أول 200 سطر.
شنیدم که پادشاه قدیم مُرده خدا به خیر کنه
سر توماس لنگلی هستم شوالیهی ملکه ایزابلا
داری میگی که بر ضد من توطئه میچینه؟ - نه فقط اون -
این افراد به سلطنت خیانت کردن دارشون بزنید
ولی هنوز هم تحصیلات تو آکسفورد رو لازم داری
تو پولی نداری، مادر
پس خداوند مهربون خودش باید فراهم کنه
بیا پیشم اگه منم تونستم میام
خوشحال میشم
... ترتیبِ یه جشن کوچولو برای نامزدیت با
الفریک بیلدر دادیم
به نام پدر، پسر و روحالقدس
آمین - آمین -
... الفریک بیلدر، آیا تو
کاریس وولر رو به عنوان همسر قانونی خودت اختیار میکنی؟
بله
... کاریس وولر، آیا تو
الفریک بیلدر رو به عنوان همسر ... قانونی خودت اختیار میکنی
... تا بهش عشق بورزی، تعهد داشته باشی و
ازش اطاعت کنی، از امروز تا پایان عمرت؟
بله
میتونید عروس رو ببوسید
لبخند بزن
سر رولند؟
انجام میشه سرورم
اعلیحضرت، اخبار خوبی از "کینگزبریج" آوردم
دو خائن دیگه دستگیر و حلقآویز شدن
راهبی هم بینشون بود؟
نه
باعث تاسفه
به زودی "کینگزبریج" یکبار دیگه از دشمنان پاک شده
پس "کینگزبریج" الان نمونه درخشانی توی قلمروی منه؟
خب، همیشه جا برای پیشرفت هست، اعلیحضرت
چیز خاصی مدنظرتونه؟
خیلی چیزها
ولی بذار با مالیات شروع کنیم
... "آوازهی پشمِ "کینگزبریج
سرتاسر دنیا پیچیده
نباید این یه منبع درآمد خوب باشه؟
در اصل باید بیشتر از اینها باشه ... فکر کنم اطلاع دارید که
اونها همین الانش هم مالیات سنگینی میدن
داری میگی نمیتونن بیشتر بدن؟
نه اعلیحضرت اگه بیشتر نیاز باشه، بیشتر هم میدن
پس مالیات بیشتری نیاز داریم
خیلی بیشتر
یه جنگ تو راهه و جنگها هزینه زیادی دارن
برو
!از اون راهبها هم مالیت بگیر
"کنیگربریج، بازار تابستانه"
محکمهی یه جادوگر شنبه صبح برگزار میشه
آخرین روزِ بازار
"خداوند فرموده: "روزی پایان فرا میرسد
مرگ بر گناهکاران و آتش ابدی بر آنها باد
سر رولند اینجا چیکار میکنه؟ عجیبه پسرهاش هم باهاش هستن
هیچوقت خودش رو کوچیک نمیکنه که بیاد بازار
فکر کنم اومدن که نامزدش رو ببینن
چیشو؟
لیدی مارجری نمیدونستی؟
شونزده سال برای ازدواج اول زیاده، پدر
باید ترسناک باشه
اتفاقاً برعکس ریچارد تو دیدیش، نه؟
خب پدر، لیدی مارجری بارها پیشِ من اعتراف کرده
ولی راستش به جذابیتش توجه نکردم
میتونی پا به پاش پیش بری؟
من ترسی از اتاق خواب ندارم، پسر
فیلیپا دیدش میگه ثروت بادآورده داره
آره، به شما ارث میرسه پسرها
راسته که اربابت میخواد ازدواج کنه؟
چه ارتباطی به تو داره؟
چرا اینقدر خشن؟
فقط از روی کنجکاوی پرسیدم
یه زمانی خوب میشناختمش
تو و خیلی از زنهای دیگه
کسی که قراره زنش بشه رو دیدی؟
اگه منظورت ظاهرشه، جوون و خوشگله
حالا اگه ناراحت نمیشی ... من کارهای مهمتری از
صحبت کردن با تو دارم
البته
الفریک؟ - رفته بیرون -
میدونی کجا میتونم پیداش کنم؟
زیاد به من حرفی نمیزنه
تو اینها رو درست کردی؟
بله من از پروزههای الفریک یه مدل درست میکنم
توی مقیاس کوچیکتر تا مشکلات احتمالیش مشخص بشه
خیلی بااستعدادی
ممنونم
ولی هنوز یه چیزهایی تو ذهنم دارم که میخوام بسازم
ولی نمیدونم از کجا شروع کنم
منم شاگرد بنا بودم
خودم. همیشه میخواستم توی فلورانس درس بخونم
ایتالیا بودید؟
هیچوفت کامل نفهمیدم سازهها چطور تقویت میشن
مطمئنم تو بهتر از من میتونی نقشهخونی کنی
شک دارم
به تواناییهات شک نکن، مرتین
خیلی مهمه
بفرما - یه کم برام نعنا بیار، عزیزم -
آقای کارولی
به این زودی دارید میرید؟ - روز بخیر. کاریس. متی -
چرا دستخالی هستید؟
عمهات دوباره قیمتها رو بالا برده
