أول 200 سطر.
اونجا چی داری؟
شمع، عطر سوتین
انگار یکی داره وسایل مسافرت مامانشو جمع میکنه
اوق. نه
چیزاییه که سوفیا تو خونهام جا گذاشته
اوه رفیق اوه رفیق
تموم شدن رابطه بدترین چیزه
پسر، فقط میخوام برم پیش سوفیا
یکی بزنم توی گوشش و بگم "دختر، گند زدی"
تو باید اون وسایل رو نابود کنی
میخوای اون جعبهی بزرگ رو
با همین دستام مچاله کنم و به یه توپ کوچیک تبدیل کنم؟
نه
میخوام به سوفیا پیامک بدم و وسایلش رو بهش برگردونم
اینجوری میتونم دوباره ببینمش
و امیدوارم بتونم بوی هوای اطراف موهاش رو حس کنم
اینجوری حالم بهتر میشه نه نه نه نه
خیلیخب، تو باید این درد رو بپذیری
تا بتونی ازش عبور کنی
باید خودت رو تخلیه کنی
حق با گروهبانه باید خودت رو خالی کنی
ذهنت رو خالی کن
خودت رو خالی کن و همه جا رو به گند بکش
نکتهی خیلی خوبیه بچه ها
ممنونم
میدونید کی از این حرف خیلی خوشش میآد؟
سوفیا. الان بهش پیامک میدم
الان این تلفن رو ازت میگیرم، جیک
بگیر ببینم چطوری میخوای بگیری
خب، خیلی آسون این کارو کردی
ببینید، میفهمم که شما میخواید کمک کنید
ولی بهتون قول میدم که بهترین چیز واسه من
اینه که همین الآن به سوفیا پیامک بدم
گوشیم رو میدی؟
باشه ممنون
و ... فرستادم
چرا هنوز جواب نداده؟
آه، چه حس بدی داره
شما دوتا میتونستید جلوی منو بگیرید
ولی اینکارو نکردید، هیولاهای پلید
تیوـیوُرلد» با افتخار تقدیم میکند»
ترجمه از: سعید Ozymandias
سلام
میدونی این جلسهی اضطراری در مورد چیه؟
احتمالاً در مورد اینه که تمام برجهای مخابراتیِ شهر
خراب شدن، و بخاطر همین
سوفیا هنوز جواب پیامک من رو نداده
عین این بدبختا هر سه ثانیه گوشیم رو چک می کنم
آروم بگیر پسرم
...جیکوب
هیچ کدوم از اون راهحلهای تخلیه
که بهت دادم رو انجام دادی؟
خب، من وانِ حمام ندارم، پس دو صفحهی اول که هیچی
و الآن وسط زمستونه
پس کجا می تونم کنار فوارههای آب برقصم؟
پاساژهای سرپوشیده، جیک پاساژهای سرپوشیده
خیلیخب، بچهها
"هرسال، "دپارتمان امنیت میهن
یک مانورِ ضدِّ تروریستی بین سازمانهای مختلف برگزار میکنه
تیمِ وزارت دفاع
مجبور شد در لحظات آخر کنار بکشه
به لطف نتایج درخشان ما
... در مسابقهی "دهکده مهارت" پارسال
!99
اونا میخوان که ما جاشون رو پُر کنیم
ما تنها سازمانِ غیر دولتی هستیم
که تا حالا به این رویداد دعوت شده
این یک فرصت خیلی بزرگه و ما میخوایم به بهترین نحو ازش استفاده کنیم
!99
!ایول
چارلز؟ بله؟
میدونی به چی فکر میکنم؟
آره، باید برای راه انگور برداریم
نه
زمانِ این مانور بهتر از این نمیتونست باشه
من خودم رو درگیر این قضیه میکنم
و فقط به برنده شدن فکر میکنم
و اصلاً به این فکر نمیکنم که سوفیا جوابِ پیامکم رو داده یا نه
که نداده اگه کسی میخواد بدونه
!99
!آره !99
من که نمیفهمم
سانتیاگو دیاز
قبل از اینکه برید هردوی شما درخواست دادید
،که این شنبه رو مرخصی بگیرید ولی من می خوام که یکی از شما سر کار باشه
اوه، من میتونم اون روز بیام سر کار
خب، آخرین باری که تو شنبه اومدی سر کار
تمامِ مدت مشغول تماشای کارتون بودی
خب، شنبهها کارتون داره
این قضیه رو حل کنید و بیاید پیش من
شرمنده من نمیتونم برنامهام رو عوض کنم
بلیط گرفتم ted من واسه یه سخنرانیِ
"در موردِ "ژستهای قدرت و اینکه چطور با استفاده از حرکاتِ بدن
به اون چیزی که میخوایم برسیم
امیدوارم زیادی سکسی نشه
"او-اوه، امیدوارم زیادی سکسی نشه"
اسم فیلم سوپرت
،ولی جدی چرا انقدر طولش میدید؟
این هم میتونه اسم فیلم سوپرت باشه
خب، منم شنبه برنامه دارم
با پدر و مادرم قرارِ شام دارم
خب؟
تو حتی از پدر و مادرت خوشت نمیآد
