Black Narcissus

Black Narcissus

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

black narcissus1974
تعليق من dave30
فقط آپلود داود-ر

الوسوم

other
نشرت في: 2020-12-19
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

نرگسِ سياه

سيتا"، برو به خواهر "کِلودا" بگو" .ميخوام باهاش حرف بزنم

...بنابراين...

...ايکس برابر پنج ميشه

...يا...

،مادر روحاني ميخوان با شما صحبت کنن ."خواهر "کِلودا

!"جوياه"

.درس رو ادامه بده

،"خواهر "کِلودا

.ما بايد در "موپو" برنامه هامون رو پيش ببريم

."بهش ميگن "سَنت فِيس

."سَنت فِيس"

.و تو براي مديريت "سنت فِيس" انتصاب شدي

من، مادر روحاني؟

.تو

.تو جوان ترين مدير در انجمن دينيِ ما خواهي بود

.مرسي، مادر روحاني

.نماينده ي "موپو" يه مردِ انگليسي هست

.بنظر مرد سر سختي مياد

.کمک زيادي بهت نخواهد کرد

،بانويِ عزيز

.اسم من "دين" هست

من نماينده ي ژنرال "تودا رِي" در "موپو" هستم .و دراين مقام اين رو براي شما مينويسم

ميدونم که ژنرال به شما کاخ قديمي در "موپو" رو پيشنهاد داده

تا يک مدرسه و يک درمانگاه .براي بومي ها درست کنين

.اين اولين بار نيست که اون چنين ايده اي داشته

اون از من خواست تا بهتون در باره ي .اين محل و مردمش به شما بگم

اينجا مکانِ راحتي نيست .و منطقه ي دور افتاده ايه

ابتدا، شما بايد به شهر "دارجيلينگ" برين

و بعدش من بايد براي شما اسب و بارکِش .براي بُردنتون به تپه پيدا کنم

.موپو" در ارتفاع هشت هزار پايي قرار داره

.ارتفاعِ رشته کوهِش تقريبا به اندازه ي قله ي اورست هست

.مردم به مرتفع ترين نقطه ي کوه "نانگا دِيوي" ميگن

."يعني "الهه ي عريان

،من در دره دور از جريانِ وزشِ باد زندگي ميکنم .همونطور که ژنرال و بقيه مردم هم اونجا زندگي ميکنن

.کاخِ "موپو" در جريانِ وزشِ باد بر روي کوه قرار داره

اين توسطِ پدرِ ژنرال .براي اقامتِ همسرش در اونجا ساخته شد

،بهش ميگن کاخ

اما ميتوان گفت که يه تفاوت کوچيک بين .ايده ي شما و ژنرال در موردِ کاخ وجود داشته باشه

.بهرحال، هميني که هست

،مردم اينجا هم مثل همه ي روستاييانِ کوهستان هستن .ساده و مستقل

کار ميکنن چون بايست کار کنن لبخند ميزنن چون ميخوان لبخند بزنن .و از هيچ کسي انتظاري ندارن

.مردها مرد هستن .نه بهتر يا بدتر از هرجايِ ديگه

،زنها زن هستن

.بچه ها، بچه

،بالا در کوهستان، بالايِ کاخ ،ما مرد قديسمون رو داريم

،اون اونجا ميشينه، در کلّ ِ روز .در گرما و سرما

همه ي مردم خيلي بهش افتخار ميکنن .و براش غذا و هدايايِ کوچک ميبرن

،باد هفت روزِ هفته در کاخ جريان داره

،پس اگه بايد بياين .لباسهاي گرم با خودتون بيارين

،هيچکس براي مدت طولاني اونجا زندگي نکرده ،"بجز "آنگو آياه

که هميشه اونجا بوده .و بعنوان يه سرايدار کار ميکنه

بعنوان يه سرايدار، اون کمي ناتوانِ، اما اون .با وفاست، با تجربه هست و مناسبِ اون مکان

،تنهايي اونجا زندگي ميکنه

.با ارواحِ دورانِ قديم

!"آياه"! "آياه"

!"آياه"

!"آياه"! "آياه"

