أول 200 سطر.
روزی روزگاری، در یک روز زیبای روستایی
،پرندهها آواز نمیخوندن ماهیها نمیپریدن
و هیچ خرگوش بازیگوشی هم پیداش نبود
چون همه دورهم جمع شده بودند تا برای دو نفر خاص جشن بگیرن
جشنی که فقط میشد توی کتابهای داستان دیدنش
به خودم قول دادم که گریه نکنم
خب، قول احمقانهای دادی
سلام
سلام
سلام
خوشاومدین، دوستان
امروز اینجا جمع شدیم تا در مراسم مقدس ازدواج بی و توماس شرکت کنیم
خوب داری باهاش کنار میای
مَرد خوبیه باعث شادی و سعادتش میشه
و همچنین روز مخصوصی برای خانوادهشونه، خرگوشهای دوستداشتنی
دشمن سابقت اومده که بمونه
نقاط مشترکی پیدا کردیم
قراره سرپرستمون بشه
نه بابا، فقط یه چیز کوچیک بین خودشونه
اگه شخصیت قدیمیت بود، تا الان از کوره در رفته بود
عوض شدم، پسرعمو - ...از والدین جدید استقبال کنن -
یه نارنجک دستی ضامنش کشیده شده و در انتظار منفجر شدنه
دیگه نه - یک پدر، اگر مایل باشی -
پدر؟
پدر
تو پدر من نیستی
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
»» تــرجــمــه: سیروس فخری «« :.:.: Hitm@n :.:.:
هرگزم هم پدرم نخواهی شد
و همه زیرشلواریت رو دارن میبینن
پیتر پیتر
پیتر
پیتر، انگشتر - چی...؟ -
درسته درسته
کجا گذاشتمش؟ اینجاس؟
یا نکنه...؟ نه، اینجا بود؟
...وایسا، گذاشته بودمش
همیشه آخرین جاییه که میگردی
تو که فقط دوتا جیب داری
حالا میتونی داماد رو ببوسی
چیه؟
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ - دلمون واستون تنگ میشه -
اینطوری شد که بی و آقای مکگروگر ازدواج کردن
و به ماهعسلشون رفتن
در ويندرمير اوضاع از این آرومتر نمیتونست باشه
...تا اینکه، مدتی بعد
فقط کافیه اینو دربیاری
دیدی؟
حالا تو امتحان کن
پدر، همون پیتر خرگوشه توی کتابه
آی بدم میاد که کتاب رو با من میشناسن
ولی هر داستانی فقط یه آدم خوب ...میتونه داشته باشه، پس
پیتر پدر نداره
توی کیک گذاشته بودنش واسه همین بدجنسه
چی؟
و اونام فلاپسی، ماپسی و کاتنتیل هستن
فلاپسی منم - ماپسی هم اسم منه -
منم همون قهرمان هستم، ولی بدجنس نیستم
این بچه اصلا کتاب رو خونده؟ - خودت کتاب رو خوندی؟ -
سرم بهشدت شلوغه
گذاشتمش واسه تابستون بخونم
شما نویسنده هستین؟
هنوز دارم به اینکه مردم اینطوری صدام بزنن، عادت میکنم
درواقع داستان مال خرگوشه من فقط مکتوبش کردم
ایشون شوهرم هستن، ناشر کتاب
من بودم «ناشر» نمیگفتم
...من فقط
من فقط حروفچینی کردم
اتاق غذاخوریمون رو به چاپخونه تبدیل کردم
واسه بخشهای سنگی و اینا از پنج پالت رنگی استفاده کردم
که البته برای باغ یه رنگ دیگه لازم بود
...چون باید خیلی سبزتر باشه - دیگه همهی اسرارت رو فاش نکن، عزیزم -
خوب، خارقالعادهاس خرگوشها رو با عشق زیادی رنگآمیزی کردی
خوب، واسه خانواده ما مثل آبخوردنه
ممنون برای اهداییتون مستقیما برای حفظ زمینهای خرگوشها استفاده میشه
مرسی
خدانگهدار
عصربخیر، به هردوتون تبریک میگم
مرسی، مویرا - اوه، پُستچی اومد -
ببینیم کی نامه رو میاره
سینه، پا، سینه
گوش، دُم
ایول
چطور همیشه اون برنده میشه؟
چون خودش بازی رو ابداع کرده
پیتر؟ خودتی؟ - جانی؟ -
بیرون از لندن چیکار میکنی؟
اومدیم یه پنیری رو امتحان کنیم
درباره عروسی شنیدم. هنوز بچهدار نشدن؟ - فقط یه ماه از عروسی گذشته -
من و همسرم ماه اول 15 تا بچه آوردیم
این اولین روزیه که ازشون دور هستم و وای، عجب آرامشی داره
اگه بهت بگم دلم واسشون تنگ نشده، دروغ گفتم
همش دارم ازشون حرف میزنم
اوخی، چه بانمکن
ولی بچهای در کار نیست، ما خانوادهشون هستیم
تا اینکه برعکس بشه
راستی، بابت کتاب هم تبریک میگم
بچههام بیشک عاشقش شدن
اوه، موضوع درباره من نیست
