Love (ft. Marriage and Divorce)

Love (ft. Marriage and Divorce) (결혼작사 이혼작곡)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

 결혼작사 이혼작곡-Love ft Marriage and Divorce E04 moonriverteam
تعليق من moonriverteam1
NF webdl HDTV تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

الوسوم

other
نشرت في: 2021-01-31
تنزيلات: 39
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

قسمت 4

وای چی بود ؟- لعنتی -

چی شده ؟

چه اتفاقی افتاده ؟

کمرت صدمه دیده؟

نه، خوبم.لعنتی

لباس شب هاتون کجاست ؟ لباس خواب

اون طرف، لطفا همراهم بیاین- ممنون-

ببخشید یه لحظه، میتونین یه نگاه بندازین

سلام،اینجا نووایر ـه

میخواین یه نگاه بندازین؟

این چه سایزیه ؟

خواهر، برای چه چیزی اینطور ناامیدانه دعا میکنین؟

ممنون

رادیو رو روشن کن

برای برنامه هه ریونگ؟- آره-

ترجیح میدم که حواسم پرت نشه

برای آهنگا نیست

باید صداشو بشنویم تا بفهمیم تو چه حالیه

هه ریونگ اومده؟- نه هنوز-

ببخشید،سلام خانم لی

این ماجرا وقتی مادرم تازه 60سالش شده بود ، اتفاق افتاد

اون با دوستاش قرار داشتن که تو یه کلوب شبانه جشن بگیرن

و من اون شب رو به وضوح به خاطر دارم

تمام تلاششو کرده بود که جوونتر از سنش بنظر برسه

ازش پرسیدم چرا اینقدر متفاوت لباس پوشیده

و بهم گفت که داره با دوستای قدیمیش میره بیرون

من زیاد بهش فکر نکردم

ولی معلوم شد که 5تا خانم مسن به یکی از کلابهای کانگنام رفته بودن

کلابی که فقط به آدمای فوق جذاب اجازه ورود می داد

به هر حال، در حالیکه به همدیگه دلگرمی میدادن، رفتن تو کلاب

و پیشخدمتهای اونجا هم با مهربونی همراهیشون کردن

اونا از دیدن ظاهر و آرایششون به هیجان اومده بودن

و تو نور کم اونجا، بنظر سی ساله می اومدن

اونا دنبال پیش خدمتی که راهنماییشون میکرد رفتن

و مراقب بودن که تو اون تاریکی یه وقتی پاشون با اون کفشای پاشنه دار ، پیج نخوره

بعدش ، پیشخدمت وایستاد

و به دری که باید میرفتن اشاره کرد

اونا فهمیدن که به یه اتاق راهنمایی شدن

با توجه به اینکه سنشون خیلی بیشتر از افراد داخل کلاب بود

به هر حال، اون در اتاق نبود

در پشتی کلاب بود ، که به بیرون میرفت

خیلی مودبانه به بیرون راهنماییشون کرده بودن

چه احمق- هی میگفتن چقدر تحقیر آمیز بوده -

این هنوز یه اتفاق دردناکه تو ذهن مادرم و دوستاش باقی مونده

اون جور بیرون رفتن مادرم

بهم یاد داد که باید مطابق سنم رفتار و زندگی کنم

همینطور فهمیدم وقتی سنمون بالا میره

چطور باید خیلی چیزها رو قربانی کنیم

درسته

رها کردن خیلی ساده وآسون بنظر میاد

و وقتی موضوع سرگرمی یا الویت ها باشه ممکنه آسون باشه

ولی اگه وقتی حرف از یه شخص باشه که باید ازش دست بکشین

دیگه آسون نیست

کاربر شماره 4475 میگه

"شاید پیشخدمتها از مادرا بیشتر دستپاچه شده باشن"

شاید همینطور باشه

کاربر 3216 میگه "مادرا قابل ستایش بود کارشون"

کاربر 9338 میگه " من امسال 40ساله میشم"

