أول 200 سطر.
«سلب مسئولیت» «قسمت سوم»
خواهش میکنم، رابرت
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
خفهشو
خفهشو
نباید نمایش نقاشی رامبرانت رو توی موزه ملی از دست بدیم
همونطوری که از نمایش کارهای پالک و مونه جا موندیم
تازه، فیلم جدید آلمودوار هم یه ماه دیگه میاد
میگن سرنوشت در خونه رو میزنه
ولی این حقیقت نداره
روز یکشنبهای کی میتونه باشه؟
همسایهها اومدن از دود کباب شکایت کنـن
خب میری جواب بدی یا نه؟
باشه
سرنوشت در نمیزنه
اجازه نمیگیره
بیخبر میاد سراغت
و روح و تنت رو با بیرحمی تمام میگیره
آقای بریگاستوک؟
بله
میشه لطفا بیایم داخل؟
نانسی
نانسی
استیون؟
پلیس اومده توی پذیرایی هستن
این رو بکن
بله؟
بنده سربازرس داگینس هستم ایشون هم پاسبان دیویس، از پلیس لندن
چه کاری از دستمون ساختهست؟ - میشه لطفا بنشینید -
شما یه پسر دارید
جاناتان نوزده ساله - بله -
که برای سفر رفته به ایتالیا - ...بله، اون توی -
اون توی ایتالیاست دیروز ازش برامون یه کارت پستال اومد
خیلی متاسفیم ولی جاناتان دیروز توی یک حادثه، مرده
خیلی خیلی متاسفیم
چه حادثهای؟
غرق شده
چای میل دارید؟
یه حادثه توی فورته دی مارمی بوده
یه حادثه؟
بله. پلیس ایتالیا گفته مرگش تصادفی بوده
برای شناسایی جسد پسرتون باید به ایتالیا برید
نزدیکترین فرودگاه بهش، پیزاست
دولت ایتالیا تا به طور رسمی شناسایی انجام نگیره
جسد رو بهمون نمیدن
پس یعنی ممکنه جاناتان نباشه؟ ممکنه اشتباهی باشه؟
نه، متاسفم خانم بریگاستوک ولی اشتباهی در کار نیست
پلیس ایتالیا وسایل پسرتون رو گشتن
و کیفش توی ساحل بوده - شاید یکی دزدیدهش -
پاسپورتش رو پیدا کردن
متاسفم ولی قطعا خود جاناتانه
جسد تا رسما شناسایی نشه آزاد نمیشه
بعد از اون میتونید بیاریدش خونه
کس دیگهای هست که بتونه بهجاتون بره؟
نه، کس دیگهای نیست
این شماره کنسولگریه
شماره خودم هم توش هست اگر سوالی داشتید بپرسید
دوباره میگم، تسلیت عرض میکنیم
خودمون میریم بیرون
شیرش زیاد بود
ببخشید؟
شیر چای زیاد بود
درسته
متاسفم
اگه سوالی داشتید حتما تماس بگیرید
جاناتان
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
به سرویس پیامرسانی او ۲ خوش اومدید
مخاطب در دسترس نمیباشد
لطفا بعد از بوق پیغام بگذارید
رابرت
میفهمـم ناراحتی
میشه لطفا بهم زنگ بزنی؟
باید مطمئن بشم سالمی
میخوای بهش بفهمونی که چرا بهش نگفتی
بهخاطر خودت نبوده
بهخاطر اونها بوده
بهخاطر رابرت ولی بیشتر بهخاطر نیکولاس بوده
سکوتـت از پسرت محافظت کرده
و با مرگ جاناتان همهچی ختم بهخیر شده
لزومی نداشت کس دیگهای رنج بکشه
آقا و خانم بریگاستوک؟
سلام، اسم من ریچارد پرکینسه
کنسولگری من رو فرستاده تا طی این پروسه دردناک همراهیتون کنم
اگه آماده هستید من ماشین آوردم
بذارید براتون بیارمش خانم بریگاستوک
آقای بریگاستوک؟
خیلیخب، لطفا دنبال بنده بیاید
شرمنده که دیر کردم بزرگراه اتوسترادا
بسته شده بود
آفتاب طوری میتابید انگار هیچ اتفاق خاصی نیفتاده
هر چی دردت سنگینتر باشه همهچی واقعیتر به نظر میرسه
یه مجسمه مرمری برات یه تیکه سنگ میشه
گم شو
رابرت فهمید نمیتونه بره سرکار
همچین ریسکی نمیکنه
مطمئنا هنوز اونقدری مسته که نمیتونه بشینه پشت فرمون
میتونه تاکسی بگیره ولی ترجیح میده با اتوبوس بره
قانون ایتالیا ایجاب میکنه جسد قبل از جابهجایی مومیایی بشه
میدونید که این چه معنیای داره؟<
خانم بریگاستوک
صورتش باد نکرده
ببخشید؟
گفتید غرق شده ولی صورتش باد نکرده
دلیلی برای التهاب وجود نداره
مدت زیادی زیر آب نبوده