فقط خوشحالم که بچهها میتونن درباره یه آدم نمونه مثل من بخونن
پیتر
وای خدا، پنیرم
خوب، موفقباشی
مطمئنم فقط یه اتفاق بود
اتفاقی در کار نیست
کارش همینه
هیچوقت رفتارش درست نیست
اون دوستت داره، به حرفاش گوش نده
مشکل دقیقا همینه، به حرفم گوش نمیده
جلوش اینطوری نگو، باشه؟
اون که نمیفهمه من چی میگم، درسته؟
...نه، ولی بازم
پس اگه حرفام رو متوجه نمیشه
اونوقت چرا نمیتونم هرچی عشقم کشید رو به زبون بیارم؟
یه حرف خوب بزن. عذرخواهی کن یه حرف قشنگ بهش بگو. همین الان! بگو دیگه
خیلی متاسفم - با صدای بلند -
متاسفم، پیتر ...من دوستت دارم همونطوری که یک آدم بالغ
یه خرگوش رو دوست داره - مرسی -
خیلی خوب ازپسش براومدی، پیتر
توبه کرد، پوزش خواست و حتی کمی پشیمان شد
عذر میخوام، چی؟
وقتی حس کنم سوءبرداشت شده، اینارو به گوشم میزنم
اوه، بیخیال پیتر بعضیوقتا باید با واقعیت رو در رو شد
اینم واسه زمانیه که حس کنم همه علیه من شدن
همیشه پیازداغشو زیاد میکنی
شرمنده، چی؟
این چیه؟
انتشارات بازیل جونز
توی هرودز کل قفسه کتابهاشون رو منتقل کردیم
آخرین جایی بود که قبل ازدواج ازش استعفاء دادم
منظورت اخراج شدن و حذف از کتابفروشیه دیگه
فرقی نداشت
از طرف خود نایجل بازیل جونزه
میخواد کتاب من رو منتشر کنه
نه
،توی هر کتابفروشی قرار داده میشه تبلیغ و به چند زبان ترجمه میشه
خارقالعادهاس
بی، موفق شدی خودشه. داره اتفاق میافته
یه قولی بهم بدید. وقتی این کتاب به موفقیت بزرگی رسید بازم باهام خاکی رفتار کنین
کتاب دربارهی همهی ماست
مرسی. از الان شروع کردی
دینک
چرا همیشه کارهای منو تقلید میکنی؟
باشه. یه کار متفاوت میکنم
متاسفم
کسی گرسنشه؟ - آره. دارم هلاک میشم -
بسپارش به خودم
خوب، یه گاز بزن و بده نفر بعدی
صبر میکنم برسیم خونه تا غذای فاسد نشده بخورم
آره - منم همچنین -
خوب، افاده بگیرین
نفهمیده بودم با چندتا خرگوش پرافاده همراهم
بریم نهار بخوریم - آره -
و رفتن
درست از جایی که یه زمانی درب بود
خوش بهحالشون
اونا نقشی در کاشت و هرس کردن و آبیاری دارن؟
نه، ندارن ولی اونا قبلتر از من اینجا بودن - دقیقا -
و تو هنوز گوجهفرنگیهاتو داری
گوجهفرنگیهام
هیچوقت فکر نمیکردم یه مَرد شهری اینقدر عاشق باغبونی باشه
تازه شنیدم میخواد خودش اونا رو توی بازار بفروشه
زیادی مرطوبه برم سشوار رو بیارم
دیگه وقتش بود یه سرگرمی داشته باشه
فقط اُمیدوارم اونم اندازه من در کارش موفق باشه
و کار تو چیه؟
قضاوت و نظر دادن
سر موهاش چه بلایی اومده؟
صبر کن! تو دیگه نباید سعی کنی منو بخوری
یادته؟ قدمت در تمام اینجا روی چشمه
درسته، درسته،، درسته هنوز دارم بهش عادت میکنم
فقط انرژی زیادی توی وجودمه
فکر کنم بخاطر این رژیم جدید گیاهیه که دیگه نباید دنبال تو بیفتم
...فقط اینطوری میشم
تاحالا قدمزنی آهسته رو امتحان کردی؟
قدمزنی آهسته دیگه چیه؟
یعنی یجوری بدوی که حیوون جلوییت از ترس سکته نزنه
بنظرت جواب میده؟ - دعا میکنم جواب بده -
نوش جونتون، عزیزام
هی
باورم نمیشه ممکنه واقعا به یک کتاب درست حسابی تبدیل بشه
من جواب میدم
ممکنه ناشر باشه
پیتر، میدونی که اجازه نداری به اینا دست بزنی
خدایش رفتار بچههام خیلی بهتر از اینا میشه
سلام؟
دلم واست تنگ شده، پدر
هیچکس منو مثل تو درک نمیکنه
بی، بی. خودشه. ناشره
سلام
بله، خودمم
نه! تامی
اونا مال آقای مکگروگر هستن
ولی تو که همیشه خدا ازش دزدی میکردی
الان دیگه باغ رو باهم استفاده میکنیم
آهان، بخاطر اینکه با زنه ازدواج کرده دیگه هرچی بگه، گوش میکنی؟
نه، ربطی به اون نداره
...خوب، یجورایی درست میگی، فقط
No comments yet. Be the first to leave one.