أول 200 سطر.
تو کِـلی هستی؟
بله
بیا تو
ممنون که اومدی
این پسر بزرگم، ایوانـه
خب، ان توی اتاق خوابش چیزایی رو دید
باشـه
بیا، بزار بهت یه چیزی بدم
بفرمایید
ایوان، همشه وقت شب میشه روحها رو میبینی؟
!ایوان، ایوان
ایـوان، برگـرد، بیا
بیا
میدونی، از وقتی مادرش فوت شده اینجوری شده
اون، یهویی شروع به دیدن این چیزا کرده
خانوادهی ما حدود
،صدو پنجاه سال یا بیشتر توی این خونه زندگی کرده
پدرِ پدرِ پدربزرگم این خونه رو ساخت
هیچ وقت توش صحبتی از روح یا چیز دیگه ای نشنیدهام
اینطور فکر میکنی؟
نه، نه، برو جلو
بینگو
این اطراف فرودگاه هم هست؟
نـه، ای اطراف نه ولی 200 مایلی
جایی که ازش اومدی یکی هست
یه چیز کوچیکتر مثل باند فرود هلیکوپتر چی؟
نه، نه تا اونجایی که میدونم
این اطراف بیشتر مزرعهاس درسته؟
بله
همسایههاتون چی پرورش میدن؟
،گندم، بعضیهای دیگه هم حبوبات ولی بیشتر گندم
اخیراً کسی از همسایه هاتون هم
محصولش رو به جایِ روز، توی شب چیده؟
بله، این کارو کردن ولی چه ربطی به قضیهی ما داره؟
چیزی به عنوان روح وجود نداره
صبحانه؟
اوه، هی
چند دقیقهی دیگه میخورم
عزیزم
.من باید برم
این یه راهنما برای داستانــه
چی؟
کجا؟
تورنتو، من باید برم تورنتو
خب، کی بر میگردی خونه؟
سر موقع به مهمونی امشب میرسـم
قول میدم
خدایا، کِل، یه روز مرخصی بگیر
به زودی، به زودی این کارو میکنم
ایستگاه ِمتروِ لُـوِر لطفاً
منظورت که مترو بالایی نیست؟
اون دیگه وجود نداره، میدونی؟
میدونم ولی باید من رو به نزدیکترین ایستگاهِ
ورودیِ اونجا ببـری
.باشه
سلام، مامان
امروز حالت چطوره عزیزم؟
خوبم
مطمـئنی؟
نه، من توی سی سال گذشته
هر سال توی همچین روزی .حالم خوب بود، واقعاً
من خوبم
باشه
خودشه، واسه اینکه من واقعا
باید بِـرم
حتما
...اگه کارم داشتی
آره، میدونم
خداحافظ
پس، چی تو رو کشونده کانادا؟
من دارم یه داستان درمورد متروی متروکه کار میکنم
جداً؟
چه داستانی؟
خب، در مورد اینکه مردم میگن روح زدهاس
آره، واسه همینه بهش میگن متروی روح زده
تو اونجا رفتی؟
راستش آره
ولی مال خیلی وقت پیش ها بود
چند سال بعد از اینکه یه خانم اون پایین
روی خطآهن کشته شد
فکر کنم سال 1969بود
چیزی در مورد اون زن میدونی؟
اونی که کشته شد
میدونی، بعضیا میگن اون زنه توی تـیمارستان "لیکشور" بوده
که دوتا از ایستگاه ها رو به
این تونل های زیرزمینی متصل میکنه
ولی من چیزی از واقعیت نمیدونم که بگم
من فقط چیزایی رو که از دیگران شنیدم، میدونم
چیز دیگه ای هم هست؟
بعضیا میگن زنه حامله بود
اون یه دوقلو داشت و یکیشون مرده به دنیا اومد و پدره
هیچ وقت نیومد ملاقات زنش
من فکر میکنم به زنه شُک وارد شد
وقتی رفتی اون پایین، اتفاقی هم افتاد؟
...من و دوستم رفتیم اونجا و
و ؟
اون پایین چه اتفاقی افتاد؟
