أول 200 سطر.
نهنگهای قاتل یا 'اورکا'ها
شکارچیان برتر اقیانوس هستند
تا ۳۲ فوت رشد میکنند و تا ۵ تن وزن دارند.
اجتماعی و خیلی باهوش،
از ماهی تا نهنگ شکار میکنند
و مهارتهای حل مسئله پیشرفتهای دارند.
تو دنیای 'اورکا'، 'سیتو' ۲۰ ساله سوپراستاره
با آدما تعامل داره و بدون استرس زندگی میکنه.
بلیط شما از حفاظت 'اورکا' حمایت میکنه
و رفاه 'سیتو'.
این دنیای 'سیتو'ـه!
نهنگهای قاتل یا 'اورکا'ها
شکارچیان برتر اقیانوس هستند
تا ۳۲ فوت رشد میکنند...
-خب، کار من تموم شد. -نوبت تو.
اگه یه کم دیگه اینجا بمونم، دیوونه میشم.
من درو قفل میکنم.
-چلسی، تو کل هفته شیفت شب بودی.
-از وقتی بچه نهنگ رو از دست دادن، دیگه مثل قبل نیست.
-منظورت 'پوسایدون'ه؟ -آره.
میگن مرده.
این چیزیه که همیشه میگن.
اون میدونه.
میشه فهمید. انگار...
...انگار...
منتظره.
خب، زیاد بیرون نمون.
-باشه. -خداحافظ.
خداحافظ.
'سیتو'!
بیا عزیزم.
'سیتو'!
کجایی عزیزم؟
بیا عزیزم.
'سیتو'.
بیا اینجا عزیزم.
'سیتو'.
کجایی؟
نهنـــــگ قــاتـــل
زيرنويس از مهدي shine021
سخت کار میکنی یا...
...یا اصلا کار نمیکنی؟
وای خدای من.
اوه، چاد، منو ترسوندی.
متاسفم.
اصلا چطوری اومدی اینجا؟
خب، یه شعبدهباز هیچوقت رازهاشو نمیگه، خودت که میدونی.
تو در پشتی رو باز گذاشتی، مدی، باید درو قفل کنی.
میدونم، همیشه این کارو میکنم.
هر کسی میتونه بیاد اینجا.
تورو بدزده، نمیدونم.
تریش هنوز مهمونی فارغالتحصیلی بود؟
آره، تریش اونجا بود.
لطف کرد و با دکتراش به ما افتخار داد.
البته سرش شلوغ بود. آموزش بیوتکنولوژی داشت.
شش تا تکیلا زده بودن.
خیلی زیاده. اون ریزهست.
کوچیکه ولی قدرتمنده.
ناراحت نشده بود که من...
به جاش شیفت آخرو پر کردم؟
نه. من به جاش...
بهونه آوردم.
گفتم داری ویولنسل تمرین میکنی.
ممنون.
ویولنسل تمرین میکنی، درسته؟
باید تمرین کنم.
من...
یه چیز کوچیک برات گرفتم به مناسبت فارغالتحصیلی.
-وای خدای من. -لازم نبود...
لازم نبود این کارو بکنی.
من رسما هفته دیگه فارغالتحصیل میشم.
هنوز اجرا و این چیزا دارم.
یه جورایی...
یه طلسم خوش شانسیه.
البته که تو بهش احتیاج نداری.
اجرای آخرت محشر میشه.
نمیدونستم ویولنسل یا 'اورکا' یا...
اگه خوشت نیومد، میتونیم...
نه، نه. خیلی دوستش دارم.
یه چیزی که منو یادت بیاری.
-اوه، بسه دیگه. -وقتی یه ارکستر خفن
تو رو ببره دور دنیا.
و اینجارو ترک کنی؟
عمرا.
چه بامزه.
این تفنگ چیه؟
-گوشیا رو پیشخون. -هی.
-لطفا. -باشه، باشه، باشه.
لطفا بهش آسیب نزنید، لطفا بهش آسیب نزنید.
میشه در موردش حرف بزنیم.
-لازم نیست... -بشین!
تکون نخور. تو، در صندوقو باز کن.
زود باش.