.اون آقايِ "دين" هست - .اهميت ندين آقايِ "دين"ِ. اون ما رو پيدا ميکنه -

،"حالا گوش کن "آياه

چندتا خانم دعوت کردم .که اينجا در منزلِ بانوان اقامت کنن

خانم ها؟

!اوه، مثل گذشته ها ميشه

.يه خُرده هم شبيهِ گذشته ها نميشه

.اونها بهيچ وجه از اون جور خانم ها نيستن

.پس قرار نيست بهشون خوش بگذره - .اونها براي خوشگذروني نميان -

.اونها راهبه هستن

ميدوني راهبه چيه؟

اونها تمامِ روز رو مثلِ راهب هايي .که سالِ قبل دعوت کرده بودين عبادت ميکنين

دارم اين خونه رو بهشون ميدم .تا براي مردم مدرسه و بيمارستان درست کنن

.اما ميدونين اينجا هيچکس مدرسه نميخواد

.و مطمئن هستم بيمارستان هم نميخوان

چطور ميدونن که چي ميخوان قبل از اينکه امتحانش کنن؟

.مردم همه نوع بيماري اي دارن

...اونها بيماري عفونتِ قارچي دارن - .براشون مهم نيست که بيماري عفونتِ قارچي دارن -

.پس بايد براشون مهم بشه و همه ي اينها رايگانِ

.دفعه ي قبل هم رايگان بود و هيچکس نيومد

.اين دفعه ميان

آقايِ "دين"! ميري استقبالِشون .و هرکاري که خواستن رو براشون انجام ميدين

.تو هم همينطور. براشون خدمتکار استخدام کن

شما دوتا مواظبشون خواهيد بود .تا وقتي که بتونن از خودشون مواظبت کنن

چي ميخورن؟ چه ميدونم که راهبه ها چي ميخورن؟

.اين رو يادم مياد

اون صندوق رو ميبيني؟

!سوسيس

.اونها سوسيس خواهند خورد

.اروپايي ها هرجا که ميرن سوسيس ميخورن

اونها وقتي رسيدن سوسيس ميخورن .تا وقتي که بتونن به آشپز بگن چه چيزِ ديگه ميخوان بخورن

،"حالا يادت باشه، "آياه .اگه مشکلي درست کني، بدبخت خواهي شد

!الان بدبخت هستم

!يه صومعه در اين خونه

تو چي فکر ميکني؟

.برادرها فقط پنج ماه موندن

.احتمالاً خواهرها هم زياد نميمونن

.خونه در ارتفاعِ نه هزار پايي هست

.خيلي سردِ، اما هوا خوبه

ژنرال "تودا رِي" کسي هست که ما رو به "موپو" دعوت کرده .به ما قول داده هر کمکي ميکنه

اون يه کم ترسيد، وقتي فهميد که .محدود به نظرهايِ سالانه هستيم

.من اين قانون رو براش توضيح دادم - .بله، مادر روحاني -

برايِ بيش از يک قرن، خدمتِ داوطلبانه .يک افتخار براي انجمنِ دينيِ ماست

.و توانايي ِ بزرگمون

.دقيقاً

.اون الان ميفهمه

چيزي هست که بخواي بپرسي؟ - کي رو قراره با خودم ببرم؟ -

.يادت باشه، جامعه کلاسِ دخترونه نيست

.اداره کردنِ خواهرها آسون نخواهد بود

.يا تحت تأثير قرار دادنشون

...حالا، بزار ببينم

.من خواهر "برايني" رو بهت ميدم

.تو به تواناييِ اون احتياج داري

.مرسي مادر روحاني

.خواهر "فيليپا" برايِ باغچه

..."خواهر "بلانچ - ."خواهر "بلانچ -

ميدوني بقيه چي صداش ميکنن؟

."خواهر "عسل - ."آره، "عسل -

.فکر ميکنم به خواهر "عسل" نياز پيدا کني

.اون مردمي هست و تو احتياج داري که مردمي باشي

."و خواهر "روث - .اما خواهر "روث" مريض هست -

.اين دليلي هست که ميخوام بره

،من رو ببخشين که اين رو ميگم ...مادر روحاني، اما

آيا فکر ميکنين که هدف ما و اون يکي هست؟

.آره، اون يه دردسرِ

.ميترسم که براي تو هم دردسر باشه

.در يه اجتماعِ کوچکتر، شايد اون بهتر بشه

.بهش مسئوليت بدين، خواهر

.اون به شدت به دنبالِ اعتبار هست

فکر ميکنين اين چيزِ خوبيه .که اجازه بديم احساس کنه مهم هست

.مقداري از اعتبارِ خودت رو بهش ببخش

.اگه ميتوني

مادر، آيا شما ناراحت هستين که من براي اداره ي "سَنت فِيس" انتصاب شدم؟

.آره

.فکر نميکنم آماده ي اين باشي

.و فکر ميکنم که تنها خواهي بود

.هيچوقت فراموش نکن که ما مأموريم و معذور

سخت براشون کار کن

،و يادت باشه .رئيسِ همه خادمِ همه هست

.درک ميکنم

.اين يه ايده ي خيلي خوب بود

،يه چيز در موردِشون .اونها زمان رو خوب نگه ميدارن

!برين

اوه، عزيزم. تمامِ باغچه بيش از حد گياه داره .نميدونم از کجا شروع کنم

لطفاً بياين و به من در جواب دادن .به سوالهايِ "لِمِني"ِ چاق کمک کنين

خواهر "برايني"؟ .آياه"، تو بايد اساميِ درست ما رو ياد بگيري"

