Paradise

Paradise

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Paradise 2025 S02 WEB DigiMoviez ‫HosseinTL Fa
تعليق من PersianSUB
‫تــرجمه از « حسین رضایی H o s s e i n T L » ‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

الوسوم

webdl
disney+_synced
hulu_synced
نشرت في: 2026-05-19
تنزيلات: 37
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫...کل روز همینجا می‌ایستادن

‫به این امید که یه لحظه الویس رو ببینن

‫اما امروز، ما می‌تونیم وارد خونه بشیم ‫و ببینیم سلطان چطور زندگی می‌کرده

‫در سال ۱۹۵۷، الویس پرسلیِ ۲۲ ساله

‫صدهزار دلار به پدر و مادرش داد

‫تا برن یه ملک روستایی‌گونه پیدا کنن

‫که اونقدر فضا داشته باشه ‫که حریم شخصیش حفظ بشه

‫سه ماه بعد، پدر و مادر الویس ‫گریس‌لند رو پیدا کردن

‫به اتاق جنگل معروف خوش اومدید

‫راستی، خبرش رو شنیدین که ‫یه اتوبوس پر از تقلیدکننده‌های الویس

‫وقتی داشته می‌رفته همایش الویس ‫تصادف کرده؟

‫گاهی وقتا چندین هفته اینجا ‫تو اتاق تلوزیون می‌مونده

‫الویس زمان زیادی رو هم ‫طبقه بالا تو اتاق خوابش می‌گذرونده

‫اما متأسفانه، هنوز یه جاهایی از خونه

‫فقط برای اعضای خانواده‌ش قابل دسترسیه

‫پس اگه پریسیلا با ظاهر مبدل نیستین... ‫(همسر الویس)

‫- پرینگلزم رو گرفتی؟ ‫- آره، گرفتم

‫هوم. چیزی رو توی تور عوض کردن؟

‫جوک اتاق جنگل رو عوض کردن

‫بیا، با غذا بخور لطفا

‫اوه

‫ای دختر. گفتم طعم پیاز و خامه ترش بگیر

‫خب، من سرکه‌نمکی دوست دارم

‫لابد دیگه

‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

‫انی، جوک جدیده چی بود؟

‫یه گروه از تقلیدکننده‌های الویس تصادف کردن

‫همه‌شون بهم ریخته بودن ‫"بازی با نام ترانه All Shook Up"

‫بعداً می‌بینمت. ‫قرصات یادت نره

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫مامان، من برگشتم

‫مامان؟

‫بیداری؟

‫مامان؟

‫مامان!

‫اون اولین فرد در خانواده‌ش بود ‫که پاش رو از شهرستان بیرون گذاشت

‫و به دانشگاه تنسی

‫و بعد هم به دانشکده پزشکی دوک رفت

‫متأسفانه، سلامت روانش اجازه نداد

‫که اون مسیر پرآتیه رو ادامه بده...

‫تــرجمه از « حسین رضایی » ‫.::: H o s s e i n T L :::.

‫عه...

‫بیمار از ماه آوریل دچار سرفه مزمن شده

‫سابقه سیگار کشیدن ‫یا مشکل ریوی نداره

‫بیمار احتمالا...

‫فکر کنم... توصیه می‌کنم...

‫که...

‫آهان، اینجا نوشته که بیمار، مهارکننده ‫آنزیم تبدیل آنژیوتانسین مصرف می‌کنه

‫بخاطر فشار خون بالا، ‫که می‌تونه منجر به سرفه خشک بشه

‫باید با تیم پزشکی‌تون درباره ‫عوض کردن داروها صحبت کنیم

‫درسته

‫انی، چطوره بعدی رو تو معاینه کنی؟

‫خیلی‌خب

‫- سلام ‫- سلام

‫من انی کلی هستم

‫من دانشجوی سال سوم پزشکی هستم ‫و امروز همراه دکتر تلکات هستم

‫- باشه ‫- مشکل چیه؟

‫زیر زانوم یه درد شدیدی رو حس می‌کنم

‫مثل گرفتگی، ولی خیلی خیلی بدتر

‫دلیلش آسیب جسمی‌ای چیزیه؟

‫- اجازه هست... ‫- نه. آره

‫عه، نه، سرکار بودم

‫پشت میزم نشسته بودم ‫و یهو حس کردم...