بهشون میگی شیرینعقل و عجیبغریب
برنامه برنامه است من کلّهخرم، ولی قانونشکن نیستم
من باور نمیکنم
میدونی، اگه بهم میگفتی که واقعاً میخوای چیکار کنی
اونوقت به عوض کردن برنامهام فکر میکردم
ولی این کارو نکردی واسه همین من شنبه رو مرخصی میگیرم
داری سعی میکنی واسه من "ژست قدرت" بگیری؟
نمیدونم
شاید باید روی صندلی نشینم
واسه همین به اون سخنرانی نیاز دارم
کاپیتان، همهی گروه رفتند به این گردش علمی احمقانه؟
آره، رفتند
مشکلی هست؟
آه، آره
میدونی که من همهی پیشبینیها رو
با رفتن به مدرسه، به هم زده بودم
من همیشه این توانایی رو در تو میدیدم
میشه فقط از کارای من شگفتزده بشی؟
من یکی رو میخوام
که این آزمونِ شخصیتشناسی رو برای کلاس روانشناسیم روش انجام بدم
امیدوار بودم که استادم رو
با یه روانیِ واقعی، مثل ایمی شگفتزده کنم
،یا هیچکاک، یا چارلز اینا عالی بودن
من روانی نیستم ولی میتونم آزمونت رو انجام بدم
عالی میشه
ولی باید بهت هشدار بدم که نتایج
ممکنه ... یه کم ناامید کننده باشه
مشکلی نیست، من با نتایجِ ناامیدکنندهی آزمایشها، آشنا هستم
فشار خونت طبیعیه
طبیعیه؟ یه بار دیگه بگیر
من از نمایان شدنِ معایبم ترسی ندارم
،ولی محض اطمینان میپرسم
،امکان داره نتایجِ تست هیچ عیبی رو نشون نده؟
فکر کنم خوبه
خوبه برای شروعِ تست لحظه شماری میکنم
سوفیا بهت پیامک داد؟
نه، فقط یه ایمیلِ نژادپرستانه
از مامانبزرگم اومده
ولی مهم نیست
چون وقت تخلیه کردنه اونجا رو ببین
"شهرِ "ویندبریکر
ایتیاف، مارشالها آیس، افبیآی، امنیت میهن
به لیگِ بزرگان خوشاومدی، بویل
اوه، بازم اینو بگو
میخوام ضبطش کنم و واسه صدای زنگ گوشیم استفاده کنم
سلام
جیک پرالتا هستم از پلیس حوزهی نیویورک از ملاقاتِ شما همکاران خوشوفتم
همکار؟ رفیق، روپوش رو بخون
"میهن" ما باهم تو یک سطح نیستیم
عجب خیلی حرفت بیادبانه بود
نه نه نه نه
من همیشه تحسین میکنم آدمایی رو که
وقتی که 6 سالشون بود تصمیم گرفتند که
میخوان چیکاره بشن و هیچ وقت دست از تلاش برنداشتند
رانندههای اتوبوس، بستنیفروشها
شاهزادهها
خب تو دقیقاً چندسالت بود که تصمیم گرفتی میخوای یه کون باشی؟
زمان دانشگاه؟ مدرسهی حقوق
فقط خواستم بدونی که من مدرسهی حقوق رفتم
تو دانشگاهِ کونها؟
چیکار میکنی؟
دارم از خودمون دفاع می کنم
،نگران نباش اون یارو آدم مهمی نیست
خیلیخب همگی سر جاشون بشینند
اسم من مأمور "کندریک" هست از امنیت میهن
و من اینجا رئیس هستم
گروهبان، من اشتباه میکردم کاملاً آدم مهمّیه
سناریوی امسال اینه
"تروریستها به ساختمانِ بانکِ "کپیتال تراست
حمله کردند و گروگان گرفتند
!ایوول
اوه، شوخی جالبی بود
ولی من یه عالمه وقت ندارم که صرفِ تمرینِ "زدن قدش" کنم
تو همین الان واسه این کار مسخرهمون کردی
برای تمرین بود این اولین باری بود که ما این کارو کردیم
وظایف شما اینهاست
ایتیاف: شما تروریست هستید
اوه، نقشِ سختیه
امنیت میهن، شما فرمانده و کنترلکننده هستید
مارشالها، گروه ضربتِ آلفا
و پلیس حوزه نیویورک؟
تیراندازهای هلیکوپتر تیراندازهای هلیکوپتر
اینجا نوشته که شماها گروگانهای ما هستید
چی؟
یعنی فقط از ما میخواید که بخوابیم روی زمین
و عین یه مشت بدبخت، هیچ کاری نکنیم؟
بله، دقیقاً
نه ایول
میشه یه مقدار شُلتر ببندی
تا بتونم چندوقت یکبار گوشیم رو چک کنم؟
چرا؟ منتظرِ پیامکِ مامانتی؟
نه، در واقع، منتظرِ پیامکِ دختری هستم که
باهام بهم زده
این خیلی بدتره آره، بده
مسخره است
یه دختر خیلی خوشگل باهام بهم زده
و هیچ کس نمیذاره بخاطرش هفتتیرکِشی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.