أول 200 سطر.
Sub: rz_a
ارون متیوسن؟
تو شانس خوبی برای گرفتن منشیگری داری آرون
.متاسفانه یه مشکل بزرگ هست
.یجورایی بزرگه
.باشه
.لباس من تنته
.ببخشید بخاطر این
.وای قیافت
چیه؟ .فقط شوخی کردم
.دفعه بعد; تلاش خیلی مودب بنظر نرسی
.اره
.ترم قبل یکم اوضاعت بد شده
.اگه در نظر نگیریم، محکمه
یکم خیلی مهمونی میرفتی، ها؟
.سال آخر
رها شدی؟
...ام، خب من
.متاسفم، آره. اه آره..
.اره، میتونی اینو بگی. آره - درسته -
.خب، الان تموم شده
.البته، آره
گرچه بعضی از ماها دوست داره .جمعه شبها برای یه نوشیدنی بره بیرون
همیشه شب خوبیه
.اوه، باشه
خب بهم بگو با چه شرکتهای دیگهای مصاحبه کردی؟
.هی .سلام عزیزم
چطوری؟
.اره، خوبم خوب خوب - .همهی کارتها کنسل شدن -
کار دیگهای هست که باید انجام بدم؟
خب، خاکستر مامانت آمادهست که جمع شه
.اوه بابا، اون میتونه صبر کنه .یه سوزوندنه
.اداره پست نیست
.اوه خب، آره
.اینطوری نیست که بتونن پسش بفرستن
.خب باشه عزیزم
.میدونم تو کار داری .وقتی برگردم من جمع میکنم
.اوه نه، اشکالی نداره .ببخشید; من میرم
.انجامش میدم واقعا؟ مطمئنی؟
.اره، نه مطمئنم - .اشکالی نداره -
.اوه، باشه ...ببین، من واقعا ممنونم
.هی، ام. ببخشید بابا باید برم
.باشه، آره عزیزم - .باشه آره -
.خب مراقب خودت باش - .آره، باشه -
چند روز دیگه میبینمت، باشه؟ - .فهمیدم، خداحافظ -
.سلام .باشه
.باشه خداحافظ .آره، فعلا -
.بای بای. خدافظ
.سلام - .سلام -
چیه؟
ها؟ - هم؟ -
.هیچی
.همین فکر کنم
خیلی سریعه، نیست؟
.نه
نه، این کاملا عادیه که بعد دو هفته .بیای باهاش زندگی کنی
...ببین، اگه خیلی ناجوره - .نه -
...میتونم برم پیش هیزم بمونم- .. .ببخشید، نه -
.نه
.خوبه
چون خیلی از خوابیدن با هیزم خوشم نمیاد
...هی، میخواستم که
پس میخوای بذاریش همونجا ...یا
نه، همینجا براش عالیه درسته؟
.خب، این درست وسط اتاقه
.اهم
...من فقط دارم فکر میکنم به
...باشه، اه، پس
اه، کجا بذارمش؟
اه، اینجا چطوره؟
.نه نه نه نه
شاید فقط بذاریش اونجا
...که متعادل کنی
اینجا؟
.اره
.همین خوبه
.هم
مطمئنی خوبه؟
.اره
اره؟ - آره -
.باشه. خوبه
.خب، تو همین جا بمون
من میخوام برم از وسایلم بیشتر بیارم و .فنگ شوت خراب کنم
.من به فنگ شوی باور ندارم
.اما این اشتباهه
.اوه - .فقط یکی دیگه -
.اوه باشه
.اوه، وایسا وایسا وایسا .مدتی میشه
ها؟
کریستین قبلا باید خیلی روی شکر و نمک محتاط میبود
.پس میدونی، از رژیممون مراقب کردیم
.اه; یکم ضرر نمیزنه
یعنی، دیگه چطوری مزه رو میفهمی؟
.اوه، انتظار دارم که با چربی
.اوه
اوه خدا، میدونی وقتی جو، شوهرم، مریض بود
.یه رژیم افراطی گرفت
.اوه، مزخرف بود
.مجبور بودم براش وعدههای بیمزه آماده کنم
منظورم اینه که اگه همهی لذت غلطشو برداری
برات چی میمونه؟
.یعنی، اینکه آدمو نمیکشه
.نه
...قربان، ما یه میز برای شما و برای
.خانمتون آماده کردیم
.ممنون ویکاش
...ببخشید، بنظر برای اون بیچاره راحتتر میرسه که
.حتما
خوبیم؟
.اره .باشه
حس عالیای از کارکنان میگیرم
