The Magician

The Magician (Ansiktet)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

TheMagician 1958 720p
تعليق من kaveh31

الوسوم

720p
720
نشرت في: 2013-04-15
تنزيلات: 62
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

جادوگر

خب؟ - چي؟ -

پيدا کردي چيزي رو که بخاطرش چاله مي کندي؟ - .نه، هيچي -

تو و مهرگياهت و انگشتهاي منفصلت...

.و شرارتت . درسته -

ارواح قبلاً خيلي بلند در اين جنگل زوزه ميکردن

که هيچ کس حتي جرأت نميکرد بعد از غروب داخلش بشه.

.اينو به خوبي يادمه

!تو و ارواحت

آلبرت، چرا "توبال" رو بعنوان دستيارت داري؟

.بايد از شرش خلاص شي

شنيدي مادربزرگت چي ميگه بهت؟

"چطور تئاتر "ووگلِر مَگنِتيک هِلث

بدونِ "توبال" مديريت بشه؟ .من از تو مي پرسم

،کي شبها در "کوپِنهاگِ" ما رو ضمانت کنه

،و زندگي خودش رو به خطر بندازه

بعد از اينکه تورِ دانمارکيمون به جهنم تبديل بشه؟

،من مي پرسم .اما کسي جواب نميده

و کي داروهامون رو دم ميکنه؟

مدتها قبل تو خيلي رو اعصاب بودي

.اگه مردم ميفهميدن چي تحويلشون ميدادي

.مادرم هميشه ميگفت ،"چيزي که خوبه هميشه خوشمزه نيست"

،به هر حال .من مسئوليتش رو بعهده ميگرفتم

.و سودش رو

.مواظب باش، ننه جون

.من اتفاقاً يه چيزي رو ميدونم

شنيدي؟

.صدايِ جيغ بود .خيلي واضح شنيدمش

.صداي يه روباه بود

يه روباه؟

،يه روباه با دوتا پايِ لاغر

،خون آلود .با سري که روي چوبها آويزون شده

يه روباه بدونِ چشم

.و يه سوراخِ پوسيده براي يه دهان

،من اونا رو ديده بودم

.و ميدونم چيزي رو که ميدونم

لعنت ميشم اگه اون بالا بشينم

با ارواح و غول هايي که اطرافِ گوشم زوزه !مي کشن

،زخم در چشم، خون در دهان .بدونِ انگشت، و گردن شکسته

ميگه بيا پايين، ميگه بيا بيرون، از اون دنيا

...از اين دنيا، مرده هاي متحرک، با دستهايي که بلند کردن

.روز بخير، آقا

.اسم من يوهان اِشپيگِل هست

،خيلي حالم بده .همينطور که ميبيني

ميتوني با يه کم شراب دردم رو تسکين بدي؟

دليل ضعفم شراب هست .اما دليل بهبوديم هم هست

.من يه بازيگرم

در واقع، عضوي از بازيگران مشهور "ايستينبورگ" هستم

.اما بيماريم شغلم رو نابود کرد

شما هم بازيگر هستين؟

پس چرا اينطوري لباس پوشيدين؟

،ريشتون مصنوعيه .و ابروها و موهاتون رنگ کرده هست

آيا کلاه بردارين کسي کهه بايد چهره ي واقعيش رو پهنان کنه؟

...بذار يه کم استراحت کنيم

.و نفس تازه کنيم

...هواي گرگ و ميش داره از بين ميره

.و اين آخرين روز از زندگي منه

...من هميشه مشتاق يه چاقو بودم

...که اعضايِ درونيه بدنم رو آشکار کنه

...مغز و قلبم رو آزاد کنه

...من رو از جسمم جدا کنه

و زبونم رو جدا کنه .و مردانگيم رو

...يه تيغه ي تيز

.که همه ي چيزهاي کثيف رو پاک کنه

...بعدش چيزي که بهش ميگن روح

.از اين لاشه ي بي معني من جدا بشه

چي ميخونين، قربان؟

.يه داستان در مورد کلاه بردارها

هم قطار خودتون؟ - .هيچ کسي اينجا کلاه بردار نيست -

نه؟

،کتاب جالبيه .به هر حال

نيرنگ در بين اون کسايي که حقيقت رو ميگن خيلي رايجِ

که معمولاً به عنوان بزرگترين دروغگوها شناخته ميشن.

