أول 200 سطر.
آنچه در «سوپرمن و لوییس» گذشت
تو سوپرمنی - هر چیزی که بهت گفتم -
رو یه راز نگهدار - حتما -
خدای من - سارا و جورج جونیور
نزدیک بود تو تصادف بمیرن
من هم رفتم نجاتشون بدم
ولی فکر کنم جورج من رو بعدش دید
اگر هم جونیور چیزی دیده باشه بعدا یهکاریش میکنیم
تو و برونو رئیس ماکسی رو کشتید
و تقصیرش رو انداختید گردن لوتر
آزاد کردنش
بزرگترین اشتباه زندگیته
عمل ماستکتومی دوبل سخته
ولی من میخوام درست انجامش بدم
بدون تو از پس این جراحی برنمیاومدم
تمام سعی خودم رو میکنم که خوب ازت مراقبت کنم
میگن مرور زمان زخمها رو التیام میده
حرف قشنگیه
خودم که قبلا همین نظر رو داشتم
حقیقت یهکم پیچیدهتره
التیام مثل یه شغل دائمیه
و طی روندش
هیچوقت خود واقعیت نیستی
فقط میخوای بهتر بشی
ولی تا بهاش رو ندی این اتفاق نمیافته
زمان
ولی هیچکس بهت نمیگه
اون "زمان" قراره چهقدر طول بکشه
چهقدر طول میکشه تا خوب بشی
چهقدر طول میکشه تا دوباره حس عادی بودن داشتهباشی
و دوباره اعتمادبهنفس پیدا کنی
اصلا مطمئن نیستی دوباره بهدستش بیاری یا نه
بهنظر یه بیعدالتی میاد
ولی بالاخره باید تصمیم بگیری
که کسی که الان هستی
باید کافی باشه
هنوز خبر جدیدی نیست
وکیلهای لوتر هفتههاست اعتراف برونو به دستشون رسیده
گفتم حتما تا الان یه خبری به دستمون میرسه
به محض این که محکومیتش باطل بشه
لوتر آزاد میشه
لوییس، کار خوبی کردی که مقاله رو نشر دادی
چه کار خوبی کرده باشم چه نکرده باشم مهم نیست
لکس من رو هم مقصر میدونه
اگه وقتی آزاد شد دردسر درست کرد
خودم درستش میکنم
اگه که نه، کِی. کلارک
پیا درست میگفت که اون خود شیطانه
باید ازش یه قدم جلوتر باشیم مثلا یه سر به فایلهای قدیمیمون بزنیم
...ببینیم چیزی میتونیم پیدا کنیم ی - عزیزم، نمیخوام -
خیلی به خودت فشار بیاری
چون هنوز داری خوب میشی
لوتر نزدیک بیست ساله تو زندانه
و بدون شک تو این مدت به فکر انتقام بوده
اگه الان به خودم فشار نیارم پس کی بیارم؟
چون الان داره میاد سروقتمون
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
مترجم: امیرحسین ترکاشوند Hiz3n
یه خبر از وکیلهات بهم رسیده
قاضی رگان یه حکم داده
وسایلم رو جمع کن
من دیگه آزادم
چرا دربارهـش باهام حرف نمیزنی
دیگه نمیخوام دربارهـش حرف بزنم، جونیور
میخوام کلا اون تصادف رو فراموش کنم
میفهمـم ولی اونی که نجاتمون داد سوپرمن نبود، سارا
باشه. نبود، الان که چی؟
یعنی یکی دیگه اون بیرون هست که ابرقدرت داره
و بهنظرم بقیه باید این رو بدونـن
میخوای چی کار کنی با پادکستی چیزی بهشون خبر بدی؟
نه ولی یه مصاحبه کردم
با گزت؟ - با یکی گردنکلفتتر -
هی، جونیور
چیزی که امروز صبح بهمون گفتی رو بگو
حرف رو بزن، ولنیتز
بهخدا نمیخوام مسخرهت کنم
...چیزی نبود. فقط
بهنظرم اونی که من و سارا رو نجات داد همسن ما بود
یه عینک ایمنی و هودی عجیب داشت
عینک ایمنی ؟
قبلا که چیزی از عینک ایمنی نگفتی
حتما واسه پنهون کردن هویتش بوده
نه بابا
چه خریه طرف
شاید حق با جونیور باشه
شاید یکی همسن ماست
حتما خیلی هم آدم خفنیه، مگهنه؟
آخه با عینک ایمنی؟
اصلا عینکه بد روی مخمه
کریسی همه فایلهای لوتر رو مرتب کرده؟
صبح بهم پیام داد گفت هنوز مریضه
مطمئن میخوای بری دفتر؟
مرسی عزیزم ولی باید به این رسیدگی کنم
