینجا نسبیگرایی اخلاقی مطرح نمیشه
آخه...
داره غذا میخوره
- مطمئنم پای کدوتنبله - تقصیر مدیر برنامهشه
آخه ، میدونی ، خودم هیچی علیه طرف ندارم ، ولی...
من نیومدم اینجا کسی رو قضاوت کنم ، آقای لبارون
فقط پولم رو میخوام
به یه نفر میگم یه چک برات بنویسه
میچ ، لطفاً منو به امور مالی وصل کن
قرارمون چقدر بود ، ۲۰۰ دلار؟
قرارمون همین بود. البته ، ۲۰۰ تا برای
عکسهای چابی کارمایکل بود ، منتها...
دست بر قضا اینها عکسهای ولما فولر هستن
یا باید بهش بگم «مو قرمزی»؟
امور مالی
الو؟ الو...
خیلیخب
چقدر مد نظر داشتی؟
۵۰۰ دلار بهنظر منصفانهست
No comments yet. Be the first to leave one.