أول 200 سطر.
همه شخصیتها ، اتفاقات و سازمانها در این سریال ساخته ذهن نویسنده می باشند
توجه کنید این برنامه ممکن است دارای صحنه های دلخراشی باشد که برای همه مناسب نباشد
گزارش گردش علمی مدرسه کو اون هو
زود اومدی خونه
گردش علمی زود تموم شد
رفتی گلای وحشی رو دیدی؟
آره
اون یکی خیلی شگفت انگیزه، مگه نه؟
حتی ساقه هاش هم سفیدن
انگار بعد تاریک شدن هوا، به پری تبدیل میشن
انگار پری هستش
....این
اسمش گیاه ارواحه
میدونستی؟
اسم دوستم سوجونگ بود
...چرا دیگه ازم نمیپرسی که
تو اون اتاق کوچیکه چی هست؟
...گفتی که پر عکسا و فایلای پرونده
قتلهای سریالی سیگماتا هستش
چیز دیگه ای هم توش هست؟
دوست من
میخوای درباره ـش حرف بزنی؟
گمونم
خب، من حاضرم
... سوجونگ
باید برید داخل - باشه -
بازرس چا
من راهی برای جبران گناهانم پیدا کردم
...من برای پیدا کردن مدارک
...گناهانی که پدرم و بک سانگ هو مرتکب شدن
میرم
هرچند که این ممکنه فقط یه سراب باشه
ولی هنوز هم ، من باید اینکارو بکنم
اون هو، بازرس چا، عمیقا ازتون ممنونم
خداوند حافظ و نگهدار شما باشه
بدش به من
سون آ ، تو رو فرستاده برش داری؟
سانگ هو، این کارو واسه خودت میکنیم
درست مثل دو سوک
توام از پشت بهم خنجر زدی؟
اون سگه رو یادته؟- چی؟-
اون سگ سیاهه که مال مدیر یتیم خونه بود
وقتی افسارش ول میشد می افتاد دنبال مردم
...یادته اون موقع
بچه ها منو با اون سگه تو انبار زندانی کردن؟
اون موقع بدن و ذهنم یه لحظه یخ زده بود
سگه پرید و گردنمو گاز گرفت
ولی تو بازوتو جلو دهنش گرفتی
این جواب سوال من نیست
هنوزم قلبم مثل اون موقع یخ زده
سانگ هو
...من
هنوزم اگه کنار تو نباشم، نمیتونم کاری بکنم
همینجا بمون
اشکالی نداره، هنوز خیلی دیر نشده
اومدی
پس گیج کردن دو سوک هم کار تو بود؟
...من دیدم بهت شک کرده، منم امتحانش کردم
تا ببینم چیکار میکنه
فکر میکنی نمیتونم نیتت رو بفهمم؟
درباره ـش کنجکاوم
که چقدر منو میشناسی؟
...میدونم که نگرانی بدون من
چطوری باید زندگیتو مدیریت کنی
یادته وقتی نجاتم دادی بهم چی گفتی؟
هنوزم هیچ حرفی ،شیرین تر از اون نشنیدم
دوست داری دوباره تکرارش کنم ؟
ممکنه به جرم کشتن ایم هی جونگ ازت بازجویی کنن
من باور ندارم که سانگ وون هی جونگ رو کشته باشه
بزار حرف بزنه
اوپا، نجاتم بده
!اوپا
اگه بزاری زنده بمونم
...کاری که تو و سانگ هو کردین
کافیه
حتی تو این شرایط هم داری بهم دستور میدی
....نه
سانگ وون اگه بزاری زنده بمونم
من هر کاری که بگی انجام میدم
...من
"اشتیاق و تصور گناه، گناه را متولد میکند"
" و وقتی گناه به خوبی رشد کرد"
"مرگ را به دنیا می آورد"
کی هو
تو هنوز هیچی درباره اون آدم نمیدونی
اون پسر باید تا ابد امنیت داشته باشه
چی؟- ...اگه این کار رو بکنی-
گناهان تو هم تا ابد مدفون میمونن
به لطف تو ، انتخاب من خیلی ساده شد
کاری میکردی؟
هیچی
ای خدا
چرا اینجوری بهم نگاه میکنین؟
برای اینکه خوشحالم
از اینکه دانش آموزمی خوشحالم
از اینکه برادر خواهرزاده ـمی هم خوشحالم
اون هو، نمیدونم ممکنه چه فکری بکنی