سلام جنت - سلام لوییس، یه دقیقه وقت داری؟ -
یه سرنخ دارم که راست کار لوییس لین
از "دیلی پلنت"ـه
درباره لوتره؟
فاسول اون پروژه رو داد به سیمون
درباره یکی با ابرقدرته
سوپرمن؟ - یکی دیگه -
ظاهرا یه بچهـست
دو تا نوجوون رو توی اسمالویل
چند هفته پیش نجات داده
تو چیزی درباره این شنیدی؟ - نه راستش -
یکی از اون نوجوونها باهات تماس نگرفته؟
چرا. بهنظر میاد داستان خیلی بزرگی باشه
و از اونجایی که اولین نفر تو سوپرمن رو گزارش دادی
گفتم اگه میشه ازت یه کمکی بگیرم
حتما
بپرس سوالهات رو
نمیخوام دیگه از مشکلات مصالح بشنوم
امیدوارم سر حرفت باشی
مثل این که روز تو هم مثل من بد بوده
بد تر - میخوای دربارهش حرف بزنی؟ -
درباره جردنه
عزیزم
یهکم وقت میبره دیگه
چی؟
نه
...قضیه خودمون نیست، چیزه
اگه اون میخواد بچهبازی دربیاره و باهام حرف نزنه، عیب نداره
ولی امروز توی مدرسه داشت درباره قضیه ابرقهرمان و اینها
حرف میزد
چی؟ - داشت پزش رو میداد -
گفت اگه کسی جون من و جونیور رو نجات داده
حتما یه قهرمانه
جردن این رو گفته؟
من چند ماهه دارم این رازش رو پیش خودم نگه میدارم
و نگران اینم
که یهوقت از دهنم نپره
به بابا، جونیور، به همه واسه اون دروغ گفتم
بعد خودش میره پیش ولنیز اسکل
پزش رو میده
این کارش درست نیست
نه
اگه رازش برای خودش مهم نیست
پس برای من هم نباید باشه
لکس، هنوز میخوای درخواست تجدیدنظر کنی؟
قاضی رگان، شما رو به هفت حبس ابد بدون آزادی مشروط
محکوم کرده
چه احساسی دارید؟
قراره همسرتون مدیریت لکسکور رو دست بگیره؟
حرفی داری؟
آسون نبود ولی کاری که خواستی رو کردم
مطبوعات تا بعد از ظهر
از آزادیت بویی نمیبرن
چیز دیگهای نمیخواید، آقای لوتر؟
ماشینی، چیزی
فقط مطمئن شو اوتیس بهموقع برسه سر قرارمون
بله، قربان
چند تا از اون بازومباها بهم بده
اون سیبزمینی فلفلیها رو میدی، تامرا؟
مرسی
اصلا سنت واسه رفتن به همچین جایی مناسبه؟
هی، بچه
ساندویچ من رو یادت رفته
مطمئنم سفارشـش دادم
اینجا که نیست
پس باید برگردی، بگیریش
نه، بذار غذاش رو تموم کنه
برو بابا. ریده به سفارشم
عیب نداره. میرم
نه
من میگم بذار بچه غذاش رو بخوره، پارک
چرا داری لیلی با لالاش میذاری؟
چند هفته پیش میخواستی اخراجش کنی
ولی حالا سنگش رو به سینه میزنی
برو غذام بگیر
نه، قرار نیست جایی بریم
بذارید قضیه رو روشن کنم
من از این رئیسبازیهاتون خوشم نمیاد
برو بابا. تف توش
امروز مرخصی
برو خونه
شرمنده، تقصیر من بود
باید سفارشـش رو چک میکردم
نه، گوش کن
پارک بیجا گفت، خب؟
شیفت بعدیش باهاش حرف میزنم
ولی تو به کارت ادامه بده
پدرت رو سربلند کن
معمولا میتونستم ردپاهامون رو بپوشونم
عکسی، مقالهای چیزی پاک کنم
ولی وقتی جوردن اونها رو نجات داد
گذاشت ببینـنش
و حالا جورج جونیور خفهبشو نیست
برای همین هم رفیقت از دیلی پلنت
با وزارت دفاع تماس گرفته
نظرمون خواسته
من خودم جنت رو تعلیم دادم
به غریزهـت اعتماد کن دنبال هر سرنخی میتونی برو
انگار قشنگ طرز نابود کردن زندگیمون
رو دو دستی تقدیمش کردم
قراره بهزودی مقالهـش رو منتشر کنه
چی کار کنیم؟
فقط یه گزینه، منطقیه
باید جلو جردن رو بگیری
از الان به بعد دیگه خبری از نجات دادن، نباشه
حداقل تا وقتی که آبها از آسیاب بیفته
هی، نمیخوام مزاحم بشم
No comments yet. Be the first to leave one.