أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
میشه یه سوال ازت بپرسم؟
یکم شخصیه، ولی...
تا حالا به مرگ فکر کردی؟
کمک!
سلام!
کمک!
سلام!
لطفا، من اینجام! کسی اونجا هست؟
لطفا.
کمک!
طبق آخرین اطلاعات رسیده،
یه اسکیتباز هنری بینالمللی گم شده.
تو یه 'یخچال طبیعی' طبیعی شمالی.
اسم این اسکیتباز هنوز رسما اعلام نشده،
ولی با تیمش تو یه سفر تبلیغاتی شرکت کرده بود.
برنامه شامل یه جلسه عکسبرداری
و یه سفر بقا هم بود
با اقامت شبانه تو 'یخچال طبیعی'.
سکتور 'چارلی' تحلیل شد.
تایید بصری وجود نداره.
شروع به نزدیک شدن به منطقه 'دلتا'.
دریافت شد.
الگوی شبکهای رو حفظ کنید.
هرگونه ناهنجاری رو گزارش کنید، هر چقدر هم که کوچیک باشه.
دید مناسبه.
افق صافه.
اگه هدف منحرف شده باشه، جریانات احتمالا اونو برده باشن
۲۰، ۳۰ مایل. ثبت شد.
روش سیستماتیک رو حفظ کنید.
همه 'بخشها' باید بررسی بشن.
فهمیدم.
تنظیم مسیر به 085.
اسکن شبکهای ادامه داره.
هیچ چراغ سیگنالی شناسایی نشد.
بدون نور بارق.
بدون سیگنال حرارتی.
فقط حرکت یخ.
دریافت شد.
مسیر رو حفظ کن.
تو مسیر فعلی بمون.
نهایت دقت. هر دقیقه مهمه.
اگه کسی اینجا باشه، کار رو آسون نمیکنه.
طبق منابع،
ناپدید شدن اواخر صبح اتفاق افتاده.
معلوم نیست که اسکیتباز تو یخ گم شده یا نه،
چون بادهای شدید و برف هر ردی رو پاک کردن.
یه احتمال دیگه اینه که ممکنه
به لبه 'یخچال طبیعی' نزدیک شده باشه
و تو آبهای یخزده افتاده باشه.
یکی از همتیمیهاش برامون یه بیانیه داده.
هنوزم نمی تونم باور کنم.
صبح گفت که به یکم خلوت نیاز داره.
مقامات تاکید می کنن که زمان حیاتیه.
فهمیدم.
کشتی نجات ده دقیقه با پایگاه فاصله داره.
-هیچ اثری دیده شده؟ -منفیه.
تکرار می کنم، منفیه.
فقط انعکاسه.
تکه های یخ نور رو منعکس می کنن.
دارم برمی گردم به حالت اسکن.
یه دور دیگه بزنین و آماده شین برگردین پایگاه.
سوخت رو چک کنین.
سوخت برای سی دقیقه.
دارم دوباره شروع می کنم.
دریافت شد.
کشتی داره بخش 'آلفا ۹' رو چک می کنه.
سرگردان روی یــــخ
خواهش می کنم.
باید اینجا باشه.
کجاست؟
خواهش می کنم، خواهش می کنم.
باشه.
خواهش می کنم.
مرغزار، مرغزار، نرم و شیرین
زیباترین چیزی که تا حالا دیدیم
گل ها تو باد می رقصن
بلند، با زنبورهایی که وزوز می کنن
دستمو بگیر و باهام بخند
زیر آسمون های آزاد و وحشی.
آره!
لعنتی.
آره.
بلند، با زنبورهایی که وزوز می کنن
مرغزار، مرغزار، نرم و شیرین
زیباترین جایی که تا حالا دیدیم
ما شبکه های 'آلفا' تا 'فاکسترات' رو دو بار پرواز کردیم.
اگه کسی اینجا بود، طوفان دیروز
حتما برده بودش.
-احتمالات تقریبا صفره. -دریافت شد.
درخواست دستورالعمل دارم.
جستجو رو ادامه بدیم یا برگردیم؟
منتظر باشین.
