Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Pretty Little Liars S04E03 قسمت سوم
تعليق من Behrang
ترجمه : بهرنگ (show time تیم ترجمه)

الوسوم

other
نشرت في: 2013-06-28
تنزيلات: 34
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

مروري بر دروغگويانِ کوچکِ زيبا

آر وي رو بُردن

مي توني شنا کني ، اميلي ؟

- من جيک هستم - تدريس خصوصي مي کني ؟

- کي دوست داري شروع کني ؟ - امروز

من ( آر وي ) رو جابجا کردم

اِي بهم گفت که در ازاي رو نوشت هاي مامانم

اونو بهش بدم

شبي که خودشو کشت نوشته بود

هي مامان

سلام عزيزم . اين زاکِ

من و همکارم در حال بررسي پرونده ي

افسر رينولد و کارآگاه ويلدن هستيم

تمامِ مدت توي نيويورک بودي ؟

تو اومدي که ويلدن رو ببري بيرون ؟

اگه منظورت اينه که من کشتمش

بايد بگم : نه

دلت برام تنگ شده ؟

خدايا . صداش شبيه اليِ

اين چه شعريه ؟

شعر نيست... يه شماره تلفنِ

! مامانِ من ارتباطي با اين طوطي کاکل سفيد نداره

- طوطي - حالا هرچي

خب اون پرنده به الي مربوط ميشه

الي به ويلدن ... ويلدن به مامانت

و مامانت به ما و وسيله اي که هيچي راجبش نمي دونيم

شايد مامانم يه کوچولو با ماشين بهش زده باشه

اما اونو نکشته

معلومه که نکشته

هي . شونت چطوره ؟

فردا دوباره به دکتر نشونش ميدم

چرا اين وسايل رو آوردي ؟

وسايل طوطي و خِرت و پِرت هاي ديگه رو آوردم

که يه چيزي از گذشته ي ديلارنتيس و دفترهاي الي گيرمون بياد

خدا ميدونه توش چي نوشته

"نان ، عشق ، موتور 1000"

بنظر راحت ميان

آره . راحتن

جيک چطوره ؟

پسر خوبيه

جدي ميگم . خوبه

قراره امشب همديگرو ببينيم

عاليه

نيازي نيست اينجوري بهم بگي

! مگه چجوري گفتم

اشکال داره آدم به زندگيِ عاشقانه ي مامانش حسودي کنه ؟

وين؟

خب . بيرونِ وين

توي يه قصر روي درياچه

خب . شيريني پزي مي تونه يه کسب و کار جدي توي اتريش باشه

چه مدتي مي خواي بري ؟

کمتر از يه سال

چه فرصتِ فوق العاده اي

آره همينطوره

تنها راه انتخابِ پنج تا آمريکايي

خب . دلت مي خواد باهام بياي ؟

دلم مي خواد چي ؟

دلت مي خواد باهام به اتريش بياي ؟

کتاب خوندن روي درياچه کنارِ قصر

نميتونم

نمي توني . باشه

خب بهتر از نمي تونستمه

چرا نمي توني ؟

خي . يکي از دلايلم اونجا کنارِ دوستاش نشسته

واسه يه دقيقه بي خيالي احساس مادري شو

خب . واسه يه چيزي . غير ممکنه

نکته اينه که انجامش بدي

اميلي . مي توني اون وسايل رو برداري ؟

نميخوام مونا اينو ببينه و شروع کنه به سوال کردن

- آره . مي برمش خونه - مونا کجاست اصلا ؟

نمي دونم . مدرسه که نبود

بودن يا نبودنش هردو

به يه اندازه باعث استرسم ميشه

بچه ها . اين چيه ؟

اسکلت که نميتونه باشه

توي اتاقِ الي بود ؟

يا اينجا بود يا خونه ي مادر بزرگش

اون کي برگشته ؟

اصلا چرا برگشته ؟

فکر مي کردم نبودنش به صلاحشه

وقتي اونا ويلدن رو پيدا کردن

مونا گفت خواهرت با ويلدن توي قطار بود

و شبِ مردني ويلدن رفته بود ؟

مونا گفت فقط اون توي قطار بود

نميتونيم فکر کنيم هرچي مونا گفته اشتباست

واشينگتن چطور بود؟

خيلي جالب

منو دوست داشتن . منم اونارو

خب . چي دوست داشتني نبود ؟

فکر کنم ميخوان منو به يه دوره ي انترني دعوت کنن

ممکنه سان فرانسيسکو باشه . ميتونه لندن باشه

واي . چه هيجان انگيز

شنيدم چيزاي هيجان انگيز بيشتر اين اطراف بوده

ويلدن مرده . يه نفر بهش شليک کرده و جنازشو

انداخته صندوق عقبِ ماشينشو و وسط شهر ولش کرده

اما ميدوني . ديگه قديمي شده

وحشتناکه .