من میتونم همین رو ازت بپرسم
اونجا چیزی هم حس کردی؟
مثلاً چی؟
مثل یه نوسان یا صدای ناله توی گوشِت؟
هیچی ندیدی؟
مثل یه روح؟
مثل یه زن خونی؟
کی؟
.مردم اینطوری صداش میکنن
دختری که پرید روی خطآهن
وقتی پیداش کردن سر تا پاش خونی بود
اوه
ولی ما اونجایی که
اون دختره کشته شد نمیریم
کجا کشته شد
ما باید از اون راه بریم
ولی خیلی دوره
داری میری؟
آره، بعدا میبینمت
نه اگه اون دختر تو رو زودتر ببینه
ننه بابات بهت زنگ نمیزنن؟
چیزی به عنوان روح وجود نداره
سلام؟
کسی اینجا هست؟
بیا
بیا
سلام؟
تو اون خانومی هستی که جسد مرده رو گزارش کرد؟
بله
اسمتون چیه خانم؟
کِلـی جوهانسون
آدرستون؟
مسافرم
باشه، چی شد که اومدی اینجا؟
در مورد جسد خبر داری؟
میخواستم یه برسیش بکنم
آره
کاراگاه ریچارد
این همونه که دعوت نامه داره؟
آره
من میبرمش اونجا
میتونی بری
همتون
بریم
اول شما بفرمایید
پس، اینجا دنبال چی هستی؟
هیچ نشونه ای ندیدی؟
چرا، یه چیزایی دیدم
تو واسه پیروی کردن از قوانین بزرگ نیستی
ببین، من فقط
کوله پشتیم اینجاست
خودشه
اون اینجا بود
مطمئنی مسیرو درست اومدیم؟
آره مطمئنم
یادمه که چی دیدم
خب ، داریم نگاه میکنیم
چرا بهم نمیگی واقعا این پایین دنبال چی هستی؟
خیلیخب. باشه، تو چیزای کوله پشتی رو نخریدی
به یه دلیل کوله پشتی نداری
چون که یه ساک داری
که بزرگ و عظیم به نظر میاد
با یه عروسک عجیب و غریب داخلش
دوست دارم بدونم دیگه داخلش چی داری
مهمه؟
اینجا یه جسد مرده بود که الان دیگه نیست
تسلیم، من مهندسی امواج خوندم
کار من رسیدیگی به، فعالیت های غیر عادیه
چندتا کتاب نوشتم و وبلاگ دارم
خیلی خب، ما الان داریم یه جایی میریم
خب، اگه تو یه متخصصی
فکر میکنی جسد چجوری ناپدید شده؟
خیلیخب، تو یه شبت رو این پایین میمونی
تا همه چیز ثابت بشه یا رد بشه
یا چی، میخوای بهم یه کتاب پرت کنی؟
آره، یه چیزی تو همین مایه ها
اینجا که هستی مراقب باش
یه دلیلی داره که علائم خطر اینجا هستن
! اوه
خب، معنیش این نیست که از تو بترسم
اشکالی نداره
من ندیدم کسی بیاد این پایین
اوه، من هر دفعه میام این پایین
لامپ ها رو عوض میکنم
لامپ ها معمولا همشون با هم میسوزن
از اونجایی که قرار نیست کسی بیاد این پایین عوض کردنشون کار بیخودی به نظر میاد
ولی همونطور که گفتم عوضش میکنم
من "کلینتون جانز" هستم
کِـلی جوهانسون
بهتره برم سراغ بعدی
تا حالا اینجا چیزی هم دیدی؟
چه جور چیزی؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
سعی میکنی تنهایی یه روح بگیری؟
یه چیزی تو همین مایه ها
بیا
بزار یه چیزی نشونت بدم
این جاییه که گورستان به آخر میرسه
این یه قبرستونه؟
اوه
گمون کنم بدونی
حالا خیلی از مردم میان اینجا
دنبال روح ها
No comments yet. Be the first to leave one.