أول 122 سطر.
DiArY ایمان ترجمه و زیرنویس :
هایسه.
تو...
که اینطور، تو...
اسممو صدا کن.
ولی...
اگه اسمتو صدا کنم...
...من...
صدای پا میشنوم...
رسیدیم...
و برو به امان خدا!
چه صحنهی قشنگی.
پایهای یه اجرایی داشته باشیم؟
دیالوگ تو...بذار ببینم...
"نمیخوام بمیرم...هرچند که دارم میمیرم"
فراتر از حد و مرز
دویست میلیونی...
دویست میلیونی کجایی؟
دویست میلیونی من...
سایکو، هوامو داشته باش!
با این حرفت الان دقیقاً باید چیکار کنم؟
نه! نپر!
از بالا حمله کرد؟
میتونه کاگونهاش رو جدا کنه و به عنوان تله ازش استفاده کنه.
وقتی نزدیک سقف و دیوار میشی حواستو جمع کن!
بازم یه نفر که میتونه کاگونهاش رو جدا کنه؟
در این صورت...
فایده نداره...به اندازه کافی قدرت شلیک ندارم.
بازرس یونهبایاشی، ازم پشتیبانی کن!
با این حرفت الان دقیقا ًباید چیکار کنم؟
نزدیک بودها.
نزدیک بود بزنه به شیراکو تبدیلم کنه...
لعنتی.
این کاگونه...
ممکنه که...
میدونستم. این...
زبونم داره به هسته اصلی این بدن میخوره...
اوریه کون!
ا-اوریه کون...
اعتبار، اعتبار، اعتبار!
بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر...
بیشتر بهم بده!
از سر راهم برو کنار!
چه حالی میده! این دیگه چیه؟
ذهنم پر شده از خودم!
خودم، خودم، خودم، خودم، خودم، خودم، خودم...
چون من خیلی قویام! من خیلی خیلی قویام!
پس این قاب چهارمه...
تو دیگه چه دیوانهای هستی...
حالا گیر افتادی...
منو اینقدر دست پایین نگیر بچهی آشغال!
چرا...کسی که همیشه...
بد شانسه منم؟
نامردیه.
چرا کورویوا نیست؟
چرا فقط من؟
بابا...
چرا؟
با اینکه انقدر سخت تلاش میکنم...
ساساکی، شیرازو و هر کسی که تو اون خونهست، از همهشون بدم میاد.
برای ساساکی یه بار اضافیام...
از همهتون متنفرم.
بمیرین...همهتون بمیرین.
همهتون باید بمیرین.
اوریه کون...
موتسکی...
کاگونه...
اوریه کون...
تنهایی خیلی سخت و دردناکه.
مشکلی نیست، تو بار اضافی نیستی.
همه چی خوبه.
موتسکی...
که اینطور...تو...
که اینطور...
دیگه داره اون روی سگم بالا میاد!
من تو مزایده تورو برنده شدم، پس با خودم میبرمت خونه.
و اون پسره رو هم ریز ریزش میکنم...
و میخورمش.
جـ-جوزو چان...
سلام ماما.
سایکو لطفاً، به قدرتت نیاز داریم!
ولی...احتمالاً اول باید ارتقای سطح بدم...
بازرس شیرازو، آمادهاین؟
سایکو!
نمیتونم...
ساس سان گفت اون خودش متوجه نشده، ولی سایکو بیشترین پتانسیل رو داره...
خودشه! ساس سان!
سایکو.
چیه؟
بیا فندقشکنو شکست بدیم و بریم ساس سانو نجات بدیم.
وگرنه...
ساسا سان میمیره.
مامانم؟
برای همین سایکو ازت خواهش میکنم!
هایاشیمورا سان!
شرمنده...
دیگه دارم میبرم.
ممنون.
خب بیاین همونجوری که نقشه کشیدیم انجامش بدیم.
طرز کار کاگونه اون...خیلی سادهست.
به هرچیزی که نزدیکهش باشه واکنش نشون میده...
و سوراخش میکنه!
سایکو!
مامان...
تکون بخور! ضعیف!
محافظای من دارن چیکار میکنن؟
جوزو چان! ری چان! میخوای با مامانت بجنگی؟
ولی من بزرگت کردم! ازم متنفری؟
دلیلش اینه؟
شرمنده بابت بُرش.
جوزو!
کنترل اتاق مانیتورو به دست گرفتیم.
خیلی هم عالی. کنترل سیستمو به خودمون واگذار کن.
اطاعت میشه.
غولهای خیلی خطرناک پاداش نقدی با خودشون به همراه دارن.
تا وقتی کی پول داشته باشم...
تو چقدر میارزی؟
پول...
میخوام...اگه پول داشتم...
میخوام که...
زیبا باشم.
مثل آدمیزادها...
No comments yet. Be the first to leave one.