...نويسنده فرض کرده که يه چيزِ اصيلي مثل حقيقت

.اون بيرون وجود داره

.اون تئوري يه خيالِ باطله

،چقدر کتاب ميخونين .آقايِ آمان

.آقايِ توبال با دهن پُر حرف نزنين

.من فهميدم اين شغل در مورد حقيقت شيطاني جالبه

.آره، اين يه احساسِ قشنگه

اگه بگم دنبه ي گوسفند در عقب هست ،و يه سر روي يه گردن هست

،اون يه حقيقتِ خالص هست .و من از اينجور حقايق خوشم مياد

دنبه ي گوسفند در عقب و يه سر روي يه گرن؟

.يه حقيقتِ نسبتاً مشکوک .نميفهمم -

اين بنظر درست برعکس مورد شماست.

.شما خيلي سرگرم کننده هستين .افسوس که دارين ميميرين

.تو هم خواهي مُرد .فقط بهش اعتقاد نداري

،چيزي که در آينده مهم هست

.و آينده به اندازه ي گذشته توجه من رو جلب ميکنه

نميتوني ببيني که من گل زنبقي در دشت هستم؟

.داره ميميره

.شما ميخواين اين لحظه ي مختصر رو ضبط کنين

.به دقت مشاهده کنين

...من چهره ام را

.براي حس کنجکاويتون باز ميکنم

چه حسي ميکنم؟

...ترس

.و رفاه

...حالا مرگ دستام رو گرفته

...بازوهام رو

...پاهام رو

my belly.