‫- آره ‫- عه...

‫عه...

‫پیشنهاد می‌کنم...

‫من... باید ازت آزمایش ‫ترومبوز سیاهرگی عمقی بگیریم

‫چیز... خطرش وجود داره

‫وقتی که مدت طولانی ‫بی‌حرکت می‌مونی

‫و...

‫می‌تونیم ازت سونوگرافی بگیریم و داروی...

‫انی؟ انی!

‫- یه نفر تخت بیاره ‫- ضدانعقاد بهت بدیم

‫نفس بکش. دراز بکش

‫- خوبم. خوبم ‫- باشه

‫ببخشید؟

‫آهای؟

‫خانم؟ ببخشید؟

‫شرمنده، ولی امروز دیگه تعطیل کردیم

‫باشه... باشه

‫من گیل ادواردز هستم. ‫حراست گریس‌لند

‫نمیشه اینجا پارک کنین

‫باشه. باشه

‫- خوبی جوون؟ ‫- نه، نیستم

‫نه...

‫همین الان از دانشکده پزشکی انصراف دادم

‫نه خانواده دارم، نه کار

‫و نمی‌دونم چیکار کنم

‫و حتی نمی‌دونم چرا اینجام

‫همینجوری اومدم اینجا و...

‫الان جابه‌جا میشم

‫می‌دونی چیه؟

‫این راهنماهای پیر اینجا ‫همش میفتن می‌میرن

‫چیزی از الویس می‌دونی؟

‫زیادی می‌دونم

‫چطور؟

‫خیلی‌خب، خوش اومدین

‫در سال ۱۹۵۷، الویس پرسلی ‫صدهزار دلار به پدر و مادرش داد

‫تا برن یه ملک روستایی‌گونه پیدا کنن

‫که اونقدر فضا داشته باشه ‫که حریم شخصیش حفظ بشه

‫الویس برای حفظ حریم خصوصی خونه‌ش

‫یه دیوار امنیتی بعلاوه ‫یه شیشه آینه‌ای بالای راه‌پله

‫نصب کرد که ببینه کی اومده تو خونه‌ش

‫طبقات بالا تا همین امروز ‫هم در دسترس نیستن

‫خبرش رو شنیدین که یه اتوبوس ‫پر از تقلیدکننده‌های الویس

‫وقتی داشته می‌رفته همایش الویس ‫تصادف کرده؟

‫نه؟ خب، خوشبختانه کسی آسیب ندید

‫ولی شنیدیم که همه‌شون بهم ریخته بودن

‫خیلی‌خب

‫داستان نمیشه برامون؟

‫نه، کسی خبر نداره

‫می‌بینی چه خوشگله؟

‫وای

‫بهشت گریس‌لند خودمه

‫شرط می‌بندم یه بخش‌هایی ‫از رود رو می‌تونیم از اینجا ببینیم

‫- خدایی؟ ‫- اوهوم. بذار عرضش رو تنظیم کنم

‫بله، بفرما. بعلاوه یه بخش‌هایی از آرکانزاس

‫نگاه کن

‫عجب. چجوری انقدر باهوش شدی جوون؟

‫پشمام!

‫سلام بچه‌ها

‫اسب موردعلاقه‌ام تویی، ‫ولی به بقیه نگو

‫بین خودم و خودته، خب؟

‫اوه!

‫فارغ از اینکه گریس‌لند ‫در واقع خونه‌ی کی بوده

‫الویس پرسلی اینجا بیشتر از هرجایی ‫حس امنیت می‌کرد

‫انی!

‫چه خبر شده؟ چرا...