اشکال نداره.
لطفا، لطفا،
-به کسی آسیب نزنید. -پرش کن!
زود باش.
-بیا. -بیا، بیا، بیا.
این واقعیه؟
حتی بهش فکر هم نکن.
-چاد! -خفه شو!
بده من.
- وقت نداریم! - ببخشید. دارم سعی میکنم.
بیا، بیا، بیا.
لعنتی!
چاد!
وای خدای من، چاد!
چاد!
باشه. بمون، همینجا بمون.
هی!
ممنون که جواب دادی، عوضی.
سلام.
باورم نمیشه اینجایی.
آره، یه سال گذشته.
وای، چطوری... چطوری؟
خب، میدونی، اگه گوشیتو
جواب میدادی، مدی، میفهمیدی.
-هوم. -آره، متاسفم.
-آره. -یکم سرم شلوغ بوده.
میدونم.
-از دیدنت خوشحالم. -منم از دیدنت خوشحالم.
-دلم برات تنگ شده. -منم دلم برات تنگ شده.
خیلی خوبه که میبینمت، ولی باید برم.
دیرم شده.
باشه، خب، ام، نظرت چیه
که یه هفته مرخصی بگیریم؟
چرا؟
چون رزرو شده و پولشو دادیم،
و ما خیلی وقته داریم در مورد این سفر حرف میزنیم.
و قراره خوش بگذره، و تو
اصلا برای یه ماجراجویی هیجانزده به نظر نمیای.
اینا چیه؟
باتری سمعک.
عالیه. خب، من جواب نه قبول نمیکنم،
وسایلتو جمع میکنی یا من جمع کنم؟
باشه پس.
من اینو برمیدارم.
شرط میبندم پاسپورتتو پیدا کنم.
عیسی، این مال مادربزرگته؟
ببین، تریش، ام، اوضاع
-برای من یکم عوض شده. -وای خدا!
از وقتی که داشتیم در مورد این سفر حرف میزدیم و...
آها.
بهت گفتم.
قراره خوش بگذره، مدی.
این کلمه رو شنیدی؟
هوا گرم و شرجی میشه.
چه باحال.
به مایو احتیاج داری. مایو داری؟
الو؟
مدی؟
مدی.
هی...
هی، ما جنگنده ایم...
درسته؟
ما همیشه بودیم.
چه انتخاب دیگه ای داریم؟
این یه نقل قول الهام بخشه از 'ریلز'هات؟
پس پست هامو میبینی.
معلومه که میبینم.
هی، این ویولنسلت نیست؟
خاک گرفته و 'اند پین'ش...
شکسته.
آره.
فکر کنم این روزا زیاد ساز نمیزنم.
باشه، خب، باید درستش کنیم.
هوم؟
باشه.
چرا نمیری یه کار مفید انجام بدی و...
مثلا بقیه شیر منو بخوری
یا یه ظرف غذای بیرون بر رو بندازی دور.
این یعنی آره؟
- آره. - آره!
- ممنونم. - ممنون.
وقت سلامتیه.
-هنوز اینو یادت مونده؟ -خیلی وقته.
ایشالا آبجوت همیشه سرد باشه.
- پسرا خوشگل باشن. - آره.
چه بهشت چه جهنم.
من و تو با همیم.
- مهم نیست چی بشه! - مهم نیست چی بشه!
-لعنتی، یادت مونده بود. -هوم.
- یه دهه گذشته. - هنوزم جواب میده.
آره هنوزم جواب میده.
- چییز. - چییز.
تو خیلی خوشگلی.
نه، نه، لطفا پخشش نکن.
اخراج میشم. جدی میگم. لطفا.
- اوپس. - تریش!
- شوخی کردم. - وای خدای من.
ولی باید اخراجت کنیم.
چون میدونی، شبکه های اجتماعی یه معدن طلاست.
من دیگه هیچوقت یه دختر فقیر نمیشم.
قطعا.
اون ضد آبه؟
فکر میکنی؟
امیدوارم.
ممنونم.
تریش، نه اینکه
قدردان نباشم که منو آوردی اینجا،
No comments yet. Be the first to leave one.