أول 133 سطر.
تو یه شرکتی که آرزوشو داشتم کارآموز شدم
میخوام تو همه چیز بیشترین تلاشم رو بکنم
"اوپا امیدوارم بااینکه سرت شلوغه از یه وعده ی غذایی هم نگذری"
نهایت پافشاری رو بکن" "و من مطمئنم یه پیشنهاد کار تو همون شرکت میگیری
"موفق باشی"
ها جون- هیوک سو-
برگشتی؟
گوشیمو جا گذاشتم
این وقت شب چیکار داری میکنی؟
دارم رو پروژه ی نهاییم کار میکنم
کار آموزا لازم نیست اضافه کاری کنن فقط لیسانستو بگیر و برو خونه
نمیتونم اونکارو بکنم پروژه ی نهاییمه
تو چی؟ تمومش کردی؟
نه هنوز، من فقط لیسانسمو میگیرم و وارد کار میشم
بگذریم ، زود برو خونه
میبینمت
باشه
فردا میبینمت
ببخشید
گوشیمو سرکار جا گذاشتم
ایته وون؟
میتونی آدرس بار رو بهم بفرستی؟
خودمو زود میرسونم
هیوک سو و من به یه دبیرستان مشترک میرفتیم
ما باهم در ارتباط نبودیم
من تصادفی به خاطر کارآموزی بهش برخوردم
!واو
ها جون نمره کامل نگرفته؟
با عقل جور درنمیاد کارش شوخی بردار نیست
عه، هیوک سو نمره کامل گرفته
غافلگیر کننده ست
بنظرم اون بهتر کار کرده
هی، تو نمره کامل گرفتی
واقعا؟
فقط لیسانس نگرفتی؟
آره، یه جورایی استخدام شدم
شاید بخاطر باباته
نه بخاطر اون نیست
بیا بریم یکم خوراکی بخریم به حساب من
قبول
یادمه هیوک سو درست برعکس من بود
چیزایی که من به شدت می خواستم
برای اون مسئله ی مهمی نبود
مثل نمرات عملکردمون
مثل این شغل
اما این موضوع اون موقع اذیتم نمیکرد هنوز اذیتم نمیکنه
چون من به سخت تلاش کردن باور دارم نه مقایسه شدن با دیگران
قربان- تو هنوز اینجایی؟-
میخواستم رو این کار کنم
پروژه ی نهایی؟
بله قربان میخواستم کارم شروع خوبی داشته باشه
تو یه آدم سخت کوشی
آها، اون یه کارآموز بازاریابیه؟
اوهوم
به عنوان یه کارآموز خیلی سخت کوشی
کارآموز تیم من بخاطر مریضی مرخصی گرفت
بنظر تیم شما روحیه جنگنده ای داره
امیدوارم یه پیشنهاد کار بگیری و به تیم من بپیوندی
ارشد چرا اینطوری حرف میزنی؟
من همیشه اینطوری حرف میزنم
ببخشیدا ها جون به تیم من تعلق داره
!اینطور نیست
من رژیم گرفتم پس بیاین بریم سوجو بنوشیم
ارشد منظورت چیه؟ سوجو برای رژیم عالیه
بیاین بریم- بیاین بریم-
کاراتو جمع و جور کن برو خونه
چشم قربان
و اگه کمکی احتیاج داشتی بهم بگو
سخت کوشی تو باعث میشه که بخوام بهت کمک کنم
ممنونم قربان
تو راه خونه مواظب خودتون باشین- باشه-
موفق باشی
این بار، حس خوبی دارم
کسایی هستن که ازم حمایت میکنن اعتماد بنفس دارم
یه احساسی دارم که اولین شغلم همین جاست
ها جون، بیا بریم ناهار بخوریم
اوه، اصلا نفهمیدم کی وقت ناهار شد
بریم
!کار آموز ها
بله قربان
بله قربان
بعد ناهار یه جلسه هست
میتونی کمک کنی اسلاید های پاورپوینت رو درست کنی؟
اسلاید های پاور پوینت؟
آره، جلسه ساعت دو هستش اما من کارم با پاور پوینت خوب نیست
دیگه واسه من دیره که اینو یاد بگیرم
برای آدمای جوون اینکار مثل آب خوردنه، مگه نه؟
چشم انجامش میدم قربان
به ایمیلم بفرستینش روش کار میکنم و بهتون میفرستمش
باشه ممنون
حالا خیالم راحت شد
برو انجامش بده
چشم قربان
وای این بی رحمانست
یه وقت دیگه باهات ناهار میخورم
برات ساندویچ بیارم؟
اگه زحمتی نباشه، ممنون میشم
قربان
هان؟
بهتون ایمیل فرستادم- عه فرستادی؟-
هی تو فوق العاده ای
ممنون
میتونی بری
چشم
یه لیوان بردار- چشم-
شنیدم هفته ی بعد کار آموزیت تموم میشه
بله
برای پروژه ی نهایی آماده شدی؟
دارم نهایت تلاشمو میکنم قربان
هیوک سو چی؟
منم دارم روش کار میکنم قربان
شنیدم پدرت از این شرکت بازنشسته شده
شنیدم معاون رئیس بوده- بله-
...در این مورد
اون یکی از اعضای اصلی این شرکت بوده؟
....احتمالا، اما
من چیز زیادی از زندگی کاری پدرم نمیدونم
!چه خاکی و فروتن
لیواناتونو بردارین- بله-
من آدمای متواضع رو دوست دارم
اوه
کارت خوبه تو مشروب خوری هم خوبی؟
نه اونقدرام خوب نیستم خانوم
میبینم که این روزا تا دیر وقت کار میکنی
کی با دوست دخترت وقت میگذرونی؟
اغلب نمیتونم ببینمش
دوست دخترت چند سالشه؟
بیست سالشه
ای خدا! بیست سالشه
حتما خیلی نازه
...بله
رابطتون تا کجاها پیش رفته؟
جانم؟
No comments yet. Be the first to leave one.