أول 200 سطر.
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
همهچی مرتبه؟ - آره. خیلی حس خوبی داره -
به کارت ادامه بده
ببخشید
چی شد؟ - دستم درد گرفت -
...وای، من
!آبم اومد
اوتیس
تف توش
همهش گریه میکنه
میتونی اون کاره رو بکنی؟
آره، وایسا
چی شده؟ - نمیدونم -
...اون - مشکل چیه؟ -
چرا داری گریه میکنی؟
چیزی پیدا نمیکنم -
چیزی پیدا نمیکنم که تمیز باشه همهشون یا شیر روشونه
...یا بو میدن - من هم میتونم این کار رو بکنم
...وای خدا
...لاکپشت من! وای
قیافهت شبیه عن شده
جوآنا؟
اوتیس بهم زنگ زد
سلام خواهرزاده - سلام -
تو کی اینقدر بزرگ شدی؟ یا خدا
میگیریش؟ - باید یاد بگیرم کمتر فحاشی کنم -
تو زنگ زدی به خواهرم؟
کمک لازم داریم
بعدا دربارهش حرف میزنیم
خونهتون چهقدر بههم ریختهست
میشه کیفم رو بیارید؟
نمیخوای دوش بگیری؟ اوتیس گفت امروز داری میری سر یه کار جدید
دقیقا چند وقت قراره بمونی؟ - تا موقعی که بخواید -
آره
...نه، اون نمیتونه
هنوز نمیتونه سرش رو بالا بگیره - میدونم -
قبلا از بونو مراقبت میکردم بچهداری رو خوب بلدم
مگه ننداختنت بیرون؟ - آره ولی بهخاطر آتیشسوزیه بود -
نه بچهها
بگذریم، برو دوش بگیر
چون حموم لازمی
خیلیخب
حالش خوبه؟
اون... خودش نیست - صحیح -
بابای جوی کیه؟
ازش این رو نپرس عصبی میشه
من باید برم - خداحافظ -
سلام، جوی
نه، اضافیه
بهنظرت چهقدر طول میکشه عضلهسازی کنی؟
ببخشید؟
تو فکرمه برم باشگاه
برای مغز آدم خوبه برای همین هم میخوام ورزش رو امتحان کنم
خوبه. حالا بگو دلیل اصلیش چیه؟
میو توی دورهش با یه پسره به اسم تایرون رفیق شده
طرف هیکلش خیلی خوبه
دقیقا چهقدر خوبه؟
میخوای ببینیش؟ - آره -
واقعا؟ - آره -
یا قمر بنیهاشم! طرف چه سکسیه
البته... تو هم هستی
البته یه سکسی ساکت و لطیف و باهوش
خیلیخب - آره. مسابقه که نیست -
اصلا کی براش هیکل خوب مهمه؟ - که اینطور -
نه. حالا میشه یه بار دیگه ببینمش؟ - خیلی خری -
ببخشید. دروغ گفتم طرف خیلی جذابه، هیکلش حرف نداره
جلوبازوش جلوبازو داره
صبح بهخیر
هی
هی. سلام دادم، وایسا
چهطوری؟
میخوای وقت بگیری؟
منم، روبی متیوز ابتدایی با هم بودیم
فکر کنم من رو با کسی اشتباه گرفتی روز خوبی داشته باشی
عزیزم، میشه حرف بزنیم؟
امروز نه، ابی
حالت خوبه؟
آره. یه دعوای کوچیک داشتیم ولی آشتی میکنیم
فکر کنم رومن و ابی دعواشون شده
اون چیه؟
یکی از متحدان که داره رد میشه
به وبـسایت فــیـلـمـکـیـو سر بزنید
هی
چرا بهم بیمحلی میکنی؟ فکر کردم با هم ردیفیم
من فعلا آمادگی دوستی باهات رو ندارم
فعلا
ببخشید
ببخشید - نه -
عیب نداره. حالم خوبه
ممنون
راستی، من گلوریا هستم
مایکل - چه افترشیوی خوبی زدی، مایکل -
من افترشیو نزدم - پس خوش به حالت -
بابات میخواد بیاد اینجا و امشب برامون شام درست کنه
چرا؟ - فکر کنم میخواد از دلمون در بیاره -
نگو که قراره برگردید پیش هم - نه، اصلا. قول میدم -
پس مشکلی نداره
آدام
یادت نره منمن نکنی
باشه
مایکل: پس شد امشب ساعت هفت عصر؟
خب
این قضیه تقلید چیه؟ مگه اول اُو مطب نزد؟
امکان نداره این ایدهی خودش باشه
مطمئنا درباره مطب من شنیده و تقلید کرده
بعدا چی کارهای؟
بریم بیرون؟ اسمش بازی کنیم؟
