أول 200 سطر.
آنچه در «سوپرمن و لوئیس» گذشت
حامله؟ - هنوز یهسری آزمایشخون مونده -
که انجام بده ولی احتمالش زیاده
هر اتفاقی که بیفته... با هم حلش میکنیم
تو برام مهمی، سارا - تو هم برای من مهمی، جوردن -
ولی بهعنوان یه دوست
لانا، باید اون پول رو برگردونی
جایی که پیداش کردی
نباید تو کار هایی که ازشون چیزی نمیدونی، دخالت کنی
هنری میلر؟
ابرقدرت داری؟ - درست مثل تو -
هنری بگو کی اینکار رو کرده
میتونم کمکت کنم - هیچکس نمیتونه کمکم کنه
جای گلولهای نیست
سلام، دکتر آیرونز
ظاهرا باید بیخیال حاملگی بشیم
میخوام چند تا آزمایش دیگه بگیرم
و ببینم دلیلشون چیه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«مترجمان:امیرحسین ترکاشوند و عاطفه بدوی» Hiz3n & Atefeh Badavi
چی؟ اصلا امروز کلاس نداریم
آره، مدیر بالکوم گفت
مدرسه یه هفته تعطیله
آره برای نظافت دیوار ها بستهست نه تعطیلات بهاری
درس که باید بخونید
مادرتون هم موافقه
آره، دقیقا
خیلیخب، باید اینجا درس بخونیم
هر بهونهای میاره که ماشین رو برداره ببره
خودت هم هر فرصتی گیرت میاد، پرواز میکنی
آره، که جون مردم رو نجات بدم
خیلیخب
میتونید برید. لطفا برید
هی، بهمحض اینکه هوا تاریک شد
بهتره ماشین دمدر پارک شدهباشه
باشه - باشه -
خوبی؟
آره - اون چیزت -
با بابات چطور بود؟
بابام رو که میشناسی
ببین، میدونم فرصت نداشتیم
درباره اون قضیه حاملگی حرف بزنیم
کلارک - هردو هیجانزده شدیم -
ولی اتفاق نیفتاد ولی اگه واقعا بخوایم
بعدا هم میتونیم امتحان کنیم
تصورش برای چند روزی خوب بود
ولی همهش خیالبافی بود
همینجوریش هم زندگیمون شلوغه
مطمئنی؟
مطمئنم
باشه
پس میدونستی، تال
یه ویلا توی بالی داره؟
سونای خونگی
استخر با ویوی اقیانوس
میگن خونه رو از مایکل بی خریده
نکته جذبکنندهای نیست
باشه
راستش باید بریم سرکار
کریسی گفت از هنری میلر سرنخ گیر آورده
خیلیخب
بیخیال، میدونم که دروغه
حتما توی دنیای سابقت حداقل شیفته یهنفر رو بودی
اصلا چرا مهمه؟
چون یهروز تعطیل داشتیم
و فکر نمیکردم
کلش رو کشغول نوشتن تکالیف باشیم
تازه، اگه اون هم اینجا وجود داشتهباشه، چی؟
مثل شیرین و فرهاد میشه ولی توی دنیا های دیگه
و کسی هم لازم نیست بمیره
خیلیخب
یه پسر خوشقیافه بود
اسمش تراویس مایکلز بود
خدای من، واقعا خوشقیافهست
واقعا پیداش کردی؟
تازه مهمونی هم داره میگیره
نت، خونه طرف خیلی بزرگه
باید بریم مهمونیش، اصلا دست تقدیره
نمیتونیم که همینجوری بریم متروپلیس
چرا؟ من ماشین دارم دیگه
مامانت میذاره؟
درگیر قضایای ازدواجه
اصلا نمیفهمه رفتم
بیا
قسم به این دوستی مقدس
رفیقپایهت خواهم بود
بیخیال. فردا تکالیفت رو مینویسی
نه، یه پروژه برای وزارتدفاع دارم
خب. لپتاپت رو ببند
دیگه واجدشد حتما بریم مهمونی
پس نیمساعت دیگه بیام سراغت؟
هی، بچهها
سلام. ما دیگه داریم میریم
میتونید جای ما بشینید
