أول 200 سطر.
کاري ديگر از گروه ترجمه ----- IMDB - TOP -----
فـــــيــــلــمـــــي از مايـــــــــک لــــــــــي
آرزوهــــــــــــاي بلـــــــــــند
کاري ديگر از گروه ترجمه ----- IMDB - TOP -----
متــــــرجــــــــم HAMIDREZA958
ببخشيد
مي دونيد خونه بالسوود کجاست؟
بالسوود؟ آره
چي, هيمن اطراف بايد باشه؛ درسته؟
بله
نزديک تقاطع کينگه
اسم هيچ خيابوني نداري؟
نه
همش همينو داري؟ هيچ نقشه و مسيري نداري؟
نه فقط همينو دارم
صبر کن يه لحظه
با من بيا. زود باش
زود باش ديگه
نويسنده و کارگردان مـــــايـــــک لــــي
تو تا حالا خونه بالسوود شنيدي؟
بالسود ديگه چيه؟ چکه؟
نه، يه نفر اينجاست دنبال خونه بالسوود مي گرده
سلام بيا داخل
بالسوود
يه خيابون بالسپوند اينجا هست
پيداش کردم
بيا تو. کيفتو بزار رو زمين در هم ببند
بالسوودي اينجا نيست
بشين. چايي مي خوري؟ آره، ممنون
بشين
ممنون
کي اين آدرسو بهت داد؟ مامانم
اومدي واسه تعطيلات؟ دنبال خواهرش ميگرده
اومدم دنبال کار بگردم
اهل کجايي؟
باي فيليت کجاست؟
کشور سوري، آره؟ درسته؟
پس تو از لندن اومدي اينجا دنبال کار؟ موفق باشي رفيق
اومدم يه شغل توي بخش ساختمان سازي پيدا کنم ويون گفت
ويون کيه؟
خواهرم؛ ويون بنت مي شناسيش؟
نه
بيسکوئيت بزن
ممنون
چي هست؟
اين کاکتوسه ديگه
حدس بزن اسمش چيه دونو
تاچر
چون خيلي زجرآوره چون هروقت بهش دست بزني زخميت مي کنه
اون کوچوله اسمش دنه
جدي؟
اون يکي اسمش بلوکه، ديک، تيرد، برين اونم ويلي، اونم نوب
همشون اسم دارن
مامانت برات نوشته؟
آره يه اشتباه کوچيک شده
هست؟
اسم خيابون رو ننوشته
منظورت چيه؟
بالسوود بايد يه آپارتمان باشه
نه يه خونه است خيابون 29، بالسوود
آره، ولي بايد توي يه خيابون باشه که ولي تو اسم هيچ خيابوني نداري
آره راست مي گي
وقتي چاييتو خوردي برو تو ايستگاه تاکسي از يه راننده سوال کن
اونا همه ساختمون ها رو بلدن
اونا کي هستن؟
راننده هاي تاکسي ديگه
خوب ميشي! آره
ميري سمت راست دوباره ميري سمت راست
راست نه، سمت چپ بعدش سمت چپ
از سمت راست بري نزديک تره نه اينجوري نيست
فرقي نداره، داره؟ نه، فرق نداره، داره؟
خب باشه، برو سمت چپ بعدش برو چپ دوباره
مي توني هم بري راست بعدش هم بري راست
در هر صورت بايد از اون پشت بري
به اميد ديدار راستي اسمت چي بود؟
وين. اسم تو چي بود؟
شريل. اينم سريله
خوشحال شدم از آشناييتون
سلام
راستي يادت نره چطوري بايد بري
بـــــاي
مراقب خودت باش
ممنون
خداحافظ
سر يه ليره شرط مي بندم از سمت چپ ميره آره؛ حق با توئه
برو عزيزم؛ خودشه
اون چي کار داره مي کنه؟
باور نمي کنم!
برو، وين
مي خواي بياي تو مامانمو ببيني؟ تمومش کن ديگه بابا
اول يه پوند منو که شرط بيستي بده
من که نگفتم شرط مي بندم
مامان؟
چطوري؟ خوبي؟
ميشد بهتر از اينم هم باشم
بهتر نيستي؟
مشکل چيه؟
هيچ چي
همه چي روبراه ديگه، نه؟
چيزي مي خواي؟ چايي مي خوري؟
چرا، ساعت چنده؟
حدود ساعت 3
نه؛ الآن که اول شبه براي من
راحت باش
چاييم خراب شده، آره؟
آره
اگه بخواي ميتوني چايي بخوري
نه من نمي خوام من مي خوام
چايي مي خواي؟ با شکر باشه
بيسکوييت هم مي خواي؟
بيسکوييت شکلاتي مي خوري؟
نه خب باشه. مهم نيست
- You'll have to have plain, then. - Anything will do.