.بهرحال، هنوز بيماري نيومده - نيومدن؟ -

.يه دوازده نفري منتظر هستن .و هر دقيقه به تعدادشون اضافه ميشه

!آه

حالا، بهشون بگو برن بيرون .و بيا به من در بيرون کردن اونهايي که موندن کمک کن

خواهر "بِلانچ"، اين دخترها .در مدرسه ي تور دوزيِ شما کار ميکنن. اونها رو ژنرال فرستاده

قشنگ نيستن؟

.اوه، اما خواهر، شما بايد بچه ها رو ميديدين .کلاسِ درس ازشون پر شده

.کوچيکهاشون خيلي بانمک هستن .بعضي هاشون به سختي ميتونن راه برن

.جوزِف آنتوني" داره مياد" - .آياه"، تو بايد قبل از ورود در بزني" -

جوزِف آنتوني" کيه؟" - جوزِف آنتوني" کيه؟" -

.اون پسرِ آشپزِ ژنرال هست .قراره مترجمِ شما بشه. انگليسي صحبت ميکنه

.بيا داخل

ژنرال تو رو فرستاده؟

.بله، خانم - .اون خانم نيست. خواهر هست -

."بگو، بله "لِمِنِي

."بله "لِمِنِي

،من صندوق و رختخوابم رو بيرون گذاشتم .چون بايد اينجا با شما زندگي کنم

اووه؟

آيا دوست دارين که صندوق و رختخوابِ من رو ببينين، خانم... خواهر... "لِمِنِي"؟

.نميخواي ببينيشون خاله؟ اونها تازه هستن

چند سالته؟ - .شش تا يازده ساله -

چي گفتي؟ - .ميتونم بخاطر بيارم زمانيکه شش ساله بودم -

.اما پدر و مادرم يازده سال قبل باهم ازدواج کردن

.پس احتمالاً ممکنه حدوداي ده سال داشته باشم

.خواهر، کلاسِ درس لبريز از بچه ها شده

.ما هيچ بسته اي رو باز نکرديم .هيچکس زبان ما رو نميفهمه

.تعدادشون زياد هست و بو ميدن

.نميدونم باهاشون چيکار کنم

.چرا بهشون نميگي که بعداً بيان .با بعضي از بزرگترهاشون شروع کن

."اونها بيرون نميرن، "لِمِنِي - اوه، چرا نميرن؟ -

به اونها پول داده شده که بيان .و بنابراين نميتونن برن بيرون

پول داده شده؟

خواهر، دفتردارِ ژنرال دستور دادن .به هرکس که به درمانگاهِ ما بياد پول بدن

.پس، البته، همه ي اونها از خداشونِ که بيان

...ببخشيد خواهر، ميتونم يه پيشنهاد بدم - آره، خواهر؟ -

مايه ي شرمساري نيست که بچه ها رو بيرون کنيم؟

.بهشون پول داده شده که بيان - .اما اگه اين دفعه خوششون بياد، ممکن هست دوباره بيان -

چيکار ميتوني باهاشون بکني؟ .بنظر من خيلي کند ذهن هستن

.نميتونن يه کلمه هندي يا انگليسي صحبت کنن

.جوزِف" ميتونه"

تو به ما کمک ميکني، نه، "جوزِف"؟

.برادرها تخته سياه رو تو کلاس جا گذاشتن

.با گچ رنگي روي تخته شکل ميکشم

و اونها اسم شکل ها رو ميگن .و من اسم انگليسيش رو بهشون ميگم

ميتونم اسم و سنشون رو بگيرم .و نام نويسيشون کنم

.تو به سختي ميتوني اسم اين رو درس بزاري

.ميتوني اين رو يه ايده ي خيلي معقول صدا کني

."مرسي خواهر "بلانچ

گمان کنم بدونين من کي هستم؟

.شما بايد آقايِ "دين" باشين

.همينطوره

.و شما بايد خواهري که مديره باشيد

.چه پرهايِ نادري آيا همه ي اينها مالِ پرنده هايي هستن که شکار کردين؟

.من به پرنده ها تير نميزنم

وقتي به چيزي تير بزني، پاره ميشه، نه؟

.من نماينده ي ژنرال هستم .ايشون ورودِ شما به "موپو" رو خوش آمد گفتن

.فهميدم که ميخواستين من رو ببينين

More Farsi Persian subtitles for Black Narcissus

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left