برنامهتون برای بعد چیه؟
نپرسیدم که یعنی بریم بیرون و اینها
...ولی اگه بخواید، چیزه
...راستش ما - جمع دخترونهست -
ببخشید
خدافظ، بچهها
جواب این معما رو بگید
چرا قاضی دادخواست آزادی هنری میلر
رو سهبار رد کرده
ولی یهو نظرش عوض شده؟
قاضیه کیه؟
تارا ریگان، وکیل سابق
و جوونترین قاضی منصوب شده توی دادگاه منطقهش
سابقهش لکهای چیزی، داره؟
میتونی خودت ازش بپرسی
قبول کرده باهات درمورد اصلاحات قوهقضاییه مصاحبه کنه
پس قراره غافلگیرش کنیم
دراثل لوییس قراره غافلگیرش کنه
که فکر نکنم مشکلی هم داشتهباشه
چون، میدونی، اون لوییسه دیگه
عالیه. من الان میرم
تا نرفته خونه، کارت خوب بود
منظورت دقیقا همینالانه؟
نمیخوای مقاله نشریه رو بررسی کنی؟
نه، مطمئنم عالیه. منتشرش کن
هی، میخوای باهات بیام؟
از پس یه قاضی برمیام، کلارک
کاملا موافقم
ولی بهنظرت، اینکار
تیمی باشه، بهتر نیست؟
مثل اون موقع که اون اراذل
رو توی میخونه گرینهورس برای پولشویی دستگیر کردیم
منظورت همون موقعیه که یادت رفتهبود
ضبطصوت رو روشن کنی؟
کلا یهبار این اتفاق افتاد ها
میتونم تو راه سرگرمت کنم
خیلیخب بیا بریم
تیلهها کو؟
متروپلیس؟
فقط همینامروز
ولی امشب قرار بود شام بخوریم
دارم پاستای موردعلاقهت رو درست میکنم
اگه وقتی برگشتم بخورم، چی؟
آخه یه مهمونی هست
آها، گفتم برای شام امشب
اینطوری تیپ نزدی
اونقدر هم تیپ نزدم
خیلیخب، درباره مهمونیه بگو
پسر اونجا هست؟
آره - الکل؟ -
شاید ولی خب من که نمیخورم
کی قراره رانندگی کنه؟ - سارا -
و اون هم قرار نیست بخوره
به ارادهش
از یک تا ده چند میدی؟
بابا، خودت گفتی با بچههای دبیرستان
بگردم، خب؟
اونها از این کارها میکنـن، دیگه
مهمونی دبیرستانی میگیرن
خیلیخب
فقط تا نصفشب برگرد
باشه؟ - باشه -
غذا برام نگهدار
مامان، من دارم میرم
کجا؟
خونه نت
قراره فیلم ببینیم
چهجالب، چه فیلمهایی؟
فیلم های قدیمی
آها
خدایا، چرا جورج دین داره بهم زنگ میزنه؟
حتما جوابش رو بده
پس تا بعد
سلام جورج - لانا، خداروشکر -
میخوام به حرفم گوش بدی
لطفا گوش بده - جورج، آروم باش -
چهخبره؟
من یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم
جورج، صدای چیه؟
آه
جورج؟
همونجا وایسا
جورج، میشنوی؟
لانا، باید درک کنی
کل قضیه درباره افتخار اسمالویل بود
جورج، چی شده؟
جورج؟
جورج، حالت خوبه؟ صدام رو میشنوی؟
جورج؟
الو
جورج، حالت خوبه؟
خدای من، جواب بده
جورج، حالت خوبه؟ کجایی؟
جورج، جواب بده
جورج! لطفا
چقدر دیگه قراره
قاضی منتظرمون بذاره؟ - برگشتن به جای قدیمیمون -
بدک نیست
بهنظرت هری هنوز اون صبحونه مخصوصش رو داره؟
نمیدونم
مطمئنی امروز با بابات بحثتون نشد؟
...چیزی نگفت که ناراحتـت کنه، یا
میخوای بدونی چی من رو نگران کرده؟
اینکه یه روانی که سالها پیش انداختیمش زندان
با یهسری ابرقدرت، آزاد شده
No comments yet. Be the first to leave one.