Katyn

Katyn

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Katyn (2007) 720p, 1080p BluRay
تعليق من PayamPop
ترجمه و تنظیم : پیام ایناللو

الوسوم

BluRay
720p
720
1080
نشرت في: 2015-07-07
تنزيلات: 34
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

" بر اساس یک داستان واقعی "

" کاتین "

هفدهم سپتامبر 1939

هي، شما کجا مي خواين برين؟

! آلماني ها پشت سر ما هستن

! روس ها دارن وارد مي شن

! کجا مي خواين برين؟ برگرديد

! روس ها دارن می يان

! سريع تر

آلماني ها پشت سر ما هستن

خانم آنا ... خانم آنا کجا می ريد؟

دنبال شوهرم مي گردم. اونها کجا رفتن؟

شما خبر نداريد؟ روس ها صبح حمله کردن

شوهرم به من گفت زود به کراکف بر می گرده

شوهرم می دونست که در مورد چی صحبت می کنه

... خانم اونها بايد بدونن که جاي ما امنه

چرا مي خواي خودت و اون بچه رو به خطر بندازي؟ منطقي باش

خانم لطفاً برو

نيکا

کجا رفتي؟ خداي من نيکا

... نيکا

بيا، سگ کوچولوي من تو نبايد از هيچي بترسي

من بهت گفتم که از کنار من تکون نخور

اين تنهاست و ترسيده، مامان بذار اين رو با خودمون ببريم

نمي تونيم، ما بايد عجله کنيم. اين سگه شايد اين جا منتظره صاحبشه

... ببخشيد، شما مي دونيد هنگ شماره هشت

کراکف کجاست؟ هيچ هنگي ديگه وجود نداره

افسران اون جا چي؟

يک بيمارستان تو کليسا هست

اونها شايد بدونن، از اونها سوال کن

بابا اينجاست؟ من نمي دونم، بايد بريم ببينيم

مامان اون کت کدوم کت؟

کت بابا، اون کت که نوار آبي داره

اين رو نگه دار

چه اتفاقي افتاده؟ رييس جمهور داره صحبت مي کنه

رييس جمهور داره سخنراني مي کنه ! بياين اينجا

تا امروز ما در مقابل حمله مقاومت کرديم ...

