Slaughter Hotel

Slaughter Hotel (La bestia uccide a sangue freddo)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Slaughter Hotel(La bestia uccide a sangue freddo) 1971 bluray x264-harika
تعليق من harika

الوسوم

BluRay
x264
نشرت في: 2019-02-11
تنزيلات: 40
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

فرناندو دی لئو تنها کارگردانی بود که موفق شده روزالبا نری ، را متقاعد کنه تا در این فیلم با خودارضائی برای لحظاتی بدن کاملا عریان خودش در مقابل دوربین قرار بده

" هیولا با خونسردی به قتل می رساند "

باید اعتراف کنی که اینجا یکی از زیباترین بخش های کشوره

و معتقدم که این ممکنه کمکت کنه سریعتر بهبود پیدا کنی

این بهت یه فرصت عالی میده

اووم

خودتم میدونی که این بهترین کلینک کشوره

و دکتر استرمن ادم خیلی مشهوریه

اوهوم ، بازم خوبه که به دیوونه خونه معروف فرستاده میشم

عزیزم ، اینروزا دیگه کسی اینجور جائی رو دیوونه خونه صدا نمیکنه

اسم مناسبتراونجا خانه استراحت هست

و دیداری در استراحتگاه میشه

چیزیه که برای هیچکس خجالت نداره

کافیه فکر کنی یه تعطیلات عالی در یک مجتمع لوکس هست

مطمئنم خودت میفهمی که اونجا از هر هتلی بهتره

فقط به این خاطر میرم که تو تصمیم گرفتی ومجبورم کردی

نکردم ، ولی از اونجائی هزینه زیادی برای مشاوره پرداخت کردم

فکر کردم بهتره پیگیر این موضوع باشم و خوب همه گفتن دکتر استرمن خوبه

اوهوم ، فهمیدم و خودتم دلت نمیخواد پولت از دست بدی

نه موضوع پولش نیست ، ولی با یه تعداد بیمارای مشابه ، اون تو کارش موفق بوده

اگر فقط باور کنی که اون میتونه درمانت کنه ...بهت قول میدم بعد از چند هفته

!برمیگردی خونه و بازم پیش بچه هائی

!بس کن

کشتن من حالا یه چیزی ولی چرا میخوای خودت به کشتن بدی ؟

همین الان داشتم دنبالت می گشتم خانم مدینه

خوشوقتم

بهش گفتم پیشرفت قابل توجهی داشتیم

ولی نه از نظر خودم ،درمان با شوک انگار تفاوت زیادی ایجاد نمیکنه

این فقط حروم کردن وقته

اونه نه ! خودمون متوجه شدیم ...که چقدر با قبلت فرق کردی

خیلی بیشتر از قبل جذاب تر و ارومتر شدی

هیچکس نمیتونه من درمان کنه

یا بدونه که اروم هستم یا اینکه نیستم

هیچکی بهم اهمیتی نمیده

توی تمام زندگی همیشه تنها بودم

بله ، میدونم

!واقعا نمی فهمی که چجوریاست

وقتی بهش نیاز داری کسی دست یاری طرفت دراز نمیکنه

پس باید بذاری کمکت کنم

به ندرت پدرو مادرم دیدم

پدرم چیکار میکرده ؟

انگار فراموش کردم

اون کنسول بود ، به تجارت علاقه داشت یا جاسوس بود !؟

و مادرم ؟

پرستار ، چند وقته که اینجام ؟

