أول 200 سطر.
یه لایک گرفتم
جوابش رو دادی؟
نه ، اما منم میخوام سریعاً لایک کنم
ما یازده روز و یازده شب هست که داریم صحبت میکنیم
نمیتونی چند ساعت دیگه صبر کنی تا منو ببینی؟
از زمانی که عکست رو توی برنامه دیدم هیجانزدهتر از اونی هستم که بتونم صبر کنم
حق داری
پس فکر میکنم بالاخره همدیگر رو امروز میبینیم ، مگه نه؟
لباس انتخاب کردی؟
نه هنوز
تو خودت انتخاب کردی؟
هر دو برهنه
اگه بتونم به روش خودم انجامش بدم
بهت هشدار داده بودم من یه عاشق ناامید هستم کسی که به عشق اعتقاد داره با توجه به) (اینکه ممکنه در گذشتهاش شکست عشقی خورده
تو راه بیمارستانی؟
نهبابا . رسیدم
فقط نگو که یه وضعیت اضطراری داشتی
یا اینکه یه شیفت اضافی برداشتی چون میدونم زندگی پرستارها چطوریه
نه ، نه ، نه
امشب ، من و تو ، ساعت یازده ، همدیگر رو میبینیم
قول میدم ، باشه؟
کامیلا؟
فرناندو؟
باورم نمیشه
تو گولم زدی
یه حسابکاربری جعلی ساخته بودی
نه
آره - نه ، نه ، نه . من عین همون عکسام هستم -
نه ، این واقعیت نداره - چرا ، داره -
نه
توی برنامه به نظر زیبا میومدی
اما در واقعیت ، تو یه فرشتهای
« حسابکاربری جعلی »
تو از من خوشت نمیاد
همینه ، درسته؟
خیلیخب ، من میرم - هی ، شش ، بمون -
تو خیلی مغروری چون میدونی که خوشگلی
نه ، نه ، نه - چرا هستی -
فقط اینجوری داره پیش میره
این اولین بار نیست
و من قرار نیست بمیرم چون یه خانم بهم نه گفته
اه ، باشه
فکر کنم این اولین بار هست که یه پرستار خوشگل داره من رو توی شهر وگاس رد میکنه
هی ، این رد کردن نیست - خیلیخب -
من فقط میخوام بگم که تو خیلی متفاوت به نظر میرسی
و نتونستم تو رو از روی عکست توی تیندر تشخیص بدم
همین
اما چرا؟ اون عکسها واقعی هستند
آره ، میدونم اما عکسهای حسابکاربریت مال خیلی وقت پیش هستند
توی برنامه خوب به نظر میرسی
...اما در واقعیت
خب ، خیلی بهتر به نظر میرسی
اوه ، پس تو داری جمله خودم رو میگی؟
بله گفتم
باورم نمیشه که هر دوی ما اینجا هستیم صحبت میکنیم
و احساس میکنم که همدیگر رو خیلی وقته میشناسیم
اگر چه هنوز چیزی هست
...که بهت نگفتم
این بهترین بخش آشنایی با شماست
ملاقت رودررو با یک نفر
الان قراره درمورد همدیگه یاد بگیریم
باورم نمیشه که تو هنوز مجردی
تو زیباترین زن توی شهر وگاس هستی و حتی دوستپسر هم نداری
پس شاید سرنوشت ما رو پیش هم آورده ، مگه نه؟
شاید
سوئیت اون گوشه هتل رو میبینی؟
اون جاییه که من زندگی میکنم
خب پیشنهادت چیه؟
هیچی
فقط میگم که اگه با من بیای
بهت قول میدم که این شب رو تا ابد یادت بمونه
"مترجم : "قصیری @Ghasiry_sub
"مترجم : "قصیری @Ghasiry_sub
« میلِنکا : تمرین میای؟ »
« شماره ناشناس : 25 تماس بیپاسخ »
گندش بزنن
اوه ، خیلیخب
هی
کجا داری میری؟ - معذرت میخوام ، باید برم -
نه ، نه ، نه - آره ، من باید بر...نه -
خیلیخب ، تلفنهاتون رو بذارین اونطرف لطفاً بیاین ساکت باشیم و نرمش کنیم
اون اهل کلمبیا هست ، جراح پلاستیکـه و در کارتاخِنا زندگی میکنه
پس اون یه جراحـه؟
خوبه! این یعنی اینکه اون یه میلیونره
اهمیتی در اون مورد نمیدم
چه پول داشته باشه یا نه
...بههرحال ، منظورم اینه رابطه ما
خاصه
و هیچوقت فکرش هم نمیکردم یه همچین مردی رو توی برنامه دوستیابی ببینم
خیلی عجیب نیست؟
همینجور حرف بزن ولی تو هنوز به ما مهمترین چیز رو نگفتی
باهاش سکس کردی؟
مدتی بود این حس رو نداشتم
این حرف رو میلیونها بار شنیدم
جدی میگم ، حاضرم قسم بخورم - آره ، باشه بجنب -
فقط اینکه کامیلا فرق داره
کامیلا مثل یه رویا میمونه
...کامیلا - تو باهاش سکس کردی -
...باید میدیدیش ، اون
چیزی که ما داریم...جادوییـه
آتشینه ، علاقه شدید
ما روی زمین رقص بودیم انگار هیچکس نبود
انگار اون رو خیلی وقته میشناسم
اون خوشتیپ ، بااستعداد ، کاریزماتیکـه
پر از هیجان ، اون یه ماشینـه - واااای -
یه پرستار
اون بامزه ، باهوش و ورزشکاره
...پسر ، اون بدن
و باید اعتراف کنم که اون اولین مردی هست که باعث شده ارضا بشم
چی؟
یه ارضا شدن واقعی
یه واقعیش ، میفهمی منظورمو؟ - واقعاً؟ -
باور نکن ولی این بهترین سکسی بود که داشتم
این چیزیه که من بهش میگم جاذبهی جنسی
نمیدونم چیکار کرده ولی منو دیوونه کرده
اون زن بدنش رو به راحتی تکون میده
و تمام چیزی که میخوام اینه که یکبار دیگه بغلش کنم
...نمیدونم چندبار ارضا شدی
شش!