دوست دارم ولی مامانم مجبورم کرده بعد از دانشگاه برم کلاس غسل تعمید
ازش متنفرم
چهطور؟
آخه من دیگه این کار رو نمیکنم تنها کاری هم هست که نمیکنم
آره، یهکم ناجوزه
بهنظرم نباید بری
آره ولی... قضیه پیچیدهست
...احساس میکنم مامانم تحت فشار - صبح بهخیر، اوتیس -
صبح بهخیر
وبسایتـت رو دیدن
خیلی قشنگ بود یه اتاق جدید گرفتی؟
با بیسکوییت و اون یکی چیه؟ عرق نعنا؟
چه دوستداشتنی. میبینمت
کارش خوبه
سلام. جنی، خوشحالم میبینمت
باز هم ممنون که اومدی
خدای من
باز هم تویی - سلام -
باز هم آسانسور خرابه؟
باید اول دکمهش رو بزنی
آیزاک، بعضی اوقات اولین چیزی که میاد توی ذهنم رو به زبون میارم
و اون حرفی که اون روز واقعا احمقانه بود. ببخشید
میو میگه با دوستهای خوبی میشیم
و حالا که اون رفته، من دوستهای زیادی ندارم
امیدوار بودم بتونیم از اول شروع کنیم
باشه، از اول شروع میکنیم
سلام
خیلیخب
پسر خوب
پسر خوب - چرا این بیرونی؟ -
بهت گفتم توی دفتر هم رو ببینیم ده دقیقه هم دیر شده
نمیدونستم میتونم برم داخل یا نه - میای یا نه؟ -
آره
سواری بلدی دیگه؟
آره... دوچرخهسواری بلدم
منظورم اسبسواریه
فکر کردم قراره از سگها مراقبت کنم
توی برنامه نوشته بود اینجا پرورشگاه سگه
نه. بیشتر کارت اینه که به بچهها اسبسواری یاد بدی
سواری بلدی دیگه؟
قطعا
عاشق اسبسواریام
رانندگی هم بلدی؟
رانندهی خوبی هستم فقط ماشین ندارم
خب. پس میتونی جای میدنایت رو برام تمیز کنی
بعد هم یه آب بگیر به بقیه استبلها
کسی بیسکوییت دایجستیو میخواد؟
من به شکر حساسیت دارم - مجانیه؟ -
روبی. بیسکوییت میخوری؟
من یه ایده دارم که شاید بتونه کمکت کنه
اونوقت چرا میخوای کمکم کنی؟
چون میخوام با هم دوست بشیم، اوتیسجان
آخ، ببخشید نتونستم جلو خندهم رو بگیرم
نه. دلیلش سیاسیه بدو
ابی و رومن دعواشون شده
خب، که چی؟
هر دانشگاهی یه شاهنشان داره، اوتیس شاهنشان این دانشگاه هم اونهان
اگه با هم آشتیشون بدی
همه اُو رو ول میکنـن و میان پیش تو
به تو چی میرسه؟
میخوام پیش ابی سفارش من رو بکنی تا باهام رفیق بشه
من حوصله این بازیها رو ندارم، روبی
بهنظرم اگه فقط خودم باشم
به مرور زمان همه میفهمن که من مشاور بهتری هستم
باشه. موفق باشی، اوتیس
هی
تازه یه کتاب آمار خیلی خوب رو تموم کردم
گفتم شاید خوشت بیاد ازش میخوای برات بفرستمش؟
آره
فرستادم
حله
میخوای این آخرهفته باهم درس بخونیم؟
من باید تمرکز کنم
وای خدا. نه
فکر کردی میخوام باهات قراری چیزی بذارم؟
...من فق
نه، همچین فکری نکردم. چون خیلی زوده - درسته -
من واقعا منظورم این بود که فقط با هم درس بخونیم ولی خب اگه نمیتونی بیای، درک میکنم
امیدوارم از کتابه لذت ببری
ممنون
وای خدا، وای خدا
ابی: میخوای امروز موقع ناهار با ما یوگا کار کنی؟
وای
همیشه باید یه یار تمرینی داشته باشی موقع تمرین کمکت کنه
وگرنه آسیب میبینی - باشه، ممنون -
خب، بریم - بریم تو کارش -
تاحالا تو باشگاه ندیدمت - فقط میخوام رو فرم بمونم -
تاحالا کسی انگشتـت کرده؟
وای، ببخشید
فکر کردم هنوز تو کار روانشناسیای
اصلا چرا دارم باهات حرف میزنم من که ازت خوشم نمیاد
آخه با یه دختره داشتم سکس تفننی میکنم
و آخرین باری که سکس کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.