در برابر تمام حمله هاي وحشيانه آلماني ها

ولي امروز کشور همسايه شرقي مون هم به ما حمله کرده

و تمام پيمان ها و اصول هاي اخلاقي رو زير پا گذاشته

براي اونها ورشو از اهميت خيلي زيادي برخورداره

کي داره حرف مي زنه؟ مولوتوف، وزير امور خارجه شوروي

روس ها همه جا هستند افسرها کجا هستند؟

اگر اونها هنوز اين جا باشن بايد تو توقف گاه "پي اُ وي" باشن

قرار بوده اونها رو به روسيه بفرستند ممنونم، نيکا عجله کن

شما مي تونيد اين رو پيش من بذاريد من مي خوام باهات بيام

همين جا بمون عزيزم من خيلي زود با بابا بر مي گردم

من يک دوچرخه ديگه هم دارم اون يکي رو هم براي شوهرتون ببريد

من زود بر مي گردم گرشو، با خانم همراهي کن

با دوچرخه برو و اونها رو بيار اين جا

روس ها وارد لهستان شدند

توسط تانک هاي روس محاصره شديم و به ناچار تسليم شديم

آن ها براي جنگ با ما آمده بودند، هر چند با ما نجنگيدند

آن ها افسران را از بقيه جدا کردند و اجازه دادند سربازها به خانه برگردند

اما ما افسران را نگه داشتند

سعي مي کنم از لحظه لحظه اينجا براي شما بنويسم

چه اتفاقي براي شما مي افته اگر من اينجا بميرم و نتونم برگردم

ممکنه اين نوشته ها رو براي شما بفرستن

اونها ما رو تقسيم کردن يک لحظه وايستا

داري چيکار مي کني؟

من تصميم گرفتم که هر چيزي رو که اينجا مي بينم، يادداشت کنم

روز به روز

آلماني ها سربازهاي ما رو گرفتند شوروي ها هم افسران ما رو

فرقي نداره اسارت، اسارته

هيچ فرقي بين افسر و سرباز نيست

من فقط بخش تيره رو مي بينم منظورت چيه؟

مسکو موافقت نامه ژنو رو قبول نکرده

تو فکر مي کني که صلح و دوستي اونها چقدر ادامه پيدا بکنه؟

هيتلر اعلام کرده امپراتوري آلمان

و کمونيست ها براي هميشه باقي مي مونن

درود بر نماينده ارتش آلمان

ستوان يکم کوزولف هستم

حداقل هزار سال

تو هيچ وقت دست از مسخره بازي بر نمي داري البته من به عقل خودم هم اطمينان دارم

اين چطوره رفيق؟ خيلي خوبه، خوب

صلح و دوستي اونها يک سال هم ادامه پيدا نمي کنه

بخاطر اينکه اونها شديداً به ما احتياج پيدا مي کنن

کيا؟

يکي بايد بره به سمت اسمولنسک دومي هم بايد بره به سمت بلگراد

و سومي هم بايد بره به سماکارکف

آنا؟ همسرته؟ چرا اون اومده اينجا

اينجا چيکار مي کني آنا؟ چرا تو کراکف نموندي؟

نيکا کجاست؟ ... آندري

... آندري من فکر کردم نيکا کجاست؟

تو اون رو تو کليسا مي بيني

کدوم کليسا؟

کدوم کليسا؟

نزديکه، من يک دوچرخه هم براي تو آوردم

اونها زياد حواسشون نيست من از وسط اونها اومدم اينجا

منظورت چيه؟

من مي خوام که بياي پيش ما

براي اينکه از من و دخترمون مواظبت کني

... آنا به من گوش کن

همسر تو يکي از افسران ارتش لهستانه

اين حرف هات الان بي فايدست

بي فايده؟ من نصف لهستان رو طي کردم تا بيام پيش تو

من به هم رزم هام متعهدم، بايد کنارشون باشم

تو قبل از اين ها به من متعهدي ما با هم پيش خدا سوگند خورديم

تنها مرگ مي تونه ما رو از هم جدا کنه، يادت رفته؟

من با اونها هم پيمان دارم

تو ما رو دوست نداري

نه به خدا، آنا آروم باش خواهش مي کنم

... من ازت خواهش مي کنم، آندري

با زنداني صحبت نکن

آندري همه چيز مرتبه

بابا

بابا نيکا

از پيش ما نرو

بگيرش

ببرش برو عزيزم

مواظب باش

نيکا

بابا

بابا

بابا

... جوانترين فرمانده سواره نظام

فکر کنم اون آبيه از اين بهتر باشه؟

نه همين خوبه ممنون عزيزم

من فکر مي کردم تو داري کار مي کني

من يک روزنامه قديمي پيدا کردم که عکس آندري روي اونه

براي زمانيه که اون جوانترين فرمانده تو ارتش لهستان بود

پسر ما زنده است، اون اسير شده ولي به هر حال زنده است

ممنونم

تو امروز سخنراني داري؟ امروز نه

ما بايد امروز به سخنراني يکي از افسرهاي اس اس گوش کنيم اسمش چي بود؟ ... مولر؟

من قبلا بهت گفته بودم ما بايد براي تو يک لباس جديد بخريم

مولر دکتر مولر

اون يارو درجه علمي داره؟

مولر بود اسمش؟ آره، خودش گفت اسمش مولره

انگار مشاور پليسه

دکتر مولر

... جان

تو نمي توني بري اونجا؟ ...

