أول 200 سطر.
... آنچه گذشت
تستش کن
رنگ آليسونه
نميتوني جدا فکر کني که يه دختر کور وارد خونه من شده
نگفتم که جنا تنها بوده
نميخواين که برين به جايي که توبي هست ، درسته ؟
شما فکر ميکنيد اون سگ خونگيشو
ميبنده کنار رژ لبش ؟
از رنگش خوشت مياد ؟
اون تو اين شهر زندگي ميکنه ... بايد ببينمش ، بايد
فکر ميکني دارن روش کار ميکنن ؟
واقعا نميدونم
اگه ازم ميخواي که به سئوالات بيشتري جواب بدم
بزارين برگردم اداره و ببينم ديگه چي ميتونم پيدا کنم
روان درماني
تو روانپزشکشي ؟
نظر من تو در مورد " دوستانه بودن " خيلي فرق داره
سرويس خشني بود - اگه بخواي ميتوني با يکي ديگه بياي جشن -
شايد بايد همين کارو کني - چرا بايد همچين کاري کنم -
داستان اين نيست که من ميخوام با يکي ديگه برم
قشنگه ، کي درسش کرده ؟
يکي از بچه هاي مدرسه
خب ، هرکي بوده بايد خيلي دوست داشته باشه
رفيق ول معطلي
بعد از همه اينها اون ديپلمش رو ميگيره
به چند تا از دوستات اينو گفتي ؟؟
نگفتم اگه " اي " ميدونه
فکر کنم " بي " و " سي " ، خلاصه همه ميدونن
سلام
چيکار داري ميکني ؟
مداخله
ما مجله هاي کهنه رو مياريمو ميبريم
اما نميتوني هيچکدومشون رو داشته باشي
تا وقتي که واسشون زحمت نکشي
مشکلشون چيه ؟ - هيچي -
هيچي فقط شروع ميکنن بچسبن به پوستت
خب ، راحتن
بعلاوه ، ما چطور ميخوايم يه لباس مناسب جشن فارغ التحصيلي انتخاب کنيم
اگه تو چندتاشو امتحان نکني
آسونه ، من نميام
منظورت چيه نمياي ؟
نميتوني نري
در عوضش ميخواي چيکار کني ؟
نميدونم ، فکر کنم همينارو ميخونم
بعد سرمو ميکنم تو بطري و دلقک بازي در ميارم
هي ، ببين ، اينکه خودتو از دنياي بيرونت جدا کني
به پدر و مادرت کمکي نميکنه
گذشته از اين ، اونا شايد دارن خودشون روي اين مسئله کار ميکنن
اونا دارن کاملا بي پرده باهم صحبت ميکنن
همه مردم عصباني ميشن
معنيش اين نيست که همه چي تمومه
اميلي ، دعواي اونا واسه اين نيست
که پدرش سالگرد ازدواجشون رو يادش رفته
اون با يکي از دانش آموزاش خوابيده
متاسفم
من فقط دارم ميگم که جمعه يه اتفاقاتي ميوفته
و دوشنبه همه چيز بخشيده ميشه
يه سري چيزها هست که احتياج به زمان داره
آره ، شايد
خب پس مياي ، زودباش
... خدا
راجع بهش فکر ميکنم
اگه نمياي
ميتوني به صورت غيابي راي بدي ؟
چيه ؟ من به راي اون نياز دارم
هانا ، بس کن
تو الان مطمئنا همه راي هارو داري و ملکه ميشي
واقعا ؟ ميتوني يه کارايي واسم انجام بدي ؟
متاسفم ، من قبلا چوب خطم پر شده
من در راس هيئت داورام
سعي ميکنم براي جلوگيري ار آنفولانزا
توي ليوان هاي مردم يخ بريزم تا مجبور نشن از مال هم استفاده کنن
و سعي ميکنم که توي اولين قرارم باحال به نظر بيام
با الکس ؟
صبر کن ببينم ، تو ميخواي تو مراسم آخر سال بياريش ؟
خب ، درسته
خجالتشو ببين
صبر کن - لعنتي من بايد بيام
جدي ميگم بچه ها
اون هيچکس رو اينجا نميشناسه
پس ميتونين تمام تلاشتون رو بکنيد
که احساس غريبي نکنه ؟
نه ، يه برنامه ريزي ميکنيم که خيلي هم تنها نباشه
باشه ، ادامه بدين
امي ، تو با کي ميخواي بياي ؟
فکر کنم با يه دختر بيام
منم همينطور
چرا بچه ها با هم نمياين ؟
شما 2 تا باهم خيلي باحال ميشين
چطوره من شلوار مامانم رو بپوشم
و مثه سامانتا رانسون بشم ؟
کي اهميت ميده که شما با کي مياين ؟
منظورم اينه که ، فقط رقصه
بايد با يکي که باهاش بهتون خوش ميگذره بيان
شايد بخوام با يکي بيام
نميخوام بقيه بيشتر از اون چيزي که هست فکر کنن