ولی هنوزم دلم میخواد کلاب برم

کامنتهای جالبی دارن میان

کاربر3812 میگه

"دی جی عزیز چیزی که گفتن واقعا دردناک بود برام "

" من از پسرم دست کشیدم "

نمیدونم چی باعث شد که ازش دست بکشید

ولی احتمالا خیلی دردناک بوده

امیدوارم آهنگ بعدی یکم بهتون آرامش بده

آهنگ "اوه ،عزیزم" از هامینگ لاو ـه

اگه وقت استراحت بعد ناهارتون هست و دارین یه چرت کوتاه میزنین

به آرامی با این ریتم حرکت کنین و بعدش حس تازگی خواهید کرد

هه ریونگ همیشه تو تبلیغ کردن آهنگا کارش درسته

پان ساهیون رذل ، شاید منم باید بهت خیانت کنم

من بو هه ریونگ هستم

اگه دلم بخواد میتونم حتی یه آیدل کیپاپ رو هم اغوا کنم

من هر چیزی که دارم میدم که بتونم رقصش که هرگز ندیدم رو ببینم

خوبه

بزار یه عکس بگیرم

این کارو نکن

جدا؟ عکس نگیر لطفا

نکن

بیا اینجا دکتر !زودی بیا

خدایا ، پشتم - آروم آروم -

دکتر شین

سلام

دخترتون برای ملاقات اومد؟- بله -

چقدر راه رفتی؟- خیلی راه رفتم -

پس امشب خوب میخوابی

غذا میخوره ؟- یه چهارم یه کاسه برنج -

دکتر،شما خیلی جذابین

فقط دیدنتون، روزمو ساخت

و دیدن اینکه شما اینطوری راه میری هم روز منو ساخت

بازم راه میرم

ممنون- خواهش میکنم -

: کیم میخوام با تو برم بازیگرا رو ببینم

خب برنامه عشق و خاطرات ، موزیک بوهه ریونگ اینجا به پایان میرسه

شنوندگان عزیز، خسته نشید و تمام طول روز رو سرزنده و شاداب بمونین

خب ، پایان برنامه امروز با یه آهنگ دیگه

"اینم آهنگ " هنرمند تهیه کننده سا پیونگ

و مسئول فنی آقای سئو هستن

"آقای سو؟"