تو که نمي دوني کي ميخواسته همچين کاري کنه؟ مي دوني ؟

نظري ندارم . من بيرونِ شهر بودم

آره يه مصاحبه توي واشينگتن

و حالا شايد توي سان فرانسيسکو . شايدم لندن

شانسِ زندگي

مثل يه گُريزِ عاليه

فکر کنم وقتشه که هردومون ازين شهر بريم

بهتره که هردومون اينو بدونيم

خب بابات کجا بود ؟

داشت ماهي گيري مي کرد

به گفته ي اون يارو توي اردوگاه

هر روز صبح مي رفت رودخونه

کنارِ اسکله نشستم و منتظرش موندم

تقريبا تمام روز رو منتظر موندم

هوا داشت تاريک مي شد که اومد

چي بهش گفتي ؟

گفتم متاسفم

گفتم اون کشيشِ تد

فهميد که يه نفر توي کارگاهِ ريخته گري زنگ رو تغيير داد

اون چي گفت ؟

ازم پريد واسه اين اومدي اينجا ؟

گفتم نه

... اونجا بودم چون..من

بايد به حرفاش گوش مي دادم . برش مي گردوندم

بايد باورش مي کردم

بعدش ديگه چيزي نگفتم . فقط همونجا واستادم

گذاشتم اگه دلش خواست يه چيزي بارم کنه

- کرد ؟ - نه

اون.. تورش رو سمتم انداخت

و گفت چجوري يه ماهي رو پاک کنم

منم کردم . بعد شکارشو با هم کباب زديم و شام خورديم

پس به نظر مياد اوضاع رو به راه بود

آره . ممکنه باشه

مامانت اينکارو نکرد

از وقتي که پليس ها تحقيقاتشونو بيشتر کردن ، آي داره مامانمو

گناه کار تر نشون ميده

ببين . چه با کفش . چه بي کفش

همه مي دونيم که شبِ کشته شدنِ ويلدن ، اون توي نيويورک بود

پس همه مون بايد ثابت کنيم که اون توي نيويورک بوده

خب . همه رو نمي دونم

اما اين يه شروعه

وين ؟ توي استراليا ؟

همين يه دونه ست

غافلگير کننده نيست

غافلگير نشدم . تحت تاثير قرار گرفتم

بهتر شد

ميخواي بري ؟

يه ثانيه فکر کردم کجا بليط بخرم

و باهاش برم

فقط يه ثانيه ؟

پس ميخواي بري ؟

به همين سادگي نيست

نپرسيدم که سختِ يا آسون

گفتم اگه دلت ميخواد برو

نگران اين هستي که

توي اين يه سال چه اتفاقي براش ميفته ؟

کمتر از يه سال

بازم زمان زياديِ که از يکي دور باشي

آره

آره همينطوره

ضربه ي شماره سه

مطمئني چيزي که از اون پرنده دستت اومد يه شماره ي واقعي بود ؟

اگه واقعي نبود که بوق نميخورد

فقط توي هيچ راهنمايي نيست که بتونم پيدا کنم

تو خوبي ؟

فقط دارم نوشته هاي دکتر پالمر رو مي خونم

ميخوام بدونم چه بلايي سر مامانم اود

همش همين نيست

اونا ميفهمن که تو چيکار کردي

با دروغگوها . اميلي و بقيه

ميدونم

بهتره قبل ازينکه از کس ديگه بشنون

خودمون بهشون بگيم

فکر نکنم بتونم تو چشماشون نگاه کنم

اون قضيه ي اِي ، قضيه ي مونا

هرچيزي که الان هست

اون هميشه ميدونه که تو چه موقع هايي ضعف داري

اون (مونث) ؟

هميشه شبيه يه مونث بود . نبود ؟

" حقايق رو بررسي کن " اين چيزي بود که اِي بهت گفت . درسته ؟

حقايق اينان: مامانم يه کليد دزديد

يکي از پنجره ها رو باز کرد و پريد بيرون

اينا حقايق هستن . اما چجوري چکشون کنيم ؟

ميتوني برگردي اونجا ؟

اگه کمک کنه آره

- چيه ؟ - چي چيه ؟

يه جوري نگام مي کني

انگار خوراکِ مرغتو دزديدم

... اوه . نه . من فقط

فقط فکر ميکنم ناپديد شده بودي

چطور مگه ؟

خب . تو رفتي نيويورک

و تنها چيزي که ديدي يه هتلِ احمقانه بود

بي خيال . اون يه سمينارِ کاري بود

نه يه سفرِ لذت بخش

! پس ميگي هيچکاري نکردي

... نرفتي خريد

نرفتي رستوران ؟ .

سفرنامه ي من ميخواي هانا ؟

تمامِ وقت کنفرانس و جلسه داشتم

و بعدش به عنوان پاداش مارو

به يه اجراي موسيقي بردن

کدوم نمايش ؟

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left