...ولی دوست دارم
رابطمون همینطوری ادامه پیدا کنه
به عنوان یه معلم و یه عضوی از خانواده
میدونین که من مشکلی ندارم
ترجیح میدم همه چی مثل قدیما بشه
واسه اینه که جی وون گفته دلش نمیخواد داداش بزرگتر داشته باشه ؟
وقتی از چیزی خبر نداری بخاطرش درد هم نمیکشی
اون هو
اگه بتونی برگردی به شرایطی که قبلا بود
...ممکن بود که جی وون
خیلی چیزای خوب تو زندگیشو از دست بده
مثلا این که این همه حواست بهش هست و مراقبشی
...من شخصا فکر میکنم
اگه اینو پیش خودت نگه داری بعدا ممکنه افسوسشو بخوری
ممکنه یکم بیشتر درد داشته باشه
ولی عوضش
...شما ها میتونین خاطرات
شاد و ارزشمند بیشتری با هم بسازین
بله
اون هو، اون هو
اگه اون فشار بدی مامانت میمیره ها
داری چیکار میکنی؟
اگه عصبانیم کنی ، هر دوتون رو میکشم
هی دونگ،به اون هو و سان وو یه سلامی بکن
اون هو
تو همه چی یادت اومده، مگه نه ؟
سر به سر این بچه نزار- اه، توام همینو میگی -
تو و جانگ کی هو چتونه؟
چرا یه جوری رفتار میکنین انگار اون واستون خیلی ارزشمنده؟
...سان وو، تو برای محافظت از اون هو
چیو قربانی میکنی؟
من میام، منو با خودت ببر
تو ؟ لی سان وو؟
هی ، تو واسه من هیچ ارزشی نداری
واسه چی ...واسه چی به اون هو نیاز داری؟
یادت رفته؟
من کسیم که نجاتش داده
پس ، اون مال منه نمیتونی اینو درک کنی؟
اون هو بیا اینجا وقتمو تلف نکن
همه چی خوبه
یالا- اون هو -
نگران نباش
نگران نباش- اه-
اینقدر رومخم نرو
اون هو، بیا
هی دونگ، نزدیکتر برو- بسه -
من باهات میام
بزار کمکت کنم
پاشو
بسه، بس کن
ولم کن، ول نمیکنی؟
چرا سرت فقط به کار خودت نیست؟
درست مثل بقیه- تمومش کن-
لطفا بس کن
باشه، باشه ، اون هو
چی؟
اون هو ، نقاشیت خوبه ها
گمونم اینا رو تو اتاق مطالعه من دیدی
برای همین بود که افتادی
پاشو
خدای من،ترسوندیم
سانگ هو
این کارو نکن
گوش کن
سعی نکن ، کاری کنی که جلومو بگیری
اگه این کارو بکنی
هی دونگ مجبور میشه مامانت رو بکشه
میتونی این کارو به خاطر من بکنی؟
آره
در عوض،به مامانم کاری نداشته باش
نگران نباش
به هر حال مامانت هیچ ارزشی برام نداره
باید تغییر قیافه بدی
اولین بارته که از بیمارستان میری بیرون
بله آقای لی
...بک سانگ هو
اون هو رو برده
خواهش میکنم به اون هو کمک کن
اون هو
سو جونگ
چا یونگ جین
چا یونگ جین؟
چا یونگ جین؟
خودتی؟
خودمم
خوبه که اینجوری قدیما رو یاد میکنیم
خیلی متاثر کنندست
بزار با اون هو صحبت کنم- چی باعث شده فکر کنی هنوز زنده ست؟-
چون بهت گفته بودم چویی سو جونگ آخرین هدفمه؟
تو اون هو رو نکشتی
میخوای منو امتحان کنی یا واقعا اینو باور داری؟
اگه من جایِ تو بودم
به این راحتی تمومش نمیکردم
خیلی تحت تاثیرم قرار دادی
از همینت خوشم میاد
درسته ، اون هو زندست
وقتشه که همدیگه رو ببینیم
بذار به خونه ام دعوتت کنم
نیازی نیست کادویی بخری
ولی هیچ دوستی رو نیار
خونم الان یکمی به هَم ریختست
همه درها رو برای تو باز میزارم
ولی خیلی سخته که آخرین در رو باز کنم
No comments yet. Be the first to leave one.