ستاد داره تصمیم می گیره.
خواهش می کنم.
آره...
باشه، این باید جواب بده.
ایناهاش...
خواهش می کنم...
لعنتی.
لعنتی.
خواهش می کنم.
الو؟
خواهش می کنم، خواهش می کنم...
الو؟
کسی اونجاست؟ الو؟
الو. بله، الو.
کمکم کنید، الو!
من بهت کمک می کنم و روزتو روشن می کنم.
دارم با خانم 'امیلی' صحبت می کنم؟
بله، خواهش می کنم، یکی رو بفرستید کمکم کنه.
'هری' داره صحبت می کنه.
دارم از طرف 'آرکوندیونال کول بریز' زنگ می زنم.
با اومدن تابستون، پیشنهادهای عالی
برای جدیدترین مدل هامون داریم.
نه، خواهش می کنم، به من گوش کنید.
من به کولر نیازی ندارم.
کمک می خوام.
من وسط... کسی اونجاست؟ گم شدم
...اقیانوس قطب شمال، تو این...
الو؟ ...تیکه یخ گیر کردم و من...
تو تیکه یخ؟
بله، تو تیکه یخ.
مختصاتمو برات می فرستم، باشه؟
مختصاتمو بلد نیستم.
اگه به این پیشنهاد علاقه ندارید، می تونید بگید.
نمی خوام اصرار کنم.
شوخی نمی کنم.
منم همینطور.
با تیمم بودم که لبه یخچال شکست.
اینجا بیدار شدم.
و من...
دستگاه های سازگار با محیط زیست ما
از نظر انرژی بسیار کارآمد هستند. این آخرین هفته است...
نه، نه، نه.
دست از حرف زدن درباره کولر بردار.
خواهش می کنم، یکی رو بفرستید.
دارم التماس می کنم.
خیلی خوب خانم، فهمیدم.
تماس های دیگه ای دارم. نه.
خواهش می کنم قطع نکنید.
خنک بمونید و روز خوبی داشته باشید. خواهش می کنم...
الو؟
الو؟
لعنتی.
الو؟
الو.
لعنتی.
بجنب.
بجنب. خواهش می کنم، خواهش می کنم.
لعنتی.
نجات 8842.
نجات ۸۸۴۲، رویت در هر...
دوباره بخش ۳۵ بررسی شد.
لبهی یخچال داره میشکنه.
جریان داره به سمت غرب کشیده میشه.
۱، ۰، ۱، ۰. برو جلو.
'ردیابی' با کمبود آذوقه.
نجات ۸۸، دریافت شد.
دو روز گذشته. هوا داره بدتر میشه.
نجات ۸۸۴۲، جستجو تایید شد.
من گشنمه!
نگاه کنید!
سلام!
زود باش. زود باش.
بزن بریم!
لطفا، لطفا، کار کن، باشه؟
بالاخره داریم میریم خونه.
نه، کجا دارید میرید؟
نه.
نه، نه، نه.
نه!
سلام!
نه!
نه، من اینجام!
من اینجام!
نه!
تو چطوری سر از اینجا درآوردی؟
نمیدونم خرسهای قطبی آجیل دوست دارن یا نه، ولی...
من رو زنده نگه داشت، برای همین...
دوست داری؟
چه خوب.
من...
میدونم که میگن نباید به حیوونا غذا داد، ولی
اینجا باغ وحش نیست، برای همین...
مادرت؟
سلام...
وقتشه به قولم به آنا عمل کنم.
امشب میخوای چیکار کنی، خواهر...
حالا که بالاخره آزادی؟
قشنگترین جای روی زمین.
بیا پیکنیک کنیم، بریم شهربازی.
شاید بتونیم از مامان و بابا بخوایم ببرنمون شنا.
آره، حق با توئه.
هوا خیلی سرده برای شنا، باور کن.
میدونم.
میخوای قبل از خواب برام یه داستان تعریف کنی؟
باشه، گوش کن.
ولی یه چیز ترسناک برام نگو.
فقط یه چیز شاد و گرم برام بگو.
No comments yet. Be the first to leave one.