اسم کارگردان فنیشون سو بان نبود؟

درسته

اشتباه کرد؟

متاسفم

باید اسممو به "مدیر اجرایی " تغییر بدم

یهویی ذهنم خالی شد

چیکار کنیم؟

بله قربان

جی آه

اگه پدر مادرت دعواشون بشه ، چیکار میکنی؟

سعی میکنی آشتیشون بدی یا خودتو میزنی به اون راه ؟

آشتیشون میدم - منم همین کارو کردم-

مامان بابات دعواشون شده ؟

دعوا نکردن که

بابام طلاق میخواست

واقعا؟ چرا؟

ببخشید که دردسر درست کردم

اشکالی نداره

ریتینگ خوبی گرفتیم برای همینم دیگه هیچی نگفتن

مطمئنم آقای سو یکمی ناامید شده

با اینکه اصلا نشون نداد

داشتم برنامه رو تموم میکردم یهویی اسمش از ذهنم پرید

...در ضمن ، اینطوری نبود که

میتونستم از استدیو بیام بیرون اسمشو بپرسم

نمیتونمم بهش پیام بدم

چرا با شوهرت بحثتون شده ؟

در مورد بچه دار شدن بود یهویی گفت دلش میخواد بچه بیاریم

بچه هاتون بخاطر ژنهای شما دوتا عالی میشن

خوشگلی تو و هوش اون

واقبال خانواده همسرت

اگه من جای تو بودم، سه تا بچه میاوردم

خسته کننده نیست؟

نمیدونی ، برای اینکه هنوز مادر نشدی

تازه بزرگ شدن بچه ها هم نمیدونی چقدر بامزه و سرگرم کننده ست

دوست داشتنی هستن و شادی بیشتری برات به ارمغان میارن

وقتی یه بچه رو تو بغلت بگیری درهای یه دنیای دیگه ، جلو روت باز میشه

یه معجزه ست - اینقدر خوبه ؟-

کلمات قادر به توصیفش نیستن

تصور کن که تمام دنیا رو تو آغوشت داری

مثل اینه که برای اولین بار تو آغوش یه مرد باشی

تو چه سنی؟- واو-

راستی من آقای سو رو تو کلاب گلف خانواده شوهرت دیدم

البته اون منو ندید

واقعا ؟- آقای سو گلف بازی میکنه؟-

راستشو بخوای ، انتظارشو نداشتم

منم شوکه شدم، انگاری یه آدم کاملا متفاوت بود

تقریبا شبیه یه گلف باز حرفه ای

و لباساش هم همه برند بود

واقعا؟

زن همراهشون بود؟

نه با دو تا مرد بود

بنظر می اومد یکی از اعضای کلوب گلف باشه

محاله، قیمت عضویت اونجا سر به فلک میکشه

میدونم - شاید یکی دعوتش کرده بوده-

من فقط چیزی که دیدم رو گفتم خودت میتونی ته و توشو در بیاری

شایداسپانسر داشته باشه؟ یه زن پا به سن پولدار ، شاید؟

امکان نداره ، از اون تیپ مردایی نیست که با همه لاس میزنن

شایدم ظاهرشو عوض میکنه

مردی که یه زندگی دوگانه داره

والا چرا ازدواج نکرده ؟

ظاهرش خوبه و یه کار خوبم داره

یه مرد اسرار آمیز - یه مرد مجرد اسرار آمیز-

یه مساله ای پیش اومده بیرون شام میخورم

باید با جی آه یه شام سبک بخورم

شوهرم امروز دیر میاد

پلو خیلی زیاده؟

خوبه - ماهی کبابی مورد علاقه بابا -

با سالاد تربچه

چطوری تونستی اینطوری طلاییش کنی ؟ من هیچ وقت نمیتونم درست کبابش کنم

با زمان گذاشتن و تلاش

بابت غذا ممنون- بله-

وورام ، هر روز صبح ، وزنت رو اندازه گیری کن

باشه، یه کیلو چاق شدم

ولی بخاطر اینه که بلند تر شدن نه چاقتر

ولی شلوارت هنوز اندازه ست که

حتی 5 سانتیمتر هم بلند نشدی

شنیدم که عشق زمستانی باحاله میخواین ببینیمش؟

وقت آزاده ؟ پس نوشته های ناتمومت چی ؟

وقتی برگشتیم میتونم بنویسم - از خوابت بزنی؟-

بزار آخر هفته بریم

شنیدم خیلی گریه داره ولی خوب اجرا شده

از فیلمای غمگین، متنفرم

من کمدی رو بیشتر دوست دارم - توام سنت بالاتر بره، خوشت میاد-

مامان، تو همه چی خوبی به خصوص تو آشپزی

موافقم

عین پیرمردا حرف میزنی - اینجا رو ببین خانم زیبا-

من جنتلمن هستم، پیرمرد نیستم

این از کجا یاد گرفتی؟

تو یه مانهوا دیدم

راستی مامان، امروز هه ریونگ اونی اشتباه کرد ، نه ؟

آره

مساله مهمی نبود

اسم مدیر فنی ـمون یهویی یادش رفته بود

تهیه کننده سا پیونگ و مسئول فنی آقای سئو هستن

هنوزم تخت متحرک داریم ؟- تو انباریه -

میشه بیاریش بیرون- احتمالا سا هیون بزودی میرسه اینجا

بله ، خانم - گرد و خاکش رو پاک کن-

خوب روشو پوشوندم

عزیزم؟

!عزیزم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left