‫- اخبار رو دیدی؟ ‫- نه

‫...سه ساعت پیش

‫اونچه دانشمندان اون رو ‫یک «مگا کالدرا»...

‫- یا «ابر آتشفشان»... ‫- گفتم باید بریم

‫پس گرفتن پولمون به تخمم هم نیست

‫نه، می‌دونم. راست میگی. ببخشید

‫این چیه؟

‫وای خدا! ‫از لبه فاصله بگیرید!

‫از لبه فاصله بگیرید! ‫از لبه فاصله بگیرید!

‫بنظرم خیلی هم سهیم بودیم در این اتفاق...

‫آمریکا، می‌دونم در جریان وضعیتی که ‫باهاش روبروییم هستید

‫گیل، منو نگاه. ‫برو اونور خیابون

‫از مرکز بازدیدکنندگان ‫هر چی می‌تونی بردار

‫لباس، شمع، خوراکی‌هایی ‫که نیازی به یخچال ندارن

‫- هر چی که می‌تونی حمل کنی ‫- الان جدی هستی؟

‫- آره! ‫- خب اینا رو

‫- کجا ببرم؟ ‫- زیرزمین، اتاق تلوزیون

‫- باشه. باشه، باشه. برید کنار! ‫- برو. برو، برو

‫دیدگاه درستی بهش ندارین

‫- این موج نیست... ‫- این رو میگم

‫که بتونید تصمیماتتون رو

‫بر اساس این بگیرید که ‫الان می‌خواید کجا

‫و پیش چه کسی باشید

‫این مقامی که دارم ‫رو همیشه نمی‌خواستم

‫قطعا همیشه هم دوستش نداشتم

‫اما باعث شده به مردم سراسر...

‫این مملکت دسترسی داشته باشم

‫و یک چیز، مدام بهم ثابت شده

‫اینکه با وجود تمام زشتی‌های دنیامون

‫با وجود تمایلمون به تمرکز روی زشتی‌ها

‫و کشاکش‌ها، با وجود تمام اینها...

‫شما... شما ذاتاً شریفید

‫یا خدا!

‫خیلی‌خب، یه عالمه چیز میز ‫از رستوران برداشتم

‫- می‌تونی کمک کنی چرخ رو خالی کنیم؟ ‫- اینو بگیر

‫- باشه ‫- میرم همه‌چی رو میارم

‫اوه

‫- بپا، بپا ‫- کمرم داغون شد

‫خیلی‌خب. تو می‌تونی گیل

‫اوه!

‫سگ توش! یا خدا

‫بچه‌ها. خیلی عذر می‌خوام

‫ولی اینجا دیگه براتون امن نیست

‫برو. برو

‫برو!

‫انی

‫پشمام

‫خیلی وقت نداریم

‫اگر در مناطق کلان‌شهری هستید

‫به پناهگاه‌های ضداتمی ‫یا تا جای ممکن به زیر زمین بروید

‫وای خدا، بدو

‫گیل!

‫گیل!

‫« بـهـشـت » ‫« قسمت اول: گریس‌لند »

‫پات... پات امروز چطوره؟

‫- خوب نیست ‫- خب، از یک تا ده

‫- دردت چقدره؟ ‫- هفتاد و چهار

‫خیلی‌خب، یه نگاه میندازم

‫بذار ببینم

‫با اینکه استخون رو انداختم سر جاش، باید...

‫آره، نگران عفونتم

‫باید زخم و بخیه‌ها رو تا جای ممکن تمیز نگه داریم

‫چرا باتری‌ها هنوز کار نمی‌کنن؟

‫نمی‌دونم

‫تو باهوشمونی مثلا

‫من خوشگلمونم

‫نفس بکش. یه نفس عمیق

‫من خوشگله‌ام. تو باهوشه

‫باید بریم پشت بوم

‫ببینیم چه خبره

‫- نه، نباید بریم تو این هوا ‫- نه

‫مطمئنم اگه انفجار هسته‌ای اتفاق افتاده بود

More Farsi Persian subtitles for Paradise

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left