Nikita

Nikita

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 3

معلومات الإصدار

Nikita S03E19 Self-Destruct WEB-DL x264 KiNGS mRS
تعليق من erosman
من فقط هماهنگ کردم و کمی ویرایش

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
نشرت في: 2013-04-29
تنزيلات: 38
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

دلت برام تنگ شده بود؟

حتی نمی دونم الان چی بپرسم

سامانه های اصلی دست نخورده ان برق، تهویه و حفاظت

خط اصلی ارتباطی قطع شده یه نفر الان داره درستش می كنه

ارتباط قاعدتاً باید ظرف چند ساعت وصل بشه

سونیا" یکی دو نفر رو با چک و چونه راضی کرده تا کمکش کنن

سرورهای داخلی رو دوباره راه بندازه

شدونت" هم ناکار شده"

می تونم دوباره بازسازیش کنم اما هفته ها، شاید هم ماه ها وقتمونو میگیره

چند نفر موندن؟

چهارده نفر

بعلاوه هشت نفر مُرده "از جمله "شان

پس...14نفر

جعبه سیاه" پیش "اوون"ه"

اون و "اماندا" راجع به فروشش حرف می زدن

اما فعلاً فقط همینو می دونیم

اوون؟

اون دیگه "اوون" نیست اون "سام"ه

اماندا" حافظه شو پاک کرده بود" "و تبدیلش کرده بود به "سام

آره

اوون" حالا "سام"ه، و "سام" هم" یه روانی عوضی به تمام معناست

از خیلی چیزا بی خبری

الکس" چی؟" الان تو بازداشتگاهه؟

بهتره بگیم مخفیگاه اونم با بقیه رفته

بعد از اینکه "شان" رو پیدا کردیم

اونم با تیر زده؟

رایان

...کاری که "الکس" کرد همش بخاطر

تخمی بود که "اماندا" کاشت

قانعش کرد یه خطری هست که متوجه همه اس

در نتیجه "الکس" فکر کرد ...باید همه رو نجات بده

براش مهم نبود به چه قیمتی

بعد از اینکه همه گذاشتن رفتن به نظر میومد بهتر شده

انگار حنای "اماندا" رنگش رفته باشه یا همچین چیزی

.بعد از اینکه همه رو فراری داد

مرگ "شان" جزو نقشه اش نبود

و وقتی فهمید که مُسبب چه اتفاقیه

این داغونش کرد

هی، برگرد اینجا

من باید پیداش کنم - وقتی پیداش کردی، چی میشه؟ -

تو دقیقاً نمی دونی "اماندا" چه بلایی سرش آورده

من دقیقاً نمی دونم چه بلایی سر خودم آورده

منم روی اون صندلی نشستم "رایان"

چی؟ - از خیلی چیزا بی خبری -

نیکیتا"، شاید بهتره بریم درمونگاه"

و این موضوع رو یه بررسی بکنیم

ما "الکس" رو وقتی از "اوستیای جنوبی" برگردوندیم

...چک آپ کامل مغزی-بدنی کردیم چیزی پیدا نکردیم

من برا این کارا وقت ندارم

فعلاً که هنوز حس می کنم خودمم

باشه، خب، از کجا شروع کنیم به گشتن؟

فکر کنم بهتره تو بمونی اینجا

"یه خبری گیر بیاری از "اماندا"، "اوون "یا "جعبه سیاه

و منم به محض اینکه بتونم الکس" رو برمیگردونم"

از کجا می دونی کجا میشه پیداش کرد؟

همونجایی که 4 سال قبل پیداش کردم

از اون موقع خیلی چیزا فرق کرده

وقتی من مچ "الکس" رو گرفتم منو با تیر زد

تو از سفر ذهنی "اماندا" خبر نداشتی

من دارم

من آماده ام

آماده چی؟

که صحبت مُفصلی رو داشته باشم که خیلی وقت پیش باید گفته میشد

برو جلو، بابا برو جلو

وایسا وایسا، خوشگله

تو به نظر نمیاد مال اینجا باشی

بوش رو هم نمیدی

پس چطوری اینجا رو پیدا کردی؟

داری ممیزی می کنی؟ - آره -

می خوام بدونم طرح های بازاریابی مون چطور داره پیش میره

خب، کدومش بود؟ تبلیغ اینترنتی؟ رو بیلبوردها؟

پلیس مبارزه با فحشا؟

من پلیس نیستم

از خریدت ممنونم

چیز دیگه ای هم خواستی فقط خبرم کن

فقط میخوام تنها باشم

هی، یه اتاق اون ته هست که خالیه

می تونی بری اونجا

پول اضافه هم نمیخواد بدی

S A R M A Proudly Presents: S03E19 خود ویرانی

کجا میخواستی بری؟

هان؟

تو قبلاً هم درباره فرار حرف زده بودی

مقصد خاصی تو ذهنت بود؟

واقعاً نه

پس این بار فرار حساب شده ای از "واحد" در كار نبود؟

غافلگیر شدم

گمونم حساب کرده بودم وقتی این دفعه از "واحد" می زنم بیرون

به شکل فرار نباشه

می دونی، گفتم شاید هم نامه بخشش می دن دستمون، هم پول قلمبه

احمقانه اس، نه؟

بایست بهتر می دونستم

اینجا شانس دوباره به كسی نمی ده

صرفنظر از اینكه تو برشورها چی نوشته

شاید بهتر بود هممون اینو بهتر می دونستیم

اما "نیكیتا" برگشت اون میخواست بخاطر ما مبارزه كنه

ما قبلاً همچین چیزی هیچوقت نداشتیم ...و

بنابراین به حرفش و به اینجا ایمان پیدا كردیم

نیكی" تو الهام بخشیدن به آدم های احمق"

