أول 200 سطر.
فکر کردی زندگی به همین راحتیه؟
اگه آدما رو هر جور که دوست داری ...بندازی دور
فکر کردی عاقبتش رو نمیبینی؟
کانگ جا کیونگ، کسی که بعد از بردن ...فرزندش توسط هان جی یونگ
وارد هیوون شد و ...قصد داشت انتقام بگیره
سو هی سو، کسی که چون ...شش سال ازدواجش با هان جی یونگ
یه دروغ بوده، عصبانی بوده
...اون به خاطر ایست قلبی مرده
دکتر اینو گفته
ما باید شخصی که ناپدید شده رو پیدا کنیم
اون شخص همه چیز رو میدونه
کی میتونه باشه؟
لطفا پیداش کنین
من خودمَم واقعا کنجکاوم
...توی این دنیا کسی هست که
لیاقت مردن داشته باشه؟
...بابت یه چیزی مطمئنم
...این آدم از نظر یکی دیگه
باید میمرده
از این طرف
خانم یانگ ایشون کارآگاه هستن
اینجا اتاق مطالعه رئیس کل هستش لطفا بفرمایید داخل
فکر کنم کارم اینجا تمومه
بله پس از اینجا بریم بیرون؟
!برو بیرون
!از خونهم برو بیرون !همین حالا برو بیرون
به همکاریتون نیاز دارم تا بتونم علت مرگش رو بفهمم
...دکتر گفت که از ایست قلبی مرده
چرا بعد از شنیدن حرفای اون راهبه داری غوغا به پا میکنی؟
به ذهنت نرسید که ممکنه بهت دروغ گفته باشه؟
مدت طولانی یواشکی ...با جی یونگ در ارتباط بوده
اون راهبه و مادر بیولوژیکی جی یونگ ...با هم دوست صمیمیمی بودن و
!ازمون این قضیه رو قایم کرده بود
چطور تونستی حرف اون زنیکه رو باور کنی و به زور وارد خونه ما شدی؟
!برو بیرون !همین الان برو بیرون
!از خونهم برو بیرون- به بیرون راهنماییتون میکنم-
من کارآگاه هوانگ هستم
آها ...بهم زنگ زدن
میتونستی توی ایستگاه منتظرم بمونی چرا تا اینجا اومدی
میخواستم داخل خونه رو هم ببینم
از اون اتفاق یک هفته گذشته فایدهای نداره
!آیگو ...به خاطر این نمیخواستم برم داخل
میخواستم اون خونه لوکس رو ببینم
...خونه لوکس خبری نبود
شاید چون خیلی بزرگه خونه سردی بود
به هر حال امیدوارم بتونیم با هم خوب کار کنیم
...بیا بریم ایستگاه پلیس
باید اول یه نگاه به پروندههای کواک سو چانگ بندازم
...پلیس تحقیقات خود پیرامون
مرگ آقای هان جی یونگ از هیوون را ...یک هفته پس از مرگ وی آغاز کرده است
در سومین روز، یعنی یک روز قبل از ...جلسهی سهام داران
برای تصویب جایگاه جدید وی ...به عنوان رئیس کل
مرحوم آقای هان در سن 39 سالگی به دلیل ...ایست قلبی در منزل خود جان سپردند
مراسم ترحیم وی به خواست خانوادهش ...خصوصی برگذار شد
هرچند، همان طور که یک شاهد ...شهادت داده که آن روز چه اتفاقی افتاده بود
پلیس تحقیقات خود را آغاز کرده است
ایستگاه پلیس گان گون سئول
...منظورم اینه
چرا شاهد فکر کرده که یه پرونده قتله؟
گفت که یه اسلحه آغشته به خون ...روی زمین بوده و
وقتی برگشته با اون آدمی که ...کنار هان جی یونگ بوده
ناپدید شده
یه اسلحه؟- ...پرونده به راحتی حل نمیشه-
...صحنه جرم هم از بین رفته و
حتی نمیتونیم شرکت رو بگردیم
اونقدر ارتفاعش زیاد نیست که آدم بمیره
ولی اگه هلش داده باشن و ضربه مغزی شده باشه واسه کشتنش کافی بوده
...اگه به قصد کشت هلش داده باشن
...مجرم به اندازه کافی زور داشته تا
...نتونه از خودش دفاع کنه
پس میتونه کار یه زن نباشه
تنها مردی که اون ساعت توی خونه بوده ...خدمتکار کیم سونگ ته بوده
...پارک جونگ دو، شوهر هان جین هی
اون شب تصادف ماشین کرده ...پس اونجا نبوده و
هان جین هو رفته بیمارستان بهش سر زده
اون عجیب ترین بخشه، نه؟
جشن نامزدی پسرش بوده ولی رفته شوهر خواهرش رو ببینه؟
...وسط جشن نامزدی گذاشته رفته
با پسرش خیلی رابطه خوبی نداره ...ولی خودش و شوهر خواهرش به هم نزدیکن
این چیزی بود که راهبه به من گفتن
