أول 133 سطر.
illusion امـیرعلـی ...با افتخـار تقدیم میکند
من کجام؟
یادمه با محقق سوزویا ...وارد ماشین ناتکرکر شدیم
الو؟
.موتسویی هستم .جواب بدید
...فایدهای نداره
.ببریدش
مزایده
!سلام
،خانومها و آقایون .از همگی برای صبرشون ممنونم
...حالا .مزایده رو آغاز میکنیم
میزبانها و متصدیهای مزایدهتون
،ما خواهیم بود .دلقکها
لطفاً رضایت کاملی .از امروز داشته باشید
.اولین آیتم امروزمون
،بازیگر سابق محبوب .یوشیکی اوکورا
...نه
...لطفاً اینکار رو نکنید
.مزایده رو با 10 میلیون شروع میکنیم
!ده ملیون
!یازده ملیون
ارزش یه بازیگر سابق چقدره؟
آسونه که قیمتهای بالایی .روی سلبریتیها گذاشت
...با این وجود، انتخابش فقط سلیقهی بد رو نشون میده
!بیست میلیون
!بیست و چهار میلیون
!بیست و پنج میلیون
.سی میلیون
باشه. حالا نبرد بین شمارهی 33 .و شمارهی 1 قرار داره
.سی و یک میلیون
.سی و دو میلیون
.سی و دو و نیم میلیون
.سی و پنج میلیون
.و به شمارهی 33 فروخته شد
اون کیه؟
.بهش میگن موسیور کروک
از یه گروه دیگه نسبت ،به بیگ مادام میاد
.ولی غولی به شدت ثروتمنده
.نمیدونستم انسانها رو اینطوری میفروشن
.درک هرکسی از ارزش متفاوته
گرچه شاید بتونن روشون جوری قیمت بذارن
انگار وسیله هستن چون یه جایی .در وجودشون ارزشی ندارن
...کاش پول داشتم
تورو؟
...مزایده رو با یک میلیون آغاز میکنیم
...یا همونطور که میخواستم بگم
...این یکی بوی غیرطبیعیای داره
.امکان نداره جدی باشی
!یه غول یک چشم
!همینه
!به همین واسه خوشحال کردن ارباب شو نیاز داشتم
...یک چشم
!آیاتو !چطوری من هم میتونم شرکت کنم؟
!تورو !تورو داره فروخته میشه
داری از چی حرف میزنی؟
...تورو
،خب، خب .این واقعاً کمیابه
این فقط یعنی باید مزایده رو !از 10 میلیون شروع کنیم
!ده میلیون
!دوازده میلیون
!پانزده میلیون
!هفده میلیون
...چی... ؟ یه نفر لطفاً ...بهم بگه چیکار کنم
من چیکار میتونم... نقشه چیه؟
باید تنهایی با همهشون بجنگم؟
قراره... سنسه؟
.نقشه شکست خورده .هیچکس برای نجاتت نمیاد
!هفتاد میلیون
!هشتاد میلیون
!هشتاد و پنج میلیون
!صد میلیون
!نمیتونم بذارم همچین حیوان خانگی کمیابی از دستم بره !صد و بیست میلیون
.ظاهراً مادام کم نمیاره
.صد و چهل میلیون
.ولی شمارهی 110 هم کم نمیاره
!صد و پنجاه میلیون
!صد و هشتاد میلیون
!دویست میلیون
...چی
!به شمارهی یک، مادام فروخته شد
...ارباب شو
بعداً میتونید آیتمهاتون رو .از میز پذیرش دریافت کنید
...دویست میلیون .دویست میلیون
.یه بوسه واسه دویست میلیون
...دویست میلیون .دویست میلیون
حالا، بیاید به آیتم بعدی بریم .وقتی هنوز هیجان بالاست
حس میکنم این یکی هم با قیمت بالایی فروخته میشه
چون اینجا خانوم جوانی .بسیار زیبا داریم
...همچین پوست سفید و چشمهای درشتی
!درست شبیه یه عروسکه
.مادام، لطفاً نگاه کنید ...اون مطمئناً
مادام؟
...حالا، بیاید شروع کنیم
.نیازی به هیچ پرداختی نیست
!سوزویاست .اینجا فاخته داریم
!مادام، بریم
...جوزو کوچولوی عزیزم
...فاختهها
.حمله رو آغاز کنید
...به تمام پرسنل
:اولین مأموریتتون .تمام غولهای داخل رو نابود کنید
،بین تمام غولها .مطمئن بشید کاملاً بیگ مادام رو بکشید
انتظار میره درخت آئوگیری ،دخالت کنه
.ولی نذارید این فرصت از دست بره
:مأموریت دومتون .شهروندان عادی رو نجات بدید
اولویت رو شهروندانی قرار بدید که .اول ربوده شدن
باید این حرف رو بزنم وگرنه ...بعداً مشکلاتی ایجاد میکنه
،شاید اولویت نجات باشه .ولی هدف اصلیمون بیگ مادامـه
اون یه دشمنه؟ اون یه دشمنه، گاگی، گوگه؟
.گاگی
.گوگه
.خیلی هستن ...با جوخهی من همراه بشید
.خفه خون بگیر، مامانبزرگ
...تو اینجور مواقعی
!اولین کسی که حمله میکنه کسی مسخرهاش نمیکنه
!من رو میبینی، داداش؟
!از دست اون احمق
.درحال حاضر تو خطوط اول جنگ شده !لباس سفیدها! ناکی از آئوگیری
...لطفاً پشتیبانی
،جوخههای تاتشیما و ایسای !با من بیاید
.ما کار لباس سفیدها رو میسازیم
.دریافت شد
هیرامی، اوضاع بیرون چطوره؟
فکر میکنم واحدهایی جلو و .از کنارهها جمع شدن
...پس محاصره شدیم
به ناکی و میزا بگو محاصرهشون رو .تضعیف کنن
.من از بیگ مادام محافظت میکنم
.فهمیدم
!آیاتو، من چیکار کنم؟
.با من بیا، آقای سائکی
...جوزو کوچولوی عزیزم
...ما
...غول یک چشم قبل
No comments yet. Be the first to leave one.