چيز مهمي نيست همه ما بايد اونجا باشيم

ما نمي تونيم رييس دانشگاه رو تنها بذاريم

آلمان ها بايد باور کنن که همه ما با هم هستيم

تا وقتي که آزادي از دانشگاه ها شروع بشه

کراکف، ششم نوامبر 1939 منطقه اشغال شده

سلام ... سلام

آقاي رييس حالتون چطوره؟

آقايون

ما مطلع شديم که شما تو دانشگاه بدون اجازه و موافقت ما

کلاس ها، سمينارها و امتحانات رو شروع کرديد

بنظر مي رسه که شما تعهدي رو که بايد به اون پايبند باشيد رو فراموش کرديد

اين نوع رفتار شما

به معني دشمني و خصومت با دولت آلمان است

در حقيقت اين دانشگاه به منبع اصلي دشمني و جنگ با آلمان تبديل شده

اين دانشگاه مرکز اصلي تبليغات ضد آلماني شده

! اين دانشگاه تعطيله

! همه شما بازداشت هستيد شما بايد به اردوگاه هاي نظامي براي کار بريد

جايي که شما فرصت کافي براي فکر کردن به کارهايي که تا حالا انجام داديد، داريد

... ببخشيد ! اعتراض بي فايده است

من خودم به نيابت از دانشگاه به اين دستور شما اعتراض دارم

هيچ دليلي براي توضيح به شما وجود نداره و همچنين توضيح و تفسير ممنوعه

هر کسي هم که نافرماني کنه

! کشته مي شه آقاي رييس، شما اول بريد

نوامبر 1939 کمپ کوزيلسک

همه فرار کردند، همه سربازها، همه فرمانده ها، من فقط يک چيز رو نمي دونم

! خيانت وقتي که خودت نمي جنگي

قضاوت کردن در مورد آدم هاي ديگه راحته خود شما به من تفنگ نمي دي

کمپ جايي براي اينکه من دليل قوانين رو براي تو توجيح کنم، نيست

! الان فقط يک چيز وجود داره : خيانت ! دليل اون هم تبليغات روس هاست، ستوان

حقيقت کاملاً با اين چيزي که مي گي، فرق داره خب، پس به اتفاقات روماني نگاه کن

جايي که سي ان سي هم خيانت کرده

وقتي که ما شرايطش رو نداريم و آماده نيستيم، مقصر کيه؟

تاريخ در مورد گناه کار و باعث و باني اين بدبختي ها قضاوت مي کنه

بخاطر اين تمرين هاي نظامي ساده ست البته معذرت مي خوام، ستاره هاي روشونه هاي من خيلي کمه

من يک مهندس هستم، من نقشه ها رو طراحي مي کنم آروم باش، به اين يونيفرم احترام بذار

! يونيفرم لهستان احترام رو به من نشون بده، من با اون هم مي خوام بجنگم

با همديگه دعوا نکنيد. مي خواين اينجا همديگه رو بکشيد؟ قبل از اين که روس ها اين کار رو بکنن؟

ما هنوز با هم تو جنگ هستيم

همه چيز ديگه براي ما تموم شده

ستوان سعي کن که صلح رو با اين براي خودت پيدا کني

نوامبر 1939 منطقه اشغال شده توسط شوروي

! ارتش سرخ شوروي تنها دوست شماست

! هر مقاومتي در برابر اون بي فايده ست

! ارتش سرخ شوروي تنها دوست شماست

! تنها ارتش سرخ مي تونه ملت لهستان رو از چنگال جنگ نجات بده

! و فقط در سايه اون شما مي تونيد در صلح زندگي کنيد

اون بچه رو ساکت کن

اون بچه رو ساکت کنيد

اسم؟ آنا

همسر فرمانده سواره نظام

متولد کراکف در سال 1910 نام دختر هم نيکا

خب، اين درسته، همه چيز مرتبه شما چي مي خواين؟

... من قبلاً دوبار مدارک خودم رو فرستادم به لهستان

فرستادم به ژنرال بله

بخاطر خانواده ام

موسیلینی قبلاً هم به ما حسادت می کرد

این ها چیزهایی است که ما اینجا داریم

شما تو دو دفعه قبلی هم که مدارک خودتون رو فرستادین، پذیرفته نشدید حالا باید چیکار کرد؟

من باز هم درخواست می دم

شرایط شما پذیرفته نیست ! نفر بعدی

من قبل از جنگ تو کراکف زندگی می کردم خانواده من هنوز اون جا زندگی می کنند

اون یکی از شهروندان قبلی دولت مرکزی بوده می تونه برگرده به اونجا؟

نه

لطفاً بذارید من برگردم به کراکف

البته که شما می تونید برگردید ولی شما نمی تونید اینجا رو ترک کنید

کاملاً مشخصه که همسر شما

اسیر شده، شما نمی خواهید منتظر بشید تا اون برگرده؟ این خوب نیست

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left