أول 200 سطر.
تجربه ی شیرین سینمای هند در وبسایت بالیوود وان
چی شده جناب عابد؟
پسرت رو که وارد اینکار کردی فال منم ببین شاید به درد اینکار بخورم
شغل آبا و اجدادیه!
این نکنه کی بکنه؟
مراسم ازدواج هم برگزار میکنی؟
مراسم ترحیمم انجام میدم
آب بده!
چرا زل زدی به من؟
-جناب عابد افتاد تو آب -زود بیاریدش بیرون!
بیاریدش بیرون!
*اهریمن* قسمت اول فصل یک
"زمان حال"
بین مرگ و جسد تفاوت هست!
مرگ میتونه حرف بزنه...
میدونم دارید به چی فکر میکنید...
اما این بازی با کلمات نیست
مرگ مجموعه ای از داستانهاست که منتظره کسی اونو بشنوه...
هرچی بیشتر گوش بدید....
بیشتر هم صحبت میکنن!
و خیلی زود بهتون میگن...
که چطوری مرگ اتفاق افتاده!
-ببخشید پروفسور نایر! -بله؟
شما قبلا برای پزشکی قانونی کار میکردید...
چرا ترکش کردید و شروع به تدریس کردید؟
مهم نیست
الان بحث زندگی من نیست!
تمام چیزی که دارم میگم اینه که مرگ حرف میزنه...
و این زبان چیزیه که بهش میگیم علم پزشکی قانونی!
بهش میگن علم اما...
این یه تعادل بین علم و وجدانه
تعادلی که لازمه پیدا بشه!
مترجم : سپیده ویرایش نهایی : یاسین
نه
بجنب رفیق
مسئله کار دوستته خیلی فشار رومه
با این سن و سال یه عالمه جنازه دیدم دیگه بسمه
واقعا؟
پس الان توی کلاس داشتی آلبوم خانوادگیت رو نشون میدادی؟
-همین کارو فقط بلدم، چیکار کنم؟ -باشه
نظرت راجع به یه بطری نوشیدنی چیه؟
الان باید گول بخورم؟
اگر یه هندی به یه هندی کمک نکنه کی کمکش میکنه؟
یه آمریکایی اونا هم همینقدر حقوق میگیرن
دکتر ناتالی کارش خیلی خوبه
خب کارش دقیقا توی چی خیلی خوبه؟
تا حالا دوبار طلاق گرفتی... مراقب باش
ویلیام ائر پنجاه و چهار ساله
متاهل یعنی بوده
-این آخرین باره، باشه؟ -باشه
وقتی زنش میاد توی اتاق همینطوری پیداش میکنه
-سندرم افت فشار خون -آره
کلسترولش هم یه مقدار بالاست
ما مظنون به حمله قلبی بودیم اما زنش قبول نمیکنه
خب پس حداقل میشه گفت زنش اونو نکشه
ببین توی یه حمله قلبی طبیعی...
قلب با سیرکوله کردن خون شروع به مقابله میکنه...
به بافت این قسمت نگاه کن خون کمی توی این قسمت دیده میشه
هوم یعنی چی؟
یعنی قلبش ناگهانی متوقف شده
عجیبه چون توی کالبدشکافیش گاز کربن دی اکسید وجود داره
-رژیم غذاییش چطور بوده؟ -گیاهخوار بوده
-گزارش سمیت چطور؟ -در حال انجامه ولی...
انگار اثری از سم وجود نداره
قتله
خب اما.. چطوری؟
سابقه غذایی رو چک کنید شرط میبندم که یه ربطی داره
این یه سم غذایی مربوط آمریکای جنوبیه
غذایی که شبیه سیب زمینی شیرینه
ببین کی به آشپزخونش دسترسی داشته آشپز، پیک غذا، هرکی
اگر کسی اهل آمریکای لاتین باشه همونیه که دنبالشید
-آمریکای لاتین؟ -همون آمریکای جنوبی
-تو نابغه ای -یه چیز دیگه...
من یه نوشیدن ساده نمیخوام
یه همبرگر هم کنارش میخوام
واست میگیرم رفیق ممنون
"دهلی نو"
سلام
امشب دیر اومدی
آجن اومده بود کمک میخواست
امیدوارم راجع به مسائل عشق و زندگی نبوده باشه...
-چون تو واقعا توی این مورد افتضاحی -واقعا؟
غذا تو آشپزخونست
گرسنه نیستم
باشه
بیا
حالا بگو روزت چطور بود؟
خوب بود
مال تو چی؟ ریا خوابیده؟
آره ریا خوابیده منم روز خوبی داشتم
تکالیف ریا رو انجام دادیم...
کیفش رو مرتب کردم...
ظرفا رو شستم لباسا رو هم شستم...
