أول 200 سطر.
خدا باغي برا آدم و حوا آفريد ...و به آنها گفت
از ميوه آن درخت نخوريد
يه مار پيش حوا رفت و يک سيب از درخت به او تعارف کرد
بهش گفت که سيب علم او را به او خواهد داد
...خيلي متقاعد کننده بود
و انسان ها هزينه آن را تا به حال مي پردازند
فقط بخاطر اينکه ما با چيزي که بهش نياز نداشتيم وسوسه شديم
مار اولين کلاهبردار بود
تري" چه خبر؟" چاز" هستم"
ببين چي ميگم اون جعبه هاي مشتعل رو امروز عصر لازم دارم
،برا من اينکارو بکن فقط بزارشون تو ون، خب؟
آره، خيلي خوب ميشه
،آره، "تري" منتظر باش مامانم پشت خطه
احتمالا دوباره خورده زمين. گوشي
"آقاي "هاياتونا
بله اثر هنري الان پيشمه
،البته که ميتونيد ببينينش اما زمان طلاست
...من منتظر يه محموله سنگ حکاکي شده هستم
،همشون امروز عصر تو يک بار ميرسن بدون نشان البته
"تلفن آقاي "امريک آقاي "جانسن"، الان وصلتون ميکنم
بله، آقاي "هايوتونا"، بايد پشت خط بزارمتون فروشنده "مادريد"يم زنگ ميزنه
"آقاي "جانسن
متاسفانه يه گروه علاقه مند ديگه هم هست
...خب، يه رونوشت اصل "ايلومناتي" از قرن 6
از کتاب هاي "پنتاتوکال" از انجيل شايعات زيادي رو ايجاد کرده
عکس هاشو ديدين؟
بعضي از اين عکس ها حتي باعث ننگ کتاب"کلز" شدن
چي؟ نديدينشون؟
همکار من، پروفسور "جکسون" پيشتون نيست؟
اش"، پروفوسور "جکسون" کجاست؟"
آلبرت" پيداش نشده، نميتونم ببينمش"
مطمئنم دليل خوبي داشته که پيشتون نيومده
آلبرت" پيداش نشده"
،"يه لحظه نگه داريد آقاي "جکسون پدرم همين الان اومد تو
منظورت چيه پيداش نشده؟
اونجا نيست
"اون خودشو نشون نداده "ميکي خيابون از "آلبرت" خاليه
براي فقرا؟
تو مشکل افتادي پسرم؟
فکر کنم امروز آينده رو ديدم
بعضي اوقات خدا نگاهي آني از راهي که درش سفر ميکنيم رو نشونمون ميده
هميشه فکر ميکردم ميدونم کجا دارم ميرم
...حقيقت اينه خواهر
حالا زياد مطمئن نيستم
نااميد نشو
هميشه اميد هست
،نميخوام زياد بحث کنم خواهر ولي دقيقا به اميد اعتقاد ندارم
ترجيح ميدم بهش بگم شانس
و يه شانس بايد گرفته بشه
مشکلت چيه پسرم؟
من آدم مذهبي اي نيستم پدر
اگرچه همسرم هست
بهم گفت که تو "سنت مارين" يه شمع روشن کنم
من جلو هر تنديسي که بگي زانو ميزنم اما تو بايد کمکم کني
:ترجمه و زيرنويس *av rin li*
:قسمت دوم اعتراف
آلبي" نگرانت بوديم"
پرستار من هستيد؟ من خوبم
ببينيد، يه خبر بد دارم و يه خبر خوب
،وقتي خودتو نشون ندادي هدف ها هم پريدن
پس تو خبر بد رو داري
کدوم گوري بودي؟ - ما نگران بوديم -
،آلبي" اگه ميخواي بري خوش بگذروني" حداقل به ما هم خبر بده
اين يکي هميشه منفيه
من احساس بدي داشتم
باشه، خبرهاي خوب چيه؟
"جاني کيز"
کيز"، اه آره، من ميشناسمش"
مرد سخت کوشيه مرد "است اند"ه
فکر ميکردم سر آشپزه
"پادشاه آشپزخانه" آره، زنم کتابش رو داره
پس تو يه آشپز رويايي رو تو کليسا ديدي
هوراااااا
نه. من قاتل گردن کلفت قدرتمند رو ديدم
با پول توي جيباش و نااميدي تو چشماش
چي نااميدش کرده؟
،اون تو خيابونا بزرگ شده از خونه ها ميدزده، با مشتاش حرف ميزنه
آره، لازم به يادآوري نيست که چندتا هم بانک زده
و زمان هاي زيادي اون کارا رو کرده زمان هاي زيادي
بعضيا ميگن که بايد از دستش خلاص بشن
اين مرد شخصيت شيطان رو داشت
داخلم من مثل بقيشون بودم هيچکس
من جزئيات آشپزخونه رو انجام دادم تا فقط زمان بگذره
اما بعدش به درونم نفوذ کرد
و من کتابها رو ميبلعيدم تشنه يادگرفتن بودم
آشپزي برا آدماي بزرگ
پس اون از زندان بيرون اومد و با يه کيف پر از شمش طلا يه رستوران خريد
و حالا "کيز" رو راه انداخته - "کيز" -
کي رو بايد بکشي تا اين روزا يه ميز بگيره؟
اون گفت درصورتي که من پنچر بشم
خب چرا نااميد بود؟
چيزي که بيشتر مردم يادشون ميره داستان "جيمز" هست
پسرش
در 1974، پسر يک سالش دزديده شد
ديگه هيچوقت نه چيزي ازش شنيده شد نه ديده شد
اون روزها دشمنان زيادي داشتم
