أول 151 سطر.
« گربههای خیابونی » « فصل اول » « قسمت اول: گمشده »
کوسههای سفید بزرگ در مناطق معتدل و گرمسیریِ
سراسر جهان یافت میشوند
آنها آبهای خنکتر را ترجیح میدهند و ،اغلب در مناطقی با تجمع بالای شکار
مانند کلونیهای فکها دیده میشوند
…سلام، بچهها. چه خبـ
واسه چی آخه؟ - چیـه؟ -
واسه چی زدی توی صورتم؟
گربهام. کارم همینـه
آره، ولی چرا؟ - نمیدونم. میزنم دیگه -
کارت همینـه؟ - آره -
صحیح - یه کارهایی میکنم دیگه -
من نمیکنم
.من هیچ گوهی نمیخورم .میرینم میخورم و میمیرم، شعارم همینـه
میرینی و… گوهت رو میخوری؟ - نه -
میرینم ویرگول میخورم و میمیرم
ولی گوه هم میخوری - یه بار خوردم -
گوهِ اون رو خوردم
آره، یه لقمهی چپش کردی، نه؟ - آره، یه لقمهی درستحسابی. عالی بود -
همشو خوردی. بهبه
همشو لمبوندم
دهنت سرویس - یا خدا -
.داریم یه مستند دربارهی کوسهها میبینیم .دیوثا بدجوری سرسخت و گردنکلفتن
میدونید خطرناکترین موجود سیاره چیـه؟
سادهست. کوسه - نوچ -
چی؟ - نه -
چی از کوسه خطرناکتره؟ - …خب -
نهنگ قاتل - نه، گوش بدید -
آدم - کدوم آدم؟ -
آره، کدوم آدمی که مثل اسکلها توی آب دست و پا میزنه
میتونه از یه نهنگ قاتل خطرناکتر باشه؟
یا کوسه - منظورم یه آدم به خصوص نیست -
منظورم اون نیست. منظورم انسانهان
خیلیخب - منظورم از آدم… بشریتـه -
مَرد و زن، بیشتر مَرد، خطرناکترین موجوده چون
داره سیاره رو از بین میبره
پس تمام حیات رو از بین میبره - پس کون لقش. کون لقش -
خیلیخب - کِی نابودش میکنه؟ -
تاریخ دقیقش رو نمیدونم
هنوز خیلی مونده. اون موقع همه مُردهایم - عالی شد -
نکتهی جالبش اینجاست که تا اون موقع
رباتها دنیا رو میگیرن
اصلاً جالب نبود. کلاً هیچکدوم از حرفات جالب نیست. پیشِ ما که هستی این رو یادت باشه
پس برات جالب نیست که وقتی رباتها سیاره رو بگیرن میخوان چیکار کنن؟
!نه - !کیر توی رباتها -
آره، چیکار میتونن بکنن؟ - حالا برات جالبـه. میخوای بدونی -
چه گوهی میتونن بخورن؟ سرگرممون کن
کنترلِ آب و هوا - کدوم کسکشی میگه «جالب»؟ -
کدوم کسکشی میگه «جالب» آخه؟
«…نکتهی جالبش اینجاست که» - این اطراف؟ جلوی ما؟ -
کیر توی کونِ آهنیِ رباتها
توی لونهی ما؟ - هیچی نمیدونید -
!نمیخوایم که بدونیم واسه همین اینقدر زنده موندیم
عاشق زندگی در جهل و نادونیام
گوه بارم نیست و بهش افتخار میکنم - آره -
هر بار با شما حرف میزنم چشم و گوشم باز میشه
میرینیم توی چشمت
با رباتها جق میزنی؟ - خیلیخب. باریکلا. دست مریزاد -
من با رباتها جق نمیزنم، مرسی
میرم خونه و یکم سالمون میخورم
در جستجوی طعمه، یکی از کُشندهترین مارهای جهان پدیدار میشود
!یا پیغمبر
.چیزی نیست. چیزی نیست .رفتش. رفتش
در میانِ بوتهها و علفزار، موشی تاریکی را به جان میخرد تا به دنبالِ غذا بگردد
ریدم توش
یه لقمهاش میکردم، رفیق - من دوست دارم زجرکُشش کنم -
من که میخوام کونش بذارم
اون رو دیدم گشنهام شد
بیاید بریم قبرستون و یکم ناهار جور کنیم
…دست به دامن تو میشویم، پروردگارا
بیخیال تو رو خدا
تا کِی قراره علافمون کنید؟ کسکش رو خاک کنید و بزنید به چاک
دارن همهی موشها رو میترسونن - خواهرت اولیو داره میاد -
خواهرم نیست. خواهر ناتنی یا دخترعمویی چیزیـه
خب؟ - مثل چی کسخلـه -
