أول 200 سطر.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:27
اینجا نیست
دقت کن ، مونتایا
پاملا آیسلی
خودتو نشون بده
تسلیم شو و گرنه به زور متوسل میشیم
من اینجام
وایسید لطفا
لطفا منو وادار به اینکار نکن
بزنش ، مونتایا
! نه
! نه
چرا اینکارو می کنی؟
چون یکی باید اهمیت بده
افراد کمی میتونن با سبز پز بدن
ولی راستش به نظرم برات بد نیست
بله جالبه
ببخشید
...تا حالا در جایگاهی نبودم که
نتونم صادق باشم ... و ترسم این باشه
که به احساسات کسی دیگه صدمه بزنم... بخاطر همین چیزی نمیگم
...فکر کنم این قشنگ ترین چیزیه
که تا حالا بهم گفتی...
غذای بیشتر سفارش دادی؟- نه-
رقاص لختی سفارش دادی؟
خانم همیلتون ...وقتشه ازتون بخوام که
چیزاتون رو جمع کنید... و از ما جدا بشید
بی ادب
...شما صورتحسابتون 8 هزار دلار شده
و توانایی پرداختشو از خودتون نشون ندادین...
به خانم پشت میز ...ده بار گفتم که
کل کارتهامو امتحان کنه...
هیچکدوم کار نکردن ، خانم همیلتون
راستش دکتر همیلتونه
نه خانم
متاسفانه باید از شما بخوام که برین
و گرنه پلیس متروپلیس شما رو به بیرون هدایت می کنه
سوتفاهمی بیش نیست
بهم وقت بدین تا هضمش کنم
لطفا. هرچقدر میخواین از وقتتون استفاده کنید
ما عذرخواهی شما رو می پذیریم
...و یک بطری دام رایگان
برای مزاحمتتون...
خیلی مهربان هستید ، خانم
میدونم
اون هرزه های خفاشی کارتامو مختل کردن؟
با این مدارک شیکی که داری فکر اینجاشو نمی کردی؟
فکر کردم از این حرفا گذشتیم
...آخه کی ممکنه فکر کنه که له کردن بهترین دوستت
...با شاخه تاک و بعدش له کردن تنها درمانی...
...که برای تو وجود داره...
...یک نشانه تقریبا خوبه که...
وقتشه از این دوستی عبور کرد؟...
از نظر همه کنایه آمیزه ...که وقتی به رایان
...و لوک برای توجهشون التماس می کنم...
اونا سرگرم کارشون هستن...
...و وقتی بالاخره کنار می کشم
...تا به خودم برسم...
یهو مری همیلتون مهمترین ماموریت خفاشی هفته میشه...
...اگه بحث درباره تحت تعقیب ترین شخص بتومنه
بهم اعتماد کن. من این امتحان رو دادم...
خب من چه کار کنم؟
سریع اونا رو بکش
آلیس
خیلی خب. از اونجا که منم یک به اصلاح عضو خانواده داشتم ...که کلید کرده بود
...که من میتونم عوض بشم...
به نظرم اینکارو بکن...
...کاری می کنی دوستات اینقدر ازت متنفر بشن
که خودشون بیخیالت بشن...
گل ها همیشگی نیستن، پم
همکارم یک کلیه از دست داد
ولی اینا لاله های سفیدن
از نظر فنی از طوره سوسنیان هستن
نماد بخشش هستن
ترجیح میدی کلیه باشه؟
من اینجا دارم تلاش می کنم ، رنه
ممکن بود بمیره
میخواست بهم شلیک کنه
چون من نتونستم
باید هواشو می داشتم
نه باید هوای منو می داشتی
نمی بینی چقدر غیرمنصفانه اس؟
من سوگند خوردم که حافظ قانون باشم
و تو اون بیرون مداوم اونو زیر پا می گذاری
بخاطر چی؟ مام طبیعت؟
من میدونم گرمایش جهانی ...کمبود آب
و انقراض گونه ها برات ناخوشاینده...
ولی متاسفانه این لیوان قهوه ...چند بار مصرف
راه حل نیست...
پس راه حل چیه؟
ترک کارت طرد کردن دوستامون
...تا حدی به این قضیه وسواس پیدا کنی
که حتی نتونم بشناسمت؟...
با من میای یا نه؟
جایی نمیری که نتونم بیام
...اینجا باش. همون
دانشمند عجیب و نابغه ای باش... که عاشق مطالعه و بیسباله
همون که ده سال پیش عاشقش شدم
اون مُرده
درون کسی شکوفا شد که میتونه هوای خودشو داشته باشه
و مهمتر از همه ، هوای چیزایی که نمیتونن از خودشون مواظبت کنن
من حسابای بانکی مری رو بستم فکر می کنم
ده بار اینترنت قطع شد
و حالا چرخ مرگ رو می چرخونم
عالیه
پنبه کوهی بو داره؟
کسی بوشو می فهمه؟
موش مُرده تو دیواره
سه روزه عادی میشه
ما 3 روز وقت نداریم
کلینیک اونو دیدی
کاملا تحت تاثیر زندگی گیاهیه
به نظرت نمادین نیست؟
نمیگذاریم هویتشو فراموش کنه
امید چه قشنگ
تا حالا براتون چطور جواب داده؟
ببخشید ...کنایه سنج خودمو در
غار خفاش جا گذاشتم و دیگه بهش دسترسی ندارم...