اما هيچوقت نفهميدم کدوم حرومزاده دزديدش
چيزي که ميخواستن رو نميتونستم بپردازم اون باج رو نداشتم
بايد پيداش کنم
قبل از اينکه زياد دير بشه
کيز" مريضه"
زياد وقت نداره. ميخواد وارثش رو قبل از اينکه زمين ميوفته پيدا کنه
جيمز" الان 32 ساله است"
...پس داري در مورد حقوق
ارث و ميراث حرف ميزني اين نکته توئه؟
ببخشيد، ولي نيش زدن بعضيا که هنوز غم از دست دادن پسرشون رو دارن؟
يه قطره هم اشک براش نريز عزيزم
يارو کارهاي کثيفي کرده
احساس ميکنم خيلي بهم نزديکه
براش پول دارم
خيلي زياد براي اينکه برا خودش کسي بشه اونطور که من شدم
...اگه بتونم پول رو بهش بدم
حداقل فکر ميکنم يه کاري براش کردم
حالا چي؟
من فکر ميکنم ما بايد اونو به پسرش برسونيم
"آلبرت"
امروز تو کليسا چه غلطي ميکردي؟
گيل استوارت" بعد از ظهر مرد"
آخرش رسيدم
"اه خدا، خيلي متاسفم "آلبرت شما دوتا مثل برادر بوديد
ما تو "وگاس" با هم کار ميکرديم
اون مرد برا روشنايي ها ساخته شده بود
حرومزاده بيچاره
تو ضربه عمل جراحي دندان مرد
خب، يه نفر بايد ازشون شکايت کنه
اون داشت وانمود ميکرد که دندان پزشکه
...قبل از اينکه بميره
اينو بهم داد
حلقه ازدواجش
...اينهمه سال کلاهبرداري سنگين
و اون از ضربه يه پلاک مرد
..."وقتي من بميرم "ميکي
ميخوام جيب هام پر از پول باشن
"بيا پول هاي "کيز" رو بگيريم "مايکل
خب
چه حسي داره نقش يه پسر ولخرج رو بازي کني؟
خب؟
استيسي"، هرچي ميتوني در مورد گذشته "کيز" پيدا کن"
جزئيات کمک ميکنن متقاعد بشه دني" پسرشه"
...اين مقاله ها در مورد يه دزدي مسلحانه ميگه
همه چيزش هست از اخاذيش تا سر و صداش
اما وقتي "کيز" از زندان آزاد شد دوباره سر پا وايستاد
يه دفعه به اندازه "دليا اسميت" کم خطر شد
خب، من گمان ميکنم اون روي تاريکي هم داره
تکه ماهي؟
يه تئوري اينه که اون سر يکي از شريکاش کلا گذاشته
دزدي انتقام بوده
اکي. معمولا چطوري يه هدف رو گير ميندازيم؟
طمعشون رو برمي انگيزونيم
اين يارو نميخواد پول دربياره، درسته؟
اون ميخواد بدتش بره
پس ما يه داستان غم انگيز براش ميبافيم
اين کافيه؟
دادن پول به "دني" ايده خودشه
اون تو چي داري؟
ناهار گوشت
چرخ شده - آره، اينجوري دوس دارم -
آلبرت" با کيه؟"
بهترين دوستاي جديدش - اه، آره-
آره، يه دست راننده تاکسي رو امروز صبح ديد
3تا سرباز
برا بهترين ها هم اتفاق ميوفته - آره ميوفته -
4تا شاه
باختي پيرمرد
دوباره بازي ميکنيم؟ - بزودي. اميدوارم -
پس کم داره؟
آره. يه مدتيه اينجاست
يه گل رز بين يه عالمه خار
ما از اين ياروها تو يه صبح گرم دوري ميکنيم مگر اينکه برا کاري آستين بالا بزنيم
آلبرت"؟"
ببين رفيق، قمار "گيل" رو برنميگردونه
هنوز به "کيز" زنگ نزدي؟
نه، من نميخوام ميز رزرو کنم ميخوام با آقاي "کيز" صحبت کنم
"بله، پدر "او برايان
البته هيچي مثل امتحان کردن يه شراب نوبر نيست
تازه از يه قصر ييلاقي تو "بورگاندي" برگشتم
جنس عالي
نه
البته، همش نمايش خونه
من ديوونه انگورم
يه بار ديگه بگو کي بودي؟
"کريس"
من يه انجمن خانواده راه انداختم ما به دوباره دور هم جمع شدن خونواده هاي دلسرد کمک ميکنيم
هيچي در مورد شراب نميدونم
فقط حدود 200نفر تو اين کشور ميدونن
سمي" به اندازه 3تاشون حساب ميشه"
پس کشيش تو رو فرستاد، ها؟
اون مارو حدود 3سال پيش صدا کرد
تا خانواده واقعيش رو پيدا کنيم
دارم در مورد "جيمز" پسرتون حرف ميزنم
،ميدونم اين سخته ...اما خواهش ميکنم باور کنيد وقتي ميگم
امکان نداره
کشيش فقط يه زنگ زد و پسرم رو پيدا کردم به همين سادگي؟
باشه
وقتي آماده شدي بهمون زنگ بزن
سلام، جوينده کاره؟
بله، ميخواستم ببينم ميتونيد کمکم کنيد ...من دنبال چند نفر علاقه مند
با آشنايي خوب برا پاسخ دادن به تلفن هستم
جيمز" از وقتي 3ساله بود بچه سر راهي بود"
...بطور غيرقانوني به يه زوج بدون فرزند فروخته شده بود
No comments yet. Be the first to leave one.