Being Human

Being Human

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Being Human S02E06
تعليق من asadi007
با تشکر از مترجم

الوسوم

other
نشرت في: 2012-03-06
تنزيلات: 45
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

...آنچه گذشت

سسيليا ، اين آيدين

- من يه پليس ام - تو تبديلش کردي ؟

تو هيچي در موردش نميدوني

وقتي من رو تبديل کردي جوري بود که انگار

غذا واسه بدبخت بيچاره ها بود

فقط کافي بود بگي آره و

همه چيز تغيير ميکرد

همه چيزبهت دادم

ديگه به اينجا بر نمي گردي

هشتاد سال گذشته

هنري ؟

شماها ميخواين که

تمام مدت گرگ باشين

جاش ، اين ويل ، نامزد سابقم

تقريبا هرشب اينجوريه ميرم و تماشاش ميکنم

کسي اينجاست ؟

گرگ) داره باهات مي جنگه

- خداي من - ميدونم که اينا همش گرگِ منه

نه ااااااه

اون فقط دلش ميخواد که خلاص بشه

تاحالا هيچ حسي به اين شدت نداشتم

اما نميتونم کنترلش کنم

يکي از بدترين بخش هاي مردن

موقعي بودکه برام اتفاق افتاد

"مامان و بابا نميتونن من رونجات بدن"