اگه من نتونم بخرم، هیچ کسِ دیگهای هم نمیتونه
... من دوست دارم دستِ پر از بهترین بازار پشم
توی کشور به خونهام برگردم ... چون گذشتن از اون پل
یه عمر طول کشید
خیلی متاسفم با پدر صحبت میکنم
قبل از برگشتن دوباره بهش فکر میکنم
چرا عرض پل رو بیشتر کردن؟
،فکر کنم همین الان که داریم صحبت میکنیم پدر داره سرش بحث میکنه
بحثِ چی؟ یه بنا استخدام کنید
بریم
مرتین
با من بیا - صبر کن -
نه، نه باید با من بیای، بجنب
چی؟ - توی راه توضیح میدم -
برای صومعه
خدا بهتون برکت بده، آقا
... این بازار در طی یک هفته
بیشتر از درآمد یک سالمون، سود داره ... اگه پل رو عریضتر نکنیم
تجارمون جای دیگهای میرن - این به من مربوط نمیشه -
خب باید بشه
چرا؟ پولش برای تو ـه نه صومعه
خیلیخب پولش رو میدیم
تو بیشتر از ما نمیتونی هزینهاش کنی
الفریک تنها بنایی ـه که داریم و کلی دستمزد میگیره
اگه پل بسته بود وضع از این خیلی بدتر میشد
اینجوری به جایی نمیرسیم مرتین
نظرت رو به ما بگو - .. من -
اون فقط یه شاگرده - بذار صحبت کنه -
خب من تا آخر تابستون که آب رودخونه کمترین عمق رو داره صبر میکنم
پل رو کامل نمیبندمش
ولی باید جای کافی برای کار کردن چند نفر باشه
و قطعاً ارزونتر از الفریک این کارو انجام میدم
ولی این آدم هم پول میخواد
صنف پولش رو میده - ولی بعدش کی صاحبش میشه؟ -
خب معلومه؛ صنف - پس درآمد ما چی؟ -
... درآمد صومعه
از این پل تامین میشه این هرگز تغییری نمیکنه
احمقِ کلهشق
اگه نظر منو بخواید، باید کلاً دوباره ساخته بشه
چرا همچین حرفی میرنی؟
خودتون نگاش کنید دیگه
برای این حجم از تردد ساخته نشده
بعید میدونم بتونه یه سال دیگه دووم بیاره
ممنون که به فکرم بودی
دوست داشتم اینو بپوشی - وای فیلیپا. اینو نگاه کن -
خوشت میاد؟
شاید رولند به عنوان کادوی عروسی اینو بهم بده
قشنگه
بانوی من
نتونستم گوش نکنم سبز کمرنگ با رنگ چشماتون کاملاً هماهنگه
نظر لطف شماست که میگید
ولی چشمهای من آبی ان
فیلیپا! اینجایی
دوباره داری پولم رو خرج میکنی؟
و ایشون هم باید لیدی مارجری باشن
من ویلیام هستم بزرگترین پسرِ سر رولند
و به زودی پسرخواندهی شما میشم
... خانومها، شنیدم که یه گلچین فوقالعاده از
انواعِ پشم اینجا هست بریم ببینیم؟
هی بابا، نگاه کن - بس کن پسر -
اون وسیله امرار معاشمونه که داری باهاش بازی میکنی
نگاش کن. بگیرش - ولفریک. خیلی افتضاحی -
تخممرغهای تازه تخممرغ میخواید قربان؟
نه ممنونم - تخممرغهای تازه -
هی. تو رالف فیتزجرالدی. نه؟
خب که چی؟
وقتی کوچیک بودم تو رو یادمه
خوشتیپترین جوون این اطراف بودی
همهی دخترها عاشقت بودن
حالا چی؟
هنوز هم هستن. بعضیهاشون
اسمت چیه؟
اَنت
پدرم پرکین، اهلِ ویگلی ـه این بساطشه
تو خودت خیلی خوشتیپی، اَنت
اینها تخممرغهای تو ان؟ - مال مرغهام ان -
فکر کنم یه خروس خیلی بزرگ به مرغهات خدمات دادن
دوست داری بریم قدم بزنیم، اَنت؟
نامزدم حسودیش میشه
نامزدت؟
یه ذره احمقه، نه؟
به مشتریهات برس پسر به من خوب رسیدگی میشه
نیازی نیست نگران باشه
من فقط میخوام مرغهات رو ببینم
منم یه خروس بزرگ نشونت میدم که داره قوقولی قوقو میکنه
نامزدم رو ول کن
... دیگه ... دستت
!بهش ... نخوره
!از سر راهم برید کنار
خیلیخب، بچه جون
!تو با من میای - ولم کن -
تو دردسر بزرگی افتادی
بازم شراب بیارید
... تا میتونی ازش لذت ببر
به زودی هیچی باقی نمیمونه
فرانسویها تمام بندرهات رو مسدود کردن
من منتظر کشتیهای جدید میمونم
و مطمئن باش از ساحلهای خودمون محوشون میکنم
ولی من به فرانسه حمله نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.