اون چیه روی دستش؟
احتمالا موقع حادثه زخمی شده
خانم بریگاستوک؟
آقای بریگاستوک دیگه میتونیم بریم
خیلی خیلی تشکر میکنم
بعد از این که به پیتزا مهمونم کردی این حداقل کاریه که از دستم بر میاد
تو هم کلی پسرم رو سرگرم کردی که شامش رو بخوره
حال داد من بچهها رو دوست دارم
رم خوش بگذره
ممنون
از بقیه سفرت لذت ببر
سعی خودم رو میکنم
خیلیخب
خب، بریم. نیکولاس
ببخشید
خیلیخب. ممنون
ممنون
خدافظ، جاناتان
خداحافظ
جاناتان؟
بله؟
میشه یه لحظه صبر کنی تا ببرمش روی تختش؟
احساس میکنم حقته با یه نوشیدنی ازت تشکر کنم
باشه منتظر میمونم
خیلیخب، خوبه
راستش، بدم نمیاد یهکم با یه آدم بالغ وقت بگذرونم
تو برو توی بار منتظر باش من ببرمش بالا
باشه - خیلیخب -
زودی میام
خیلیخب
عصر بهخیر
سالهاست که رابرت از وسایل نقلیه عموم استفاده نکرده
به افرادی که معمولا باهاشون به سرکار نمیره، نگاه میکنه
به نظرش اون زن دو شیفته کار میکنه
تا بتونه خرج خودش و خانوادهش رو در بیاره
زن خوبیه
زنیه که مغرور نیست
زنی که وقتی برای خیانت و فریب نداره
بوی غذای ناهار مردی که دو تا صندلی باهاش فاصله داره
رو حس میکنه
حدس میزنه که کارگر ساختمون باشه
احتمالا داره خونه یه لندنی پولدار رو میسازه
یه خونه مثل خونه خودش
جایی که نمیذارن این مرد از توالتش استفاده کنه یا یک فنجون قهوه بهش تعارف نمیشه
رابرت نمیدونه افکارش نژادپرستانهست یا خودپسندانه
یا جفتش
و به این نتیجه میرسه که احتمالا هر دوش
این فرض سادگی
و این توقعی که از ارزش وجودشون داره
آخر به این نتیجه میرسه که اون یک احمق مقدسنماست
تو مطمئن نیستی استیون بریگاستوک چی میخواد
یه معذرتخواهی؟
اعتراف به گناه؟
میدونی که باید قبل از بدتر شدن اوضاع باید باهاش تماس بگیری
قبل از این که خشم استیون بریگاستوک گریبانگیر نیکولاس بشه
هنوز یه سری ذخیره خوراکی که نانسی درست کرده بود، داشتم
از وقتی که مرده بود بهشون دست نزدم
اونها رو برای مناسبتهای خاص نگه داشته بودم
و امروز، همون مناسبت خاصه
همهچی داشت درست طبق نقشه پیش میرفت
هر بخش از نقشه
من رو به اون نزدیکتر میکرد
شما با شماره ۰۲۰۷۹۴۶۰۵۳۴ تماس گرفتید
استیون و نانسی خونه نیستن و نمیتونـن جوابتون رو بدن
ولی لطفا یه پیغام با ساعت و تاریخ و شماره تلفنتون
بذارید تا باهاتون تماس بگیریم
روز خوبی داشته باشید
خب. سلام
این پیغام برای استیون بریگاستوکه
اسم من کاترین راونسکرافته
من کتاب کاملا غریبه رو خوندم
مشخصه که با تعهد عاطفی شدیدی نوشته شده
و درد رو میشه درونش احساس کرد
و این غیرقابلانکاره
غیرممکنه که آدم تحت تاثیر دل پر از دردی که این کتاب رو نوشته، قرار نگیره
و خیلی کم پیش میاد که یک داستان تخیلی
بتونه همچین احساساتی رو در خوانندهش ایجاد کنه
داستان تخیلی خیلی دلپسندیه
براتون آرزوی موفقیت دارم
فکر میکنی کار درست رو انجام دادی
فکر میکنی چیزی که استیون بریگاستوک میخواست اعلام آگاهیت بوده
این کار به خودت هم کمک کرد
نوشتن و بیان اون حرفها مجبورت کرده که باهاش همدردی کنی
شاید حالا یهکمی میونهتون متعادل شده باشه
شیطان در خونهم رو زده
اون فهمیده من کی هستم
انتظارش رو داشتم ولی شنیدن صداش من رو ترسوند
اون کتاب چیزی که اون صداش کرد، نیست
یه داستان تخیلی نیست
و اون، این رو بهتر از هر کس دیگهای میدونست. چه آدم فریبکاری
خیلی محتاط بود که معذرتخواهی نکنه و مسئولیتی رو قبول نکنه
این که اون باهام همدردی کرده برام مهم نیست
برای این کار دیر شده بود
اون باید حسش میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.