تو و بن دوباره با هم دوست شدين ؟
نه ، نه ، البته که نه
پس ، دوست مرموزت کيه ؟
من گرسنمه
چي شده ؟ بد شانسي تازه ؟
آره ، کنفسيوس گفته بيخيال يه ملکه دراماتيک بودن بشين
شيرها ، ببرها و هرزه ها
هيچ جا مثه مراسم آخر سال نميشه
اونجا ميبينمتون اي
تمامي حقوق زيرنويس متعلق به مترجم آن است ... اگرچه جز وجدان هيچ قانوني از اين مسئله حمايت نميکند ، اما
: ترجمه و زيرنويس مهرداد اصفهاني
پدر و مادرم آخر هفته از شهر ميرن بيرون
و فکر کنم شايد بتوني شب رو بموني
... من کلي فکر کردم و الان حاضرم که
انجامش بدم
شان ، من الان آماده نيستم
با خودم يه عهدي بستم
و ميخوام که روش بمونم
خوبه ، خوب بچه ها ، بشينيد
ميشه 2 نفر ديگه داوطلب شن ، لطفا ؟
هانا
نميخواي امتحان کني ؟
نه
ديدي ؟ گفتم نه
! پس ميتونم ... پاشو
تو ميتوني تحريک کننده باشي
! لوکاس
اه ، نه من با يه نقش معمولي تر
توي تمرين سکسي راحت ترم
زود باشيد ، شما 2 نفر ، بياين
خب ، ميخواي بياي تو اتاقم ؟
نميتونم اينکارو بکنم
اما تو خيلي منو تحريک ميکني
نه ، منظورم اينه که ، با تو نميتونم اينکار رو بکنم
دخترهايي شبيه اون نزديک پسرهايي شبيه من نميشن
جز وقتي که مشکلات شخصيتي پيدا ميکنن
و يا وقتي که خيلي مست ميکنن
بيشتر بازي کن لوکاس
زود باش
خجالت ميکشم - چرا ؟ -
چون من نيازي ندارم بدونم که چطور از پيشرفتم جلوگيري شده
مثه يه پيوند ژنتيکي بين باربي و شکيرا
اين هرگز اتفاق نميوفته
اتفاقا نکته اين کار براي زماني هست
که اتفاق ميفته و شما الان آماده ميشيد
آقاي مازارا ، يه نگاهي به دلايل بندازين
من قسمت بالايي بدنم براي فرياد زدن قويه
و آخر هفتهام رو تنهايي نينتندو بازي ميکنم
و باکره بودن من هنوز ادامه داره
هر دو تون ، از اول شروع کنيد
خب ، ميخواي بياي اتاقم ؟
آره
هي ، ميتونم باهات صحبت کنم ؟
نه ، جلسه دارم
... نه ، من فقط ديرم شده
سلام
سلام
خيلي وقته نديدمت
اره ، گرفتاريه ديگه
من و بقيه دخترها داريم
روي يه سري از يادگاري هاي آليسون کار ميکنيم
اوه ، درسته
واسه جشن مياي ؟
فکر نکنم
موزيک رقص مورد علاقه من نيست
و شيفته اين کارا نيستم
شايدم بشه
يه موقع هايي همو ببينيم ؟
آره ، بايد همين کار رو کنيم
بايد برم سر کلاس
راهي براي پنهان شدن از مردم
متاسفم - ميتوني امروز بياريشون ؟ -
چيو بيارم ؟ - پرونده جنا رو -
نه ، شيفت کاريم رو کنسل کردن
خب ، يه جوري برو ديگه
يه مطب روان درمانيه
وانمود کن يه مشکل رواني داري
خب اگه من شانس ملکه بودن رو از دست بدم
لازم نيست که وانمود کنم
هانا جدي ميگم
اون پرونده شايد تنها شانس ما باشه
که بفهميم جنا در مورد اون شب چي ميدونه
و اينکه آيا اون و برادر ناتني نقشه اي واسه انتقام دارن ؟
اسپنسر ، من ميارمش ولي چرا اينقدر هولي ؟
به خاطر اون کيک چينيه ؟
به خاطر توبي کاوانا
کسي که تا حالا با يه دخترم نبوده
حالا 2 تا بليط سفارش داده
پس جنا هم مياد
خب اونا به ما قول دادن که مارو اونجا ميبينن ؟
سلام هانا ، اسپنسي
پس درسته که تو
اون پسر رخت خشکنه رو با خودت مياري ؟
اسمش الکسه و درسته همينطوره
بس کن مونا
چيو ؟
به نظر من که خيلي باحاله
با شاهزادش ميرقصه
ميشه واسه من يکمي بستني بياري ؟
دقيقا همون رفتاري بود که من نميخواستم ببينم
کاري به کارش نداشته باش
اون کلا قاطي داره
آره ، مثه يه گاو
چرا تو باهاش دوستي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.