اما واقعیت اینه که تو لایق همه اونها هستی
آره ، مخصوصاً بعد از اون همه رنجی که از اون جامعهستیز وینسنت کشیدی
قیافهت رو اینجوری نکن
بعضیوقتها لازمه که اشتباهات خودت رو به یاد بیاری
تا از دوباره انجام دادنشون دوری کنی
اینطوری من دوست دارم ، همیشه در حال لبخند زدن
اه ، از من دور شو
اه ، معذرت میخوام
دو دقیقه لطفاً
واکنشش چی بود وقتی بهش گفتی کجا کار میکنی؟
...تو دروغ گفتی
بهش گفتم من پرستارم
اوه خدای من
" کارتاخِنا ، کلمبیا "
...فقط میخواستم بهت بگم که
دارم حس میکنم که رابطه ما خاصه
تمام چیزی که میخوام اینه که همین الان ببینمت . ببوسمت
بغلت کنم
« پیام به فرناندو : منم میخوام با تو باشم »
هی
ولم کن ، بهش گفتم که اینکار رو نکنه
ما یک ماهه باهم هستیم
زمان سریع میگذره ، خونهای؟ برات یه غافلگیری دارم
...این عوضی
این کار رو نکن ، فقط وایسا
مشکلی نیست ، فرانک ، مشکلی نیست
مشکلت چیه ، وینسنت؟
کامیلا ، گوش کن ، فقط میخوام حرف بزنم - هی! برو عقب ، عوضی -
وارد این قضیه نشو - مشکلی نیست ، دارمش -
میدونی که من یه حکم محدودیت برعلیه تو دارم
اگه راحتم نذاری زنگ میزنم به پلیس
اینکار رو با من نکن - بسه -
گوش کن ، اینطوری منو ول نکن - هی -
برگرد عقب ، عوضی - ...در غیراینصورت ، مجبورم -
که چی ، عوضی؟
میخوای چیکار کنی؟
میخوای منو دوباره بزنی؟
بفرستی منو بیمارستان؟
میخوای چه گوهی بخوری؟ - بیخیال ، کامیلا ، بیا بریم -
گاییدمت - مراقب باشید -
میدونی چیه؟ - نگران نباش -
یه روزی یه نفر قلبت رو میشکنه همونطوری که قلب منو شکستی
و اون روز
من خوشحالترین مرد روی زمین میشم ، میشنوی؟
یهکم استراحت کن ، باشه؟ - ممنون -
ممنون ، فرانک - خواهش میکنم ، شب خوبی داشته باشید -
و از اون مرد دور بمون ، باشه؟ - میدونم -
خدافظ - خدافظ -
کامیلا؟
حالت چطوره؟
خوبم ولی اینجا چیکار میکنی؟
خیلی دیروقته ، نه؟
نمیتونم از فکر کردن به تو دست بردارم
چرا با من نمیای؟
کجا؟
فرناندو
یه چیزی هست که میخوام بهت بگم چیزی که تو نمیدونی
اما میخوام بدونی
چیه؟
...همهش با یه دروغ ساده شروع میشه و حالا
مثل یه نوجوون عاشقت شدم
اما میخوام درمورد شغلم بهت بگم
من توی بیمارستان کار نمیکنم
نمیکنی؟
پرستار نیستی؟ پس چی؟
وکیلی؟
ورزشکار؟
چی؟
من در کلوپ "لب طلایی" میرقصم
میدونی کجارو میگم؟
تو در «لب طلایی» میرقصی
آره
میدونم کجاست
شنیدم درموردش
میگن که یکی از بهترین کلوپها در وگاس هست ، درسته؟
رقصیدن شغل منه
اما مهمتر از همه ، این علاقه منه
من از چهارشنبه تا شنبه اونجا کار میکنم
من رقص میله نمیرم
و هیچوقت هم با یه مشتری نمیخوابم
فقط برای اینکه صادق باشم
No comments yet. Be the first to leave one.