حالا میشه یه ذره حرفای عاشقانه بزنیم؟
عاشقتم
منم عاشقتم
خب امروز چیکارا کردی؟
من چیکار میکنم؟
همون تدریس همیشگی همون سوالای احمقانه همیشگی
همون زندگی کسل کننده هر روزه
نیکل...
چرا همیشه انقدر راجع به کارت غر میزنی؟
این انتخاب خودت بوده
خودت انتخابش کردی ازش لذت ببر
کسی مجبورم نکرد؟
فراموشش کن
از بحث کردن راجع به این موضوع خسته شدم
میدونی چیه؟ منم خسته شدم
هنوزم منو مقصر میدونی؟
ننا حقیقت اینه که...
من این زندگی رو به خاطر خودم انتخاب نکردم
تدریس راجع به مسائل تکراری انتخاب من نبوده
من هر روز زندگیم رو دارم به خاطر یه نفر دیگه زندگی میکنم
-تو میدونی که انتخاب من... -اجساده
این چیزی که دلت براش تنگ شده
مگه نه؟
تو دوست داری که دور و اطراف جنازه ها باشی
اول سی بی آی، بعد اف بی آی کاری رو که دوست داری انجام بده
حتی اگر باید با خانوادت بهاش رو بدی
این خیلی پیچیدست تو متوجه نمیشی
میدونی نیکل زمانی پیچیده بود که ریا فقط 6 ماهش بود...
و تو ده روز تمام خونه نبودی
و من تنها هم از ریا مراقبت میکردم هم به کارم میرسیدم
آره برای همین بیخیال همه چیز شدم
نیکل تو فقط جسمت اینجاست
فقط حضور فیزیکی داره
-زیادی واکنش نشون میدی -روحت اصلا اینجا نیست
-زیادی داری واکنش نشون میدی ننا -حداقل دارم واکنش نشون میدم
تو چی؟
به خودت نگاه کن...
من خوشحالم که مثل تو خشک و بی روح زندگی نمیکنم
من نمیتونم درس یه چیز دیگه رو بخونم و یه کار دیگه بکنم، دارم دیوونه میشم
نیکل... مشکلت چیه؟
ریا تو اون یکی اتاق خوابیده
حداقل...
عزیزم...
هنوز نخوابیدی؟ چی شده؟
گوگو خوابش نمیبره
اوووه گوگو خوابش نمیبره؟
اشکال نداره مامان و بابا...
بریم
مامان تو و گوگو رو میخوابونه
اشکال نداره...
جفتتون زود خوابتون میبره
اما امروز گوگو چرا اینطوری رفتار میکنه؟
چون عزیزم...
چون عزیزم وقتی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن...
و انتظارات زیادی از هم دارن...
بعضی وقتا بینشون دعوا میشه
اما مامان گوگو چرا مثل آدمای بد رفتار میکنه؟
ریا چون...
آدم خوب و بد وجود نداره...
فقط روزای خوب و بد وجود داره
و وقتی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن...
باید به هم دیگه بگن...
که امروز روز بدی داشتن
خب پس شاید گوگو هم روز خیلی بدی داشته...
اما اون بهت گفته بود
این یعنی گوگو خیلی دوستت داره
خیلی خیلی زیاد
مختصات منطقه رو بفرست
تیم پزشکی قانونی رو خبر کن
قضیه این ماسک چیه؟
تیم پزشکی قانونی رو بفرستید مختصات رو براتون میفرستم
ریا
چیزی نیست چیزی نیست ریا
درست بیارش پایین نباید آسیب ببینه
مراقب باشید
آروم...آروم با احتیاط
خدایا
توی این سالی که دارم کار میکنم...
دیدن همین یکی مونده بود
منم تا حالا همچین چیزی ندیدم
هنوز بچه ای
خیلی چیزا قراره ببینی
برو سر کارت
لعنتی
نظرت چیه؟ چند سالشه؟
جناب
این منطقه تحت حفاظت به پلیس دهلیه
پرونده هم مالی پلیس دهلیه
و من...
نماینده پلیس دهلی ام که جلوی شما وایستادم
پلیس دهلی انقدر حرص نخور
-معنی منطقه حفاظتی رو میفهمی؟ -آره
اون آقایی که اونجا وایستاده...
کت و شلوار پوشیده اون معنی منطقه حفاظتی رو برات میگه
-اون رئیسه؟ -اره همه کسایی که کت وشلوار میپوشن رئیسن
الان میرم باهاش حرف میزنم
باشه
-بعدا باهات راجع بهش حرف میزنم -ببخشید
بعدا بهت زنگ میزنم
بله؟
تمام این منطقه جزو مناطق تحت نظر پلیس دهلیه
و تیم شما داره توی تحقیقات ما دخالت میکنه
دخالت نمیکنن
دارن پرونده رو ازتون میگیرن
اما اینکار اشتباهه
قانون تعیین محدوده عملیات946 بخش 3
در اطراف اراضی دولتی... یعنی جایی که ما هستیم...
No comments yet. Be the first to leave one.