.و اونا یکم کار عامه پسند میکنن
.و میتونی با حسابهای شرکت 24ساعت هفته سفارش بدی
.24 ساعت هفته
.این برای اینه که رو میز نگهت دارن
نه این فقط; میدونی اگه یکم زیادی مشغول بودی
.یا هم بجای کافه تریا، میدونی
چرا، چیشده؟
.من هم خبر خوب دارم
واقعا؟ - آره -
یادته; یادته اون اجرای نقش مکمل که رفتم؟
.نه
.گرفتمش
.اوه خدای من - .میدونم -
چقدر خوبه؟
.واو
و این خیلی بزرگتر از
.چیزیه که فکر میکردم قراره باشه
.همهی ساحل شرقی
.شگفت انگیزه، آره، این، واو
چی؟ چرا عجیب غریب میشی؟
.منظورم اینه که امسال کلی فستیوال داره
.آره
یعنی، باید دوباره بری؟
.اره، اینکاریه که میکنم
.اما میتونی باهام بیای
اره، اما منشیگریم چی؟
.یعنی، خوش میگذره
میتونیم ماشین لاکس رو برداریم
شبها اجرا میکنم .و روزها میتونیم بریم پیادهروی
.میتونیم شنا کنیم. سکس کنیم .خیلی ناز میشه
.وایسا، صبر کن اجرای حقوقدار نیست؟
نه، اما منظورم اینه که برای حرفهی من خیلی بزرگه
حتی از پروازها و جابجا شدنها؟
.نه، اما همچین تورهایی رو آدم زمین نمیزنه
.همونه با منشی گریِ من
.باشه خوبه، خب نیا پس
الا .نمیخوام رابطمون از راه دور بشه
خب بعدش چی؟ - .نمیدونم -
.شغلی نگیر که حقوق بت نمیدن
.شغل تو به زور حقوق میده - .اره، اما یچیزی هست -
باشه، خب این کار منه .پس من میرم
یا میتونی باهام بیای
یا میتونی بشینی تو دفتر کوچیک باکلاست و غذا سفارش بدی
هرچی اصلا
حقوق؟ چه حیطهای؟
پروبیت
اه، پس، نه مثل اکشن 'پری میسون' یا 'د گود وایف'؟
'اه، نه دیگه 'رمپول اف د بیلی
.نه، نه حتی اون، نه حتی اون
قطعا بخش درخشان حقوق نبوده
.بیشتر اون طرف منظره بوده
.درسته
اما یه چیز خیلی راضی کننده بود
اینکه به مردم کمک کنی خواستههاشونو انجام بدن
نه، جالبه. یعنی اینکه مدام با اخلاقیات سروکار داره
.یعنی، من تصور میکنم اون حتما یه تاثیری داشته
.اوه نمیدونم کاش داشت، میدونی
ما کلی برنامهی مسافرت بازنشستگی داشتیم
که ما هیچوقت... میدونی
تو خانواده ما همیشه یه تمرکزی روی کار بوده
مطمئن نبودم این بهترین چیز برای انتقال به بچههاست
اما میدونی چیه، اونا جفتشون کشیده شدن
خب، اما کلارا از ارون بیشتر
بهشون نزدیکی؟
به بچهها؟ - مم -
.اره اره
یعنی، الان واقعا بزرگ شدن
.اما هیچوقت از نگران بودنشون دست برنمیداری
...تاحالا شده
ببخشید، احتمالا مودبانه نیست بپرسم
.نه اشکالی نداره
.نه واقعا
من، ام، میدونی با جو وقتی اواخر 40سالگیم بودم آشنا شدم
و میدونی، دوست خانواده و هنر رو داشتم
.و خب، اینو
.و این همیشه برام کافی بوده
.اوه، و کارم، اگه بخوام صادق باشم
پس احتمالا خوبه که بچه نداشتم
.وگرنه همهی چیزهای اشتباهو امتحان کرده بودم
.اوه، فکر نکنم خیلی جواب بده
...این، میدونی، من فقط
فقط فکر میکنم اگه ما نمیکردیم.. میدونی، ما یادشون دادیم
.میدونی
.فقط نگرانم که خیلی خوشحال نباشن
گرسنهای؟
.نمیدونم
ما داریم مستقیم میریم سر سوالهای فلسفی، نه؟
چی؟
چی گفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.