چیزی هست که میخوای بهم بگی؟
ازش فرار نکن ، رایان
فرار نکنم؟- ...تو هیچوقت نمی دادی
مارکوس رو دستگیر کنن... چون اون خانواده اس
مری رو دست کم گرفتی چون دوستته
و حالا غار خفاشت رو بستی
...و بهترین دوستت
با یک قاتل سریالی فراریه...
اگه چیزی رو از قلم انداختم ، بگو
خیلی خب باید چه غلطی می کردم؟
مری رو با بترنگ می زدم؟
می گذاشتم مارکوس رو بخاطر جراحت مغزی ...که تقصیر خودش نبوده
بندازن داخل آرکام؟...
بهش میگن گرفتن تصمیمات سخت
چرا همیشه به اینجا می رسیم؟ ....یک فاضلاب سمی
با وایفای نبود؟...
رنه اشتباه نمی کنه ، رایان
موضع محکمتری میخوایم
...با زنی موافقت می کنی
...که ازم باچگیری می کنه...
چون باهاش میخوابی؟...
آره منم بوی پنبه کوهی رو شنیدم
شاید باید بریم یکم هوا بخوریم
ببین. می فهمم مری دوستته
...منم فکر کردم میتونم با امید و التماس
کاری کنم پم منطقی برخورد کنه...
جواب نداد ...آخرش به جایی رسید
...که اون باعث شد انتخاب کنم...
بین تعهدم به شهر یا اون
خب چه کار کردی؟
چیزی که پم هرگز براش منو نمی بخشه
من روحم رو به بتمن فروختم
میدونست نمیتونه برای نگهداری اون به آرکام اعتماد کنه
...بخاطر همین یه سروم "رطوبت گیر"ساخت
...که شبیه ساز موقعیتی بود...
که در اون گیاه از آب یا آفتاب محروم میشه...
...دستگاهی که برای تزریقش استفاده شد
با سرم رمزنگاری شده بود... ...این یعنی
تنها راهی هم بود که میشد باهاش ... اونو ازش خارج کرد
...پس اگه مقدار بیشتری از سرم پیدا کنیم
میتونیم روی مری... ازش استفاده کنیم؟
من دستگاهشو دارم
ولی اون فقط یک دوز از سرم رو ساخت
...که در حال حاضر داره
در جریان خون پاملا پمپاژ میشه...- خب اون کجاست؟-
کسی نمیدونه
خیلی خب ...ولی اگه پیداش کنیم
احتمالا میتونیم سرمو خارج کنیم...
و باهاش جلوی مری رو بگیریم درسته؟
اشتباهه ...اول اینکه آزاد کردن تصادفی
یک تروریست زیست محیطی برامون خوب نیست...
دوما اینکه میدونی خشک کردن یعنی چی؟
ما تا حد مرگ ، بدن مری رو بی آب می کنیم
نه سرم فقط برای ناکار کردن پم ساخته شده بود
و مال ده سال پیش بود ...اگه ازش برش داریم
به نظرم اون خفته می مونه...
مگه اینکه با آب یا آفتاب تماس بگیره
و در مورد شماره 2 فراری نباش ، رایان
شنیدین الان رنه چی گفت؟
پم هرگز اونو برای کاری که باهاش کرد نمی بخشه
ما همون شکنجه رو برای مری اعمال نمی کنیم
و گرنه از ما هم متنفر میشه
این ممکنه تنها فرصت برای نجات مری باشه
...مری واقعی حتما میخواست جلوشو بگیریم
قبل از اینکه کاری بکنه که نتونه جبرانش کنه...
تا متوقفش نکنیم نمیتونیم کمکش کنیم
خیلی خب
...اگه بتمن بودم
پویزن آیوی رو کجا می گذاشتم؟...
بیشترین احتمال اینه که ...بروس درباره پم آیسلی
در دفترش نوشته باشه... ...که اونم در غار خفاشه
ولی مارکوس ...داخل رو پر از فناوری های مدرن
و دوربین های خارجی کرده... ...و این یعنی
نه سقف ، نه بالکن و نه گاراژ قابل دسترس نیستن
میتونی با هک دوربین ها برام زمان بخری؟
با دایال آپ نمیشه- نیروی انسانی؟-
هر طبقه 5 نفر هستن- ارتقاهای دیجیتالی؟-
...طبق حرفای کارمند سابق ما
هر آسانسور نیاز به اثر انگشت شصت داره...
و دفترش هم با اسکن شبکیه قفل کرده
بچه ها نمیتونیم وارد این ساختمون بشیم
چرا مارکوس بهم زنگ می زنه؟ باید جواب بدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.