...ما فقط باید یه نفرو پیدا کنیم
...اون یکی آدمی که کنار هان جی یونگ
روی زمین افتاده بود
...دو تا آدم از یه ارتفاع پرت شدن
ولی یکیشون مرده و یکیشون صحیح و سالم مونده؟
کسی که نجات پیدا کرده حتما باید رفته باشه بیمارستان
خانم ...دکتر کیم اینجان
چک آپتون امروزه
ممنون خانم کیونگ هی
اسمم رو یادشه؟
قسمت چهاردهم مبارزه در تاریکی
چهار روز قبل از قتل
قفل باز شد
قفل شد
...راحت 20 میلیون وون گیرت میاد
...ازت میخوام که
جی یونگ رو بکشی
شیفتمون هنوز تموم نشده اینجا چیکار میکنی؟
...خب
خیلی حالم خوب نیست
آقای هان چی؟ تا زیرزمین اسکورتشون کردی؟
!آره آیگو معدم
باشه
قفل باز شد
جی یونگ
بله پدر
...از امروز
...میخوام پدر واقعیت باشم
...میخوام جلوی مادرت قسم بخورم
...همیشه تو رو پسر واقعی خودم دونستم و
حالا میخوام وظیفهم رو ...به عنوان پدرت انجام بدم
...لطفا همه چی رو رها کن
...اگه کار اشتباهی کردی
معذرت خواهی کن و طلب بخشش کن توی افکارت و سبک زندگیت تغییر ایجاد کن
هنوز کلی زمان برات باقی مونده
به اندازه کافی برای شروع یه زندگی جدید جوون هستی
حالا که همه میخوان کمکت کنن باید برگردی
اینو به عنوان پدرت بهت میگم
بیخیال همه چیز شو
آب پاکی بگیر روی همه چیز
نمیتونم این کارو بکنم
حالتون خوبه؟
کجا هستیم؟
میتونی یه لطفی بهم بکنی؟
میتونی یه نسخه ای رو
به جای من بگیری؟
یه دوز قویشو بگیر
کشنده بودن دوز دارو مهم نیس
من دیگه میرم
تفریح هان جی یونگ
تماشا کردن مبارزهی دو به دوی مردا توی رینگ بوده
و اون مردا هم به خاطر پول باید همدیگه رو میزدن
برای همین این مرد فاصله ای با مرگ نداشت
مردی که انقدر کتکش زده
برادر بزرگشه
ولی برادر بزرگش
چند روز پیش کشته شد
چون میخواست راز هان جی یونگ رو
رسانه ای کنه
جی یونگ چهار چشمی دنبال این مرد میگشت
مادر اٍما
تصمیم بگیر
یا بهش بگی این مرد اینجاست و ...روی جنایتش سرپوش بذاری
...یا
متقاعدش کنی
به جنایاتش اعتراف کنه و خودشو تحویل بده
...اینو به عهده
خودت میذارم
...من و خانم سو هی سو
میخواستیم به هان جی یونگ یه فرصت بدیم
اون داشت به ته خط میرسید
و ما باید جلوشو میگرفتیم
چرا؟
...چون اون
پدر ها جون بود
ها جون
توی آمریکا فقط به خاطر اینکه بلد نیستی انگلیسی حرف بزنی احساس کوچیکی نکن
هیشکی از اول خوب نیس
ولی تو پسر منی
پس باید بهترین باشی
...بعد از اینکه
...به کارای مهم رسیدگی کردم
خیلی زود میام ببینمت
بابا
هوم؟
حتی وقتی اینجا نباشم مراقب خودت باش
باشه
بابا
دوست دارم
آخرین چیزی بود که ازش دیدم
...جی یونگ
باورش این بود که ها جون فقط متعلق به خودشه
احتمالا این تنها راهی بود که میتونست ها جون رو دوست داشته باشه
مادر اِما اینجا هستن
اومدم جی یونگ رو ببینم
جی یونگ؟
آهان بله
لطفا تا روباتو همراهیشون کن
...اگه از گناهامون توبه کنیم
مسیح ما رو میبخشه درسته؟
شرارت هیچ وقت توی این دنیا مجازات نمیشه
من اینو متوجه شدم
عدالت کیفری
به صورت تصادفی اجرا میشه
حتی گناهان هم پایانی دارن برادر
مسیح که هیچ گناهی مرتکب نشده بود برای نجات جون اون قاتل ظالم، بارباراس
به صلیب کشیده شد
مسیح اینجوری فکر میکنه
قبلا به جای همه گناهکاران مرد برای ما مرد
برای همین مطمئنم که
حتی اگه گناهی مرتکب بشم منو میبخشه
درسته همینطوره
اما مجازاتت هم میکنه
اگه از قصد گناهی مرتکب بشی
بخشیده نمیشی
حتی اگه گناهکار فرشته هم باشه
خداوند در انداختنش توی جهنم تردید نمیکنه
... و تا روز حساب توی تاریکی
باقی میمونن
این عادلانه نیس
No comments yet. Be the first to leave one.