دو تا ليوان چايي هم واسه من بيار
باشه چشم
بيرون، جايي نرفتي؟
کي؟
نمي دونم، ديروز، جمعه؟
فکر کردم منظورت امروزه
نه
يه شنبه بايد کجا برم؟
کليسا؟
شوخي کردم
ما زياد اينجا نمي تونيم بمونيم فقط اومديم يه سر بهت بزنيم ببينيم حالت خوبه يا نه
ما که تازه اومديم اينجا
تا حالا چيزي درباره "والير" شنيدي؟
نه
وضعيت الآنت بهتره؛ نيست؟
اون مي تونه هر کار خواست بکنه
آره مي تونه
روز مهم هفتم داره نزديک ميشه، نه؟
اون چيه؟
روز تولد توئه داره مياد
آره. منتظرم ملکه انگلستان بهم تلگراف بزنه روز تولدمو بهم تبريک بگه
آره، احتمالا رفيق خوبي واست باشه ملکه
کي مي خوايد وضع و روتون رو مرتب کنيد؟
روزي که خانواده سلطنتي رو با مسلسل به تيربار بکشن من هم مو ها مو شونه مي کنم و يه کراوات م ميزنم
بهتري؟
تو دو ساعت خواب بودي
نچ نبودم
بودي
زر نزن
داره باهات شوخي مي کنه
فقط چشام يه دقيقه رو هم رفت
چي کار داري مي کني؟
هيچي، دارم به قاب پنجره نيگاه مي کنم
فکر نمي کنم کسي داخل باشه هيچ .قت آخر هفته ها کسي نيست
نه، اونا ميرن کشورشون
اين خيابون خيلي متفاوت بود وقتي که من بچه بودم
قبل از اينکه کلاس هاي دوره متوسطه تموم بشه
شرط مي بندم مامانت تنها مستاجريه که اين اطراف زندگي مي کنه
بيا اينجا رو نگاه کن
حيف که مامانت تو خونه سيستم گرمايش نداره، نه؟
اينجوري نيست
چرا اونا مي خوان اينجا زندگي کنن؟
اين خونه ها رو خريدن تا به جاش چمن بکارن و بعدا بفروشنش
در هر صورت اين اصن خونه نيست
نه نيست اين يه سرمايه گذاري بزرگه
انگشت شصتم داغون شد
خب ديگه بسه؛ بريم
شرط مي بندم مامانت سال قبل به توري راي داد
دقــيـــقــا
اون که اصن راي نداد ما اونو برديم اونجا
اگه اون به لابور راي داده باشه بايد گناهشو گردن بگيره
آره
طبقه کارگر جامعه عضو حزب محافظه کار به خودشون خيانت کردن
قبلا مامانت مشغول چه کاري بود؟
اون هيچ وقت شغل نداشت
اولين باري که مدرسه رها کرد چي؟
توي يه فروشگاه سربازخونه کار کرد
آهان
تو زمان جنگ بود
اون تو خونه موند وقتي که واليرا به دنيا اومد
نمي دونم برم سر کار يا نه
منظورت چيه؟
منظورم وقتيه که بچه دار شدم
تو بچه دار نمي شي
مي دونم بچه دار نمي شم
پس داري چي زر زر مي کني؟
خودت مي دوني دارم درباره چي حرف ميزنم
اين دنيا، دنياي شلوغ پلوغيه
اووووووووه چه خبر؟
چي شد؟ شانس نياوردي؟ نه
نتونسي پيداش کني؟
نه، پيداش کردم
خب، بيا تو
ممنون
تو که زندگي نمي کني تا مامانتو خوشحال کني؛ هان سيريل که اصلا اينجوري زندگي نمي کني
اگه جايي نداشتي بري، ميري خونه
راستش من نمي تونم
تو تا حالا با مامانت دعوا نکردي؟ چرا، کمي تا قسمتي ابري
بخاطر ايکه شغل نداشتي؟
نه، بخاطر اينکه گند زدم به گوشت ها چه گوشتي؟
قرار بود گوشت کباب بخرم ولي گوشت خوک خريدم نظر مترجم: انصافا عجب خريه ها
هفته پيش اتفاق افتاد
مامانت با خواهرت تلفني حرف زد، نه؟ آره
کي بود؟ هفته قبل
پس خواهرت مي دونست که تو قراراه بياي؟
آره
از کجا مي دوني؟ چون مادرم بهت گفت
No comments yet. Be the first to leave one.