چشم هام روبستم اميدوار بودم که فقط يه کابوس باشه

ومامان من روازش بيدارميکنه

اما درعوض سرازاينجا درآوردم

آيدين ؟ اومدي به محله کثيف يتيم ها ؟

ميخوام که قبل از زيادي خوردن

يه خبر برام بفرستي

باشه دارم گوش ميدم

دنبال هنري ميگردم

هنري خوب ميدونه که نبايد اينجا باشه

ميدونم ميدونم

فقط خبر رو برسون

و تا صبح اين خراب شده رو هم تعطيل کن

تا خيلي ديرنشده متوجه نميشي

پدر و مادرت براي محافظت از تو درمقابل حقيقت چه کارهايي که نکردن

سلام منم فعلا نيستم بعد از صداي بوق پيغامت رو بذار

هي ، منم

نورا منم ، پيغامت رو گرفتم

ايکاش ميتونستم بگم که رفتنت رو درک ميکنم

اما ميدونم که الان نميخواي حرف بزني

پس من حرف ميزنم

با پيغام گيرت

پدر و مادرمون برامون داستان هاي افسانه اي مي خونن

ولازم نيست که برامون توضيح بدن

اينا واقعيت ندارن

قبل از بوقوع پيوستن حقيقت اونا مردن

اما زندگي هميشه هست

بيست ، سي، سيصد سال هم که بگذره

مادر سالي

ما هنوزهم به يه کمک واسه رهايي ازتاريکي احتياج داريم

A tv series By: > & >

- آخرين بار کي مادرت رو ديدي ؟ - منظورت بيداره ؟

نه، اما منظورم اينه که کي

باهاش صحبت کردي ؟

فکر ميکني که مي ميره ؟

جواب درست چيه ؟

ببخشيد آقا ، فقط ملحفه هارو برميدارم اگه ايراد نداره

مامان ؟

حالش

بايد يکي بياد لباس هاش رو عوض کنه

فکر نکنم دوست داشته باشه با اين لباس ها واسه هميشه اينجا

گيرکنه

سلام بابا

بايد بهش کمک کني

واضحه که هيچي نخورده اونم مريض ميشه

بايد يه چيزي براش بياري

- چي ؟ براش يکم يکم

نميدونم يکم پودينگ براش بيار

پودينگ؟ سالي اون وقت فکر ميکنه من عقلم رو از دست دادم

چيزي احتياج ندارين ؟

نه من

چيزي احتياج نداري؟

نبايد ازش سوال بپرسي معلومه که ميگه نه

برو يکم براش پودينگ بيار

تافي بيار

ببخشيد آقا

نه نه شوکولات شوکولات

خيلي خب باشه

رينا ؟

فکر ميکردم که اين اتفاق وقتي بيافته که کلي سن سال از هممون گذشته باشه

بعضي روزا اصلن پودينگ ، درسته ؟

آره

آره اينجوريه

جاش لوينسون درسته ؟

واوو چه باحاله همديگه رو ميشناسيم ؟

من بازرس شروود" و ايشون هم بازرس ريمز هستن

پليس بستون

يه دقيقه وقت داري ؟

آره فقط يکم پودينگ خريدم

نگفته در جاي خنگ نگهداري بشه پس چيزيش نميشه

سلام

ميشه قدم بزنيم ؟

آره، واسه اين قدم زدن کار خاصي هم بايد انجام بديم ؟

اسم شما تو وسط يه تحقيقات پيدا شده

و ماهم اينجائيم تا ببينيم قضيه چيه

چه جور تحقيقاتي ؟

يادت مياد که26 ُم کجا بودي ، جاش ؟

خيلي خب، ببخشيد اما بايد بدونم

چي شده

با نورا بودي ؟

- چي؟ - نورا سارجنت

دوست دخترت

جسد يه مردي به اسم ويليام کارت

تکه تکه شده تو محل کارش پيدا شده

و نامزد سابق دوست دخترت بوده

جاش،اينجا چيکار

ببينين ، من من

روزي که مُرد تو بيمارستان

باهاش صحبتي نداشتي ؟

من بهش نميگم يه صحبت

درسته تو گذشته نورا و وبل رو ميدوني ، درسته ؟

- گذشته؟ يعني - دستور محروميت ملاقات

سوختگي هاي روي شکمش

حتي سعي نکن وانمود کني که نميدونستي

الان نورا کجاست، جاش ؟

نميدونم

قسم ميخورم که حقيقت رو گفتم نميدونم

باشه

بهش فکر کن و بعد باهامون تماس بگير

پودينگ اينجا آشغاله

اون درياچه تو "مين " رو يادته که با ماشين ميرفتيم ؟

مامان از اون حشره ها بدش مي اومد

و تو هم ستبل هندي" روشن ميکردي

و سعي ميکردي يه جوري عاشقانه نشونش بدي

تا اينکه "رابي سرو کله ش پيدا شد و تو اردوگاه آتيش زد

و بعدش جنگل بان انداختمون بيرون

ماشين سواري تا خونه بهتربن بخشش بود

تمام شب رو رانندگي کرديم

مامان آهنگ ميخوند ،

تو با فرمون آهنگ ميزدي

تو ماشين حس ميکردم که انگار تو خونه ام

تو خوشحالش ميکردي بابا

زندگي خوبي داشت

و اين باعث ميشه اونطرف همه چيز بهتر باشه ،

باور کن

آقاي "ماليک

- مامان؟ - سالي؟

آه

چطور ممکنه ؟

ما روحيم مامان

خيلي دلم برات تنگ شده بود

اين پليورت

هميشه ميگفتي که باعث محافظتت ميشه

آره خب ، اما نتونست واقعا ازم محافظت کنه

خيلي خوب بنظر مياي مامان

به جاش گفتم که حتما خوشحال ميشي

اگه لباس هات رو عوض کني

به کي گفتي ؟

اوه بيخيال داستانش طولاني

خب الان ديگه وقت داريم، درسته ؟

جند ماه که حرکت نکردم، ميدوني واقعا هيچ حرکتي نداشتم

ميشه ميشه از اينجا بريم ؟

- هي وايستا بابا چي ؟ - چي؟

بايد بريم بايد بربم پيش بابا

مطمئن بشيم که حالش خوبه با اينکه نميتونه ما رو ببينه

ام، البته البته

خب پس ميگي که نميتونم اين شلوار رو عوض کنم ؟

چون خودم رو تو يه لباس ديگه ميديدم

ميدوني، اون قرمزه ؟

فقط قدم بزن مامان

ابديت

نميخواي تموم کني درسته

بعد از اينکه دوباره دراي ازش لذت ميبري

الان ديگه زيادي خون خوردي

احتمالا باور نميکني که من اينجام

بيخيال آيدين

"آنتيدم يادته؟

ما پليس ها باهم دوستيم يالا فکرکنم تا يادت بياد

اون موقع ها هم خيالات برت ميداشت همسرت بود ؟

براين ، مهمون داريم

نورا کجاست؟ اون کجاست؟

لطفا آروم باش

خيلي خب باشه

پليس ها امروز اومده بودن سرکار دنبالم

شماها چطور ؟ سراغ شماها هم اومدن ؟

اوه درسته

شماها کار نميکنين يه مشت بيکاريد

اون کجاست ؟

ببين متوجه ام که درمورد ويل شنيدي

ميخواي يه دسته گل برداري بريم سراغش ؟

هنوز هم ميشه يه کار قشنگ انجام داد

ميدونم که شماها يه کاري کردين لعنت بهت

البته که کرديم هرسه تامون

نه اون نبوده

نبوده ؟ اصلا از زني که مثلا

عاشقشي ، چيزي ميدوني ؟

بدنش رو سوزونده

اين فقط ظاهره قضيه هستش

کي ميدونه ديگه باهاش چيکار کرده؟

- مُردن حقش بود - اين شکلي؟

مردي که دوست دخترت رو فرستاده بيمارستان

حقش بود موقع بازي شافل بورد بميره؟

من فقط فکر ميکنم

همينه ديگه

مي بيني؟ تو فکر ميکني

More Farsi Persian subtitles for Being Human

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left