.ديگه نميتونم ببينم

.من مُردم

.در شگفت هستين

.بهتون خواهم گفت

...مرگ

.خيلي جالب و آموزنده

،از نظر مالي ورشکسته ،تحت تعقيبِ پليس

.و حالا يه جسد تويِ کالسکمون

.ما بايد شروع بهتري در پايتخت داشته باشيم

.بياين داخل

VOGLER'S MAGNETIC HEALTH THEATER

.همتون ساکت باشين .من حرف ميزنم

.من مخصوصاً از ننه جون ميخوام که دهنش رو ببنده

:و يه چيز ديگه .ننه جون ميتونه اشياء رو اينور اونور پرت کنه

.ننه جون ميدونه منظور چيه ديگه

،ميزها برگردونده ميشن .صندلي ها ميفتن، چراغها خاموش ميشن

.هممون حقه هاي ننه جون رو ميدونيم ...اما خوب باش و به خاطرِ ما

.خوب رفتار کن

...ميفهمم

.اتفاقاً

.خدايا، اين زن باعث ميشه عصبي شم

به ياد بيار تو "اُستِند" چيکار کردي؟

.نه، باور نميکنم که من کردم

.حقه هاي ننه جون تاريخ مصرف گذشته هستن

،اونها سرگرم کننده نيستن .همونطور که نميتونن توضيح بدن

.ننه جون بايستي بميره

.آه، اوقات خوبي در "اُستِند" داشتيم

،من زنداني شدم ،ووگلِر مصادره شد

.و ننه جون تو ميدونِ شهر شلاق زده شد

!آره، اوقات خوبي در "اُستِند" داشتيم

.گويا بايد خودمون رو معرفي کنمي

.البته

.من مشاور آبراها ايگرمَن هستم .به منزل من خوش اومدين

من و مخصوصاً همسرم، علاقه ي شديدي به چيزهاي ماوراء الطبيعه داريم

به همين خاطر از رئيس پليس اِستاربِک خواستيم .که اين ملاقات رو ترتيب بده

.فِرانس اِستاربِک، رئيسِ پليس .من اين ملاقات رو ترتيب دادم

اميدوارم که افرادم به خوبي با شما برخورد کرده باشند

،وِرگيوس .مشاور بهداشت سلطنتي

اين صرفاً بجا است که .ما هم خودمون رو معرفي کنيم

،اول از همه چيز ،رهبرِ ما

،آلبِرت اِمانوئِل ووگلِر

.نامي بزرگ در قاره

،آقاي ووگلر، دانشِ کامل

.رشد يافته و کاملي در مغناطيسِ حيواني دارند

تعريفِ آقاي ووگلِر رو شنيدم

،ايشون آقايِ ووگلِرِ جوان هستند و بهترين شاگرد

.آقايِ آمان

.اون داراي استعداد جالب توجهي هست

،اين پيرِ زنِ محترم مادربزرگِ آقاي ووگلِر هست

.زماني خواننده ي مشهورِ اُپِرا بود

کيه که "کُنتِس آگاتا دِ ماکُ پاتزا" رو به ياد نمياره؟

.من خودم اينجا کاره اي نيستم

...زبونِ من راهِ زندگيش رو

.در جهت خدمت به آلبِرت اِمانوئِل ووگلرِ بزرگ پيدا کرد

آيا دکتر ووگلِر مخالفن که بحث کنيم

در مورد چندتا سوالِ اصلي در مورد فعاليتشون؟

...بسيار خب

.خوشبختانه موافقند

دکتر ووگلِر، در روزنامه ي شهر ما ...شما بعنوانِ

يک شاهکار محتمل بر همه نوع هيجان اعلان شده ايد

شگفتي هاي مهيج .هيچگاه ديده نشدند

.اعمال جادويي سرچشمه گرفته از فلسفه ي مشرقي

،مغناطيس درماني .و لرزنده هاي تهيج آورِ حسي

اين آگهيِ شماست؟

،قربان، اينجور تيترها ،براي هر ذهن فرهيخته اي عجيبه

.اينها کارِ دکتر ووگلر نيست

.ما ممنون ميشيم اگه دکتر خودش به سوال جواب بده

.آقايِ ووگلر از نعمت حرف زدن بي بهره هستند

.ايشون لال هستند، آقايون

آيا آقايِ آمان هم از نعمت حرف زدن بي بهره اند؟

.نه

.تا الان چيزي نگفتين

،به من اشاره اي نشد .آقايِ رييس پليس

خب شما نيرويِ جادويي دارين؟

.ما اين رو نميگيم - ...دوستِ شما، آقاي توبال -

،هاما از آپارات .آينه ها، و پروژکتورها استفاده مي کنيم

.اين ساده هست و کاملاً بي خطر

:يه سوال ديگه آيا آقاي ووگلر بيماري رو هم درمان ميکنه؟

.ما اين رو نگفتيم

آقاي ووگلر اخيراً توري در دانمارک ،با يه نامِ ديگه داشتن

وانمود ميکردن که دکتر هستند و سهمي در مهمانخانه هاي داخلي دارند

بيمارها در يک اتاق تاريک گذاشته شدند

.و مغناطيسي شدند

...اين باعث تشنج و حمله هاي عصبي

.به تعداد زياد شد

.بعضي ها هوشياريشون رو از دست دادن

چرا مي پرسين وقتي الانشم ميدونين؟

به نظر دوگانگي جالبِ توجهي .در فعاليت هاي آقاي ووگلر وجود داره

منظورتون چيه؟

،يه دکتر ووگلِرِ آرمانگرا وجود داره

.که از متدهاي مشکوک براي تجربه هاي پزشکي استفاده ميکنه

بعدش يه ووگلِرِ جادوگر هست که نسبتاً کمتر مورد پسند هست

.که همه نوع تردستي وطني رو اجرا ميکنه

اگه درست فهميده باشم، فعاليتهاي ووگلِر بدون پندهاي اخلاقي بي ثبات بودن

.بين اين دو... مفرط

بهم بگين: آيا آقاي ووگلِر ادعا ميکنن نيروهاي ماوراء الطبيعه دارند؟

اين بازپرسيِ بيهوده .شعن همه ي طرفين رو پايين مياره

...اگه ما بطور نامشروع عمل کنيم

More Farsi Persian subtitles for The Magician

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left