به کی میگی کسخل؟ - بدبخت شدی -
.نه، جدی داره میپرسه .نمیدونه به کی گفتم کسخل
پشمام، جدی کسخلـه
کی؟
سلام، بچهها. تسلیت میگم - چی؟ -
خب، میشناختیدش؟ - نه -
یه بیچارهایـه که با خاکسپاریش داره همهی موشها رو میترسونه
آها، اومدید شکار
همین الان یه کنسرو مرغ و خرگوش با سس غلیظ و کلسیمِ اضافه خوردم
نه بابا؟
بعدش رفتی روی پای مامانی تا یکم موهات رو شونه کنه؟
بعدش هم دسر خوردی؟ - موقع شونه کِشیدن دسر خوردم -
کیر توش - خدایا -
اینجوری راحتتر میشه دردش رو تحمل کرد
.من پانس هستم» توی یه خونهی بزرگ زندگی میکنم و
مامانی و بابایی دوستم دارن و «به غذام سس میزنن
دسر میخوای؟
«اَدَ بَدَ. دِسِل میغام» - آره -
بچه مزلفِ کسکش
چه خوب - واقعاً خوب بود -
چطوره بزنید به چاک و برید عروسی کنید؟
خیلیخب
نه. نه، مرسی
خیلیخب - آره، روالش اینطوری نیست -
تف توی این زندگی
جان فلچر
تولد: ۱۹۴۰
پیرمرد لاشی - دوست داری چطوری بمیری؟ -
جق؟
چطوری میشه با جق مُرد؟ - نمیدونم. پرسیدی هول کردم -
میخوای بهش فکر کنی؟ - آره. نظرم عوض شد -
خیلیخب، چی؟
بیماری پارکینسون
اولیو - چیـه؟ -
دوست داری چطوری بمیری؟
،گمونم اگه بفهمم مریضم احتمالاً خودم رو بکُشم
چطوری؟ - نمیدونم. از ساختمون میپرم پایین -
باشه، ولی اونطوری که چیزیت نمیشه
چی؟ - روی پاهات فرود میای -
.نُهتا جون که بیشتر نداریم .دفعهی دهم میمیرم
از جونهات استفاده نمیکنی چون هر بار روی پاهات فرود میای
…اگه ده بار بپرم، بار دهم - !سعی کن با صورت فرود بیای -
!سعی کن با صورت فرود بیای - فکر نکنم بشه -
معلومـه میشه - نه، توی خونمونـه -
…نه. اگه بخوای خودت رو بکُشی
داری میگی اگه برم بالای ساختمون و ،بخوام خودم رو بکُشم
نمیتونم به خواست خودم با صورت فرود بیام؟
غریزهست
اگه بخوای میتونی با صورت فرود بیای؟ - آره. آب خوردنـه -
کاری نداره - چطوری؟ چیکار میکنی؟ -
با کله میپرم - باید پاهات رو ببندی -
.پاهام رو ببند. هر کاری دوست داری بکن، عشقم .فقط از ساختمون پرتم کن پایین
پاهات رو ببندی و بگی یکی هُلت بده؟
آره - …مثل یه بوقلمونِ آمادهی طبخ، دست -
چطوری با پای بسته میپری؟ - یکی هُلم میده -
من هُلت میدم - !اینکه خودکُشی نیست -
میخوای لحظهی آخر هُلت بدم؟
.«اینطوری که «میخوام ندونم کِی هُل میدی .میخوام یهویی باشه
چطوری وقتی پاهام بستهست و بالای ساختمونم غافلگیر بشم؟
دوست داری چطوری بمیری؟ - وسط یه دعوای درستحسابی -
جلوی یه گله سگ یا همچین چیزی؟ - هر کسشعری بود قبولـه -
سگ، ایگوانا
آره - میرکتهای کیری -
آره - !میخوای بدونی؟ بوم -
!آره - حیوونا چپ و راست گم میشن، رفیق -
اگه دلت میخواد عکس اون قیافهی مظلوم با اون چشمای ورقلمبیدهات روی
کاغذ A۴ با چندتا شماره تلفن بچسبه به تیر چراغ برق
خشونت هیچوقت راهحل نیست - معلومـه که هست -
جدی، گندهبک؟ خشونت کِی چیزی رو حل کرده؟
وقتی میخوای یکی رو درب و داغون کنی پس میزنیش
!بوم! مشکل حل شد - !آره -
اینکه بگی «بوم» دلیل نمیشه حق با تو باشه
ای خدا. آره
،خب، جناب علامهی دهر به دانشگاهِ زندگی خوش اومدید
عجب دانشگاهی. رتبهی چند کشوره؟ گمونم اون پایینها باشه
.«دارم رسماً قهوهایت میکنم، میفهمی که؟» .بفرما. بوم
No comments yet. Be the first to leave one.