نمیدونم ، فقط مسئولیت تو رو دارم

واقعا چه خیالی در بارم داری ؟

میخوام کمکت کنم که خوب بشی

تو همش همین میگی ، ولی واقعا منظورت این نیست

وقتی بچه بودم یادمه یکبار رفتم بیرون

از کدوم یکی از دروازه ها فکر نکنم یادم باشه

توی کوچه پس کوچه های بین ساختما ن ها گم شده بودم

و تمام جمعیت اطرافم کاملا غریبه بودن

وحشت زده شده بودم ، و از هر ...کسی که سر راهم بود می پرسیدم

که ایا اونا پدر و مادرم هستن !؟

کلی ادم اون بیرون بود

و من یقین داشتم که اونا در بین همون جمعیت هستن

میدونستم ، میدونستم

مطمئن بودم که اونا اونجا هستن و بالاخره پیداشون میکنم

ولی نتونستم اونارو پیدا کنم

پلیس پیدام کرد و من برگردوند داخل

نباید بذاری خاطراتت بیش از حد باعث نگرانیت بشن

میدونم واقعیت داره

وقتی شب برگشتم خونه ، بهم گفتن

بهم گفتن که پدر و مادرم حتی توی کشورهم نیستن

اونا به یه جای دیگه رفته بودن

درست وقتی متوجه شدم که اونا چقدر ازم دورن حالم بدتر شد

داشتم درون خلوت خودم دیوونه میشدم

اوه ، اون فقط یه کابوس بوده

ولی الان من اینجام تا با دقت ازت مراقبت کنم

میتونم بهت قول بدم که بزودی حالت بهتر میشه

پرستا ، اینطور فکر میکنی ؟

!باور کن

دلم میخواد من دوست خودت بدونی ،مارا

منم تورو مثل دوست خودم میدونم

میخوام که نزدیک تو بمونم

من همیشه باهات هستم

ببخشید

جدا نمیخواستم سعی کنم تو رو بکشم

سعی برای کشتن هردومون

حتی نمیتونم چیزی از اون لحظات وحشتناک به یاد بیارم

... متوجه نمیشی منظورم دقیقا

دوشنبه اینده برمیگردم

اگر به استراحت احتیاج دارید اتاقتون همین الان اماده هست

لطفا باهام بیائید

فکر کنم متوجه بشید اینجا چقدر راحت و مطلوب هست

چون ازادین هر کاری دلتون میخواد انجام بدین ، مقررات انچنانی نداریم

فضای اینجا کاملا غیر رسمی هست

مطمئنم وقتی خودتون ازش استفاده کنید خیلی خوشحال میشید

انگار خیلی نگران هستین ،ولی بهتون اطمینان میدم از اینجا خوشتون بیاد

پروفسور شمارو معاینه خواهد کرد

حالا دیگه بسه

مطمئنم چیزی که لازم دارید یک استراحت کامل هست ، بفرمائید

می تونید اون بگیرید

بگو ببینم ماری ، از نظرت اشکالی نداره دست بعدی من بازی کنم ؟

صبح بخیر ، روت

صبح بخیر

حالت چطوره ؟

بهترم ، مرسی

خوبه

مطمئنم که از بودن در اینجا لذت میبری

اوه

صبح بخیر دکتر

صبح بخیر

معتقدم روت یکی از خطرناکترین بیمارانی که داریم ، دکتر کِلی

داره سعی میکنه علاقه به ادمکشی خودش کنترل کنه ، ولی در اینکارش موفق نیست

اوه ، مرسی

معتقدم برای پرهیز از هر گونه خطری باید طی دو هفته اینده از نزدیک مراقبش باشی ،حواست هست؟

