أول 200 سطر.
shine021 زیرنویس
میدونی...
چرا دوست داشتن غروب اینقدر آسونه؟
بعضی وقتا قرمزه، با خوشحالی سرخ میشه.
بعضی وقتا سیاهه، تاریک و گرفته.
ولی آسمون...
همیشه غروب رو همونجوری که هست می پذیره.
جـــــــــــانــــــــــــاتــــــــــان
میبینمت.
آیا این دنیا لیاقت ما رو داره؟
خودمون رو به ندونستن میزنیم،
یا واقعا بهش فکر نمیکنیم؟
خجالتی.
قایم شدن توی سایه ها،
گفتن بزرگترین دروغی که
ما برترین موجودات در کل آفرینش هستیم.
اوه...
داری تمرین میکنی.
آره، تست بازیگری دارم.
هفته دیگه.
اگه بهت بگم...
باشه، بگو...
نه، این مونولوگ منه.
لازم نیست جواب بدی.
اگه بهت بگم...
چرا به من نگاه میکنی؟
من به ارتباط نیاز دارم!
مرد!
اگه بهت بگم...
کارلو، به حرفم گوش کن.
دارم فکر میکنم...
نمایشگاه بعدی من باید اکتشافی تر باشه.
پس به زمان بیشتری نیاز دارم.
این متریاله،
به زودی کانسپت رو برات میفرستم.
باشه؟
نه، نه، نه...
لطفا،
درباره تغییرات آب و هوایی حرف نزن!
تو کی هستی؟
یه دختر ۱۳ ساله اسکاندیناویایی؟
بعدش چیه؟ پانداها یا بچه گربه ها؟
به من اعتماد کن، کارلو.
نه، تو به من اعتماد کن!
اونا یه چیز کمیاب و منحصر به فرد میخوان.
این کمیابه.
تولدت مبارک.
ممنونم.
تولدته؟
بله.
متاسفم.
پس دلیلش اینه؟
دلیل این همه ماجرا اینه؟
به سلامتی.
بله، به سلامتی.
کی میدونه؟ شاید دیوید پاندا دوست داره.
اون خرس قطبی هست.
نه، این یه پاندای زال هست.
این یه چیز کاملا سفیده...
به زودی میبینمت...
به زودی میبینمت...
به زودی میبینمت، کارلو.
به زودی میبینمت...
سلام.
تو کی هستی؟
من سور هستم.
همسر آیندهات.
کارلو، داری چه بازیای درمیاری؟
گوش کن، من الان وسط تمرینم...
داری گریه میکنی؟
نه. چی شده؟
بهت گفتم،
من از این به اصطلاح شوخیها متنفرم.
چند بار باید بهت بگم که...
هی! چی...
منظورت چیه؟ چه شوخیای؟
فکر میکنی خنده داره
که یه دختر رو تو تخت من بذاری؟
یا چی؟
فکر میکنی خوشم میاد
چون اون اندونزیاییه؟
من وقت این چیزا رو ندارم، کارلو!
تمومش کن!
جاناتان...
درباره چی حرف میزنی؟
اون هیچ ربطی به من نداره.
ببین، من دارم برای تست بازیگری آماده میشم...
همچنین دارم سعی میکنم یه دلیل خوب برای دیوید پیدا کنم...
که با ایده تغییرات آب و هوایی تو موافقت کنه.
من هم وقت این کارا رو ندارم.
داری گریه میکنی؟
نه!
همین الان این بازی رو تموم کن!
خنده دار نیست!
من از اینکه مردم بیان خونم متنفرم.
چه بازیای؟ تو مستی؟
نه، تو مستی.
تو انقدر مستی که داری گریه میکنی!
نه!
اره، هستی!
بهش بگو بره،
و دیگه مثل یه بچه کوچولو گریه نکن!
من گریه نمی کنم.
مثل یه بچه کوچولو گریه می کنی،
این ایده خوبیه.
ممنونم.
بیا دوباره امتحان کنیم. باشه.
کارلو چقدر بهت پول داد؟
من دو برابرش رو میدم.
برو بیرون!
باشه.
هی.
کیف پول و تلفنت رو فراموش نکنی.
مراقب باش، خیلی تند راه نرو.
متاسفم، خیلی متاسفم.
متاسفم.
مشکلی نیست.
متاسفم، دیر کردم.
حالت خوبه؟
عالی ام.
کارلو یه دختر رو فرستاده خونه من.
یعنی دقیقا به خونه من.
چرا باید این کارو بکنه؟
فکر کنم اینجوری شوخی میکنه.
بهت چی گفتم؟
تو به یه ایجنت جدید نیاز داری، یه ایجنت حرفه ای.
من شخصا با کارلو مشکلی ندارم...
السا.
باشه، ببین جو.
دیشب با پدرم صحبت کردم.
و اون قبول کرد که بهمون کمک کنه.
اون میخواد یه رستوران برام باز کنه.
و تو هم میتونی با من بیای.
اون تو رو به دوستاش معرفی میکنه.
خب، نظرت چیه؟
اوه...
خوشت نیومد، مگه نه؟
خب دقیقا برنامه ات چیه؟
یه نمایشگاه انفرادی؟
آره.
جون من، جو. خودت میدونی.
با من مثل مادرت رفتار نکن،
من دوست دخترتم.
پس مثل یه مرد بالغ رفتار کن.
فکر میکنی من دوست دارم اینجوری ازت بپرسم؟
پس، دیگه نپرس.
سلام، السا.
من سور هستم.
همسر جاناتان.
همسر؟
اون همسرته؟
نه!
لطفاً، الان برو!
بهش اعتماد نکن.
ولی من گرسنمه.
میتونی یه جای دیگه غذا بخوری.
من میخوام اینجا غذا بخورم.
اینجا.
دارم پولتو میدم. لطفا برو.
به پولت احتیاجی ندارم.
من فقط میخوام غذا بخورم.
پس یه میز دیگه پیدا کن.
من میخوام اینجا با تو غذا بخورم. مگه اجازه ندارم؟
نه. من دارم صحبت میکنم!
من ازت میخوام که الان بری.
جو.
صبر کن.
چرا زحمت میدی با السا حرف میزنی؟
شما به زودی از هم جدا میشید.
تو نمیخوای با اون به مادرید بری، درسته؟
برای پدرش کار کنی...
بذاری اون بهت دستور بده... درسته؟
فقط بهش بگو. همه چی درست میشه.
بله،
اون همه چیز رو به من گفت.
ببخشید، حتما بهت گفته که مجرده.
درسته؟
ما در اندونزی ازدواج کردیم، و این اولین بار نیست
که اون با زنی مثل تو درگیر میشه.
خب، به عنوان یک همسر،
از من انتظار میره که صبور باشم.
درسته؟
السا، باور کن.
اون ازت میخواد که به چشماش نگاه کنی
تا تو حرفاشو باور کنی.
اون کارلو رو هم مقصر میدونه.
السا...
آره، اون همیشه وقتی دروغ میگه اینو میگه.
بهش عادت میکنی.
السا.
ولش کن.
متاسفم.
متاسفم!
بیا، الان میوفتی.
متاسفم...
متاسفم...
ایست!
کافیه!
برو، وگرنه به پلیس زنگ میزنم.
سلام.
No comments yet. Be the first to leave one.