أول 197 سطر.
مکانهای وحشتناک تسخیرشده بریتانیا...
از پلی در کیلمارناک تا پیست کارتینگی در جنوب کناک
ولی قبلش، میکس روز شنبهتون رو
با آهنگ «قرار بر بودن» از هیزی ایتس شروع میکنیم
...قرار
...بود
باشد
...در
رادیو
...پنج تا
تخممرغ
...دوتا گاو
...در
دشت
ماشینلباسشویی
خراب میشه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
پنجتا تخممرغ
...گاوها
در دشت
ماشینلباسشویی خراب میشه
نیروهای سازمانهای امدادی بعد از ساعت 11 ظهر
به دنبال گزارش یک انفجار مهیب به اسباببازی فروشی ریگبی اعزام شدند
سربازرس لوسی چیمبرز در صحنه حضور دارد
...از تمامی مردم خواهشمندیم
تا زمانی که علت انفجار را مشخص و منطقه را ایمن میکنیم
از تردد در خیابان اصلی هکریج خودداری کنند
«ساعت شیطانی»
لوسی
دان برگشت
چطور شد؟
اون نیست، راه به جایی نمیبره
...گیدین - مشکلی نیست -
هیچی تغییر نکرده
هنوز هم میدونیم کِی قراره رخ بده
فقط باید نزدیک بشم
بلدی بمب خنثی کنی؟
باید چهرهش رو ببینم
به محض اینکه بفهمم کیه میتونم جلوش رو بگیرم
دفعه بعدی؟ منظورت دفعه بعدی و توی یه زندگی دیگهست
روالش اینطوریه
اگر نتونم تغییرش بدم، ازش درس میگیرم میمیرم و زنده میشم
.من نمیخوام این کار رو بکنم من... با فروشگاهه تماس میگیرم
زنگ میزنم میگم اونجا تهدید به بمبگذاری شده
اینطوری میبازیم
تمام زحماتم به باد میره
یه هدف جدید انتخاب میکنه
اونوقت دیگه نمیدونم کجا، کِی یا چطوری
اگه تماس بگیری
همه رو در معرض خطر قرار میدی
هیچکس غیر از ما نباید متوجه بشه، خب؟
اگه کوچیکترین تغییری ایجاد بشه توی آشوب گمش میکنیم
برو خونه لوسی
فکر نکنم بتونم
،دان مُرده. بهم حملهور شد من هم بهش شلیک کردم
گیدین؟
آثار جرم رو پاک کردی؟
وقت نداشتم
باید سریعتر میزدم به چاک - کسی هم دیدت؟ -
نمیدونم
برگرد اینجا
خودت رو تروتمیز کن و لباسهات رو بسوزون
اگه یه مدت آفتابی نشی ممکنه هنوز شانسی داشته باشیم
آیزاک رو چی کار کنم پس؟
گفتی گذاشتیش پیش یه دوست
جاش امنه؟
لوسی؟
لوسی؟
آره
هستی؟
مگه چارهی دیگهای هم دارم؟
به زودی میبینمت
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجمان: عاطفه بدوی و امیرحسین ترکاشوند » ::. Atefeh Badavi & Hiz3n .::
دبی؟ - لوسی -
ببخشید. چندین بار باهات تماس گرفتم - وایسا ببینم. مگه چی شده؟ -
آیزاک. تازه از بیمارستان برگشتیم
یه سگ بهش حمله کرد و گازش گرفت
...اون
چیه؟ - راهت خیلی دوره؟ -
نه. میام. همین الان میام
ببخشید. نمیدونم چطور چنین اتفاقی افتاد
،درست کنارمون بود بعد یهو غیبش زد
خیلیخب
فقط یه ثانیه ازش چشم برداشتم
یه لحظه
وقتی پیداش کردیم زخمش رو با این بسته بودن
.باید ببرمش خونه میتونی راه بری عزیزم؟
...لوسی - تقصیر تو نبود -
...خب؟ تقصیر تو نبود. صرفا - هیچکی سگه رو ندید -
هرکی هم پیداش کرده بود همونجا به امون خدا ولش کرده بود
آخه چرا تنهاش گذاشتن؟ - من چه میدونم -
...دبز - ببخشید. متاسفم -
.تو رو خدا دیگه اینقدر معذرتخواهی نکن تو هیچ اشتباهی مرتکب نشدی
مردیث درست کنارش بود
میگه یهو ناپدید شده