شریل کجاست ، اون دیدی ؟

با شوهرش صحبت کن ، از پیشرفتی که داشته خیلی راضیم

باید بگم ، تقریبا درمان شده

منظورت چیه که تقریبا درمان شده ؟

منظورم اینه که دیگه دلیلی نداره اون اینجا نگه داریم

تا جائی که من میدونم اون در عرض یک هفته باید اینجارو ترک کنه

شوهرش داره تمام کارای لازم انجام میده

ولی استرمن ، اون کاملا در مان نشده

میدونم از اون مواردیه که بهش علاقه مند شدی ، دکتر کلی

ولی مطمئنم در باره اون سنگ تمام گذاشتیم

اون هنوزم افسرده هست

ولی اون مدت زیادیه که از خودکشی فاصله گرفته

اه ، الان وقتشه به دیدن آنا برم

ممکنه به هیون بگی خودش به تنهائی به دفترم بیاد

بعدا با هاشون صحبت میکنم

البته

متشکرم

الفرد ماشین برای اقای هیوم اماده کنید- بله پروفسور -

کلی میتونی زحمت بکشی بهش بگی ماشین اماده هست

با کمال میل

!آننا !آنا

آنا ، چرا دلت نمیخواد بهتر بشی ؟

من بیمار نیستم ، دکتر

من هیچ ناراحتی ندارم

نمیدونم چرا اینجام

من قصد ندارم خودم یا هر کس دیگه ای را بکشم

من یکی از اون ادمای دیوونه نیستم که به شما نیاز دارن

من فقط دوست دارم عشق بازی کنم ، عشق بازی ، همش همین

اینجا کسی نمیخواد بگه دیوونه هستی ، آنا

تو واقعا یه زن سالم هستی

این بخاطر اجباری بودن شهوت بی حد تو برای عشق بازی هست

برو یه دوش بگیر

صبح بخیر اقای هیوم شرل

میدونم ، وقت ملاقات تموم شده

ولی فکر میکنم بهتر باشه پرواز خودم به تاخیر بندازم

هر چند این کار دشواریه

اونم بخواد شرل در عرض یک هفته به خانه برگرده

به گفته پرفسور استرمن

منظورت اینه که موافق نیستی ؟

ولی انگار این براش خیلی بهتره

گذشته از این من خودم شریل را به اینجا اوردم

و خودم میدونم کی برای برگشتن حال عادیه

و علاوه براین ، اون مالک قانونیه شرکت ماست

ما بهت احتیاج داریم شریل

تو باید برگردی سر کارت

خوب ، همسرت بخاطر خستگی مفرت میخواسته خودش بکشه ،اقای هیوم

ممکنه بازم سعی کنه اینکارو بکنه

ما نیاز داریم مشکل اون ریشه ای بررسی کنیم

وقت زیادی برای اینکار داشتن

روراست بگم ، فکر نمیکنم تمامش اینقدرام جدی باشه

اون به سختی کار میکرد و احتیاج به استراحت داشت

فقط همین

هیئت مدیره بی صبرانه منتظر برگشت تو هستن ، عزیزم

جلسه برای 25 همین ماه تعیین شده

اقای هیوم پرواز شما تا یک ساعت دیگه حرکت می کنه

ممکنه یه لحظه ... ببخشید

خدانگهدار ، عزیزم

خانم پالمیری برادرتون برای ملاقات شما اومده

!سلام - پیتر -

چقدر خوب شد که دوباره دیدمت

آه ، حالا بذارخوب نگات کنم

انگار حالت بهتره

میدونم محبوس بودن در یه همچین جای افتضاحی چقدر وحشتناکه

ولی مطمئنم که مدت خیلی زیادی طول نمیکشه

خواهش میکنم پیتر من باید از اینجا بزنم بیرون

اوه ، با پروفسور استرمن صحبت کردم

اون حس میکنه در حقیقت حالت خوب شده

...توی اینجور کلینیک ها شما حتما بهتر

ولی من بهتر نمیشم چون اصلا چیز مهمی نیست که قرار باشه خوب بشه

خودشونم حتما این میدونن

همه اونا این قبول دارن که هر کسی ممکنه یه نوع بیماری روحی داشته باشه

اوه پیتر ، چرا نمیتونی درست مثل همون زمانی که بچه بودیم باهام عشق بازی کنی ؟

آنا ، نه ، نباید این حرف بزنی

تخت کوچولوی خودمون فراموش کردی، که چجوری روی اون من به ارامش میرسوندی

پاپا و مامان هیچوقت باهام مهربون نبودن تو فقط بودی

همیشه وقتی گریه میکردم تو ارومم میکردی

آنا الان مجبوریم تمام اون چیزارو فراموش کنیم

وقتی من به یک زن تبدیل شدم تو دیگه باهام عشق بازی نکردی

و به دنبال مردهای دیگه رفتم تا تو رو توی وجود اونا پیدا کنم

ولی متاسفانه هیچکدوم اونا مثل تو نبودن ،پیتر

فقط توئی که من آتیش میزنی و شهوتم خاکستر میکنی ،اروم میشدم

تمام قلبم و روحم اتیش میزدی

نه ، همه چیز فراموش کن وگرنه دیگه اینجا نمیام

حالا اروم باش و خودت جم وجور کن

نیومدم اینجا که تو رو ناراحت کنم

ببین پیتر ، تو نمیگی که من دیوونه ام ولی اون باور داری

این دلیلیه که میخوای من اینجا نگه داری ؟

داری ازم فرار میکنی ، هرچند که خودم نمیدونم چه کار اشتباهی کردم

من خیلی تنهام

...در ضمن مجبورم خفه خون بگیرم

و با یه مشت ادم گت و گور عوضی زندگی کنم

بهتره با استرمن صحبت کنم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left