،برای انجام كارهای كاملاً احمقانه كارش درسته

!بذار برم اون داره مردم رو می كُشه

چی داری بلغور می كنی؟ - یه معتاد دیوونه كه -

!اینجا كونگ فو بازی درآورد !نینو" رو با تیر زد"

دختره كجاست؟ تو چیكار كردی؟

تو چیكار كردی؟

من كاری نكردم اصلاً فرصتشو پیدا نكردیم

خیلی می لرزید لق لق می خورد

فكر می كرد ترسیده اما نترسیده بود

،عوضی بازیمون داد

بهش گفتم هرچی میخواد می تونه برداره

هرچی مواد دارم همینطور پول، اگه میخواد

گفتش نه - مواد رو نبُرد؟ -

فقط گوشیمو برد

مجبورم كرد لیست بقیه جاهامونو هم بهش بدم

گمونم دنبال چیز بزرگتریه

معذرت میخوام برای کنتور دستگاه ها پول خورد دارین؟

اولاً که کنتوری در کار نیست

دوم، تو مال این دور و بر نیستی

بهترین كار اینه كه بشینی تو ماشینت "و برونی برگردی "چری هیل

اینجوری كه حال نمیده

...حال؟ چه جور حالی

لوكا"، چه مرگت شده؟"

حالا دیگه خیلی راحت میذاری هر كسی سرشو بندازه پایین، بیاد این تو؟

اوه، تقصیر اون نیست

نینو" بود كه بهم گفت" میتونم اینجا پیدات كنم

اونوقت چرا "نینو" باید همچین كاری بكُنه؟

...چون

من مودبانه ازش خواستم

چرا خودم ازش نپرسم نه چندان مودبانه

ببخشید

نینو" الان نمی تونه حرف بزنه"

به رفقات بگو دارم میرم سراغ اونا

هوشت با من باشه

دیگه درباره كجاها پرسید؟

كجاها؟

خونه های مخفی اتاق های شمارش پول، حتی دفتر مركزی

اون عوضی پاشو بذاره اون تو خودشو به كُشتن داده

چی گفتی؟

خودشو به كُشتن می ده

شنیدم زیادی با اون دوست پسر قلابیش قاطی شده بود

پرسی" مجبور شد بده پسره رو بكُشن"

"منو برگردون به عملیات "بارسلونا

منظورت همون ماموریت بدون برگشته؟

من باید برم تو این مكالمه جایی ندارم

پرسی" منو گذاشت رو اون ماموریت"

و منم بهش گفتم كه تو بهتره اینجا بمونی

تو تحت تاثیر از دست دادن كسی بودی

تحت تاثیر از دست دادن؟

دانیل" رو اتوبوس بهش نزد"

ببین، من می دونم تو سعی داری چه كار كنی

تو خودت رو بخاطر مرگش سرزنش می كنی

فكر می كنی این تویی كه بایست می مُردی

باور كن، درك می كنم

اما به كشتن دادن خودت دانیل" رو برنمی گردونه"

فقط باعث میشه هردوتون مُرده باشین

اگه این چیزی باشه كه من میخوام چی؟

خب، من نمی خوام

نیكیتا"، تو تنها نیستی"

آدم هایی رو داری كه بهت اهمیت میدن

من نمی خوام تو رو از دست بدم الان نمی تونی متوجه این موضوع بشی

اما قطعاً چیزی داری كه بخاطرش زنده بمونی

!دیگه ندارم

!پلیس! اسلحه رو بنداز

!دراز بكش !روی زمین، زود

!به زمین

اگه "جعبه سیاه" فروخته بشه همه لو میرن

."فهرست كلیه افراد "واحد دیگه هیچ جا در امان نیستیم

نباید بذاریم این فهرست دست كسی بیوفته

بدون "شدونت" نمی تونیم "اوون" و "اماندا" رو ردیابی كنیم

فكر كنم اگه بتونیم سردربیاریم

برای فروش "جعبه" سراغ كی ممكنه برن

شاید بتونیم جلوی فروش رو بگیریم

ما برای همچین عملیاتی نفرات نداریم

فهرست خریدارای بالقوه هم كه انتها نداره

روسیه، چین، ایران

اونا از خداشونه كه همچین اطلاعاتی داشته باشن

پول برای "كره شمالی" مایه نگرانی نیست

"اونا میتوان برای خرید "جعبه هرچقدر میخوان چاپ كنن

كاخ سفیده اونا چی می دونن؟

هیچی. از وقتی تو تیر خوردی كسی تماس نگرفته بود

فلچر" هستم"

"فلچر" رئیس جمهور "اسپنسر" هستم

خانم رئیس جمهور واقعاً جای تعجب داره

امیدوارم همه چی خوب باشه

"میخواستم درباره فرمانده "دانفورث اخبار جدیدی بهت بدم

منو در جریان نتایج كالبدشكافیش گذاشتن

كالبدشكافی "دانفورث"؟

از خیلی چیزا خبر نداری

بهم اطمینان دادن كه به مرگ طبیعی مُرده

خب، گمونم این خبره خوبیه

حداقل می دونین كه هیچ نقشه كثیفی در كار نبوده

راستش، كار "اماندا" بوده

الان نامزدهای جانشینی "اوان" رو گذاشتم زیر ذره بین

هفته آینده یه نفر باهات تماس می گیره

اما آماده باش که وقتی موضوع "واحد" مطرح شد درباره اش بحث کنی

البته تمام سعیَم رو می كنم

"من كاملاً بهت اطمینان دارم، "فلچر

"قبل از مرگ "اوان

اون بهم گفت چه كار بزرگی دارین انجام می دین

همینطور به كار بزرگتون ادامه بدین

More Farsi Persian subtitles for Nikita

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left