میگه با چشمهای خودش دیده
احتمالا زادهی تخیلشه و توهمی چیزی زده
پیش میاد
ولی تو که اونجا نبودی
نه
نبودم
خوبی؟
آره
نیازی نبود بیای
داریم به چی نگاه میکنیم
یا بهتره بگم سعی داری به چی نگاه نکنی؟
شلیک با شاتگان
احتمالا از اونهایی که لولهشون کوتاه شده
اثری از ورود با زور و اجبار نیست
یعنی کار یه گنگ بوده؟
احتمالا. خودت یه نگاه بنداز
...آره... نگاه میکنم اگه
تو هم یه نگاهی به اینها بندازی
عکسهای آرشیو موزه شروزبریان
شماره چهار رو ببین
دیدیش؟
خونهایه که توی نقاشی اولین بود
این رو چطوری پیدا کردی؟
زیرش رو بخون
«مزرعهی دور»
احتمالا بتونیم از این طریق به شپرد برسیم
و اگه لوسی چیمبرز میدونسته کجاست مانع اجرای عدالت شده
باشه. ولی هنوز مطمئن نیستیم چی کشف کردیم
اولین وایزمن رو پیدا کردیم
شاید جونا تیلور رو هم پیدا کنیم
.خونهـه 64 کیلومتری غرب بیرمنگامه میتونیم فردا بریم
یه جسد جدید رو دستمونه که هنوز گرمه
الان وقت تعقیب ارواح نیست
من میرم. تو بمون و به پرونده قتل برس
اگه به جایی نرسید بذار من رو مورد انتقاد قرار بدن
لوسی چیمبرز چی میشه؟ - صبح بهش زنگ میزنم -
ازش میخوام به یه سری سوالات جواب بده
به صورت رسمی
خیلیخب
خوبه. ممنون
خیال نکن نمیدونم چی تو سرت میگذره
تنهایی میری اونجا
و مسئولیتش رو قبول میکنی
فقط میخوای هر چی زودتر از خون فرار کنی
از ساعتت خوشم میاد
خرابه
...اگه خرابه، پس چرا
نمیندازیش دور؟
ارواح رو ازم دور نگه میداره
پس خراب نیست، دقیقا داره کاری که براش طراحی شده رو انجام میده
تا حالا دیدی سگی بیدلیل پارس کنه؟
بهخاطر اینه که یه سری چیزها رو حس میکنن
چیزهایی که اکثر مردم نمیتونن ببینن
تغییرات
امواج
چیزهایی که قرار نبوده اینجا باشن
من یه سگ رو کشتم
یه سال پیش
چون مشکل پیدا کرده بود
خطرناک بود
...فکر کنم سگی که گازت گرفته
اونیه که زنده مونده
...من دیدمت
از پس یه پرده
بوی تهدید به مشامت رسیده بود
خطر یه زندگی دیگه
از دنیایی که دیگه وجود نداشت
ساعت رو نگه دار آیزاک
بهش احتیاج پیدا میکنی
وقت خوابه آیزاک
.برو بالا و دندونهات رو مسواک بزن من هم چند دقیقه دیگه میام
چیزی برای نوشیدن نیست؟
بهنظرت فکر خوبیه؟
کابینت کنار گاز
نباید میاوردیش اینجا
پیش هیچکس دیگهای جاش امن نیست
اینجا هم درامان نیست
.نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته ممکنه مجبور شیم فرار کنیم
اگه اینطور شد با خودمون میبریمش
همچین زندگیای مناسب یه بچه کوچیک نیست
مسئولیتش با تو نیست
دلیل وجود داشتنش منم
آیزاک
حواست کجاست؟ همهش ریخت سر فرش که
بیا. دیگه وقت خوابیدنه
مامان؟
شبت بخیر عزیزم
شب بخیر
یه نقشه دارم - بگو -
خیلی احمقانهست
از نقشهی احمقانهت برام بگو
هروقت میایم اینجا
...درباره گذشته صحبت میکنیم و تو
به چیزهایی که از دست دادی فکر میکنی
بهنظرم باید درمورد آینده حرف بزنیم
و چیزهایی که... چیه؟
اون قیافه جدیهت رو به خودت گرفتی
بهخاطر اینه که دارم کاملا جدی صحبت میکنم
اوهوم. آره. البته
یه سوال خیلی جدی ازت دارم
No comments yet. Be the first to leave one.